هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

از کار انداختن زرهپوش آبپاش

برای مبارزات بهمن سبز آمده شویم!

دفاع از خود در برابر خشونت، خشونت‌‌ نیست بلکه مهار خشونت است!

زره‌پوش های چینی در خیابانهای تهران،قابلیت مانور ندارند:

http://sabzgol.blogspot.com/2010/01/blog-post_5002.html

________________________________________________________________

  • رژیم کودتا و گماشتگان ولایت فقیه، میلیون ها دلار از پول مردم ایران را برای سرکوبی همین مردم به چین کمونیست دادند  تا زرهپوش های آبپاش ضد شورش تحویل بگیرند. اما با ابتکار یکی از سبزهای هوشمند،  این زرهپوش های گران قیمت  را میتوان با چند تخم مرغ آکنده از رنگ و چسب، زمین گیر کرد!

  • تخم مرغ خاصيت چسبندگي دارد- با شكستن تخم مرغ در اثر برخورد با توري فلزي محتوياتش به سمت شيشه ميره و برف پاك كن قادر به پاك كردن آن نيست.

راهکاري براي از کار انداختن ماشين هاي ضد شورش جديد


چگونه این ماشین های آبپاش پلیس را از کار بیندازیم؟
من به این موضوع خیلی فکر کردم. اولا باید بدانیم که این کار شدنی است. شکل زير ماشین آبپاشی را نشان می دهد که خدمه آن بیرون پریده اند و در حال فرار از ماشین هستند. جزییات بیشتری از این عکس در اختیار ندارم.

به نظرم کور کردن دید خدمه روش مناسبی است.

نزدیک شدن به ماشین به هیچ وجه توصیه نمی شود؛

خواهش می کنم نخندید؛ اما شاید استفاده از تخم مرغ رنگی موثر باشد. اگر بتوان توری محافظ شیشه جلوی ماشین را با پرتاب فراوان تخم مرغ های رنگی سبز کور کرد، آن وقت خدمه ناچار باید توری محافظ را مطابق شکل زير بالا بزنند، که در این حالت شیشه جلو بدون محافظ و در مقابل پرتاب سنگ آسیب پذیر می گردد:

به نظر می رسد که پرتاب اشیای آتش زا مثل کوکتل مولوتف بر این زره پوش کارگر نمی افتد؛

اما تصور می کنم که چرخ های جلوی ماشین در برابر پرتاب کوکتل مولوتوف از کنار آسیب پذیر باشد:

روش ساخت گلوله تخم مرغ رنگي (کوکتل مولوتف سبز!) در خانه:


ابزارهاي مورد نیاز:
- تخم‌مرغ (البته تخم اردک يا غاز به دليل محکم تر بودن جداره آن و احتمال شکستگي کمترش در حين حمل و نقل توصيه مي شود)،
- رنگ (ترجيحا رنگ روغني که به راحتي با آب پاک نشود)،
- چسب چوب برای چسبندگی بیشتر (نسبت ۱ به ۳ یا ۱ به ۴)،
- میخ بزرگ یا درفش یا تیر دارت یا …،
- سرنگ یا قیف کوچک،
- چسب نواری.دستور ساخت:
1- يک سوراخ کوچک روي تخم مرغ (يا تخم اردک يا غاز) درست کنید. زرده و سفيده تخم مرغ را خارج کنید برای آشپزی!

2- با سرنگ، رنگ روغن را درون تخم بریزید (پُرش نکنید).

3- حالا يک مقدار چسب چوب اضافه کنید (نسبت چسب چوب به رنگ: ۱ به ۳ یا ۱ به ۴)

4- بعدش محل سوراخ روي تخم را با چسب مُهر و مومش کنید.

5- کار تمام است! گلوله هاي رنگي شما يا به عبارتي کوکتل مولوتف هاي سبز شما آماده هستند.

http://arteshesabz.blogspot.com/2010/01/blog-post_7753.html

__________________________________________________________

مؤثرترین روش برای متوقف کردن زرهپوش، کور کردن دید راننده خودرو است!

  • این کار با استفاده از ایجاد دود وپرتاب کیسه های رنگ به روی شیشه خودرو امکانپذیر است. شیشه های کوچک سس به دلیلامکان پرتاب به فاصله های دورتر مناسبترند. نوع رنگ و تینر مورد استفاده بایداز نوعی باشد که چسبندگی لازم را داشته و در کوتاه ترین زمان ممکن خشک شود تابا برف پاک کن خودرو قابل رفع نباشد.

  • روش دیگر برای کور کردن راننده استفاده از توپ های شیشه ای محتوی رنگ وپرتاب آنها با کمک تیرکمان سنگ انداز است. به این ترتیب، دور از حلقه برد آبپاش و حتی خارج از تیررس تیراندازهای احتمالی خواهیم بود.

  • فرش کردن مسیر حرکت خودرو از میخهای سه سر به چرخهای دستگاه آسیب خواهدرساند. لاستیکهای خودرو از نوع تیوبلس می باشند و به محض فرو رفتن میخ در آنهاپنچر نخواهند شد، لیکن در صورت اصابت بیش از دو یا سه میخ به هر لاستیک، ظرف کمتر از پنج دقیقه، به علت کم بودن فاصله کف خودرو با زمین، خودرو قادر به ادامه حرکت نخواهد بود.

برگرفته از : ایران گلوبال

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-56136

_______________________________________

http://www.learnersdictionary.com/art/ld/slingshot.gif

تیر کمان

http://demokrasi-iran.blogspot.com/2010/02/blog-post.html

( نیروی بازدارنده) تیر کمان سنگ انداز: بعد از رنگ پاشیدن روی شیشه زره پوشها –

طرز ساخت:

۱- -یک تیوپ توپ
۲- -یک کمان  دو شاخ به شکل V ، از چوب  یا از فلز دست ساز
۳- -
یک تکه چرم (به عنوان خشاب سنگ اندازی) به اندازه  یک قلوه سنگ – که دو طرف آن را سوراخ کرده اید برای گذراندن نوار
۴- -از تیوپ، دو  نوار  2 در 25 ببرید-
۵- سر هر کدوم از نوارها را  از یک طرف به سوراخ چرم و از طرف دیگه به یکی از شاخ های کمان محکم ببنددید و روی دسته ( محل اتصال نوار ها  و شاخ کمان) و کل شاخ را  با تیوپ محکم بپوشانید

http://www.learnnc.org/lp/media/uploads/2007/12/slingshot.jpg

http://www.naselfdefense.com/images/Slingshot.jpg

01/31/2010 نوشته‌شده به دست | 02- راهكارهاي مقاومت | ۱ دیدگاه

۲۲ بهمن- به تهران بیایید!

- شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸

دعوت سبز برای ۲۲ بهمن سبز- از سراسر ایران به تهران بیایید !


پس از هفت ماه ایستادگی مردم، اینک که ولایت فقیه همه نیروهایش را برای تظاهرات ۲۲ بهمن، به تهران فراخوانده — نیروهای سبز!  از این تعطیلات  استفاده کنید و برای سرنگونی نظام ظلم به تهران بیایید!
نیروهای سبز شهرستان ها
هم، در این بهمن سبز، چنان به جنبش در می آیند تا نیروهای سرکوب را در شهرستان ها زمینگیر کنند!

۲۲ بهمن -آزادی خواهان  سراسر ایران از دریای خزر تا خلیج فارس را اشغال میکنند!

همان زمان که پایه های اقتصادی ولایت در حال فرو ریختن است … همان زمان که همه مردم جهان به ستایش جنبش آزادی خواهانه ایران برخاسته که یک تنه و با چنگ و دندان در براربر رژیمی فاشیستی ایستاده است … همان زمان، در این برهوت مرگباری که رهبر پرستان ولایت فقیه ساخته اند جوانه های پیر و جوان سبز میشوند و آماده  برای  ۲۲ بهمن…

همان زمان که صدای غرش انقلاب سبز ازافق شنیده میشود … همان زمان که حاکمان از ترس و وحشت آنچه در پیش است، به دست و پا افتاده اند و به هر چیزی متوسل میشوند تا این فروغ ایزدی را خاموش کنند و ریش خود را میسوزانند: از یک سو پیام های پنهانی برای سازش میفرستند و از یک سو، با بسیج همه گماشته های خود از سراسر کشور برای ۲۲ بهمن در تهران  لشکر کشی میکنند و همزمان، برای زهرچشم گرفتن از سبزها،  به اعدام جوانان میپردازند و  سگان هار خود را رها میکنند تا برای خون بیشتر له له بزنند … آری، درست در همین زمان، در جبهه سبز، کسانی که اقبال به ایشان روی آورده و خداوند، گوی توفیق و کرامتشان را  — به عنوان سران جنبش — به میدان افکنده ، باید به میدان در آیند …

وگرنه باردیگر، سکوت گورستانی استبداد بر این سرزمین حاکم میشود و تیغ ظالمان بالای سر همه آونگ میشود
سکوت و خموشی امروز ما یعنی فرداهای تاریک …

01/30/2010 نوشته‌شده به دست | 01- پيام‌هاي مقاومت, 02- راهكارهاي مقاومت | نوشتن دیدگاه

اعتراض موسوی و کروبی و ۲۲ بهمن

ديدار مهدی کروبی و ميرحسين موسوی:

اعتراض به اعدام محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور، درخواست رسيگی به وضعيت بازداشت شدگان

  • کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپيمايی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند .

- سحام نيوز

شنبه 10 بهمن 1388


مهدی کروبی و ميرحسين موسوی ديدار کردند. در اين ديدار موسوی و کروبی ضمن اعتراض به تداوم وضعيت موجود نسبت به احکامی که بدون رعايت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نيز ابراز تاسف کردند . آن ها سخنان احمد جنتی در نماز جمعه در تشويق قوه قضائيه به اعدام های بيش تر را مورد انتقاد قرار داده و گفتند: «اين جای بسی تاسف است که تريبون نماز جمعه به جايگاهی برای تشويق به خشونت گرايی و ترغيب مسئولان برای اعدام شهروندان تبديل شده است.» موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانيان سياسی و رفع توقيف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند. کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپيمايی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند.

کروبی و ميرحسين موسوی ضمن اعتراض به تداوم وضعيت موجود نسبت به احکامی که بدون رعايت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نيز ابراز تاسف کردند .

در اين ديدار که صبح شنبه در منزل مهدی کروبی برگزار شد، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسيدگی قانونی به وضعيت بازداشت شدگان اخير شدند . موسوی و کروبی با اشاره به پرونده کسانی که اعدام شدند گفتند : » به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جريان برگزاری انتخابات دستگير شده و پرونده آنها نيز ارتباطی با حوادث انتخابات اخير نداشته است و به گفته وکلايشان آنها تنها توانسته اند ديداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است . به نظر می رسد که چنين اقدامی برای ايجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپيمايی ۲۲ بهمن است .»
موسوی و کروبی تاکيد کردند :» بازداشت های گسترده فعالان سياسی ، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غيرقانونی است و اين در حالی است که روند اعتراف گيری از اين زندانيان نيز مغاير با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران می باشد . «
کروبی و موسوی با اشاره به خطبه های احمد جنتی در نماز جمعه اين هفته ضمن ابراز تاسف از بيان چنين مسائلی از زبان امام جمعه موقت تهران گفتند : «متاسفانه به جای آنکه از تريبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطيب نماز جمعه با توصيه به قوه قضائيه مبنی بر اينکه اگر در ۱۸ تير ضعف نشان نداده بوديد و دستگاه قضايی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد ، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغيب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند . و اين جای بسی تاسف است که تريبون نماز جمعه به جايگاهی برای تشويق به خشونت گرايی و ترغيب مسئولان برای اعدام شهروندان تبديل شده است . «
موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانيان سياسی و رفع توقيف مطبوعات ، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند و تاکيد کردند : «اکنون اکثريت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هيچ گونه واهمه ای در ميدان حضور دارند و خواست آنها نيز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گويا صدای اکثريت مردم شنيده نمی شود . » کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ايرات است دانستند و افزودند : » به نظر می رسد که در ميان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغيير ساختاری در نظام شکل گرفته است که اين تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد .»
کروبی و موسوی تاکيد کردند : «اکثريت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغييرات ساختاری در اصل نظام نيستند وليکن به نظر می رسد که حاکميت نسبت به همين صدای حق خواهی مردم نيز احساس خطر می کند در حاليکه شنيدن اين صدای اکثريت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است .»
گفتنی است کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپيمايی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند .

