هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

آتش زیر خاکستر سبز

See full size image

نه! … این سبزه ای که امسال سبز میکنیم پژمردنی نیست!

این تنها رژیمی در جهان است که حتی با یک لبخند ساده تضعیف میشود! –در آستانه نوروز — در یکی از این روزهای اسفند سبز- همه شاد و آرام به خیابان ها بیاییم … سبز یا سفید یا سرخ …. یا با هر کدام از رنگ های رنگین کمان … فقط در خانه ننشنیم… با آرامش،  به خیابان بیاییم  و شاد باشیم از اینکه انسانی آزادیخواه و سبزیمنظام ظلم وشرک ولایت فقیه — مانند تاریکی در برابر نور عقب می نشیند

روزهای امید سبز در راه است : هفدهم اسفند – روز جهانی زن/ بیست و یکم اسفند- روز جهانی آزادی گفتار/ بیست و چهارم اسفند- روز فردوسی / بیست و پنجم اسفند- چهار شنبه سوری/ بیست و نه اسفند – روز ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق -بزرگمرد آزادی بیان  و استقلال کشور…

و هر روز نوروزی است که روز از نو و سبزی از نو …

آتشی زیر این خاکستر سبز است: امیدی که هرگز خاموش نمیشود …. و این چیزی است که نظام فاشیستی رهبرپرستان، از آن می هراسد …. همه تلاش رژیم برای خاموش کردن همین آتش است که نمی میرد (که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست!) … رهبر و گماشتگان رهبر خود را به زمین و آسمان میزنند و از تمام رذالت و جهالت خود هزینه میکنند تا این آتش را (همین امید – همین فروغ ایزدی را) خاموش کنند …   بگذارید اهریمن در برابر نور لبخند سبز شما به هراس افتد … این سبزه ای که امسال سبز میکنیم پژمردنی نیست!

See full size image۹ اسفند ۱۳۸۸

____________________________

• ایران | 26.02.2010

ایران پس از ۲۲ بهمن؛ آتش زیر خاکستر

فضای سیاسی ایران پس از ۲۲ بهمن به‌ظاهر آرام‌به‌نظر می‌رسد. اما برخی نشانه‌ها حاکی از ادامه شرایط بحرانی است. در همین‌حال پخش فیلمی از حمله نیروهای نظامی به کوی دانشگاه تهران در ۲۵ خرداد فضای جامعه را متاثر نموده است.

کوی دانشگاه؛ بغضی که پس از هشت ماه ترکید

انتشار فیلمی توسط شبکه بی بی سی فارسی از حمله نیروهای بسیج و گارد ویژه به کوی دانشگاه تهران با واکنش‌های بسیاری روبرو شده است. نسخه کامل این فیلم ساعاتی پس از انتشار توسط بی بی سی، در سایت یوتیوب قابل دسترس بود.

میزان خشونت و شدت عمل نیروهای گارد ویژه در حمله به خوابگاه دانشجویان بهت و حیرت بسیاری را در پی داشت. بسیاری از کاربران اینترنت در ایران این فیلم را  در وب سایت‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

برخی از این کاربران معتقدند انتشار این فیلم جان تازه‌ای را به جنبش سبز داده‌ و پرده از ماهیت واقعی دولت محمود احمدی‌نژاد و نیروهای حامی وی بر می‌دارد. این کاربران خشونت نیروهای گارد ویژه با دانشجویان را به‌مراتب خشونت‌بارتر از برخورد نیروهای نظامی اسرائیل با فلسطینیان می‌دانند.

از سوی دیگر انتشار این فیلم می‌تواند نشانه‌ای از وجود هواداران «جنبش سبز» در صفوف نیروهای امنیتی و نظامی حکومت ایران باشد. مخالفان حکومت ایران معتقدند خشونت‌های پس از انتخابات موجب ریزش بسیاری از نیروهای هوادار آیت الله خامنه‌ای و دولت محمود احمدی‌نژاد شده‌است.

خشونتی که همه را بهت زده کرد

گرچه پیش از این انتشار تصاویر مختلف از قتل شهروندان در راهپیمایی‌ها، حکایت از خشونت حکومت ایران در قبال معترضان بود اما حمله شبانه به خوابگاه‌های دانشجویان در کوی دانشگاه تهران و پخش تصاویری که توسط نیروهای انتظامی ضبط شده، جای هیچ انکاری را برای مسولین حکومتی در ایران باقی نمی‌گذارد.

در بخشی از این فیلم مشاهده می‌شود که نیروهای بسیج با فریادهای «حزب الله، ماشالله» در تلاش برای ورود به کوی دانشگاه وارد شوند اما مقاومت دانشجویان مانع این امر می‌گردد.

وسایل تخریب شده خوابگاه دانشجویان پس از حمله گارد ویژه

وسایل تخریب شده خوابگاه دانشجویان پس از حمله گارد ویژه

در نهایت پس از حضور پر تعداد نیروهای گارد ویژه، کوی دانشگاه به تصرف نیروهای نظامی و شبه نظامی در می آید. خشونت نیروهای گارد به حدی است که برخی افراد لباس شخصی از آنها می‌خواهند به ضرب و شتم دانشجویان پایان دهند.

در بخش دیگری از این فیلم، دو مامور پلیس یک دانشجو را با دستان بسته با سرعت زیاد روی زمین می‌کشند و در همین حال یک فرد با لباس شخصی با پا ضرباتی را به این دانشجو وارد می‌کند.

وب‌سایت‌های هوادار جنبش اعتراضی مردم ایران حوادث رخ داده در این روز را «تاسف‌بار»، «دردناک» و «غیر قابل باور» خواندند و خواستار توضیح مسوولان انتظامی و امنیتی شدند.

«دی‌وی‌دی سبز»؛ استراتژی جدید جنبش اعتراضی

سایت تابناک از توزیع گسترده DVD حوادث پس از انتخابات در کوچه و خیابان‌های تهران خبر داده است. این DVDها که با عنوان «دی‌وی دی سبز» در وب سایت‌های اینترنتی حامی «جنبش سبز» نیز قابل دسترسی است حاوی فیلم‌هایی از حوادث پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران است.

تصاویری از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، راهپیمایی‌های ۲۵ خرداد، روز قدس، ۱۳ آبان و عاشورای امسال بخش دیگری از فیلم‌های موجود در این DVD است.

از ایران خبر می‌رسد که این DVDها به طرز گسترده‌ای تکثیر و در تهران و دیگر شهرهای ایران توزیع شده است.

کارشناسان معتقدند که انتشار گسترده این فیلمها می‌تواند در دراز مدت تاثیرات زیادی بر جامعه ایران بگذارد و شهروندانی را که تنها از منابع خبری رسمی همچون صدا و سیمای دولتی استفاده می کنند در جریانات رخدادهای هشت ماهه اخیر قرار دهد.

فعالان جنبش اعتراضی امیدوارند این روش که با عنوان «اطلاع‌سانی سبز» در دستور کارقرار گرفته بتواند همچون شعار نویسی بر روی اسکانس‌ها به افزایش نفوذ و گسترش جنبش کمک نماید.

MH/MM

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5294878,00.html

_______________________________________________________

28 فوريه 2010 – 09 اسفند 1388

دادستان تهران: اجازه نمی دهیم کسی بدون مجوز به خیابان بیاید

جعفری دولت آبادیدادستان تهران از خانواده های خواست که مواظب فرزندانشان در مراسم چهارشنبه سوری باشند

عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران ضمن هشدار در باره مراسم چهارشنبه سوری، گفته که «دیگر شاهد تظاهرات خیابانی نخواهیم بود و اجازه نخواهیم داد کسی بدون مجوز در کف خیابان ها بیاید و موجب بر هم زدن امنیت مردم شود.»

آقای دولت آبادی در جمع خبرنگاران بدون نام بردن از کسی گفت که «عده ای باز هم با صدور بیانیه و مطرح کردن برخی مطالب، اقدام به تشویش فضای جامعه می کنند اما مردم جواب آنها را داده اند و باز هم به آنها پاسخ خواهند داد.»

دادستان تهران می گوید که عده ای «در انتخابات، جمهوریت و در روز عاشورا، اسلامیت نظام را هدف قرار دادند و به فکر براندازی حکومت بودند.»

معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، در ماههای اخیر و به خصوص در روزهایی که مراسم رسمی برگزار می شود، به اشکال گوناگون اعتراض خود را مطرح کرده اند و مقامات ایرانی نگرانند که این اعتراضات در مراسم چهارشنبه سوری نیز ادامه پیدا کند.

