هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

تبریک برای ۷ ماه ایستادگی و پیروزی …

http://moghavematmelli.files.wordpress.com/2010/01/7-mah-jpg.jpg

هنوز هستند کسانی که نمیدانند چه پیروزی بزرگی در این ۷ ماه به دست آمده …

هنوز هستند کسانی که نمی دانند امروز باید به هم تبریک بگوییم … تبریک برای ۷ ماه ایستادگی و پیروزی … تبریک برای پیروزی بزرگ ملت ایران پس از ۷ ماه ستیز با جهالت، تبریک برای ستیز با دروغ، تبریک برای ستیز با  مشرکان رهبر پرست!  تبریک برای ستیز با یکی از آلوده ترین استبداد های جهان! تبریک برای ستیز با ضحاک ماردوشی  که امروز مغز و خون جوانانی نو، کامش را تلخ کرده!

تبریک برای ظهور نسلی نو!

همه نسل های پیشین ایران میتوانند  به این  نسل سبز و جوان افتخار کنند! این نسل پیروزی ست که در همان آغاز جنبش سبز،  آرزوهای بزرگ آزادی خواهان را بار دیگر زنده، و نام ایران و ایرانی را در همه جهان سر بلند کرد ….
بیگانگانی که تا دیروز، خاور میانه را آشیانه تعصب و جهل و زورپرستی و عقب ماندگی می پنداشتند، یکباره در این خطه، با یکی از زیباترین جنبش های آزادی خواهی جهان روبرو شدند که با دستان خالی با یکی از سفاک ترین رژیم های تاریخ میجنگید   …
در همان آغاز کار، ندا به نام ژاندارک ایران مشهور شد … سهراب همه فرزند کشان تاریخ را شرمنده کرد … سپس گلی پس از گلی … لاله ای از پس لاله ای … از جاپای مرگ سر زد …

اما مرگ را بر این نسل تحمیل کردند ... این نسل از  مردن و میراندن بیزار است … حاضر نیست تن به فرمان مرگ دهد و در راه پیشوایی یا آرمانی آسمانی جانش را به باد دهد  … او را میکشند چرا که عاشق زندگی ست چرا که میخواهد  آزاد  و دلاورانه زندگی کند! او را میکشند چون سر-به-راه  و مفلوک نیست او را میکشند چون بر خود مرگ و مرگ-زدگان شوریده …

انگار مرگ دارد با نسلی دست و پنجه نرم میکند که او  را به رسمیت نمیشناسد  … با اینهمه:
این نسل در پی قهرمان بازی نیست ... حتی هنگامی که به میان تظاهرات خونبار پا می نهد  خود را به همان زیبایی که خدایش آفریده می آراید … شربت شهادت او زندگی و زیبایی ست … چه کسی تا به حال دیده بوده که جنگاوری در همان هنگامه جنگ در پی  زیبایی  باشد … … اما از همین روحیه است که این همه تصاویر زیبا صفحات اول  سراسر خبرگزاری های جهان  را فرا گرفته …
این نسل، اخمو و بد آهنگ  نیست …
در میان هراسناکترین صحنه ها به حماقت ها میخندد … پس از بزرگترین گریه هایش دو باره به شادمانی و خنده میپردازد … چنان آسوده دل  انقلاب میکند که انگار دارد بازی بزرگی را پیش میبرد …انگار پیش خود کشف کرده که  دل به دریای خطر زدن عین قانون زندگی ست

این روحیه، سفاکان و ژولیده مویان حکومتی  را ذله کرده … اینان نمیدانند چه خاکی به سر کنند با نسلی که نه میشود ترساندش نه میشود فریبش داد …. نمیدانند چه ترفندی بزنند … همه آنچه در چنته دارند  نخ نما شده … دیگر انگار هیچ افسونی کارگر نیست مگر تسلیم شدن به این نسل زیبا …

هر دولت دیگری بود از داشتن چنین ملتی به  خود می بالید اما آخر این همه زیبایی زشتی رژیم ولایت فقیه را بیشتر نمایان میکند … پس باید از میان برش داشت …