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099782.php

________________________________

یکشنبه 11 بهمن 1388


محکوميت اعدام و دعوت به راهپيمايی ۲۲ بهمن
۸۲ تن از چهره های سياسی، فرهنگی و حقوق بشری بيانيه ای در محکوميت حکم اعدام صادر کردند. آن ها در اين بيانيه ضمن اعتراض به اعدام اخير محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور حکومت ايران را به روی آوری به خشونت عريان متهم کرده نوشتند: «اگر دولت ايران گمان می کند که می تواند از طريق حکومت ترور و وحشت صدای آزاديخواهی و دموکراسی طلبی مردم ايران را خاموش سازد، بهتر است که به سرنوشت تمامی حاکمان ديکتاتور به ديده عبرت بنگرد، و ببيند که چگونه آن حاکمان خودکامه سرانجام جملگی در برابر مطالبات برحق مردم کشور خويش سر تسليم فرود آوردند.» امضا کنندگان بيانيه از مردم ايران دعوت کرده اند در راهپيمايی سالگرد انقلاب آرام و مسالمت آميز شرکت کنند تا «بار ديگر به حاکمان خودکامه نشان دهند که جنبش حق جويی ايرانيان فرهيخته را هرگز نمی توان با تيغ خشونت و ترور به مسلخ برد.»

حکومت جمهوری اسلامی برای سرکوب جنبش سبز ايران به خشونت عريان متوسل شده است و جوانان ايران زمين را در دادگاه های فرمايشی به طور غير علنی محاکمه و به اعدام محکوم می کند. دو تن از اين جوانان اعدام گرديده اند، ۹ تن ديگر در انتظار تائيد حکم اعدام هستند، و چند تن ديگر قرار است در هفته جاری در دادگاه های فرمايشی غيرعلنی به اتهام محاربه محاکمه شوند. تمامی اين احکام غير انسانی نه فقط با اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی که به امضای دولت ايران رسيده است مغايرت دارد، بلکه با قانون آئين دادرسی و قانون مجازات اسلامی جاری در ايران نيز در تعارض است. روشن است که اعمال اين گونه خشونتهای عريان برای رعب افکندن در دل مردم و به خاموشی کشاندن جنبش دموکراسی خواهی آنان است.

امضا کنندگان اين بيانيه اعدام جوانان، صدور حکم اعدام برای زندانيان سياسی و عقيدتی، و نيز برگزاری دادگاههای غيرعلنی را محکوم کرده و مخالفت خود را با مجازات اعدام اعلام می کنند، و از تمامی نهادهای مدنی، حقوق بشری، نيز تمامی اعضای مسؤول جامعه جهانی می خواهند که عليه اين اقدامات ناعادلانه و غيرانسانی شديداً واکنش نشان دهند.

اگر دولت ايران گمان می کند که می تواند از طريق حکومت ترور و وحشت صدای آزاديخواهی و دموکراسی طلبی مردم ايران را خاموش سازد، بهتر است که به سرنوشت تمامی حاکمان ديکتاتور به ديده عبرت بنگرد، و ببيند که چگونه آن حاکمان خودکامه سرانجام جملگی در برابر مطالبات برحق مردم کشور خويش سر تسليم فرود آوردند. جنبش آزاديخواهی و دموکراسی طلبی در ايران چشمه پاکيزه و روانی است که موانع سخت و سنگی را از پيش پای خود برمی دارد، و دير يا زود تمام ايرانيان را از جويبار زلال خود سيراب خواهد کرد.ما امضاکنندگان اين نامه به سهم خود از مردم رشيد و آگاه ايران دعوت می کنيم که در مراسم سالگرد پيروزی انقلاب ۱۳۵۷ بار ديگر با حضور آرام و مسالمت آميز خود صلای عدالت خواهی و آزادی طلبی خويش را به گوش جهانيان برسانند، و بار ديگر به حاکمان خودکامه نشان دهند که جنبش حق جويی ايرانيان فرهيخته را هرگز نمی توان با تيغ خشونت و ترور به مسلخ برد، و اعدام جوانان بی گناه ايرانی و رفتارهای خشونت آميز و ناعادلانه کودتاگران در عزم ملّی ما ايرانيان برای تحقق دموکراسی، رعايت حقوق بشر، و احترام به کرامت انسانی همه شهروندان ايرانی، صرفنظر از جنسيت، دين، عقيده، و قوميت ايشان، خللی وارد نخواهد کرد.

امضا کنندگان:
۱-يرواند آبراهاميان.۲- داريوش آشوری. ۳- مستوره احمدزاده. ۴- تقی اسدی. ۵- فرامرز اصلانی. ۶- محمد اعظمی. ۷- علی افشاری. ۸- بابک امير خسروی. ۹- آسيه امينی. ۱۰- مهران براتی. ۱۱- منيره برادران. ۱۲- رضا براهنی. ۱۳- محمد برقعی. ۱۴- مهرزاد بروجردی. ۱۵-علی بنوعزيزی. ۱۶- سهراب بهداد. ۱۷-آصف بيات. ۱۸- ميثاق پارسا. ۱۹- شهرنوش پارسی پور. ۲۰- علی پرسان. ۲۱- فؤاد تابان. ۲۲- نيره توحيدی. ۲۳- مهدی جامی. ۲۴- ميهن جزنی. ۲۵- رامين جهانبگلو. ۲۶- حسن يوسفی اشکوری. ۲۷- فاطمه حقيقت جو. ۲۸- مهدی خانبابا تهرانی. ۲۹- بهروز خليق. ۳۰- ودود خسروشاهی. ۳۱- کامران دادخواه. ۳۲- حميد دباشی. ۳۳- مهين دخت دقيقی. ۳۴ – مصطفی رخ صفت. ۳۵- حسين زاهدی. ۳۶- مينا زند. ۳۷- آرش سبحانی. ۳۸- اکبر سردوزامی.۳۹- فرج سرکوهی. ۴۰- ابراهيم سلطانی. ۴۱- بيژن شاه مرادی. ۴۲- معصومه شفيعی. ۴۳- شهلا صالح پور. ۴۴- فرهاد صوفی. ۴۵- حسين ضيايی.۴۶- شهلا طالبی. ۴۷- رضا علامه زاده. ۴۸- کاظم علمداری. ۴۹- مسيح علی نژاد. ۵۰- رضا فانی يزدی. ۵۱- مهدی فتاپور. ۵۲- رضا فراهانی ۵۳- فرهاد فرجاد. ۵۴- هادی قائمی. ۵۵- فيروز قريشی. ۵۶- بهزاد يغمائيان. ۵۷- ناصر کاخساز. ۵۸- کاظم کردوانی. ۵۹- علی کشتگر. ۶۰- عبدی کلانتری. ۶۱- حسين کمالی. ۶۲- نيک آهنگ کوثر. ۶۳- اکبر گنجی. ۶۴- عفت ماهباز. ۶۵- مجيد محمدی. ۶۶- رضا معينی. ۶۷- فرشاد ملک احمدی. ۶۸- مجتبی مهدوی . ۶۹- منصور معدل. ۷۰- علی ميرسپاسی. ۷۱- روزبه ميرابراهيمی. ۷۲- عباس ميلانی. ۷۳- محسن نامجو. ۷۴- ابراهيم نبوی ۷۵- شاهين نجفی. ۷۶- فرهاد نعمانی. ۷۷- شيرين نشاط. ۷۸- محمد رضا نيکفر. ۷۹- فرزين وحدت. ۸۰- نادر هاشمی.

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099875.php

____________________________________________________

Iran opposition leaders call for protests

January 31, 2010 10:04 p.m. EST

CNN — Two top Iranian opposition leaders have called on supporters to protest on February 11, the anniversary of the 1979 Islamic Revolution, an opposition Web site reported.

According to The Green Way Web site, a meeting took place Saturday between opposition leaders Mehdi Karroubi and Mir Hossein Moussavi at Karroubi’s home.

They discussed the two executions that happened last week and the cases of 16 protesters who went on trial Saturday, the site reported.

«The widespread arrests of political activists and university students, the silencing of the media, and the forced confessions of prisoners are against the principles of Islam and the constitution of Iran,» the leaders said in a statement.

They also called for people to take to the streets on February 11 to demand their rights back as citizens of Iran, The Green Way reported.

Meanwhile, state-run Press TV quoted Iranian President Mahmoud Ahmadinejad on Sunday as saying that the nation will deliver a harsh blow to «global arrogance» on February 11.

Press TV offered no details on or explanation of the statement.

Opposition protests were launched after the disputed June 12 presidential election that gave hardline Ahmadinejad a second term. The government denies accusations of fraud.

About 4,000 people have been arrested in the post-election crackdown. As of January 24, the government had confirmed the deaths of at least 37 people in the protests or in detention, seven of those deaths happening on the religious holiday of Ashura.

On Thursday, authorities hanged Mohammed Reza Ali Zamani, 37, and Arash Rahmanipour, 20, who had been convicted of being enemies of God and plotting to topple the Islamic regime.

The two were convicted in mass trials of opposition supporters in August, but Rahmanipour’s lawyer said the young man was arrested two months before the election.

_________________________

Street Journalist/ News

We Refuse To Die: Iran’s New Revolution

Feb 4, 2010

6a00d83451c45669e201157063b7c5970c-500wi

by Setareh Sabety

These are both tense and exciting times in Iran and amongst the opposition abroad. In the build-up to 22 Bahman[1] which is yet another chance for the Green movement to use the cover of official demonstrations to come out en-mass to protest, the regime is showing signs of uncharacteristic and newfound anxiety.

In what is believed by many to be an attempt to deter a repeat of the widespread and vociferous Ashura demonstrations, two young men who were defendants in the regime’s post-election Stalinist trails have been executed and eleven more have been charged, five for being a Mohareb, a warrior against God, which is punishable by death.

As though the execution of the two innocent young men was not enough, Jannati, last Friday’s prayer leader, asked the judiciary to hasten the execution of more Moharebs. This hard-line Ayatollah, cursed with the illogic of the petrified, used verses from the Koran in order to justify the hangings. Jannati, in this way, sealed the sure repulsion-from-Islam of those urbanites that still may have held a soft spot in their heart for their ancestral religion.

The gun-toting Hojjat-al-Islam of Ouroomieh, Hassani, who has a fetish for exposing his weapons in public, revived the medieval notion of punishment by suggesting the parading of the bodies of the executed on the streets of Tehran to put fear into the hearts of all the other Moharebs and dissenters.

On the international front, the more “secular and educated” foreign minister Manuchehr Mottaki announced on Farid Zakaria’s show that the protesters were a violent minority who had not been targeted by the basij and the security forces but who had themselves fired guns, burned buildings and killed people.[2] Mottaki’s performance was so lame compared to his firm and fair interlocutor that Farid Zakaria would win a majority of Iranian votes if free elections were to be held today. Regime mouth piece Professor Marandi of Tehran University in his perfect mid-western accented English blamed the executed nineteen and twenty-some year olds for their own execution.

The Senate passed sanctions against Iran which would have provoked much hatred a year ago but instead sparked a rapprochement between Iranian opposition groups and Senator McCain. The Senator whose video showing him holding Neda Aghasoltan’s picture and eloquently pleading the cause of Iranian Greens made it to all opposition sites and made us forget, for a moment, his ‘bomb’ Iran image.