در تظاهرات روز عاشورا، که دستکم هشت کشته برجای گذاشت، در برخی نقاط تهران عزاداران مخالف دولت به طور پراکنده به مقابله با حملات شدید و بی سابقه ماموران امنیتی دست زدند و تعدادی از آنان نیز توسط ماموران بازداشت شدند.

بعد از حوادث خشونت بار روز عاشورا، در جریان راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور معترضان چندان به چشم نیامد اما مخالفان دولت می گویند که فضای امنیتی باعث شده تا معترضان نتوانند اعتراض خود را نشان دهند.

میرحسین موسوی یکی از رهبران مخالفان دولت روز گذشته، (هشتم اسفند) راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را «به شدت» تحت تأثیر حضور جنبش سبز دانست و گفت: «درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود».

آقای موسوی با اشاره به تاکید مشترک خود و مهدی کروبی برای برگزاری یک راهپیمایی از سوی «جنبش راه سبز» با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی گفت: «افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب».

چون معترضان در فرصت های مختلف سعی کرده اند، اعتراض خود را نشان دهند، پیش بینی می شود در مراسم چهارشنبه سوری نیز حرکت اعتراضی ادامه یابد.

پلیس و مقامات قضایی بارها نسبت به حضور معترضان در چهارشنبه سوری هشدار داده اند و آقای جعفری دولت آبادی هم تاکید کرده که «ما در مورد شادی مردم بحثی نداریم اما با کسانی که بخواهند با سوء استفاده از فضای چهارشنبه آخر سال، موج سواری کنند، بر خورد می کنیم.»

دادستان تهران از پلیس خواسته که «با اقدامات مخل نظم و امنیت به صورت قاطع برخورد کند.» چون به گفته وی، «عده ای سعی می کنند با آسیب رساندن به مردم، عقده های خود را خالی کنند.»

هشدار دادستان تهران در حالی مطرح شده که یک روز پیشتر، میرحسین موسوی یکی از رهبران مخالفان دولت در مصاحبه ای، چهارشنبه سوری را «یادمان جشنواره نور علیه تاریکی» دانست و گفت: «علاقه مندان به جنبش راه سبز ضمن آنکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم باعث اذیت و آزار مردم بشود».

آقای موسوی با ابراز نگرانی از این ممکن است مخالفان جنش سبز در صدد بدنام کردن این جنبش در چهارشنبه سوری باشند، گفت:»ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد؛ سبز بودن به لباس و نماد نیست».

عده ای از مخالفان دولت، خواستار استفاده از مراسم سنتی چهارشنبه آخر سال برای انجام تحرکات اعتراضی شده اند.

در سالهای اخیر به دلیل برخی محدودیت هایی که برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری وجود داشت به جای مراسم سنتی نظیر پریدن از روی آتش و قاشق زنی استفاده از انواع ترقه و فشفشه غیر استاندارد و گاهی دست ساز جایگزین آن شد و برای همین چهارشنبه سوری در اکثر شهرها به خصوص پایتخت به روزی پرحادثه تبدیل شده است و پلیس همواره سعی کرده تا از میزان خسارت ها کم کند.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/02/100228_l01_dolatabadi_charshanbesori.shtml

02/28/2010 نوشته‌شده به دست | 01- پيام‌هاي مقاومت, 05- ستادهاي خبري | نوشتن دیدگاه

مصاحبه موسوی و کروبی

شنبه, ۸م اسفند, ۱۳۸۸

گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز

مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند/ اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد/برای راهپیمایی 22 بهمن امسال اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم/اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است/افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب/جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد/هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم/ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند/مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند/جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است/علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم /جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند/سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است.

کلمه:میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”

متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:

*سه هفته از راهپیمایی ۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟

- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.

* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟

- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.

* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟

- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.

*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.

- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.

*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟

- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چارچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.

* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟

- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمرگی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.

ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.

ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام ملت، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.

در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.

* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟

- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.

ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادیویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.

به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.

* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟

- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.

ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.

به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.

*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟

- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟

* در مورد روحانیون چطور؟

- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.

به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.

*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟

- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.

*و نکته آخر؟

– بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.

http://www.kaleme.com/1388/12/08/klm-12528

_________________________________________________

جمعه, ۷م اسفند, ۱۳۸۸

این روزها میگذرد ولی آثارش خواهد ماند

اسلام و جمهوریت که همان “میزان رای ملت است” آسیب دیده است.امام میگفت تصمیم نهایی با مردم است و در بدترین شرایط هم نگذاشت برای انتخابات ابهام رخ دهد. ما وعده هایی به مردم دادیم که آن وعده ها آسیب دیده است.هنوز به جمهوری اسلامی معتقدم ولی نه به جمهوری اسلامی اینچنینی! پیش بینی نمی کردم حکومت و دولت این کار را انجام دهند و تا این میزان در رای مردم مهندسی عمل نمایند.خودم را رهبر جنبش مردمی سبز نمیدانم.ما دولت آقای احمدی نژاد را دولت مستقر میدانیم که باید پاسخگو باشد ولی دولت را شرعی و قانونی نمیدانیم.

کلمه:مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی Corriere della Sera به سوالات خبرنگار این روزنامه پاسخ داد.

به گزارش سحام نیوز مشروح این مصاحبه بدین شرح است:

- چند ساله بودید که به مبارزه علیه رژیم شاه پرداختید؟ چرا چنین کردید؟

مبارزات من از سال ۱۳۴۱ شروع شد. ۲۴ یا ۲۵ ساله بودم و من به امام خمینی علاقه داشتم. از طرف دیگر پدرم انسانی مبارز بود. ایشان در جبهه ملی و در جنبش ملی نمودن صنعت نفت در ایران نیز حضوری فعال داشتند.

- در جایی خواندم که شما به عنوان یکی از رهروان امام خمینی بسیار مجذوب او بودید. آیا ایشان همچنان یک مدل رفتاری و عملی برای شما هستند؟

کاملاً درست است. من به امام علاقه داشته و دارم و ایشان را الگوی خود میدانم. ایشان دارای تقوا، بصیرت و دوراندیشی بودند.این علاقه من پس از رحلت ایشان حتی افزایش یافت و این به دلیل حوادث و رخدادهایی بود که در آنزمان روی داد. امام کشور را در بدترین شرایط(دهه اول انقلاب) رهبری نمودند.آن زمان کشور در جنگ بود و سران بزرگ و کوچک کشور ترور و شهید میشدند. لذا با توجه به شرایط آن زمان ممکن است تصمیم گیری های خاص نیز صورت گرفته باشد و گاهاً تند روی هایی صورت پذیرفته باشد. اما زمانی که من میگویم الگو، نمیخواهم بگویم الگویی بی عیب و نقص بوده است. لیکن تصمیمات و رفتارها را باید در همان زمان خودش مورد بررسی قرار داد و با آن شرایط که در آن هست باید سنجید.

- بدترین کاری که به نام انقلاب انجام شده است چیست؟

جمهوری اسلامی متشکل از جمهوریت و اسلامیت است. بدترین اتفاق آسیبی بود که به هردوی این اصول وارد شد. این کشور با نام جمهوری اسلامی نامیده میشود. من نمیخواهم بگویم هم اکنون چیزی از این جمهوری اسلامی باقی نمانده، ولی آسیب بسیار جدی به آن وارد شده است.

اسلام آسیب دیده و جمهوریت که همان “میزان رای ملت است” نیز آسیب دیده است.امام میگفت تصمیم نهایی با مردم است و همیشه تکیه به رای مردم میکرد و در بدترین شرایط هم نگذاشت برای انتخابات ابهام رخ دهد. ما وعده هایی به مردم دادیم که آن وعده ها آسیب دیده است.

بحث ما براندازی نظام نیست بلکه اصلاح است. هنوز به جمهوری اسلامی معتقدم ولی نه به جمهوری اسلامی اینچنینی! جمهوری اسلامی که به مردم وعده داده بودیم. جمهوری اسلامی که ۹۸% رای مردم را همراه خود داشت.جمهوری اسلامی که انتخابات آزاد داشته باشد و نه انتخابات مهندسی شده. از طرفی به اسلام مترقی،اسلام رافت،اسلام محبت معتقدم و نه اسلام خشونت و اسلام خرافی!