اما اینک دیگر جنبش سبز ایران نقاب دروغین را از رژیم بر افکنده …

سال های سال بود که  حکومت ایران این نقاب را بر چهره داشت … میکشت و معصوم نمایی میکرد … دروغ میگفت و انگ دروغ گویی را به دیگران میزد … اما امروز در برابر او نسلی ایستاده بود که خون خواران حکومتی هیچ نمی شناختندش … این نسل فقط  شعار نمیداد …بلد بود که اندیشه کند … وابسته به هیچ گروهی نبود و رهبری نداشت جز خودش … اسلحه ای نداشت مگر دلی تپنده  و مغزی که خدایش به او داده بود و آنرا با هیچ چیزی عوض نمیکرد … این نسل،  با همان سر زندگی کودکانه اش، هنگامی که هیچکس فکرش را نمیکرد، یکباره پس  از سی سال ، نقاب سالوس رژیمی خون بار را فرو افکند  و همه جهانیان، با حیرت، در پس آن  نقاب،  صورت  زشت و پلید  یک فاشیسم زنگ زده و خونآشام  را دید که هنوز ندانسته بود تشت پر از خون جنایاتش از پشت بام فرو افتاده!

تا دیروز، این رژیم، جهانی را فریب می داد که حکومتی ست هماهنگ با فرهنگ مردم ایران و بر پا شده به دست مردمی که همه  پشت سرش ایستاده اند!
تا دیروز، بزرگترین خبرگزاریها فریب راهپیمایی های فرمایشی حکومت ایران را میخوردند و مردم ایران را هم مانند رژیمشان  میپنداشتند .. همه جنایات رژیم به نام ایران و ایرانی ثبت میشد … اما به یک چرخش چرخ نیلوفری  چیزی از آن فریب به جا نماند …


برای نخستین بار، پس از سال های آزگار، بار دیگر حساب حکومت ایران را از مردمش جدا کردند …  همه با ستایش به ایرانیان آزادی خواه نگریستند و نام ایران بار دیگر سربلندانه بر افراشته شد …


هفت ماه گذشت … درست هفت ماه … از ۲۲ خرداد تا ۲۲ دی ۱۳۸۸… و این ۷ فارسی انگار نشان پیروزی ست (victory)! ...در واقع، امروز حتی اگر جنبش سبز ایران–  به فرض محال — از رفتن باز ایستد، باز هم بزرگترین پیروزی ها ی تاریخی خود را به دست آورده: دیگر حنای رژیم خریداری ندارد … همه تلاش این رژیم مفلوک و واپسگرا بر این است که کسی به  این حقیقت بزرگ پی نبرد …

و همه هراس رژیم بر آن بود که در۲۲ دی ماه، جنبش سبز  پیروزی اخلاقی نسل جوانش را جشن بگیرد… پس آن را به خون و آتش آلود:

هفت ماه از تقلب بزرگ  ولایت فقیه  و گزمه های  سپاه در انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸  گذشته بود  … درست ۷  ماه … آنگاه   در ۲۲ دی ماه ،  همان عوامل تقلب، با بمب گذاری یک استاد فیزیک هوا دار جنبش سبز را ترور کردند …

سپس بار دیگر هزاران دست به نشانه ۷ پیروزی بالا رفت …

نخستین گام پیروزی را به نسل جوان ایران و به ملت بزرگ ایران تبریک میگوییم …

–> جنبش زيبای ايران

—> زیبایی شناختی جنبش

_________________________________________________________

چنان زيبايم من

——————————–شاملو

http://11.media.tumblr.com/l0W2VTb4moymtek9fCuFqbrso1_400.jpg

«نمی توانم زيبا نباشم
__________عشوه ای نباشم در تجلی جاودانه.
چنان زيبايم من
_______که گذرگاهم را بهاری نا به خويش آذين می کند:

در جهان پيرامنم
________هرگز

…. [مرا]

__________هراسناکی سرب
________________از خرام
_____________________باز
______________________نمی دارد.
……
***
جهان اگر زيباست
________ مجيز حضور مرا می گويد.

ابلها مردا

_____ عدوی تو نيستم   من

_______________انکار تو-ام!

_______________________________

01/13/2010 - نوشته‌شده به دست | 01- پيام‌هاي مقاومت

۱ دیدگاه »

  1. بسیار زیبا بود و چه زیبا نسل جدید را شرح داده بود! نسل زیبای مبارز…

    دیدگاه توسط ایراندخت | 01/14/2010 | پاسخ


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.