Many still oppose sanctions, especially Iranian-Americans and those on the left who have rightfully come to hate AIPAC and the neo-cons and cannot fathom that maybe, this once we share common interest with those much hated monsters on the Hill![3] Some find this hatred greater than their desire for a quicker resolution to the internal crises facing the people of Iran.

The opposition disagrees with each other on many issues yet the disagreements should not be seen as sources of division but as signs of democratic maturity. It is almost as if the opposition has come to see that they can unite under the love of the right to disagree!

The troika of Reform (Khatami, Mousavi and Karoubi) disappointed us once again with a too little and too guarded response. This time even the popular Karoubi minced words regarding whether or not he accepted the Supreme Leader as the leader. But Zahra Rahnavard stepped in to save the day, declaring that the reformist opposition had no intention of backing down showing us once again that women in this traditional society have more guts.[4] Once again the movement hijacked the reformist leaders and corrected their lackluster performance. A declaration by Karoubi and Mousavi expressing ‘regret’ towards the executions was widely disseminated as “condemning” the executions.[5] “Hush, let us put up with them until we get there then will impose our true wishes,” seemed to be the unspoken refrain of a movement that was from the start much more radical than its hesitant leaders!

In times of tension and disappointment people pump hope into the Green movement. The mourning mothers joined the family of the imprisoned outside of Evin gates last Saturday. A crowd of two thousand demonstrated and cheered the prisoners that were being released.[6] The pressure from the crowd was such that reportedly much more than the promised twenty-three prisoners were released. In Rome, Rotterdam and Geneva Greens interrupted IR sponsored concerts and events.[7] In most cities candle-light vigils were held for the executed.

Online, the activity of cyber warriors has doubled, everyone feeling the urgency to act– to give one last push to this unwanted and feared regime. The cherry on top of the icing of recent protests were reports yesterday of the Iranian Ambassador being roughly handled by the French gendarmes after he had tried to attack some demonstrators. This was cheered by the opposition who saw in this minor incident much symbolism and justice.[8] In Neuphle le Chateau, where Khomeini held his last court in exile thirty-one years ago, his ambassador was humiliated by the French police. The same police who had protected the opposition in ‘78 now protected the Greens who had come to this quiet little town, where a commemorative event was planned by the embassy, to protest against the Iranian regime. The Islamic Revolution, it seemed, had come full circle to where it first gained stature in order to lose it.

Despite numerous warnings of the Green’s demise due to lack of leadership or working class following, the chaotic, multifaceted opposition movement keeps surprising everyone, ourselves included. It reminds one of an Iranian picnic where no one really organizes anything but everyone brings food and good will to make, in the end and despite much pandemonium, a great feast. In fact the resilience of the movement is such that it has made experts try to revise theories of revolutions and uprisings. In many ways it is a first: it is a first movement of a middle-class Muslim society against its Islamist leaders; it is a first counter revolutionary uprising coming a good thirty years after the revolution; it is the first YouTube uprising, the first Twitter revolution and the first Facebook struggle. What makes this movement so inspiring is its refusal to die even when faced with the increasing brutality of a formidable and heartless enemy.

The first great Islamic revolution is now facing the first great anti-Islamist uprising. It is the first leaderless revolution which also lacks ideology or even a clear-cut agenda. It is the first revolution that does not need leadership nor ideology because it is fueled by a basic, unrelenting need for freedom and justice that is so strong it is self-correcting and self-propelling! This is not just a civil rights movement; this is not merely a reform movement. This is a new kind of Revolution. It is a mature Revolution one that mistrusts leaders and isms one that knows what it wants but refuses to make a religion out of it. It is a struggle that wants freedom in its purest most individual sense. It is a reform movement that wants to replace lies with candor; corruption with accountability and state monopoly and mafia economics with a free and fair market. It is a revolution that demands a democracy that does not translate into the tyranny of the masses. It is a revolution of those who recently tasted the bitterness of a revolution that did not answer their needs or fulfill their dreams.
NOTES
[1] Anniversary of the Islamic Revolution of ‘79
[2] YouTube.com. Last viewed Jan 31, 2010.
[3] InsideIran.org: Iran: Sanction, or Not? Hossien Askari’s gives the most thorough defense of the need for economic sanctions. Mahmood Delkhasteh argues against any ‘intervention’. I agree with the former. I think that Iran is not Iraq so sanctions can work at this point I also think that we are in a post imperialist world were Iran is no longer threatened with imperialist aspirations of superpowers and we have reached a maturity as a nation were we will not mistake aid for intervention.
[4] Fereshteh Ghazi very vocal Green activist/journalist interviewed Rahnavard for Roozonline.
[5] Facebook: Mousavi and Karoubi Condemned Recent Executions. Last viewed Jan. 30, 2010.
[6] Persian2English.com: More than 2000 people gather outside Evin tonight
[7] Iranian.com: Greens interrupt concert. Last viewed Jan. 31, 2010.
[8] Iranian.com: Mehdi Mir Abu Talebi

Source: Huffingtonpost

http://www.astreetjournalist.com

01/30/2010 نوشته‌شده به دست | 01- پيام‌هاي مقاومت, 05- ستادهاي خبري | نوشتن دیدگاه

دلیل اشتباه سازش

    • در باره فریبکاری رژیم ودلیل اشتباه سازش و آشتی جویی با نظام ظلم که شکست جنبش  و آغاز انتقام گیری حکومت از آزادی خواهان است(گذشته ازنابودی خود اصلاح طلبان و سازش کارانی که عامل این اشتباه بوده اند)–در صورت فریب خوردن سبزها  و پذیرش و خاموشی مردم نگاه کنید به چند مقاله هشدار آمیز زیر:

–>اصل ولایت فقیه= رهبر-پرستی =شرک

—> چه ساختاری را نباید بشکنیم؟

—> دسیسه

  • فردا، اگر جنبش سبز آزادي فرونشست و مردم سرد شدند، حكومت استبداد با خشونتي بيش از پيش همه را تار و مار خواهد كرد. سازشكاراني كه از جوانان و مردم مي‌خواهند اين آتش سبز ايزدي راخاموش كنند، فردا خود از افروختن يك جرقه هم در تاريكي اهريمني ناتوانند. فرزندان جنبش سبز مي‌دانند كه اگر امروز فروبنشينند، فردا حكومت خشونت و جاهليت الوات مانند ماري زخم خورده بر گرده‌ يكايكشان خواهد پيچيد.

____________________________________________________________________

هاشمی رفسنجانی: همه طرف‌ها تلاش کنند راهپيمايی ۲۲ بهمن، با آرامش برگزار شود، هرگونه تعارض و خشونت به سود دشمنان است!

شنبه 10 بهمن 1388

به گزارش ايلنا،آيت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ابتدای جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام با توجه به ايام دهه فجر انقلاب اسلامی و در آستانه يوم‌الله ۲۲ بهمن به ويژگی‌ها و حساسيت‌های راهپيمايی اين روز به عنوان يک عيد ملی در سال جاری پرداخت و گفت: استکبار جهانی به ويژه آمريکا، اخيرا تحرکات و حملات جديدی را عليه جمهوری اسلامی ايران با همراه کردن برخی کشورهای ديگر که قبلا موضع خصمانه نداشتند آغاز کرده است و سعی دارند با تشديد تحريم‌ها و تهديدها که احتمالا بخشی از آن می‌تواند جنگ روانی نيز باشد، فشارهای سياسی خود بر جمهوری اسلامی ايران را مضاعف کنند.
وی افزود: آنها بايد بدانند که ايران در موضوع هسته‌ای چه غنی‌سازی و يا مبادله اورانيوم کاملا جدی است و راه ما غيرقابل برگشت است و عقب‌نشينی نخواهيم کرد.
رئيس مجلس خبرگان رهبری، انسجام داخلی و پرهيز از تفرقه در داخل کشور را برای خنثی‌سازی فشارهای خارجی و صيانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی بسيار حياتی و خطير توصيف کرد و گفت: دلسوزان و عاشقان نظام از همه گروه‌ها و طرف‌ها بايد تلاش کنند راهپيمايی امسال روز عيد ملی ۲۲ بهمن، با آرامش و عظمت خاص خود برگزار شود چون هرگونه تعارض و خشونت در جهت خواست دشمنان خواهد بود.
وی از همه آحاد مردم، طرف‌ها و قشرها در سراسر کشور دعوت به عمل آورد با حضور حماسی در راهپيمايی روز ۲۲ بهمن، اين روز را به مانور وحدت ملی برای حفظ نظام و حمايت از جمهوری اسلامی علی‌رغم برخی اختلاف سليقه‌ها تبديل کنند و با اين حضور و مانور سراسری، دشمنان خارجی را از دستيابی به اهداف شومشان مايوس نمايند.
هاشمی‌رفسنجانی تاکيد کرد: ۲۲ بهمن نقطه مشترک حفظ و تقويت وحدت و نماد وفاداری مردم به نظام اسلامی است که اميدواريم با شکوه خاص خود برگزار شود.


_______________مصاحبه کروبی

Mehdi Karoubi interview- January 27 2010

—>متن انگلیسی مصاحبه اینجا


کروبی: هر آن چه در مورد انتخابات گفتم هنوز معتبر است

ولايت فقيه، جمهوری اسلامی و قانون اساسی را می پذيرم

مهدی کروبی در گفتگو با نشريه فايننشال تايمز نقطه نظرات خود در باره مسائل ايران تشريح کرد. در اين مصاحبه کروبی به مسانلی چون جنبش مردم ايران، مخالفت خود با شعارهای ساختارشکنانه و سرنگونی جمهوری اسلامی، پايبندی اش به «ولايت فقيه، جمهوری اسلامی و قانون اساسی»، نقش احمدی نژاد در موقعيت کنونی جمهوری اسلامی، مذاکرات جناح های جمهوری اسلامی، به رسميت شناختن دولت، شرکت در تظاهرات ۲۲ بهمن و… پرداخته است.

جمعه 9 بهمن 1388

http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099761.php

  • کروبی: من ولایت فقیه را می پذیرم. جمهوری اسلامی را می پذیرم و قانون اساسی را نیز می پذیرم. با شعارهایی که ساختارشکن هستند موافق نیستم….به مردم می گویم که ما اصلاح می خواهیم و به آزادی شما معتقدیم. من بارها گفته ام که مردم رهبر خود هستند. بارها گفته ام که ما جنبش را هدایت نمی کنیم. مردم به نحوه برخورد با خودشان اعتراض دارند…مردم جلوتر از من هستند. .. برای دستیابی به حقوق شان بدون هیچ گونه تمنای شخصی. نگاه کنید ببینید چگونه زنان معترض قربانی می شوند. موافقت یا مخالفت من با رژیم تاثیری بر مردم ندارد….

  • آقای احمدی نژاد تنها نیست. گروهی پشت سر اوست که نفوذ فراوانی بر او دارند. گروهی که با او کار می کند نه چپ است نه راست. چپ گرایان و راست گرایان سنتی در عین دوستی به رقابت می پردازند.

  • هیچ کس دیگری نمی تواند نقش آقای رفسنجانی را میان اصلاح طلبان و بنیادگرایان بازی کند به دلیل پیشینه اش در انقلاب و نقشی که در انتخاب رهبری فعلی داشته است.

دولت ظرفیت ندارد و رای مردم را نیز با خود ندارد. فکر می کنم دولت باید برود اما اگر دیگران نه بگویند من نمی توانم بر آنها فشار وارد کنم.جمهوری اسلامی طی ۴ – ۵ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هزینه های بسیاری پرداخت کرده است.آنچه در انتخابات ریاست جمهوری رخ داد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ و دو انتخابات پارلمانی پیشین نیز رخ داد. اما خشم پایمال شده و سرکوب شده این بار به صورت انفجار خود را نشان داد. این چیزها یک شبه رخ نمی دهد.احساس سرخوردگی می کنم که جمهوری اسلامی به نقطه ای رسیده که وزرا، وکلا، معاونان رییس جمهور، معاونان وزرا، مقام های دولتی و روزنامه نگاران را دستگیر می کند.مردم جلوتر از من هستند. جلوتر بودن یعنی اینکه مصمم تر هستند و آمده تر برای دستیابی به حقوق شان بدون هیچ گونه تمنای شخصی.موافقت یا مخالفت من با رژیم تاثیری بر مردم ندارد.شعارهای ما در چارچوب نظام و قانون اساسی هستند.با شعارهایی که ساختارشکن هستند موافق نیستم.