- نخست وزیر ایتالیا با اعمال تحریم علیه ایران موافقت کرده است. نظر شما در رابطه با اعمال تحریم علیه ایران چیست؟

روابط مجالس ایران و ایتالیا در زمان ریاست بنده بسیار خوب بود. حضور من در ایتالیا در آن زمان و سفر ۲ رئیس مجلس ایتالیا به ایران نشان از روابط خوب سیاسی میان دو کشور بود. حتی نامه روسای مجالس ایتالیا به سران حکومت ایران در خصوص پیامدهای بازداشت من، گویای آن روابط است که این جای تقدیر و تشکر از روسا و نمایندگان مجلس ایتالیا را دارد.

اما من در رابطه با تحریم کاملاً مخالفم. زیرا تحریم ایجاد فشار بر مردم است . این فشارها به به فشارهای اقتصادی و … که بر اثر سیاست های غلط دولت بر مردم وارد میشود، می افزاید. بی تردید سخنان ناسنجیده و مواضع غلطی که دولت در سیاست داخلی و خارجی خود داشته برای مردم پیامدهای سنگینی به همراه داشته است.

- آیا هنوز باور دارید که باید از مردم در اداره دولت استفاده نمود؟آیا به حضور بخش خصوصی در اداره بخش هایی از دولت اعتقاد دارید؟

من معتقدم تا آنجا که میتوانیم باید بخش خصوصی را فعال کنیم ولی باید موارد و ظرفیت هایش بررسی شود.

- پیش از انتخابات تصور میکردید این اتفاقات روی دهد؟(چه از جانب حکومت و چه از جانب مردم)

من پیش بینی نمی کردم حکومت و دولت این کار را انجام دهند و تا این میزان در رای مردم مهندسی عمل نمایند. از طرف دیگر حکومت بعد از انتخابات اقدام به سر سختی و عدم مدارابا مردم نمود که این باعث چنین مسائلی شد. در روز اول مردم میگفتند رای من کو؟ این مردم همان مردم هستند. اما حالا چه بر سرشان آمده که چنین شعارهایی میدهند؟ مردم به دنبال انتخابات سالم و بازگشت رای شان هستند.

- تحت چه شرایطی شما آماده مصالحه با احمدی نژاد و دولت وی هستید؟

من خودم را رهبر جنبش مردمی سبز نمیدانم. من خودم را عضوی از این جنبش و حرکت اصلاحی میدانم. حرکت من بازگشت به خواست مردم و آرمان های آنان است که آن حاکمیت خود مردم است. من با احمدی نژاد نه دعوای شخصی دارم و نه صلح و سازش! ما دولت آقای احمدی نژاد را دولت مستقر میدانیم که باید پاسخگو باشد ولی دولت را شرعی و قانونی نمیدانیم. از طرفی دیگر من کسی نیستم که بخواهم با کسی مصالحه کنم. مردم باید تشخیص دهند که با دولت مصالحه کنند یا نه! مردم به این دولت اشکال دارند و مردم اند که مدیریت را قبول ندارند.مردم قبول ندارند این شیوه ای را که احمدی نژاد در برخورد با دنیا در پیش گرفته است و ما هم جزئی از همان مردم هستیم.

- آیا فکر میکنید جمهوری اسلامی بتواند با آمریکا رابطه برقرار کند؟

بارها گفتیم فقط با اسرائیل آن هم به دلیل آواره نمودن عده انسان از وطن و سرزمین شان، ارتباط برقرار نمیکنیم. رابطه عادلانه و با احترام متقابل ضمن در نظر گرفتن حقوق دو طرف مطلوبست.لیکن این دولت دچار یک وضع خاص است که نمیتواند با آمریکا رابطه برقرار کند. دولت ایران از یک طرف به دولت آمریکا نامه مینویسد و از طرفی دیگر حرفهای تند و تیز بر ضد دولت آمریکا می گوید. متضاد عمل کردن در روابط بین الملل پاسخ نمیدهد.

- شما یکروز قبل از راهپیمایی زمان و مکان حضور خود را اعلام کردید. آیا نترسیدید که به شما آسیب برسانند؟

خیر! چرا باید بترسیم؟از چه چیز و چه کسی باید هراس داشته باشیم؟ این حق ما بود.۲۲بهمن مسئله پیروزی ما در سال ۵۷ بود. اگر روز قدس روز مردم فلسطین بود، روز ۲۲بهمن روز پیروزی خود ما بود و باید میآمدیم.

- روز راهپیمایی ۲۲بهمن برخورد نیروهای حکومتی با مردم و معترضین خشن بود. دلیل چه بود؟

در اینکه خشن بود شکی نیست.در اینکه این برخورد با مردم بی سابقه بود کاملاً صحیح است.اینبار حاکمیت نمیخواست جمعیتی شکل بگیرد. حاکمیت از تمام ظرفیت های خود در این جهت استفاده نمود. از ارگان های مختلف نیرو آورد و دوستان و نزدیکان ما را دستگیر و برخی را نیز مورد تهدید قرار داد. و این گونه نیست که چون آنها اینهمه تدارک دیدند و لشکرکشی کردند ما نرویم. میدانستم اینگونه میشود و آمدم.آینده هم اگر راهپیمایی باشد خواهم رفت حتی اگر بدتر از این برای من پیش آید. آنان در رسانه ها گفتند مردم سران فتنه را راه ندادند! سوال من از این رسانه های وابسته به حکومت و دولت این است که آیا مردم عادی گاز اشک آور دارند؟ آیا مردم عادی باتوم و قمه دارند؟ آقایان بدانند که این روزها میگذرد ولی آثارش خواهد ماند.

- وضعیت فرزندتان “علی” چگونست؟

من دوست ندارم در مورد فرزندم چیزی بگویم؛ ولی همانگونه که در یکی از بیانیه های قبلی گفتم، خود و خانواده ام آماده پرداخت هرگونه هزینه ای هستیم. لیکن چون سوال فرمودید وضعیت جسمی فرزندم علی رو به بهبود است. شرایطش در روزهای اول بسیار بد بود. نگران وضعیت جسمی و روحی اش هستیم. البته بلاها و صدمات وارده به علی یک نمونه کوچک از آسیب ها و حوادثی است که بر دیگر فرزندان این ملت نیز گذشته است و این هزینه است که نظام متاسفانه در حال پرداخت آن است.

02/28/2010 نوشته‌شده به دست | 01- پيام‌هاي مقاومت, 04- بيانيه‌ها | نوشتن دیدگاه

«نوروز» بين المللى شد!

مجمع عمومى سازمان ملل روز بين المللى «نوروز» را به رسميت شناخت

۱۳۸۸/۱۲/۰۵

مجمع عمومى سازمان ملل متحد در نشست عصر سه شنبه خود تصويب كرد كه روز ۲۱ مارس، اول نوروز، به عنوان «روز بين المللى نوروز» نامگذارى شود.

در قطعنامه روز بين المللى نوروز اشاره شده كه ۲۱ مارس (اول فروردين) همزمان با آغاز فصل بهار، توسط بيش از ۳۰۰ ميليون نفر از مردم جهان به عنوان نخستين روز سال جديد (خورشيدى) جشن گرفته مى شود.

اين قطعنامه مى افزايد: جشن آغاز نوروز كه ريشه ايرانى دارد بيش از سه هزار سال است كه در مناطق بالكان، حاشيه درياى سياه، قفقاز، آسياى مركزى، خاورميانه و ساير مناطق گرامى داشته مى شود.

مجمع عمومى سازمان ملل از اعضاى خود خواسته است تا با جشن گرفتن اين روز، تاريخ و سنت هاى آن را با چشم انداز گسترش هويت نوروز در ميان جامعه بين المللى، مورد مطالعه قرار دهند.

اين مجمع همچنين خواستار برنامه ريزى سالانه براى پاسداشت اين روز توسط اعضاى سازمان ملل شده است.

پس از تصويب سند نامگذارى روز بين المللى نوروز در مجمع عمومى سازمان ملل، معاون نمايندگی ايران در سازمان ملل در سخنانى از جلال الدين مولوى، شاعر ايرانى، نقل و قول كرد كه آغاز سال نو را به عنوان «تحول در زمين و جان ها» معرفى كرده است.

اسحق آل حبيب گفت: «بزرگداشت نوروز در واقع تجسم يكى از اهداف متعالى سازمان ملل يعنى تقويت صلح جهانى از طريق احترام به فرهنگ هاى ملى، ميراث فرهنگى جهانى و تنوع فرهنگى است.»