——-

کلمه: خبرنگار فاینشنال تایمز می گوید:مهدی کروبی روحانی اصلاح طلبی است که پیشینه درازی از مبارزه علیه حکومت پیشین ایران را در کارنامه خود دارد. افزون بر این از بعد از انقلاب نیز پست های مهمی همچون ریاست پارلمان را بر عهده داشته است. وی در انتخابات ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ ریاست جمهوری از محمود احمدی نژاد شکست خورد. در هر دو دوره کروبی مدعی تقلبی بود که باعث روی کار آمدن رییس جمهوری بنیادگرا شد. از زمان انتخابات پر مناقشه اخیر در ماه ژوئن (خرداد) مهدی کروبی در جایگاه یکی از رهبران اپوزیسیون قرار گرفته است. نجمه بزرگمهر – خبرنگار فایننشال تایمز مستقر در تهران – با کروبی در روز دوشنبه ۲۵ ژانویه (۵ بهمن ماه) در منزل او گفتگویی ترتیب داد. متن تصحیح شده [ادیت شده] این گفتگو به نقل از سحام نیوز(سایت رسمی حزب اعتماد ملی) در زیر می آید:

فایننشال تایمز: همیشه ممکن است خطری به زندگی شما وجود داشته باشد. همانگونه که می دانید خواهرزاده میر حسین موسوی اخیرا کشته شد. آیا ترسی از خانواده خود ندارید؟

کروبی: بدون اغراق می توانم بگویم که ترسی ندارم. این به دلیل این است که من قویا به عقایدم معتقدم. فرزندانم سن و سالی ازشان گذشته و ریش شان سفید شده است [خنده]. جوان ترین فرزندم ۳۱ ساله است. چه می توانم بکنم؟ بگذارم هر کسی را می خواهند بکشند؟

فایننشال تایمز: آخرین سوال. شما با طرح تجاوز و شکنجه در زندان ها طوفانی به پا کردید و تحت فشار زیادی قرار گرفتید. آیا تفاوتی ایجاد کرد؟

کروبی: زندانیان می گویند وضعیت شان بسیار بهتر شده است. احساس پشیمانی از طرح آن ندارم چرا که نگفتم که نظام بطور سیستماتیک چنین می کند. اما برخی بی دقتی هایی وجود داشت که می خواستم مانع آن شوم.

فایننشال تایمز: رژیم ایران قرار است سی و یکمین سالگرد انقلاب را به زودی [ ۱ فوریه = ۱۲ بهمن] جشن بگیرد. آیا می شود کمی از نقش خود در انقلاب بگویید؟

کروبی: پدر من از هواداران جنبش رهایی بخش ملی [ یک حزب ملی – مذهبی ] بود و به لحاظ سیاسی هم فعالیت داشت. او یک روحانی بود و زمانی که در جنبش آزادی بخش ملی اختلافاتی بروز کرد طبیعتا از آیت الله ابوالقاسم کاشانی حمایت کرد. چنین بود که من از دوران کودکی و در منزل با سیاست انس گرفتم و به مبارزه با حکومت پهلوی ملحق شدم. وقتی به حوزه علمیه قم پیوستم در زمره شاگردان آیت الله خمینی [بنیانگذار جمهوری اسلامی] در آمدم و به شیوه ای باورنکردنی جذب ایشان شدم و در امور و نگرش های مذهبی حامی ایشان شدم. امام خمینی رهبری اعتراض سیاسی علیه محمد رضا شاه را در سال ۱۹۶۲ [۱۳۴۰ ] بدست گرفت و من هم مصمم شدم که فعالانه به ایشان کمک کنم. این تا زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ ادامه یافت. طی این مدت من ۹ بار زندانی شدم که مجموع آن ۶ سال می شود. یکسال به گنبد کاووس [ شمال غرب ایران] تبعید شدم و به مدت دو یا سه سال در جاهای مختلف زندگی مخفیانه ای داشتم. من حتا مجبور شدم در سال ۱۹۶۶ [ ۱۳۴۴ ] بطور غیرقانونی و برای گریز از فشارهای رژیم به مدت ۵ ماه به عراق بروم در حالی که فاقد گذرنامه [پاسپورت] بودم. این اولین و آخرین سفر خارجی من پیش از انقلاب بود.

فایننشال تایمز: چه احساسی به شما دست می دهد وقتی مخالفان تان خواهان اعدام شما یا زندانی کردن شما در اوین می شوند؛ همان زندانی که پیش از انقلاب در آن بودید؟

کروبی: احساسات متفاوتی دارم. یکی احساس تاسف است. احساس تاسف می کنم از دیدن اینکه کسانی که اکنون در زندان هستند فرزندان انقلاب هستند و سالها زندان را در دوره شاه در کارنامه دارند. آنها سالیانی را به جمهوری اسلامی خدمت کرده اند. از این در عجبم که برای این انقلاب چه رخ داده است؟ قرار بود که سایه خود را بگستراند و حتا مخالفان را جذب کند. قرار نبود که گردش [سیکل] انقلاب چنان سخت شود که حتا فرزندان خود را تحمل نکند. این مرا ناراحت می کند. به اصلاحی معتقدم که معنای آن همان جمهوری اسلامی بود که در انقلاب وعده داده بودیم. من متعهد به تدارک استقلال، آزادی و ایجاد جمهوری اسلامی. ما قول داده بودیم که به حقوق مردم احترام بگذاریم و به آنها آزادی دهیم. گفته بودیم اگر مخالفان مان متوسل به سلاح گرم و توطئه نشوند می توانند آزادانه عقاید خود را ابراز کنند و از حکومت انتقاد کنند. این قول ها و وعده ها واقعا دچار آسیب شده اند.

فایننشال تایمز: اما مخالفان شما می گویند که هدف این اقدامات سرنگونی رژیم است.

کروبی: انقلاب دیگر نمی خواهیم و به دنبال سرنگونی حکومت هم نیستیم. ما در پی جمهوری اسلامی واقعی هستیم، همانی که به مردم مان قولش را داده بودیم که با رأی ۹۸ درصدی مردم [در رفراندوم سال ۱۹۷۹ = ۱۳۵۹ ] مورد تصویب مردم قرار گرفت. شما می توانید جمهوریت را در اسلام و اسلام را در جمهوریت بیابید. من جوانی و زندگی و انگیزه ام را در راه این عقیده گذاشتم. اگر روزی جمهوری اسلامی از من گرفته شود احساس تهی بودن می کنم. انسان نمی تواند عمری را در راهی بگذارد اما نتیجه آن وقت هدر دادن وقت باشد. بنابراین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی اصل هستند. البته این به معنای نفی نقاط ضعف و کم و کاستی ها نیست.

فایننشال تایمز: چه شد که فرزندان جامعه اسلامی که آن را تاسیس کردند اکنون متهم به تلاش برای تضعیف [یا تخریب] آن می شوند؟

کروبی: به این دلیل که نه بخش اسلامی ِ جمهوری اسلامی مورد عنایت شایسته قرار گرفته و نه بخش جمهوری آن. جمهوریت مستلزم انتخابات آزاد است که در آن معیار باید رأی مردم باشد. به عبارت دیگر، مردم حرف آخر را می زنند [یا تصمیم نهایی را مردم می گیرند]. جمهوری اسلامی یعنی اینکه نهادهای دولتی و نظامی نباید در فرایند انتخابات و در جهت آسیب رساندن به بخش جمهوری ِحکومت دخالت کنند، کاری که امروز دارد انجام می شود. از سوی دیگر، اسلامیت نظام هم آسیب دیده است. یعنی اسلام به شیوه ای بسیار خرافاتی در بحث ها مطرح می شود در حالی که خرافات و باورهای خرافی نیز ترویج و منتشر می شود. اسلام منحصر به نماز و روزه نیست. احترام به مردم و نه تحقیر آنها و رعایت حقوق شان از جمله بخش های مهم اسلام است تا به جای دفع هواداران آنها را جذب کند. ما می گوییم فضای سیاسی ایجاد شده که از یکسو در حال تضعیف جمهوریت است چرا که به رأی مردم باور ندارد و در حال تضعیف اسلام است.

فایننشال تایمز: آنها چگونه این قدر قوی می شوند و به قدرت دست می اندازند؟

کروبی: بطور خلاصه، برخی مراکز قدرت به آنها در کنترل برخی مراکز اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کمک می کنند. آنها که به یک اسلام سفت و سخت باور دارند اکنون در قدرت اند و باورهای خود را به جمهوریت نظام نیز تسری داده اند. اینکه چگونه اینها چنین می کنند مجال دیگری می طلبد. برخی اقدامات ناپخته می توانست در دهه اول انقلاب – دوره ای که به آن می بالیم – برای ایجاد یک سیستم جدید که غیر از سیستم فاسد شاه و در تلاش برای جنگ با عراق بود توجیه داشته باشد. اما همان دوران امام خمینی معتقد بود که نیروهای امنیتی در صورتی که برای مصادره سلاح وارد خانه مخالفین می شوند نباید مثلا به دنبال مواد مخدر باشند. اکنون اما آلبوم های خانوادگی هم در امان نیست. امام خمینی معتقد بود که برخی اقدامات نامربوط در عرصه سیاست خارجی، موضوعات قضایی و مالی مثل مصادره اموال مردم باید پس از یک برهه خاصی متوقف شود.

فایننشال تایمز: شما چقدر شخص احمدی نژاد را مسبب آشفتگی های سیاسی اخیر می دانید؟

کروبی: هم شخص احمدی نژاد و هم جریان های سیاسی حامی او در بسط این مشکلات بسیار دخیل اند. قطعا آقای احمدی نژاد تنها نیست. گروهی پشت سر اوست که نفوذ فراوانی بر او دارند. گروهی که با او کار می کند نه چپ است نه راست. چپ گرایان و راست گرایان سنتی در عین دوستی به رقابت می پردازند. اما این جریان به چنین رابطه ای باور ندارد.

فایننشال تایمز: آیا شما احمدی نژاد و حامیان او را یک خطر برای جمهوری اسلامی می دانید؟

کروبی: خطر نه به آن معنا که دست در دست قدرت های خارجی دارند. منظورم این نیست بلکه باید ثابت شود. اما خانه نشین کردن [یا حاشیه نشین کردن] احزاب و گروه ها، افکار، دانشجویان، دانشگاهیان و روحانیان اصلاح طلب واقعا نگران کننده است. نگاه کنید ببینید با روحانیان ارشد، مطبوعات، دانشجویان و زندانیان چگونه برخورد می شود.

فایننشال تایمز: آیا شما نگران هستید که چنین رفتارهایی منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی شود؟

کروبی: این رفتارها آسیب هایی وارد کرده است و ضربات بیشتری خواهد زد اما منجر به فروپاشی نخواهد شد. بر این باورم که جمهوری اسلامی ریشه های قوی دارد. درست است که نظام مخالفانی دارد اما ریشه های اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی عمیق است. همچنین معتقدم که بسیاری از مراکز قدرت مانند نهادهای سیاسی، غیر سیاسی و مذهبی وجود دارند که نمی توانند مانع جریان رادیکالیسم شوند. بسیاری از روحانیان ارشد از این وضعیت نگران اند. زمانی که آسیب های جدی وارد می شود آنها تحمل نمی کنند. آنها قطعا ممانعت می کنند.

فایننشال تایمز: آیا فکر می کنید دولت احمدی نژاد بتواند چهار سال خود را به پایان برساند؟ آیا احتمال کنار زدن او وجود دارد؟

کروبی: وقتی چنین نظراتی در ۴ سال اول دولت احمدی نژاد هم افتاد من موافق نبودم و اصرار داشتم که او باید دوره خود را به اتمام برساند. این اتفاق هم افتاد. با عنایت به مشکلات سیاسی و اقتصادی داخلی افزون بر سیاست خارجی مناقشه برانگیز، شخصا معتقدم که او نمی تواند دوره ۴ ساله خود را به اتمام برساند. ببینید او چگونه کشور را اداره می کند. او دیروز [۱۷ ژانویه = ۲۷ دی ماه] بودجه را به مجلس برد که خیلی دیر بود. می خواهم بگویم که از نقطه نظر فرهنگی، سیاست خارجی، اقتصادی، مدیریتی و امنیتی، دولت مشکلات جدی دارد. با عنایت به تمام این موارد فکر می کنم دولت ۴ سال دوام نیاورد.

فایننشال تایمز: اعتراضات خیابانی علیه دولت چقدر به تردید شما برای بقای آن افزود؟

کروبی: این یکی از مشکلات است. دولت قادر نبود که واکنش معقولی بروز دهد، انتخابات سالمی برگزار کند و گروهی را تشکیل دهد برای مطالعه اعتراضات مربوط به انتخابات. اگر دولت دوراندیش بود این مشکلات خلق نمی شد.

فایننشال تایمز: آیا میانه روهای دو جناح برای نجات جمهوری اسلامی به یکدیگر نزدیک شده اند؟ و آیا آنها معتقدند که یکی از راه حل ها کنار زدن دولت است؟

کروبی: این هفته آقای هاشمی رفسنجانی [رییس جمهور سابق] یکبار دیگر گفت که نیروهای میانه روی دو جناح باید گردهم آیند و راه حلی بیابند. او به درستی گفت که بهترین فردی که می تواند به این امر کمک کند رهبری است. با او موافقم. نیروهای دو جناح که خواهان نظام اسلامی هستند زمانی به هم ملحق خواهند شد که خدای ناکرده ببینند انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی در خطر است. این به زودی اتفاق خواهد افتاد.

فایننشال تایمز: چقدر زود؟

کروبی: نمی دانم چقدر طول بکشد اما فکر می کنم خیلی طول نخواهد کشید. به برخی شاخص ها نگاه کنید: تورم، رکود اقتصادی، تعطیلی مراکز اقتصادی به ویژه واحدهای صنعتی که با ظرفیت ۲۰ تا ۴۰ درصدی کار می کنند، افزایش بیکاری، خط فقر ۷۰۰ هزار تومانی که به معنای فقر بالای ۴۰ درصد است. تداوم این وضعیت مشکل ساز خواهد بود. دولت نمی تواند با تمام این مشکلات دست و پنجه نرم کند و ظرفیت آن را هم ندارد. نگاه کنید چند مرتبه دولت وزرای کشور و اقتصاد خود را تغییر داد.

فایننشال تایمز: اگر همانگونه که شما می گویید گردهمایی نیروهای میانه رو در اینده نزدیک انجام شود رویه شما چه خواهد بود؟ آیا بر این پافشاری می ورزید که احمدی نژاد باید برود؟ یا شما سازش می کنید و مشروعیت به این دولت می دهید؟

کروبی: بسته به این است که چه مباحث و گزینه هایی طرح شود. یک گزینه تجدید سازمان هیات دولت [کابینه] است که به واسطه آن نه تمام اعضا بلکه آنهایی که کارامدی ندارند تغییر یابند و مداخلات [رییس جمهور] در امور وزرا قطع گردد. آقای احمدی نژاد هر روز یک چیزی می گوید و برای کشور مشکل ساز می شود. آنچه من دنبال آن هستم یک دولت کارامد است. اما با شناختی که از این آدم دارم می دانم که تغییر رفتار نخواهد داد.

فایننشال تایمز: بنابراین شما دولت را پذیرفته اید و از موضع پیشین خود عقب نشینی کرده اید که این دولت مشروع نیست؟

کروبی: هر آنچه که در مورد انتخابات گفتم هنوز در جای خود معتبر است و تکرار می کنم که این یک انتخابات سالم نبود. اما واقعیت این است که مجلس به او رأی داد و او هم سوگند یاد کرد. اما به شما اطمینان می دهم که همین نمایندگانی که در غیاب ۲ هزار اصلاح طلب و رد صلاحیت شدن آنها از سوی شورای نگهبان پیروز انتخابات شدند اگر برخی احتیاط کاری ها و برخی ملاحظات را کنار بگذارند در عرض یک ماه احمدی نژاد را کنار می زنند.

فایننشال تایمز: قبلا می گفتید که این دولت نامشروع و غیر قانونی است. اکنون می خواهید هیات دولت [کابینه] را کارامدتر جلوه دهید یا اینکه احمدی نژاد را محدود کنید؟

کروبی: آنچه من گفتم این است که اگر یک گروهی با هم نشینند – که سوال شما بود – آنها تصمیم خواهند گرفت که احمدی نژاد باید بماند یا برود. من نمی توانم از جانب خودم تصمیم بگیرم که چه اتفاقی برای او رخ خواهد داد. اگر اکثریتی در این نشست بگوید که او باید بماند اما تغییر رفتار دهد نمی توانم مخالفت کنم. اما شخصا می گویم این فرد ظرفیت ادامه ۴ سال کار را ندارد. درآمدهای نفتی ایران در دوران او حدود ۳۵۰ میلیارد دلار بود که درآمدی استثنایی بود.

فایننشال تایمز: آنچه شما می گویید شبیه آن چیزی است که اقایان خاتمی و هاشمی اخیرا گفتند. آیا این بدین معناست که رهبران اپوزیسیون تصمیم گرفته اند به دلیل اینکه آینده جمهوری اسلامی را در خطر می بینند از در مصالحه در آیند؟

کروبی: دیدگاه شخصی من این است که دولت ظرفیت ندارد و رای مردم را نیز با خود ندارد. اما این دولتی است که ما با آن مشکل داریم. فکر می کنم دولت باید برود اما اگر دیگران نه بگویند من نمی توانم بر آنها فشار وارد کنم. مشکلات کشور بدتر خواهد شد و هیچ چاره ای [برای رژیم] باقی نخواهد ماند جز یافتن راه حل. اما واقعیت این است که هیچ اخباری هنوز وجود ندارد که طرف دیگر دنبال راه حل باشد. طرف مقابل هنوز فکر می کند که حوادث پس از انتخابات «اغتشاش» بود. آنها معتقدند امور در حال بازگشت به روال معمول خود است و این به اصطلاح اغتشاش در حال فروکش کردن است.

فایننشال تایمز: همانگونه که گفتم این موضع پیشین شما نیست که دولت باید تغییراتی ایجاد کند؟

کروبی: من قبلا چه گفتم؟ جمهوری اسلامی باید برود؟

فایننشال تایمز: نه. اما شما دولت را به رسمیت نمی شناختید. اکنون می گویید او در پارلمان سوگند یاد کرده است.

کروبی: شما می گویید راه حل چیست و من می گویم راه حل تنها با من نیست. ما ابتدا باید همدیگر را بپذیریم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم.

فایننشال تایمز: تمام مولفه هایی که شما ذکر کردید در مورد اینکه دولت نمی تواند ۴ سال دیگر به کار خود ادامه دهد در همان ۴ سال اول نیز وجود داشت. دفعه قبل نیز جان به در برد. چرا دولت نباید این بار ۴ سال خود را به پایان برساند؟

کروبی: شما بدنی قوی دارید اما در پی حوادث و بیماری ها ضعیف می شود. جمهوری اسلامی طی ۴ – ۵ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هزینه های بسیاری پرداخت کرده است. توانایی دیگری ندارد. آنچه در انتخابات ریاست جمهوری رخ داد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ و دو انتخابات پارلمانی پیشین نیز رخ داد. اما خشم پایمال شده و سرکوب شده این بار به صورت انفجار خود را نشان داد. این چیزها یک شبه رخ نمی دهد. درآمدهای عظیم نفتی تا کنون پوشش خوبی بوده است. اکنون معوقه های بانک ها به ۴۰ میلیارد دلار رسیده است. این همچون یک بدن قوی می ماند که می تواند سختی ها را تا یک مدت کوتاهی تحمل کند. بدن اکنون ضعیف است.

فایننشال تایمز: تظاهرکنندگان در اعتراضات خیابانی خود در ابتدا و پس از انتخابات احمدی نژاد را هدف می گرفتند. اما همانگونه که می دانید پس از مدتی کل نظام و رهبری هدف اعتراضات و شعارهای مردم قرار گرفتند. مردم اکنون خواهان یک دولت سکولار هستند. شما چه فکر می کنید؟

کروبی: فکر می کنم این شعارها ۱۰۰ درصد اشتباه بود و حاصلی نخواهد داشت. من حتی به این شعارها بدبین هستم و نمی دانم که آیا به راستی از سوی جوانان احساسی و ناپخته سر داده شد یا از سوی مراکز [قدرت] خاص که سعی می کردند مردم را عصبانی کنند تا بهانه برای سرکوب آنها بیابند. شعارهای ما در چارچوب نظام و قانون اساسی هستند. قانون اساسی ما نقطه ضعف هایی دارد اما ظرفیت های [دموکراتیک] فراوانی هم دارد.

فایننشال تایمز: چرا به هواداران خود نمی گویید که این شعارها را ندهند؟

کروبی: به آنها می گویم. گروه معدودی از مردم شعار دادند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران». دیدید که چگونه از سوی طرف مقابل مورد سوء تفسیر قرار گرفت. برخی عقلا بر این اعتقادند که شعارها باید باید این گونه می بود:« هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران».

فایننشال تایمز: موضع شما در مورد رهبری چیست؟

کروبی: من ولایت فقیه را می پذیرم. جمهوری اسلامی را می پذیرم و قانون اساسی را نیز می پذیرم. با شعارهایی که ساختارشکن هستند موافق نیستم.

فایننشال تایمز: متحدان شما دستگیر شده اند. دفتر کار و روزنامه شما تعطیل شد. تصمیم شما در حال حاضر چیست؟

کروبی: تا جایی که امکان داشته باشد ادامه داده ام و میدهم. اما احساس ناراحتی می کنم که بسیاری از دوستانم در زندان هستند. احساس سرخوردگی می کنم که جمهوری اسلامی به نقطه ای رسیده که وزرا، وکلا، معاونان رییس جمهور، معاونان وزرا، مقام های دولتی و روزنامه نگاران را دستگیر می کند. اینها سالها به انقلاب خدمت کرده اند و در دوران شاه در زندان بودند. در مورد محدودیت برای من هم، احساس می کنم که تحت حبس نیمه خانگی هستم. سیاست دولت پرداخت هزینه برای حبس خانگی ِ رسمی ِ من نیست. اما در حال حاضر هر گاه دیداری در جایی دارم گروهی از بسیجیان برای بر هم ریختن دیدارهایم حضور می یابند. من بیانیه هایی دادم و دیدارهایی با خانواده های زندانیان سیاسی داشتم. تا حدی کار می کنم. اما این محدودیت ها در پشت رادیکالیزه شدن شعارهاست که با آن موافق نیستم. فشار زیاد نتایجی هم خواهد داشت. وقتی به مردم آسیب می زنید آنها هم شعارهای رادیکال می دهند.