سند قرار گرفتن نوروز در فهرست ميراث بين المللى سازمان علمى، فرهنگى و آموزشى سازمان ملل، يونسكو، روز ۳۰ سپتامبر سال ۲۰۰۹ به تصويب رسيده بود.

در اين سند اشاره شده كه جشن نوروز يادآور آن است كه زندگى در پيوند با طبيعت تعريف مى شود و بيانگر پيوند ناگسستنى ميان كار سازنده با چرخه هاى طبيعى تجديد پذير و همچنين نشان دهنده اشتياق و نگرش احترام برانگيز نسبت به ريشه هاى طبيعى زندگى است.

در اين قطعنامه كه توسط نمايندگى هاى ايران، جمهورى آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركيه، تركمنستان، قزاقستان و قرقيزستان به مجمع عمومى سازمان ملل ارايه شده بود از نوروز به عنوان جشنى ياد شده كه براى بشريت عناصر مهمى در بر دارد و گفت و گوى بين فرهنگى و درك متقابل را تقويت مى كند.

قطعنامه روز بين المللى نوروز در ۱۷ بند مقدماتى و پنج بند اجرايى تنظيم شده است و در آن علاوه بر شناسايى روز ۲۱ مارس (اول فروردين) به عنوان روز بين المللى نوروز از كشورها خواسته شده تا در باره اين جشن و سازماندهى مراسمى در بزرگداشت نوروز اقدام كنند.

همچنين از كشورهايى كه نوروز را گرامى مى ‌دارند خواسته شده تا براى پژوهش پيرامون تاريخ و سنت‌هاى نوروزى با هدف انتشار آگاهى در مورد ميراث نوروز در ميان جامعه بين المللى تلاش كنند.

http://www.radiofarda.com/content/f4_Nowruz_Persian_resolution_UN_assembly/1967417.html

02/24/2010 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 08- فرهنگ و ادبيات | نوشتن دیدگاه

کوی دانشگاهX رجب زاده

شکاف میان نیروی انتظامی و سپاه علنی شد!

۰۳ اسفند ۱۳۸۸ امیر آزاد

شکاف میان نیروی انتظامی و سپاه علنی شد. در ساعت 22 تاریخ 3 اسفند 1388 تلویزبون فارسی بی بی سی با پخش تصاویری دردناک از واقعه کوی دانشگاه امسال یکبار دیگر خشونت عریان نیروهای سرکوب گر را به مردم نشان داد تا ایران را در بهت و حیرتی شگرف قرار دهد. تصاویر آنچنان بد بود که تلویزیون بی بی سی به سختی توانست گوشه هایی از این وحشی گری را به تصویر بکشد. اما نکته پنهان این ماجرا را میتوان در لابلای این فیلم جست، جایی که فیلمبردار در حین تصویربرداری میگوید که این حمله به درخواست سردار رجب زاده که به تازگی بازنشسته شده است انجام میشود. با توجه به اینکه در چند روز پیش سردار رجب زاده عملا نیروی انتظامی را از هرگونه خشونت در جریان حوداث بعد از انتخابات مبرا دانسته و در اینجا به روشنی میگوید که سپاه ثارالله تهران مسئولیت را بعد از 22 خرداد به عهده داشته است میتوان به حوادث این روزها شک کرد که چگونه درگیری لفظی میان نیروی انتظامی و سپاه همراه میشود با پخش تصاویری با دوربین لباس شخصی ها! در حقیقت بعد از مصاحبه سردار رجب زاده که سپاه را مسئول حوادث خونین بعد از انتخابات میدانست و سعی در مظلوم نشان دادن ناجا داشت، سپاه برای اینکه دچار ضربه در بدنه نشود سریعا دست به انتشار تصاویری زد که در آن سردار رجب زاده مسئول مستقیم این حمله شناخته میشود. به فرض اینکه این وقایع حقیقت داشته باشند میتوان نتیجه گرفت که میان نیروهای نظامی شکافی گسترده و علنی به وجود آمده است و هر یک سعی در بی تقصیر نشان دادن خود دارند تا در نهایت وجه المصالحه ای برای بقای نظام قرار نگیرند.

شکاف میان نیروی انتظامی و سپاه علنی شد.

در ساعت ۲۲ تاریخ ۳ اسفند ۱۳۸۸ تلویزبون فارسی بی بی سی با پخش تصاویری دردناک از واقعه کوی دانشگاه امسال یکبار دیگر خشونت عریان نیروهای سرکوب گر را به مردم نشان داد تا ایران را در بهت و حیرتی شگرف قرار دهد. تصاویر آنچنان بد بود که تلویزیون بی بی سی به سختی توانست گوشه‌هایی از این وحشی‌گری را به تصویر بکشد.

اما نکته پنهان این ماجرا را میتوان در لابلای این فیلم جست، جایی که فیلمبردار در حین تصویربرداری میگوید که این حمله به درخواست سردار رجب زاده که به تازگی بازنشسته شده است انجام می‌شود. با توجه به اینکه در چند روز پیش سردار رجب زاده عملا نیروی انتظامی را از هرگونه خشونت در جریان حوداث بعد از انتخابات مبرا دانسته و در اینجا به روشنی میگوید که سپاه ثارالله تهران مسئولیت را بعد از ۲۲ خرداد به عهده داشته است می‌توان به حوادث این روزها شک کرد که چگونه درگیری لفظی میان نیروی انتظامی و سپاه همراه میشود با پخش تصاویری با دوربین لباس شخصی‌ها!

در حقیقت بعد از مصاحبه سردار رجب زاده که سپاه را مسئول حوادث خونین بعد از انتخابات می‌دانست و سعی در مظلوم نشان دادن ناجا داشت، سپاه برای اینکه دچار ضربه در بدنه نشود سریعا دست به انتشار تصاویری زد که در آن سردار رجب زاده مسئول مستقیم این حمله شناخته می‌شود.

به فرض اینکه این وقایع حقیقت داشته باشند میتوان نتیجه گرفت که میان نیروهای نظامی شکافی گسترده و علنی به وجود آمده است و هر یک سعی در بی تقصیر نشان دادن خود دارند تا در نهایت وجه المصالحه ای برای بقای نظام قرار نگیرند.

مقاله چاپ شده در خودنویس

__________________

حمله به کوی دانشگاه تهران-25 خرداد۱۳۸۸

(پخش برای اولین بار دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸: BBC)

_______________________________________

دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸

فضلی و رجب زاده برکنار شدند

نه کشتیم، نه کشته دادیم اما رفتیم

فرماندهان  نیروی انتظامی تهران بزرگ و سپاه استان تهران که نقش اصلی در سرکوب های اعتراضات ماه های اخیر برعهده داشتند، در دو روز پیاپی تغییر کردند.به این ترتیب از این پس سردار حسین ساجدی نیا به عنوان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ و سردار حسینی مطلق، مسئولیت سپاه سیدالشهداء را بر عهده خواهند داشت.