فایننشال تایمز: آیا شما نگران نیستید که الان که می گویید شعارهای مردم اشتباه بود شکاف میان شما و مردم بیشتر شود؟

کروبی: من از مردم حمایت می کنم و نمی خواهم آنها را بفریبم. به مردم می گویم که ما اصلاح می خواهیم و به آزادی شما معتقدیم. من بارها گفته ام که مردم رهبر خود هستند. بارها گفته ام که ما جنبش را هدایت نمی کنیم. مردم به نحوه برخورد با خودشان اعتراض دارند. آنها احساس تحقیر می کنند. ایرانیان نمی پذیرند که چیزی به آنها دیکته شود. ممکن است مدتی تحمل کنند اما یکباره منفجر می شوند. مهمترین مولفه موفقیت امام خمینی این بود که مردم را محترم می شمرد و به رأی آنها احترام می گذاشت. بله، مردم جلوتر از من هستند. جلوتر بودن یعنی اینکه مصمم تر هستند و آمده تر برای دستیابی به حقوق شان بدون هیچ گونه تمنای شخصی. نگاه کنید ببینید چگونه زنان معترض قربانی می شوند. موافقت یا مخالفت من با رژیم تاثیری بر مردم ندارد. رژیم باید عاقل باشد و راه حلی بیابد و موانع را بردارد تا مانع رادیکالیزه شدن بعدی شود. مردم در صورتی که تقاضاهایشان برآورده شود و اگر مباحث سیاسی را در مطبوعات برگزار کنند رویکرد مثبتی در پیش خواهند گرفت.

فایننشال تایمز:آیا فکر می کنید که مردم اکنون خواهان سرنگونی [تغییر] رژیم هستند؟

کروبی: اکثریت مردم خواهان تغییر رژیم نیستند. در واقع، هر کسی که نگران آینده این کشور است به دنبال تغییر رژیم نمی رود چرا که مشخص نیست که از درون آن چه چیزی بیرون می آید. اگر به خاطر رهبری فوق العاده استثنایی امام خمینی نبود خدا می داند با انقلاب ۱۳۵۷ چه بر سر ایران می آمد. باید از نظام حمایت کنیم و جمهوری اسلامی که ما وعده آن را داده بودیم باید به واقعیت تبدیل شود. در آن صورت، اکثریت مردم نیز خوشحال خواهند شد. ما باید بنشینیم و ببینیم که شکاف ها کجاست و آن را تصحیح و ترمیم کنیم.

فایننشال تایمز: اما مخالفان شما می گویند این عمل به معنای سرنگونی نظام است.

کروبی: آنها به اشتباه می گویند که ایالات متحده و انگلیس از ما حمایت می کنند پس ما به خطا می رویم. و اینکه بی بی سی از ما حمایت می کند. بی بی سی همین کار را در انقلاب ۵۷ هم کرد[حمایت از انقلاب]. نه ما خواهان تغییر رژیم هستیم و نه مخالفان. ما مخالف انحصار، دیکتاتوری و کوته فکری هستیم که اسلام را بی اعتبار می سازد.

فایننشال تایمز: آیا آقای موسوی را بطور مرتب می بینید؟

کروبی: بله. ما بطور منظم با هم دیدار داریم و تبادل نظر می کنیم.

فایننشال تایمز: آیا شما سیاست ها را تعدیل می کنید؟

کروبی: بله و نه. آقای موسوی و همراهان شان دیدگاه های خاصی دارند. همین نگره در مورد من و همراهانم نیز صادق است.

فایننشال تایمز: آیا شما با پیشنهادات ایشان برای پایان دادن به بحران سیاسی موافقید؟

کروبی: بله. بسیار زیاد

فایننشال تایمز: ایا نشانه ای وجود دارد که این پیشنهادات از سوی رژیم جدی گرفته شود؟

هنوز نشانه ای وجود ندارد.

در مورد آقای خاتمی چطور؟

کروبی: ایشان را کمتر از آقای موسوی می بینم.

چرا؟

دلیل خاصی ندارد. آقای خاتمی مثل ما بیانیه ای صادر نمی کند.

آقای رفسنجانی چطور؟ نقش ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟

کروبی: ایشان باید در چارچوب خود مورد ارزیابی قرار گیرند. لطفی که ایشان به ما کرده این است که ما را محکوم نکرده هر چند تحت فشارهای زیادی برای این کار بوده است. اگر روزی اجماعی قرار باشد بدست آید ایشان نقش مهمی خواهند داشت. هیچ کس دیگری نمی تواند نقش ایشان را میان اصلاح طلبان و بنیادگرایان بازی کند به دلیل پیشینه اش در انقلاب و نقشی که در انتخاب رهبری فعلی داشته است. همچنین دو مقام مهم را نیز در دست دارد: مجمع تشخیص و ریاست خبرگان رهبری. او می تواند کارهایی انجام دهد که هیچ یک از نخبگان دو طرف نمی توانند.

فایننشال تایمز: آیا آقای رفسنجانی همچنان منتظر فرا رسیدن زمان مناسب برای پادرمیانی است؟

[۱۳۷۶ ] و از موسوی در انتخابات اخیر ابراز داشت.

فایننشال تایمز: آیا در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهید یافت؟

کروبی: قطعا.

فایننشال تایمز: ممکن است مورد حمله قرار بگیرید. خودروی شما اخیرا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

کروبی: اصلا نمی ترسم. خیلی آرام بودم. خدا را شکر که روحم بسیار بزرگ است. اساسا از هر خطری در زندگی ام استقبال می کنم. دوست دارم مثل هر انسان دیگری زندگی کنم و وقتی پیر می شوی احساس می کنی که بیشتر به خانواده ات و فرزندانت وابسته ای. حتی این تیراندازی مانع نمی شود که من در میان مردم نروم و گاهی با ماشین ضد گلوله سفر نکنم چنان که گاهی همسرم شکایت می کند [خنده].

http://www.kaleme.org/1388/11/09/klm-9927

_______________

Interview transcript: Mehdi Karroubi

Published: January 27 2010

Mehdi Karroubi, a reform-minded cleric,has a long background of fighting against Iran’s last dynasty and has held senior jobs such as parliament speaker since the 1979 Islamic revolution. He lost to Mahmoud Ahmadi-Nejad in presidential elections in 2005 and 2009. Both times he claimed rigging helped the fundamentalist president to sweep to power. Since the disputed election last June, Mr Karroubi is described as one of the opposition leaders. Najmeh Bozorgmehr, FT’s Tehran correspondent, interviewed him on Monday January 25 in his apartment in Niavaran, an elegant neighbourhood in northern Tehran.The edited transcript of the interview follows:

Financial Times: The Iranian regime is going to celebrate the 31st anniversary of the Islamic revolution [February 1-11] soon. Could you tell us a bit about your role in the revolution

….

Link to Karoubi Interview:
http://www.ft.com/cms/s/9cfd2964-0a65-11df-ab4a-00144feabdc0,Authorised=false.html?_i_location=http%3A%2F%2Fwww.ft.com%2Fcms%2Fs%2F0%2F9cfd2964-0a65-11df-ab4a-00144feabdc0.html&_i_referer=http%3A%2F%2Ftopsy.com%2Ftb%2Fwww.ft.com%2Fcms%2Fs%2F0%2F9cfd2964-0a65-11df-ab4a-00144feabdc0.html

01/29/2010 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 06- گزيده‌ها و خوانده‌ها | ۱ دیدگاه

خوشه های اعدام و خشم

ابراهیم رئیسی (جلو)، معاون اول قوه قضاییه

۱۳۸۸/۱۱/۱۳

  • تقریبا یک هفته پس از اعدام دو نفر به اتهام شرکت در ناآرامی‌های پس از انتخابات، حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، دوشنبه شب اعلام کرد که «۹ نفر دیگر نیز به زودی اعدام خواهند شد». به گفته او، این افراد «با انگیزه براندازی نظام در اغتشاشات حضور یافته‌اند».

_____________________________________

۱۳۸۸/۱۱/۰۸

http://img64.imageshack.us/img64/3900/edam.jpg

خوشه های اعدامی  + خوشه های یارانه ای در برابر خوشه های خشم سبز  …

ما با حکومت الوات  مواجهیم  که زیر لوای آخوندهای حکومتی چاقو میکشند  و این خوشه بندی کودتاگران برای آدم کشی هم از یک منطق لاتی پیروی میکند: اول لت و پار میکنیم  میگیم مجاهد بود، میگن دستتون درد نکنه،  میکشیم میگیم شاهی بود کسی متق نمیکشه، … آخر کارهم  سر اصلاح طلبا را هم که حالا هی سوسه میان و میخوان سازش کنن  میذاریم لب باغچه و گوش تا گوش میبریم و اونوقت  دیگه کسی نمونده ازشون دفاع کنه!

جاهلیت این ولایت پرستان تا بدانجاست که  پس از خوشه بندی دارایی های مردم  حالا به سرشان زده که برای سهمیه  اعدام هم، مردم را  خوشه بندی کنند تا آسیاب خون را  به نوبت بچرخانند و حساب همه را یک به یک برسند  … همه اش هم به  امید تفرقه اندازی میان مردم

…  پس از اعدام نداها و سهراب ها در کوچه های شهر … پس از کشتار آزادیخواهان در سیاهچال ها … پس از قتل های از پیش طراحی شده   … سپس انکار گستاخانۀ همه این رسوایی های خونین و پنهان کردن دست خون چکان خود  … سرانجام، نظام ظلم  و استبداد دینی مجبور شد دست خونین خود را  رو کند و بپذیرد که میخواهد آدم بکشد: امروز، جلادان  حاکم، پس از کشتن چند جوان دست و زبان بسته، در میان میدان ایستادند و دستان خونآلود خود را با عبای وقاحت خود پاک کردند و مثل کفتاری زوزه کشیدند وگوش فلک را از جنایت خود کر کرند … و جهان با ناباوری به این رجاله های جانی نگاه کرد …

با این همه، آدم کشی نشانه ترس است

ما میدانیم که این خوشه های جوانی که سر می برید نشانه ترس زرد  شماست از خوشه های خشم سبز! میدانیم که با این جنایات میخواهید کوه را بترسانید مبادا که شما را زیر بهمن خود مدفون کند! میدانیم که چه اندازه پیشاپیش،  از  ۲۲ بهمن ترس برتان داشته  …بچه کوچک هم میفهمد که چه اندازه ترسیده اید! و نمیدانید ریختن خون بی گناهان، بدتر از هر چیزی  دامنگیر خودتان میشود!

خدا را شکر که اهریمنان از داشتن یک جو دور اندیشی محرومند و به دست خودشان این آتش سبز را بر افروخته تر میکنند .. .اینها که تنها اسلحه شان،  زور و دروغ  است،  پس از ماه ها فکر-؟؟-،  تنها چیزی که به مغز پوکشان رسیده اعدام چند جوان بی گناه برای زهر چشم گرفتن از ملتی ست که جانش به لبش رسیده …

بسیار خوب! آقایان! همه می دانند چرا میترسید! خودتان هم میدانید که  سرنگونی نظام ظلم تان دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد … اما آنقدر ابلهید که آتش جهنم را که  برای خود می خرید و هیزمش را زیاد  میکنید!آیا هنگامی که حکومتی،  مخالفان سیاسی-عقیدتی  خود را اعدام میکند این جنایت، نامی به جز آدم کشی دارد؟

در برابر وجدان های بیدار، این آدم کشی پوست کنده، از کشتن اسیر جنگی هم شرم آور تر  است چرا که این جنایتکاران روانی نه تنها آن را پنهان نمیکنند بلکه به آدم کشی خود هم  می نازند  و با بی پروایی  استفراغ آوری بابت اینکه مخالف دست بسته خود را جلوی چشم همگان  کشته اند چیزی هم طلب کارند …

آدم کشی آدم کشی است و با عوض کردن نام آن، چیزی توجیه نمیشود … اما انگار مغز این رهبر پرستان مشرک پارسنگ بر میدارد و گمان میکنند با تعویض نام آدم کشی به اعدام، یا با تعویض نام تازیانه زدن به تعزیر …دست گناه آلودشان پاک میشود … و خداوند هم چند غرفه از بهشت به ایشان میدهد!…

همه میدانند که آن جوانان زبان بسته ایرانی  را، وزارت اطلاعات سپاه، چند ماه پیش از آغاز جنبش سبز دستگیر کرده بود و حالا برای اجرای اعدام، فقط منتظر آخرین اشاره حجت السلام خامنه ای بودند  … میدانیم که گماشته های ولایت فقیه، این جوانان را  زیر شکنجه و فشار وادار به اعتراف های  دروغ کردند .. میدانیم که حتی خواهر آبستن یکی را دستگیر کردند تا طفل بی گناه او سقط شد …  میدانیم که به وکیل این جوان های بی پناه هم  اجازه کوچکترین  دفاعی  ندادند  … میدانیم که تا واپسین دم، حکم اعدام را حتی از خود اعدامیان و وکیلشان هم پنهان کردند … میدانیم که این اعدامی شتاب آلود بود برای خفاش هایی که تشنه خون بودند  … همه اینها جرم بدتر از گناه است ….