این تغییر و تحولات در حالی صورت گرفته که با وجود سخنان مقامات امنیتی و نظامی در مورد آنچه که «سرکوب فتنه سبز» می نامند، فرمانده نیروی انتظامی تهران در مراسم تودیع خویش ضمن تجلیل از «عملکرد درخشان» خود مدعی شده است: «نیروی انتظامی در جریات وقایع پس از انتخابات نه کسی را کشت و نه کشته داد». او در عین حال تمامی مسئولیت ها را متوجه قرارگاه ثارالله و سپاه محمد رسول الله که به گفته وی  مسئول امنیت تهران بزرگ پس از انتخابات را برعهده داشته، کرده است.
به نوشته خبرگزاری ایلنا، رجب زاده در مراسم تودیع اش مدعی شده است سمت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را به درخواست خود واگذار کرده؛ این درحالیست که روزنامه جمهوری اسلامی، در ستون «جهت اطلاع» خود علت تغییر وی را پایان دوران خدمت و ورود به بازنشستگی عنوان کرده است.
در همین حال برخی از سایت های مستقل خبری، علت برکناری وی را ناشی از تصمیم برخی از مقامات بلندپایه امنیتی معرفی کرده اند.
رجب زاده در حالی از کشته نشدن شهروندان به دست نیروهای تحت امرش سخن گفته که بر اساس فیلم های منتشر شده در اینترنت، قتل یکی از شهروندان به دلیل عبور خودروی زره پوش نیروی انتظامی از روی بدن وی در سرکوب تظاهرات روز عاشورا، موجب ابراز انزجار جامعه جهانی از سرکوب معترضان به دست نیروهای انتظامی ایران شد و موجب گردید تا اتحادیه اروپا درباره نقض گسترده حقوق بشر به مقامات ایران هشدار دهد.
در همین حال شب گذشته و تنها یک روز پس از ابراز افتخار عزت الله رجب زاده از فعالیت 16 ماهه خود در سمت فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، تلویزیون فارسی بی.بی.سی فیلمی را پخش کرد که  حمله یگان های ضد شورش نیروی انتظامی در شب 25 خرداد به کوی دانشگاه تهران را نشان می دهد.
بی.بی.سی گزارش داده است که دستور حمله به کوی دانشگاه را «عزیز الله رجب زاده» صادر کرده است. حمله ای که از سوی آیت الله خامنه ای نیز محکوم شداما در همان مقطع نهاد های وابسته به دولت ادعا کردند که «نیروهای خودسر» در آن حمله شرکت داشته اند.
گفته می شود افشای سند بی.بی.سی می تواند از جمله دلایل برکناری رجب زاده از سمت فرمانده تهران بزرگ باشد.
با این حال انتصاب سرتیپ پاسدار حسین ساجدی نیا به سمت فرمانده جدید تهران بزرگ نیز موجی از اعتراض را در محافل سیاسی مخالف دولت به دلیل ارتباط وی با ماجرای کهریزک ایجاد کرده است.
این سردار سپاهی که هم اکنون فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را عهده دار شده، پیش از این معاون عملیاتی فرمانده نیروی انتظامی در زمان فرماندهی سردار رادان بوده و به همراه وی در نیروی انتظامی اصفهان مشغول به فعالیت بوده است.
خبرگزاری کار ایران نیز وی را از جمله فرماندهانی که در گسترش نیروهای یگان ویژه نقش داشته معرفی کرده است.
در همین حال انتصاب وی به سمت فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ با گمانه زنی هایی درباره ماموریت وی برای روزهای آخر سال و شب چهارشنبه سوری همراه بوده است. گمانه زنی هایی که با واکنش اسمائیل گرامی مقدم در مراسم تودیع و معارفه مواجه شد و وی با بیان اینکه «تحول در سطح فرماندهی تهران بزرگ بحث یک ماه نیست» هر نوع ارتباط انتصاب ساجدی نیا با روز چهارشنبه سوری را رد کرد.
این در حالیست که ساجدی نیا پس از پایان مراسم معارفه اش، در جمع برخی از خبرنگاران حاضر شد و از گسترش نقش بسیج در سرکوب اعتراضات مردمی خبر داد.
بنا به نوشته خبرگزاری ایسنا، وی گفته است: «نیروی عظیم بسیج به عنوان یک نیروی مردمی همواره در راستای خدمت رسانی به مردم حضور داشته و در دوره جدید مدیریت انتظامی تهران در صورت نیاز از این نیرو استفاده می کنیم».
آگاهان سیاسی معتقدند تاکید فرمانده جدید پلیس پایتخت بر افزایش نقش بسیج به گسترش حضور نیروهای لباس شخصی در سرکوب اعتراضات احتمالی آینده منجر خواهد شد.

همچنین در تحولی دیگر روز گذشته فرمانده جدید سپاه سید الشهداء نیز در مراسمی با حضور مرتضی تمدن، استاندار تهران و رئیس شورای تامین استان منصوب شد.به این ترتیب سردار علی فضلی پس از دو سال جای خود را به سرتیپ پاسدار بهرام حسینی مطلق داد و از این پس این حسینی مطلق خواهد بود که فرماندهی عملیات میدانی سرکوب اعتراضات را برعهده خواهد داشت.

هنوز جزئیاتی از سابقه فرمانده جدید سپاه استان تهران منتشر نشده و وی از جمله سرداران ناشناخته سپاه برای محافل سیاسی است.

گفتنی است، سپاه سید الشهداء که به «سپاه استان تهران» شهرت دارد، یکی از دو رکن اصلی سپاه پاسداران در تهران در کنار سپاه محمد رسول الله است که فرماندهی آن را سردار حسین همدانی بر عهده دارد.

بر اساس وظیفه جدید سپاه که ازسوی فرمانده این نیرو «مقابله با تهدیدات داخلی» اعلام شده، «سپاه تهران بزرگ» از «سپاه استان تهران» در تقسیمات جدید این نیرو جدا شده است و خود به عنوان رکن سی و یکم سپاه عمل می کند و فرمانده آن در جلسات شورای تامین استان شرکت خواهد کرد.

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/february/22//-bc29677198.html

__________________________________________

دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸

وزیر علوم: استاد باید به ولایت فقیه ملتزم باشد

محکومیت دانشجویان،اخراج استادان

در حالی که فشار بر دانشجویان منتقد روز به روز بیشتر می شود، وزیر علوم هم اعلام کرد استادان «سکولار» برای دانشگاه‌های کشور مناسب نیستند. دانشجو روز دوشنبه در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان سنجش کشور گفت «دانشگاه‌های ایران به استادانی که جهان‌بینی اسلامی را قبول ندارند، نیازی ندارد و آنها باید در جای دیگری مشغول شوند.»

وزیر علوم در عین حال تاکید کرد که «دانشگاه‌ها به استادانی نیاز دارند که به ولایت فقیه، التزام داشته و ارزش‌مدار باشند.»

وی در بخش دیگری از اظهارات خود جناحی عمل کردن را «سمی» برای دانشگاه دانست و افزود:‌ «دانشگاه اگر جناحی عمل کند، حتما به آموزش عالی کشور خیانت کرده است.»

کامران دانشجو، ۲۲ آذر ماه نیز به روسای دانشگاه‌ها دستور داده بود با «اهانت‌کنندگان» به مقدسات برخورد کنند که در غیر این صورت، «مردم انقلابی»، خود اقدام خواهند کرد.

اظهارات وزیر علوم دولت احمدی‌نژاد در حالی ایراد می‌شود که گزارش‌ها از بازنشستگی حدود ۱۲ استاد دانشگاه علامه طباطبایی حکایت دارد، هر چند رئیس این دانشگاه این گزارش‌ها را رد کرده است.

مرتضی مردیها، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و صبا واصفی، پژوهشگر و استاد دانشگاه شهید بهشتی نیز چندی پیش از ادامه تدریس محروم شده‌اند.

از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴، بیش از ۵۰ استاد برجسته دانشگاه‌های کشور بازنشسته و یا از کار برکنار شده‌اند. «بازنشستگی اجباری» این استادان با اعتراض برخی از دانشگاهیان و منتقدان دولت‌های نهم و دهم مواجه شده است؛ اما مسئولان وزارت علوم همچنان بر تدوام این سیاست تاکید دارند.

از زمان اجرای طرح «بازنشستگی اجباری» اساتید دانشگاه‌ها، تاکنون استادان برجسته‌ای هم‌چون امیرناصر کاتوزیان، حسین بشیریه، ایرج گلدوزیان، محمود عرفانی، ابوالقاسم گرجی، محمد آشوری، جمشید ممتاز و عزت‌الله عراقی، که همگی آنها در دانشگاه تهران مشغول به تدریس بودند، از سوی معاونت اداری این دانشگاه بازنشسته شده‌اند.

کریم مجتهدی، علی شیخ‌الا‌سلا‌می، غلا‌محسین ابراهیمی‌دینانی، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، رضا داوری، محسن جهانگیری و ابراهیم باستانی‌پاریزی از دیگر استادی هستند که با اجرای این طرح، به اجبار بازنشسته شده‌اند.

دانشگاه علامه: چهار سال حبس

اما پیش از استادان این دانشجویان هستند که همچنان هزینه می پردازند؛در همین راستامجید اسدی دانشجوی دانشگاه علامه که سال گذشته از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به اتهام اقدام عليه امنيت ملی مورد محاکمه قرار گرفته بود به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش هرانا، مجید اسدی فعال دانشجوی دانشگاه علامه که  توسط نیروهای امنیتی سال گذشته بازداشت و از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاببه ریاست قاضی صلواتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات محاکمه شده بود به تحمل 4 سال زندان محکوم شده است.