با این همه، بیایید فرض کنیم که این جمهوری دروغ،  این بار راست میگوید و این جوانان، به راستی وابسته به سازمان مجاهدان خلق و  یا انجمن پادشاهی و  … بوده اند… آنوقت تکلیف انسانی جنبش سبز چیست؟
قضیه بسیار روشن است: اگر حالا شما یا سران جنبش  از این جوانان اعدامی ها دفاع کنید، جلادان گلو پاره میکنند که: وا اسلاما! این ها همه طرفدار سلطنت و یا مجاهدین اند … و اگر سکوت کنید معلوم میشود که طرفدار حکومت اعدام هستید … در هر دو حال، رژیم بازی را برده است! و …

اما آنچه  محکوم است ستمکاری و  نبودن آزادی و عدم رعایت حقوق بشر است از جانب هر گروه یا دسته
امروز اگر جمهوری اسلامی ولایت فقیه و طرفدارانش را با هر گروه و دسته دیگری بسنجیم میبینیم که این رژیم دست همه را در ظلم و جنایت از پشت بسته است … اگر مثلا رژیم شاه به دلیل دیکتاتوری سیاسی اش محکوم است. جمهوری اسلامی با برقراری یک فاشیسم مذهبی نه تنها آزادی سیاسی بلکه آزادی های اجتماعی و فرهنگی را از مردم گرفت، زندان ها و شکنجه خانه ها را گسترش داد اقتصاد کشور را از میان برد، و الوات نظام یافته را بر مردم حاکم کرد ... آنچنان که در تاریخ ثبت شده، فقط در سال ۱۳۶۸  حکومت ولایت فقیه، صد ها برابر تمام دوران شاه سیاسی زندانی داشت و دهها برابر تمام آن دوران به  اعدام مخالفان سیاسی خود پرداخت …

هسته‌

___________________________________

  • گفت‌وگو با وکیل -۲ جوان اعدام شده (محمدعلی زمانی و آرش رحمانی پور) در ۸ بهمن ۸۸

___________________________________________

جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸

احمد جنتى: دو نفر را اعدام کردید، دستتان درد نکند

احمد جنتی، دبیر شوراى نگهبان و امام جمعه موقت تهران از رییس قوه قضاییه به دلیل اعدام دو تن از بازداشت‌شدگان «رویدادهاى پس از انتخابات» در ایران تشکر کرده و خواستار اعدام‌هاى بیشتر شده است.

________________________

احمد جنتی: برای رضای خدا بیشتر بکشید

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در خطبه نماز جمعه خطاب به رئيس قوه قضائيه گفت:«می‌دانیم که روحیه ضد ظلم و ولائی دارید. برای رضای خدا همانطور که دو نفر را اعدام کردید و دستتان درد نکند، بایستید.»

به گزارش خبرگزاری ایلنا، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران، امروز (۲۹ ژانویه / ۹ بهمن) در مراسم نماز جمعه ضمن تجلیل از صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به خاطر اعدام محمدرضا زمانی و آرش رحمانی پور، خواستار شدیدترین برخوردها با کسانی شد که وی آنان را «آشوبگران» می‌نامد.

تشویق به کشتار به رغم اعتراض‌های بین‌المللی

امام جمعه موقت تهران در شرایطی خواستار کشتار بیشتر مخالفان شده که اعدام محمدرضا زمانی و آرش رحمانی‌پور، اعتراض گسترده دولت‌های غربی و نهادهای مدافع حقوق بشر را برانگیخته و همزمان با آن زمینه‌های اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران فراهم است. پس از اعدام این دو جوان ایرانی، دولت‌های آمریکا و بریتانیا، عفو بین‌المللی و جامعه دفاع ازحقوق‌بشر در ایران، این اقدام را مورد انتقاد شدید قرار دادند. نماینده حزب سبزهای آلمان در مجلس فدرال نیز تاکید کرد که ایران نه تنها به خاطر برنامه هسته‌ای، بلکه به خاطر نقض حقوق بشر باید تحریم شود.

چرا در ۱۸ تیر اعدام نکردید؟

احمد جنتی حکومت را متهم کرد که در ماجرای ۱۸ تیر در سرکوب مخالفان ضعف نشان داده است. وی گفت: «چند نفر را در آن زمان اعدام کردید؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید، آینده بدتری در انتظار شما خواهد بود.» جنتی افزود: «خداوند در قرآن می‌فرماید دستور می‌دهیم به منافقین، کسانی که دل بیمار دارند و شایعه‌سازان حمله کنید و آن‌ها را بکشید.»

در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۷ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه «سلام» دست به یک تحصن آرام زدند. نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها برای درهم شکستن این تحصن به کوی دانشگاه حمله بردند و دو دانشجو به اسامی عزت‌الله ابراهیم نژاد و فرشته علیزاده را کشتند. در پی این تهاجم، درگیری دانشجویان با نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها تا روز ۲۳ تیرماه طول کشید.

«رحم نباید کرد»

دبیر شورای نگهبان ادامه داد: «قانون، فلسفه قانون و قرآن باید رعایت شود. اسلام، انقلاب و ولایت فقیه نیز باید حفظ شود و نباید این‌ها فراموش شود. خدا رحم نکند به کسانی که به مفسدین فی‌الارض رحم می‌کنند. نباید این افراد مورد ترحم قرار گیرند، دیگر جای رافت نیست، بلکه جای غلظت است.»

جنتی در بخشی دیگر از سخنان خود، آمریکا را به خاطر زلزله هائیتی مورد حمله قرار داد و گفت: «آمریکا از هر وضعیتی استفاده می‌کند تا بلایی بر سر مردم دنیا بیاورد. به هائیتی به جای غذا و دارو تسلیحات نظامی وارد کرده است که به همین دلایل ما با این دولت دشمن هستیم.»

تهدیدهای احمدی مقدم

یک روز پیش از حضور احمد جنتی در مراسم نماز جمعه، اسماعیل احمدی مقدم ،فرمانده نیروهای انتظامی، در «همایش ائمه‌جمعه فجرآفرین» حضور یافت و اعلام کرد: «امروز غبار فتنه خوابیده و نقاب از چهره فتنه‌گران افتاده است و به همین دلیل دیگر جای مدارا وجود ندارد.»

سردار احمدی ‌مقدم بدون نام بردن از کروبی وی را متهم کرد که بدون در نظر گرفتن آبروی نظام مطالبی به اثبات نرسیده را در مورد کهریزک و عاطفه  و ندا مطرح کرده است.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5191535,00.html

____________________________________

دو نفر «اعدام» شدند

تاریخ ارسال خبر :پنجشنبه , ۸ بهمن , ۱۳۸۸ @ ۲:۴۸ ب.ظ

رهانا- زندانیان: در پی تجمعات اعتراض آمیز مردم ایران در ماه‌های اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمان رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در همین راستا حکم دو نفر از این تعداد به نام‌های محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پورکه به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.

این گزارش می‌افزاید: احکام ۹ نفر دیگر از محکومان اغتشاشات ماه‌های اخیر نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است.

اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین، از جمله اتهامات این محکومان است.

که در صورت قطعیت احکام صادره، طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.

لازم به ذکر است، محمدرضا علی‌زمانی و آرش رحمانی‌پور، پیش از انتخابات بازداشت ولی در دادگاه ‌های متهمان حوادث پس از انتخابات وادار به اعتراف علیه خود شده بودند.

محمدرضا علی‌زمانی ۳۷ ساله، در فرودین ماه سال جاری بازداشت شده و مسئولان زندان قول تخفیف در مجازات را به ازای همکاری وی به او داده بودند.

همچنین آرش رحمانی‌پور ، که وی نیز در فروردین ماه و پبش از انتخابات بازداشت شده بود برای اعتراف در دادگاه و مقابل رسانه‌های جمعی تحت فشار و شکنجه شدیدی قرار داشته است به طوری که نسرین ستوده، وکیل وی، پیشتر گفته بود: قایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است. رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است.

___________________________________

اعدام نشدند، به قتل رسیدند

Posted on ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ by مجتبی سمیع‌نژاد

خبر اعدام «ناگهانی و مخفیانه» و «بدون اطلاع خانواده و وکیل» آرش رحمانی‌‌پور ۱۹ ساله و محمدعلی زمانی که «پیش از انتخابات» بازداشت شده بودند، تنها اجرای یک حکم «اعدام» نیست، عمل انجام شده یک عمل «تروریستی» از جانب قوه قضاییه و جمهوری اسلامی برای «قتل بی‌دلیل» دو تن از شهروندان است.دو شخصی که در فروردین ماه و اردیبهشت، دو ماه پیش از انتخابات بازداشت شده بودند، به اتهام «اغتشاشات بعد از انتخابات» به قتل رسیده‌اند. دو شخصی که حتا به  خاطر بازداشت فرصت حضور در «تبلیغات پیش از انتخابات» را هم نداشته‌اند.به قتل رسیدن این دو نفر در زندان اوین یک ترور و آدم‌کشی است برای ایجاد رعب و وحشت به خاطر فضایی سیاسی ایران و در پیش بودن روز ۲۲ بهمن. آن‌چه از بی‌قانونی و روند دادرسی عادلانه وجود دارد، در پرونده این دو نفر حضور داشته است. صحبت‌ها نسرین ستوده به وضوح این عمل تروریستی را مشخص می‌کند:

«من به عنوان وکیل آرش رحمانی پور از خبر اعدام ناگهانی وی شوکه شدم. به موجب قانون هیچ حکمی قبل از ابلاغ قابلیت اجرا ندارد. این حکم مخفیانه صادر شد و مخفیانه دور از کسانی که باید اطلاع داشته باشند برای اجرا رفت و پس از اجرا پایگاه اطلاع رسانی دادسرا آن را اعلام کرد. هیچ دلیلی جز ایجاد رعب و وحشت در این پرونده برای صدور حکم آرش وجود نداشت. آرش بر خلاف مطلبی که در پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی انقلاب اعلام شده در ماجراهای پس از انتخابات بازداشت نشد. او در فروردین سال جاری و دوماه قبل از انجام انتخابات و در منزل خودش بازداشت شد و در زمان دستگیری بیش از ۱۹ سال نداشت. بسیاری از اتهاماتی که علیه آرش مطرح شد مربوط به زمانی بود که کمتر از ۱۸ سال داشت. بنابراین به طور قطع ویقین پرونده آرش از پرونده های اعدام های زیر ۱۸سال است که اعلام شده و این بار اعدام زیر ۱۸ سال از بین متهمان سیاسی قربانی گرفت. در تمام طول بازداشت و محاکمه علیه وی فشارها و وعده و وعید های فراوانی در جریان بود. از ابتدا خواهر آرش بازداشت شد. دو ماه خواهر آرش در بازداشت بود. پس از آن با قرار منع تعقیب آزاد شد اما فشارهایی که در زمان بازداشت تحمل کرده بود منجر به از دست دادن فرزندش شد. آرش در تنها ملاقاتی که من به مدت ربع ساعت با وی داشتم به من گفت که در دو تا بازجویی خواهرش را روبروی او گذاشته اند و گفتند که اگر می خواهد آزاد شود باید به اعتراف هایی که از او درخواست می شود اقرار کند. همین طور به من به عنوان وکیل انتخابی آرش هرگز اجازه شرکت در محاکمه داده نشد. در جلسه ای که مرداد ماه دادگاه آرش تشکیل شد من برای شرکت در جلسه دادگاه اصرار کردم. این موضوع باعث شد ماموران امنیتی من را تهدید به بازداشت کنند و سپس با اخذ پروانه وکالت من آن را صورت جلسه کردند و بعدا پروانه را به من برگرداندند.»