لازم به یادآوری است مجید اسدی به همراه سلمان سیما و مهدی خدایی سال گذشته در یک پرونده مشترک از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب محاکمه شدند و در این بین سلمان سیما عضو کمیته سیاست گذاری ادوار تحکیم وحدت به اتهام خلال در نظم عمومي از طريق شرکت در تجمعات غير قانوني، تباني واجماع براي اقدام عليه امنيت ملي و فعاليت تبليغي عليه نظام از طريق مصاحبه با رسانه هاي بيگانه به تحمل 6 سال حبس تعزیری محکوم شد.

جزییات محاکمه ناعادلانه ضیا نبوی

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران یک نسخه از نامه ای را که از یک دانشجوی محروم از تحصیل که ۱۵ سال به زندان محکوم شده، بدست آورده است که حکایت از نهایت فقدان مستندات در اثبات اتهامات علیه او و همچنین ماهیت دادگاهی دارد که او را محکوم کرده است. سید ضیاء نبوی نامه خود را به رئیس قوه قضائیه، صادق لاریجانی، ازداخل زندان اوین، بند ۳۰۵ نوشته و خواستار یک محاکمه عادلانه شده است.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد این نامه گفت: «این نامه یک سند مهم است که نشان می دهد که قوه قضائیه چطور بطور باورنکردنی این احکام غیر عادلانه وطولانی مدت زندان را بدون هیچ گونه سندی علیه این جوانان صادر می کند.»

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به آیت الله لاریجانی توصیه کرد که فورا این ناتوانی آشکار قوه قضائیه را در اثبات اتهامات علیه ضیاء نبوی، مورد بررسی قرار بدهد و همچنین فورا به این دادگاه های نمایشی آشکارا غیر عادلانه پایان دهد. علاوه بر ضیاء نبوی، صدها نفر دیگر یا به همین روش تا بحال محاکمه شده و حکم دریافت کرده اند یا در انتظار محاکمات مشابه هستند.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی جدی خود رااز وضعیت هفت دانشجوی ستاره دار زندانی دیگر و روند بازداشت ومحاکمات غیر عادلانه آنها از جمله: سمیه رشیدی، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، پیمان عارف، مجید داری، مهدیه گلرو و سعید جلایی فر ابراز کرد. از این میان، مجید دری تاکنون محاکمه و در دادگاه بدوی به ۱۱ سال زندان که ۱۰ سال آن بدلیل اتهام واهی ارتباط با سازمان مجاهدین خلق میباشد محکوم شده است. همچنین کیوان صمیمی، مدافع حقوق بشر که در مورد رفع محرومیت از تحصیل «دانشجویان ستاره دار» فعالیت میکرد به 6 سال زندان محکوم شده است. سمیه رشیدی پس از گذشت بیش از ۲ ماه بازداشت تنها یک بار با خانواده خود ملاقات داشته و از حق دیدار با وکلای خود محروم بوده و آنان تاکنون به پرونده وی دسترسی نداشته اند.

ضیاء نبوی در نامه خود جزئیاتی از زمینه های قبلی، بازداشت، بازجویی و محاکمه خود را بیان کرده است. ضیاء نبوی دانش آموخته مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی نوشیوان بابل است که در سال ۱۳۸۵ یکی از حدود ۸۰ دانشجوی ستاره داری است که از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شد. از آن تاریخ تاکنون، ضیاء نبوی، مقامات را برای پایان دادن به این انکارهای خودسرانه و ناعادلانه نقض حق تحصیل با تشکیل کمپین حق تحصیل به چالش کشیده است.

نبوی در نامه خود اعلام کرد که وی به همراه هفت نفر دیگر از دانشجویان ستاره دار در بازداشت هستند و بشدت تحت فشارند تا اعتراف کنند این گروه توسط سازمان مجاهدین خلق تشکیل شده است.

نبوی در این نامه نوشته: «من در شب روز ۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸ در منزل یکی از آشنایان بازداشت شده و پس از گذراندن یک دوره ۱۰۰ روزه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹) به بند عمومی منتقل شده و اکنون در بند ۳۵۰ اوین به سر می برم.»

وی ادامه داده است: «بنده از زمان بازداشت تاکنون که ۷ ماه به طول انجامیده است، هنوز سندی را دال بر قرار بازداشت خود مشاهده ننموده ام و هرگز قرار بازداشت (به فرض صادر شدن!) تمدید نگردیده است.»

ضیاء نبوی در مورد رفتاری که با و در زندان شده، چنین توضیح داده است: «بنده در طول بازجویی ها هرگز چیزی جز حقیقت نگفتم و علیرغم آنکه تحت فشارهای شدید روحی و گاها فیزیکی (بشین و پاشو، پس گردنی، لگد، توهین و تحقیر…) بودم، لیکن هرگز به هیچ جرمی ناکرده ای اعتراف نکرده ام که اساسا به دلیل فعالیت در فضای شیشه ای جنبش دانشجویی، هیچ مسئله ی قابل کتمانی در فعالیت ها محرومین از تحصیل وجود نداشت.»

ضیاء نبوی در نامه اش به رئیس قوه قضائیه اتهامات وارده علیه خود و حکم صادره را به این شرح توضیح داده است:

۱. اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور (۳ سال حبس تعزیری)،

۲. تبلیغ علیه نظام (۱ سال حبس تعزیری)،

۳. اخلال در نظم عمومی (۱ سال حبس تعزیری)،

۴. تشویش اذهان عمومی (۷۴ ضربه شلاق)،

۵. ارتباط و همکاری با گروهک منافقین (۱۰ سال حبس تعزیری در شهرستان ایذه).

چهار اتهام اول وارده علیه نبوی، به مشارکت او در تظاهرات پس از انتخابات مربوط می شود. نبوی در نامه اش به رئیس قوه قضائیه در این مورد نوشته: «بنده فقط در تجمع روز 25 خرداد از ساعت 4:30 تا 5:30 و در حد فاصل بین میدان انقلاب و وزارت کار حضور داشتم و این حضور نیز انفرادی و بدون همآهنگی با هیچ گروهی بوده است. در ضمن در این فاصله زمانی هیچ خشونتی نیز صورت نگرفته است و لذا اتهام اجتماع و تبانی و اخلال در نظم عمومی در مورد بنده نمی تواند موضوعیت داشته باشد.»

نبوی همچنین به این نکته اشاره کرده که هیچ سندی مبنی بر همکاری وی با سازمان مجاهدین خلق وجود ندارد و او نباید بخاطر فرد دیگری که عضو این گروه است مجازات شود.

نبوی در نامه خود در این باره نوشته: «بنده به واسطه ی موقعیت خاص خانوادگی که داشتم و با توجه به حساسیت های خاصی که متوجه خانواده ی بنده بود، همواره مراقب بودم که تا هیچگاه، حتی به صورت ناخود آگاه نیز، کوچکترین ارتباطی با گروه مزبور برقرار نکنم و به همین واسطه و همانطور که در گزارش وزارت اطلاعات نیز ذکر شده، بنده به هیچ تماس مشکوکی، حتی از سوی خبرگزاریها نیز پاسخ نمی دادم و در کمال ناباوری مشاهده می شود که این استنکاف از ارتباط که منطقا می بایست مدرکی به نفع بنده باشد به گونه ای ناباورانه علیه بنده استفاده شد و مستند حکم 10 سال حبس تعزیری به جرم ارتباط و همکاری با منافقین قرار گرفته است.»

ضیاء نبوی در پایان نامه خود از آیت الله لاریجانی؛ رئیس قوه قضائیه خواسته است برای اثبات ناعادلانه بودن محاکمه اش و بخاطر شواهد بیش از حد در باره بی گناهی اش، فقط امکان تجدید نظر خواهی عادلانه را تامین کند و برای دیگر دانشجویان نیز روندی قانونی و عادلانه طی شود.

دفتر تحکیم: آخرین وضعیت بازداشتی ها

پنجشنبه هفته گذشته خانواده های مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، میلاد اسدی و مرتضی سیمیاری، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با خانواده هایشان ملاقات کردند.

به گزارش ادوارنیوز، خانواده مهدی عربشاهی طی ملاقاتی بسیار کوتاه در حدود پنج دقیقه به صورت کابینی برای نخستین بار از زمان بازداشت فرزندشان در روز عاشورا با وی ملاقات کردند. مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طبابایی در این ملاقات اعلام کرده که بازجویی های وی پایان یافته و در سلولی چهار نفره در بند 240 به همراه مرتضی سیمیاری نگهداری می شود. خانواده وی وضعیت روحی وی را مناسب دانسته اما اعلام کرده اند وی میزان قابل توجهی وزن از دست داده است.

در این روز همسر بهاره هدایت نیز به صورت کابینی با او ملاقات کرد. بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت گفته که بازجویی های وی ادامه دارد و او برای پذیرفتن اتهامات تحت فشار قرار دارد. بازجو از او خواسته مصاحبه انجام دهد و او در پاسخ گفته که چنین کاری نخواهد کرد. بهاره هدایت به همسرش گفته که در سلولی دو نفره در بند 209 نگهداری می شود. وی پیش از این نیز از زمان بازداشت در تاریخ 9 دی ماه یک بار دیگر ملاقاتی بسیار کوتاه با خانواده و همسرش داشته است. او در این ملاقات از دیدار دادستان با وی نیز خبر داده و موارد اتهامی خویش را 16 مورد ذکر کرده است.

میلاد اسدی دیگر عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز که از تاریخ 9 آذرماه در بازداشت به سر می برد در ملاقات روز پنجشنبه که به صورت حضوری بوده به خانواده خویش اطلاع داده پرونده اش برای صدور حکم پس از پایان یافتن بازجویی و بازپرسی ها به شعبه 28 دادگاه انقلاب فرستاده شده است.

او نیز اضافه کرده در سلولی چهار نفره در بند  240 زندان اوین نگهداری می شود.

مرتضی سیمیاری دیگر عضو شورا مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز طی ملاقات روز پنجشنبه که به صورت حضوری انجام شده اطلاع داده که حکم 6 سال حبس تعزیری برای وی از سوی شعبه 16 دادگاه انقلاب صادر شده است و او نیز در سلول چند نفره بند 240 نگهداری می شود. وی از تاریخ 14 دی ماه در منزل مسکونی بازداشت شد.

لازم به ذکر است که امین نظری دیگر عضو شورا مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در 22 بهمن ماه بازداشت و پس از دو روز آزاد و دوباره توسط نیروی انتظامی در راه درمانگاه دستگیر شده بود، از زندان آزاد شده است.

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/february/22//-e48436a5d6.html

02/22/2010 نوشته‌شده به دست | 13- سركوبگران رژيم | نوشتن دیدگاه

آغاز فصل سرد اقتصاد

باور كنيد اين گزارش سياه‌نمايي نيست

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

هفت سين عید امسال قرار است با آجيل كيلويي 10-15 هزار توماني، ميوه هزار تا 2 هزار توماني و شيريني چند هزار توماني پر شود. نوروز براي بسياري جز سردي و تلخ‌كامي، ارمغاني ندارد/ همه در پيدايش وضع موجود مقصرند.

ایلنا: باور كنيد اين گزارش به قصد سياه‌نمايي تهيه نشده است. گزارشي است از مشاهدات عيني در يكي از محله‌هاي حدودا مركزي شهر تهران؛ شهري كه بسياري بر اين باورند كه محل اجتماع ثروتمندان ايران است، با اين حال فقر به عريان‌ترين شكل در كوي و برزن آن نمودار است. شرحي است از اتفاقاتي كه در همين ميوه‌فروشي‌ها، قصابي‌ها و سوپرماركت‌هايي كه همه ما با آنها هر روز سروكار داريم، مي‌افتد، اما شايد بسياري بدون نگاه دقيق، به سادگي از كنار آن مي‌گذرند.

***

قصد خريد مقداري ميوه داشتم كه اضطراب جواني ناخودآگاه مرا جذب خود كرد. سعي كردم وانمود كنم كه حواسم به او نيست. 200 تومان از جيب خود بيرون آورد و از فروشنده، سيب‌زميني و پياز طلب كرد. البته فروشنده هم با گشاده‌دستي، 2 سيب‌زميني و 2 پياز به او داد.

نگاه عجيب من، فروشنده را به حرف آورد: ”آقا مردم گرفتارن. به خدا ما كه از دست مردم پول مي‌گيريم، از هر كسي بهتر مي‌فهميم. اينكه شما ديدي، خوب خوبش بود. يه روز بيا اينجا، ببين ما چي مي‌بينيم و چي مي‌كشيم. برگه‌هاي كاهو را اون گوشه مي‌بيني.” به سمت در خروجي مغازه اشاره كرد. مقداري برگ كاهوي پلاسيده كه همه مغازه‌داران، از كاهوها سوا مي‌كنند، نشان داد. ”چند تا خانم هر روز بعدازظهر ميان و همين برگه‌ها رو از ما مي‌گيرن. فكر نكني براي كار خاصي يا دادن به حيوونات باشه. خودشون از اونها استفاده مي‌كنن. اون گوجه‌هاي پايين ميز رو مي‌بيني.” مقداري گوجه لهيده و لك و پيس‌دار را به من نشان مي‌دهد. ”همون گوجه‌ها رو از من مي‌گيرن. اونهايي رو كه قابل استفاده باشه، مي‌خورن و مابقي رو رب مي‌كنن. آقا وضع مردم خيلي خرابه. والله باباي ما كه تو همين كار بود، همه اين جور سبزي‌ها و ميوه‌ها رو مي‌ريخت تو جوب. ما نگه مي‌داريم شايد يه بنده خدايي به دردش بخوره. فكر نكن اينهايي رو كه مي‌گم به نيت اينه كه بدوني من آدم خيري هستم. نه والله. اگه خير بودم و داشتم، جنس خوب بهشون مي‌دادم. اينها رو كه مي‌برن، خودم از شرمندگي عين لبو قرمز مي‌شم.”

به گوجه‌فرنگي‌هاي روي ميز اشاره مي‌كند و مي‌گويد: ”مي‌بيني. همين هفته پيش كيلويي 700 تومان بود. اين هفته شده 950 تومان. خدا مي‌دونه تا دم عيد چقدر ديگه بياد رو قيمتش. خوب خيلي از همين دور و اطرافمون نمي‌تونن اين رو تامين كنن. 200 تومن هم براشون 200 تومنه. قديما مي‌اومدند سفارش مي‌دادن از ميدون براشون يك گوني سيب‌زميني، يا پياز بياريم يا يه جعبه گوجه‌فرنگي. الان همه ترجيح مي‌دن كم بگيرن تا كم خورده بشه. درد مردم رو ما مي‌فهميم.”

***

حرف‌هاي صاحب مغازه ميوه‌فروشي كه تمام مي‌شود، كنجكاوي من تازه آغاز مي‌شود. به فاصله چند متر از مغازه ميوه‌فروشي، يك قصابي وجود دارد كه گوشت قرمز و سفيد مي‌فروشد. صاحب مغازه قصابي، در كنار مغازه انباري نيز دارد كه در آن چند قصاب راسته‌هاي گوسفندي و گاوي را كه به آنجا آورده مي‌شود، جدا و جداگانه به رستوران‌ها مي‌فروشند. جالب است كه وي نيز تمامي گفته‌هاي ميوه‌فروش را تاييد مي‌كند.

”آقا وضع خيلي‌ها خراب شده. اين استخوان‌ها رو مي‌بيني”. به استخوان‌هاي مرغي اشاره مي‌كند كه در جعبه آبي رنگي ريخته شده است. ”اين استخون‌ها از گوشت مرغ جدا مي‌شن و گوشت براي جوجه كباب مصرف مي‌شه. اين استخون‌ها رو نگه مي‌داريم، اگه خودت وایستي مي‌بيني. ميان همين استخون‌ها رو با گردن مرغ از ما مي‌خرند تا باهاش سوپي، چيزي درست كنن كه مزه مرغ بده.”

به سمت ديگر مغازه اشاره مي‌كند. ”اونها رو مي‌بيني. بهش ميگن قلوه‌گاه. مثلا گوشته اما همش روغنه. مردم نمي‌تونن اكثرا گوشت كيلويي 14-15 هزار تومني بخرن. ميان از اين قلوه‌گاه‌ها مي‌خرن.” به استخوان‌هايي كه راسته از آنها سوا شده نيز اشاره مي‌كند و مي‌گويد: ”اين استخون‌ها رو سابقا يه سري آدم مي‌خريدند. مي‌گفتند مي‌برن ازش روغن مي‌كشن، بعدش هم پودر مي‌كنن و مي‌دن به گاو گوسفندا. به خدا آدم شرمش ميشه بگه، الان همين‌ها رو مردم مي‌خرن، با اون قلوه‌گاه‌ها قاطي مي‌كنن مثلا گوشت خريدن.”