هیچ توضیحی در مورد اعدام دو شخصی که پیش از انتخابات بازداشت شده‌اند برای دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی وجود ندارد به جز «تروریست» خطاب کردن آن‌ها، این عمل یک ترور سیاسی است در آستانه‌ی روز ۲۲ بهمن، آن‌چنان‌که ترور استاد دانشگاه دکتر علی محمدی پیش‌تر به همین منظور و به این شکل صورت گرفته بود.

اتهام همکاری با سازمان مجاهدین و «گروه جعلی انجمن پادشاهی» که توسط اشخاصی وابسته به دولت ایران اداره می‌شود، حربه‌یی شده برای حذف فیزیکی و صدور حبس‌های طولانی مدت‌،‌ برای فعالین و شهروندان ایران. اتهامی که «حمایت» از متهمان را به خاطر ماهیت «جرم» و «خطوط قرمز» موجود، کم‌رنگ می‌کند و در سایه همین عدم حمایت آنان به قتل می‌رسند. ۱۱ متهم در رابطه با حوادث بعد از انتخابات محکوم به اعدام شدند که اکثریت آن‌ها پیش از انتخابات بازداشت شده بودند و ربطی به حوادث بعد از انتخابات نداشته‌اند.

http://www.madyariran.net/?p=3621

____________________________________

عفو بين الملل اعدام دو تن از «متهمان» را محکوم کرد

۱۳۸۸/۱۱/۰۸

….
مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل اضافه کرده است: «اين مردان ابتدا غير منصفانه در دادگاه مجکوم شدند و اکنون به صورت ناعادلانه ای اعدام شده اند. اين در حالی است که اصلا مشخص نيست اين دو با سازمانی که به ارتباط با آن «اعتراف » کرده اند، مرتبط باشند، اين اعترافات با اجبار از آنها گرفته شده است.»محمدرضا علی‌زمانی مردادماه گذشته در دادگاه گروهی از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار شد محاکمه شد و  نخستین کسی بود که به اعدام محکوم شد.خبر محکومیت محمدرضا علی‌زمانی به اعدام که متهم به عضويت در گروه «انجمن پادشاهی ايران» بود، با اعتراض گروه های طرفدار حقوق بشر مواجه شده بود. این گروهها تاکید داشتند که آقای علی زمانی پیش از حوادث انتخابات ایران بازداشت شده است.

در همین زمینه،  محمد سيف‌زاده، وکيل حامد روحی‌نژاد، هم‌پرونده‌ای محمدرضا علی‌زمانی، نيز مهرماه گذشته اعلام کرد که «پرونده اين دو هيچ ارتباطی با انتخابات و وقايع پس از آن ندارد.»

وی همچنين گفته بود که آقای علی‌زمانی پس از آشنايی با موکلش حامد روحی‌نژاد به عراق سفر کرده و بعد از پشيمانی با ميل خود به ايران بازگشته و «تمام مسائل» را در اختيار نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی قرار داده است.

نيروهای امنيتی اما در ارديبهشت‌ماه و پيش از انتخابات بار ديگر محمدرضا علی‌زمانی را بازداشت کرده و پس از مدت‌ها بی‌خبر ماندن خانواده‌اش، او در دادگاه گروهی بازداشت‌شدگان پس از انتخابات محاکمه و در مهرماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

در همین زمینه، وکيل آرش رحمانی پور نیز تاکيد می کند که وی نقشی در حوادث پس از انتخابات نداشته است چرا که موکل او در فروردين ماه سال ۱۳۸۸، يعنی حدود سه ماه پيش از انتخابات در منزلش بازداشت شده بود.

نگرانی از موج اعدام ها

«عفو بين الملل» همچنين می گويد: قوه قضايیه ايران از محکوميت ۹ نفر ديگر از بازداشت‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات که در «دادگاه های نمايشی» به اعدام محکوم شده اند، خبر داده است.

حسيبه حاج ساهراوی در اين زمينه گفته است: «نگرانی ما اين است که اين سر آغاز موج اعدام کسانی باشد که به جرايم مبهم و مشابهی متهم شده اند.»

مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای عفو بين الملل همچنين گفته است: «اين اعدام ها بيانگر آن است که از قوه قضاييه ايران به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده می شود. مقامات (ايران) با اين اقدامات به کسانی که خواهان دستيابی به حقوق خود از طريق تظاهرات مسالمت آميز عليه حکومت هستند، هشدار می دهند که به خيابان ها نيايند.»

به گفته مقامات ايران، در جريان حوادث پس از انتخابات ايران دست کم ۴۰ نفر کشته و بيش از پنج هزار نفر نیز بازداشت شده اند. تعدادی زيادی از بازداشت شدگان اين حوادث نيز به زندان محکوم شده اند.

عفو بين الملل می گويد ايران بسياری از بازداشت شدگان را شکنجه کرده است.

http://www.radiofarda.com/content/o2_shocking_execution_iran_protesters_condemned/1942595.html

_______________________________________________

اعدام آدمیت، بزمی برای بزرگان، کاش بشکند سکوت سران

مسیح علینژاد

… مرثیه برای مرگ آنانی که در مراسم اعدام شان، بزرگان هیچ نمی گویند:

امروز روز اعدام من است ، از همان روزی که برای ” جرم مشهود” دستبند به دستم زدند ، هی توی سرم بافتم که  میهمانی این دستبند و این انتقال را باید باشکوه برگزار کنم.
امروز روز تقدیم نفس های من است به  تمام طناب های عالم، بگویید، همه بیایند، می خواهم باشکوه بمیرم، بلیط حضور در مراسم اعدامم را پیش فروش کرده بودید؟

صندلی های ویژه اش را پر از مهمانان ویژه کنید. سخت نگیرید، از نیکی کریمی و هدیه تهرانی گرفته تاعشرت شائق و الهه کولایی و سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد و محمدرضا گلزار و حداد عادل و عماد افروغ و کوچک زاده و حسین رضا زاده و پرویز پرستویی تا بچه های تیم ملی ، دار و دسته گروه موسیقی شهرام ناظری و جمعت موتلفه ای  ها را هم دعوت کنید، بگویید قالیباف هم بیاید ،هاشمی ها همه باشند چه از رفسنجان چه از شاهرود.

دیگر خودتان بهتر می دانید ، هیچ بزرگی از قلم نیفتتد همه و همه را در همان صندلی های ویژه بنشانید، بگویید می توانند با دو همراه بیایند، بچه هایشان هم باشند، می خواهم جلوی دلبندانشان، سنگ تمام بگذارم، قول می دهم موقع اجرا ، حواسم با آن پائین تر ها هم باشد، خب آدم دوست دارد آدم های معروف و محبوب و مشهوری که می مردیم تا از شان امضا بگیرم، در مراسم اش باشند اما این دلیلی نمی شود که بچه های کمپین یک میلیون امضا را که به هیچ جا راه نمی دهند ، یا بچه های شهرستان را که با اتوبوس می آمدند برای نمایشگاه کتاب و جشن های دوم خرداد و سوم تیر ، همینطور پشت در جا بمانند و من انگار نه انگار که آنها آدم اند تنها برای مهمانان ویژه بمیرم.

به خدا اگر یک نفر، فقط یک نفر را پشت در جا بگذارید، نمی گذارم از صدای خس خس ناز گلویم زیر ناز و نوازش طناب دار، حظ ببرید و مراسم را همینطور سرد و بی روح اجرا می کنم و اصلا بال بال نمی زنم و دست و پایم را موقع جان دادن ، مستانه در آسمان نمی رقصانم که لذت تام از آن تان شود.
حسرت یک زبان لای دندان گذاشتن را  در آن دم آخر به دلتان می گذارم اگر پسرها و دخترهای میدان شوش و تجریش و امام حسین را از دخترها و پسرهای شهرستانی جدا کنید و یک چادر کلفت خاکستری هم بیندازید وسطشان ، می خواهم یک امشب را همه با هم باشند، از بالا تا پایین میدان آزادی را خوب چراغانی کنید تا وقتی مینی بوسهای شهرستانی از خیابان انقلاب  پرسان پرسان می آیند ، راه را گم نکنند  ، بگذارید خوش باشیم و تا صبح با ساز و صدای نفس من  و نفس های خواهران و برادران هم قد و قواره ام ، برای مهمانان ویژه سنگ تمام بگذاریم ، یک امشب را سخت نگیرید، قول می دهیم، هیچ جرم مشهودی را مرتکب نشویم.

ببینید چقدر بلدیم مهمان نوازی کنیم ، من جان می دهم ، دوستانم یک جا بند نمی شوند، من گردنم را با ناز می برم در حلقه دستان طناب، آنها نازتر از من دستها را در هم حلقه می کنند و موج مکزیکی از سر می گیرند، من گردن به این سو و آن سو پرتاپ می کنم آنها مستانه گردن می چرخانند ، من دست و پا می زنم، آنها  پای می کوبند و رندانه دست می زنند و در آخر وقتی طناب، ناز آخرش را به گلویم کشید، من کشاله ام داغ می شود از خیسی حاصل ترس ، و چشمهای برادران و خواهرانم خیس خیس می شود از اشک،  نه، اشتباه نکنید،  نه خیس شدن پاهای باریک  من از ترس مرگ  است و نه خیس شدن چشمهای تاریک  آنها از ترس پایان یافتن من. ترس من از آن است که مبادا برای مهمانان ویژه ام خوب نرقصیده باشم و گریه دوستان هم از اجرای بد من است.

آخر لامذهب ها ، حداقل بگویید، رقص مرگم به کام کسانی که در تمام این سالها، رقص زندگی ام به ساز آنها بوده است  چگونه نشست؟ من که راضی ام. اما بعد از این ، نوبت هرکه بود، سر مادرش را یک جوری گرم کنید،  که نیاید در این بزم.

آخر مادر هیچ وقت دل خوشی از رقص نداشت خاصه آنکه جلوی این همه مهمان، آبروداری نکردم و آخر هم خیس شد این کشاله لعنتی ام از ترس.”

اگر مهمانانی هستند که در تمام این سالها من حسابی به سازش شان رقصییده بودم م و حالا برای این میهمانی ویژه  از قلم افتادند شما دعوت شان کنید…

پی نوشت:

بیست و دوم بهمن تا این اندازه هراس ناک است برای حاکمیت که به خاطرش شتاب زده  احکام اعدام را اجرا کرده اند. و اعدام متهمان دیگر این انتخابات خونین را در دستور کار دارند. می خواهند تا سالگرد جمهوری اسلامی در بیست و دوم بهمن زهره چشمی بگیرند از این جنبش و با اعدام متهمان عاشورا کاری کنند که  کسی جسارت  نکند در خیابان های شهر عاشورا  را تکرار کند.

….

آرش رحمانی پور پیش از انتخابات دستگیر شده است. این را وکیل آرش بارها و بارها گفته است. و آنگاه  با تهدید خانواده ( پدر و خواهر)  وادار می شود در دادگاه متهمان انتخابات  علیه خودش اعتراف کند. دوستی که در زندان  با او همبند بوده می گوید : آرش جوان خوشحال بوده که اعترافاتش به او کمک می کند تا زودتر آزاد شود. می گفت آرش اعترافاتی که قرار بود در دادگاه ارائه دهد را شب های قبل از دادگاه تمرین می کرد.

http://masihalinejad.com

01/28/2010 نوشته‌شده به دست | 13- سركوبگران رژيم | نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.