***

مواردي كه اشاره شد مشاهداتي است از يكي از محلات نسبتا مركزي تهران، در كنار بازار بزرگ كه روزگاري محل اسكان ثروتمندان تهران به حساب مي‌آمد. البته اين موضوع مختص به آنجا نيست. گفت‌وگو با صاحبان غرفه‌هاي ميادین ميوه و تره‌بار از غرب تهران گرفته تا جنوبي‌ترين نقاط آن، موارد مشابه فراوان ديگري را به تصوير مي‌كشد.

واضح است كه وقتي در مركز پايتخت ايران، چنين وضعي براي بخش نه چندان كوچكي از مردم حادث شود، تكليف حاشيه‌نشينان شهرها و ساكنان شهرها و روستاهاي محروم چيست؟

چهره كريه فقر، هر روز خود را واضح‌تر و عريان‌تر در پيش چشم مردم به نمايش مي‌گذارد. اينها سياه‌نمايي نيست. بياني است واقعي از آنچه بخش نه چندان كوچكي از مردم را به سختي آزار مي‌دهد.

مقصر اين وضع هم فقط دولت نيست، هرچند شايد تقصير آنها بيش از سايرين باشد. از شهرداري‌ها كه هر روز براي زيور و آزين بستن فلان پل يا چهارراه، عوارض نوسازي و بازسازي و هزاران مورد ديگر را افزايش مي‌دهند، تا فلان نماينده مجلس كه به جاي شكم خالي مردم حوزه خود، به فكر لابي براي تامين اعتبار جاده‌اي براي تضمين پيروزي در دوره بعدي انتخابات است، همه و همه در پيدايش وضع موجود مقصرند.

روزها به تندي مي‌گذرد و نويد فرا رسيدن عيد نوروز، با هزار خرج و گرفتاري جديد را مي‌دهد. عيدي كه قرار است هفت سينش با آجيل كيلويي 10-15 هزار توماني، ميوه هزار تا 2 هزار توماني و شيريني چند هزار توماني پر شود. نوروزي كه براي بسياري جز سردي و تلخ‌كامي، ارمغاني ندارد، ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد.

پايان پيام
1388/11/28 – 11:52
کد خبر : 108539
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?id=108539
_______________________________________________
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۸۸, ساعت ۲:۱۷ قبل از ظهر

یکی برای آقای دکتر کمی اقتصاد بگوید

امیر علوی

مراسم 22 بهمن … میدان آزادی:

- به حول….. قوه ی …….الهی…. توانسته ایم …….در 31 سال پس از انقلاب…. به نقل از منابع خود اونها……. هفدهمین ….قدرت…. اقتصادی….. دنیا…..باشیم…..من…..به شما…….قول میدم…..بعد از…. اجرای…….برنامه ….. چهارم توسعه….ایران عزیز…ایران سر بلند…ایران استوار…..تبدیل به… دوازدهمین…. قدرت ….اقتصادی…..جهان خواهد شد.!

تکبیر: الله اکبر… الله اکبر ….الله اکبر… مرگ بر ضد ولایت فقیه … مرگ بر آمریکا….مرگ بر اسرائیل!

….

حسابداری درآمد ملی: معیارهای کلی برای تعیین ارزش بازاری کالاها، خدمات تولید شده طی یک دوره یک ساله در اقتصاد را مشخص می سازد که عبارتند از:

تولید ناخالص ملی GNP

تولید خالص ملی NNP

درآمد ملی NP

به صورت کاملا مختصر و ساده هر کدام از معیارهای فوق به صورت زیر محاسبه می شود:

GNP=NNP + Depreciation (استهلاک)

NNP=NI+مالیات های غیر مستقیم

NI=سود + بهره + اجاره + دستمزدها

GDP چیست؟

Gross Domestic Production یا تولید ناخالص داخلی، مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی تولید شده طی یک دوره یکساله در داخل کشور است.

تفاوت GDP با GNP در چیست؟

در GDP ملیت نقش ندارد و ملاک سرزمین است در حالیکه در GNP ملیت نقش دارد.

GDP = GNP + خالص درآمد تولید از خارج

آیا می توان از GNP برای مقایسه رفاه اقتصادی بهره جست؟

خیر – 1) به علت اینکه پیامدهای منفی ناشی از آلودگی های محیط زیست که به صورت رقم منفی در محاسبه آن لحاظ نمی شود و حتی هزینه های ناشی از مبارزه با این پدیده های در کاهش GNP موثر است. 2) به این دلیل که فعالیت های غیر بازاری در آن لحاظ نمی شود و اگر در کشوری فعالیت های خانگی (تولید خانگی) بیشتر باشد (نظیر کشور چین) GNP پایین تر خواهد بود.

پس معیار GDP از GNP بهتر است ولی باز برای مقایسه رفاه اقتصادی از GDP با در نظر گرفتن قدرت خرید یکسان (Purchasing Power Parity) که به آن GDP-PPP گفته می شود، استفاده نمی شود، بلکه از سرانه GDP  که از حاصل تقسیم GDP بر جمعیت کشور بدست می آید بهره می گیرند.

شاخص های  دیگر رفاه اقتصادی در کشور ها کدامست؟

1-     شاخص HDI: یا Human Development Index که هر چند وقت یک بار از طریق سازمان ملل متحد برای کشور های مختلف محاسبه می شود که یک اندازه گیری مقایسه ای بر اساس پارامترهایی نظیر : امید به زندگی (Life expectancy) ، سواد (Literacy) ، تحصیلات (Education) و استانداردهای زندگی (Standards of living) است.

2-     شاخص آزادی اقتصاد: که میزان کنترل و یا عدم کنترل های دولتی در اقتصاد کشورها را نشان می دهد.

3-     و شاخص های دیگری نظیر :شاخص رشد تولیدات صنعتی، شاخص بیکاری، شاخص تورم، شاخص قدرت خرید مردم و …

آقای دکتر چه می گوید:

به نقل از منابع خود  اونها ما هفدهمین قدرت برتر اقتصادی دنیا هستیم.

منابع خوداونها یعنی کدام منابع؟

من همه ی دیروز رو در اینترنت سرچ کردم تا این منابع خودشون رو  که آقای دکتر فرمودند پیدا کردم :

International Monetary Fund, database for 2008

World bank, July 1, 2009 PPP GDP 2008

… اما در چه چیز هفدهم دنیا هستیم؟

کشور ما در تولید ناخالص داخلی با فرض قدرت خرید یکسان یعنی همان GDP PPP که در بالا به آن اشاره شد(که در نظر گرفتن درآمدها بدون توجه به وسعت جغرافیایی یا جمعیت داخلی است) در رده هفدهم دنیا قرار دارد جالب است بدانید در این رده بندی کشور هایی نظیر سوئد، سویس و نروژ که همیشه جزو 10 کشور مرفه دنیا هستند، به ترتیب در رتبه های : 32، 38 و 41 قرار دارند. جایگاه کشور استرالیا نیز در رده 18 بعد از ایران است.

(این مطلب مثل این می ماند که بیائیم و درآمد یک خانواده 20 نفری را با درآمد یک خانواده 2 نفری مقایسه کنیم و بگوییم چون درآمد آن خانواده 20 نفری بیشتر است پس ثروتمند تر است در حالیکه ظاهرا آن خانواده 20 نفری با مشکلات اقتصادی فراوانی روبروست.)

از لحاظ معیار اصلی رفاه اقتصادی، یعنی سرانه GDP چه رتبه ای داریم؟

به نقل از همان منابع خودشون رتبه ایران در این شاخص (GDP PPP (Per Capita جایگاه 71 دنیا است.

از لحاظ شاخص HDI ایران چه وضعیتی دارد؟

در این شاخص که به شاخص توسعه یافتگی نیز معروف است ایران در میان 182 کشور جهان در رتبه 88 است.

از لحاظ رشد تولیدات صنعتی چه طور؟

69

از لحاظ آزادی اقتصاد چی؟

رتبه 168 یعنی از آخر دهم بعد از کشورهایی نظیر کره شمالی، زیمباوه، کوبا، برمه ، ونزوئلا و اریترا Eritrea !

آقای دکتر……. یا کمی اقتصاد بخوان…. یا اندک شعوری هم برای ما قائل باش!

منبع:

International Monetary Fund, database for 2008

World bank, July 1, 2009 PPP GDP 2008

خودتان سرچ کنید:

list of countries by GDP PPP

list of countries by GDP PPP (per capita)

http://www.rahesabz.net/story/10689

02/22/2010 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 06- گزيده‌ها و خوانده‌ها | نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.