__ جو تهران برای ۲۲ بهمن
۱۴ بهمن ۱۳۸۸

هشدار: در حالی که روز به روز به ۲۲ بهمن نزدیکتر میشوم، جوی غریب بر تهران حکم فرماست …
جو تهران نیاز به حرکت در آوردن اکثریت خاموش دارد …
نومیدی گناهی بزرگ است- این را همه میدانیم- اما جوی که امروز در آستانه ۲۲ بهمن در تهران می بینیم – پیش از آنکه دیر شود- نیاز به یک فرمان قاطع برای سرنگونی نظام ظلم و پایان دادن به اصل مشرکانه ولایت مطلقه فقیه دارد …
شاه-کلید پیروزی سبز-ها در به حرکت در آوردن اکثریت خاموش است که دل و جانش با آزادی خواهان و جنبش سبز است و بستری است که جنبش سبز بر آن میروید … و تصادفی نیست که تمام تلاش رژیم هم در این است که همین طبقه خاموش را به هر ترفندی شده، خانه نشین نگاه دارد و در این کار، به هر کلکی چنگآویز میشود — از بدترین دروغ پردازی ها گرفته تا کثیف ترین زد و بندهای سیاسی، و از ارعاب و ترس-آفرینی و تهدید و اعدام و داغ و درفش های قوه قضاییه گرفته تا به میدان در آوردن همه چاقو کشان و دژخیمان حرفه ای … نمونه وار، نگاه کنید به تلاش سوسک (صدا و سیمای کودتا = سوصک) برای عادی نشان دادن اوضاع- با اخبار انحرافی اش: مراسم افتتاح تونل توحید (زیر نظر سردار خالی باف [قالی باف]؟)، مراسم پرتاب کاوشگر-۳ با کپسول حاوی ک.ل.ک [کرم و لاکپشت و کفتر!] همراه با خودنمایی فرماندهان سپاه … درست در همان زمانی که رژیم برای آزادیخواهان شاخ و شانه میکشد و امامان جمعه را وا-می دارد به قاتلان مردم دست-مریزاد بگویند … و برای ۲۲ بهمن از ده و روستا به تهران لشکر میکشد … با این همه، این ها همه در برابر اراده ملی هیچ است اگر سران جنبش هوشیار باشند و به «شرک رهبرپرستی»(ولایت فقیه) تن در ندهند و دری را که آسمان بر ایشان گشوده بر خود و بر مردم نبندند …
اما امروز در کجا ایستاده ایم؟ در حالی که روز به روز به ۲۲ بهمن نزدیک میشوم، جوی غریب بر تهران حکم فرما میشود …
در آستانه ۲۲ بهمن، در حالی که رژیم همه توپخانه هایش را برای خاموش کردن جنبش مردمی به کار گرفته– آنچه مردم را دلسرد میکند نه این توپخانه ها …بلکه دفاع به جای یورش، و تلاش برخی از سران جنبش سبز است که گاهی با استبداد همصدا میشوند تا سالهای ۵۷ و دهه شصت را دورانی طلایی جلوه دهند- غافل از اینکه نسل جوان امروز، کمابیش، حکایت آن روزها را از نسلهای پیش و از پدر-مادران جویا شده و پس از هفت ماه جانفشانی و رشد، دیگر حاضر نیست آزموده را دوباره بیازماید– و نسل پیش هم دیگر حاضر نیست بار دیگر، به همان راهی برود که نتیجه آن را درست از پس از انقلاب ۵۷ عینا دیده …
روز به روز به ۲۲ بهمن نزدیک میشوم، اما جوی غریب بر تهران حکم فرماست …
برخی از سران جنبش سبز که در بسیاری از جریانات به جای میدان-داری و همراهی با مردم، به سنگر خانه خود پناه برده اند … درست در آستانه حساس ترین بزن-گاه های تاریخی، هنگامی که دست کم باید به سکوت خود ادامه دهند تا مردم، خودشان، کارها را پیش ببرند، آبی سرد بر آتش ایزدی میریزند و نمی دانند که این یعنی میدان دادن به تاریکی … نمیشود از پیشبرد و رهبری جنبشی سر باز زد اما در عین حال در پی رهبری آن بود … نمیشود دست خدا را با مردم دید اما در پی خلع ید از آن بر آمد … نمیشود فطرت الهی آزادی خواهی را در انسان های آزاده دید اما باز از آن خواست با استبداد آشتی کند …
گاهی، اشتباها، گونه ای آشتی جویی و سازش کاری با نظام ظلم، به عنوان مبارزه مسالمت آمیز تلقی میشود- برخی دیگر هم جنبش سبز را به جای جنبشی انقلابی، گونه ای جنبش مدنی (شهر-ورانه) تلقی میکنند –اما اگر چنین هم باشد بازنمیتوان در برابر دشمنی خونخوار و مزور، ساده انگارانه سپر افکند. میدانیم که پایه گذاران جنبش های مسالمت آمیز، روز از پی روز، مردم را به میدان میخواندند و خودشان جلودار صفوف مردم می شدند. ایشان، یا آرامش فعال خود، بدون هیچ انتقام جویی یا خشونتی، خواستار بزرگترین تغییرات رادیکال (ریشه ای) و آزادی و عدالتی سازش ناپذیر میشدند (گاندی، در هند، مارتین لوتر کینگ در جنبش سیاه پوستان آمریکا)-این رهبران- بدون آنکه خود را قهرمان یا تافته جدا بافته بدانند- خطر به زندان افتادن در راه آزادی را به جان میخریدند و حتی زندان رفتن هم وسیله مبارزه شان بود: چرا که در زندان هم، با اعتصاب غذا و خطر مرگ خود، شعله های جنبش را چنان تند و تیز میکردند که حکومت از ترس مردم، به رهایی ایشان تن در میداد … از سویی، همانگونه که مارتین لوتر کینگ در نامه مشهورش در زندان بیرمنگام به آشتی جویان میانه رو نوشته، روش این مبارزات، با همه مسالمت جویی اش، همان روش سقراط حکیم است که هنگامی که پای حق به میان بود به قول خود فیلسوف، نقش کنه یا خرمگس معرکه را ایفا میکرد-به نظر مارتین لوتر کینگ خود او چنین خرمگسی ست و تاکید میکند که نظام ظلم و ظالم را باید پیوسته گرفتار تنش کرد- نه اینکه در صدد تنش-زدایی با آن برآمد و ماه ها به ستمکاران امکان بر آسودن و تجدید قوا داد تا باردیگر در بر همان پاشنه پیشین بچرخد ….راز پیروزی گاندی و مارتین لوتر کینگ، در به حرکت در آوردن بی وقفه امواج انسانی بود. تازه، گاندی و کینگ با حکومتی نیمه دمکراتیک روبرو بودند و نه با یک فاشیسم مذهبی (نظام الوات قوام یافته) که به هیچ چیز جز تعصبات جاهلیت، پایبند نیست و حتی دروغ گویی و تجاوز را به عنوان اسلحه ای برای حفظ مذهب خود جزو کارهای صواب و ثواب میداند ..
روز به روز به ۲۲ بهمن نزدیک میشوم، اما جوی غریب بر تهران حکم فرماست …
یک اطلاع-رسانی ، یک شبنامه، ممکن است چند نفر را به حرکت در آورد … و این وظیفه ای ست که یکایک آزادی خواهان جنبش سبز، ماه هاست با جانفشانی انجام داده اند– اما موضع-گیری درست یا غلط سران جنبش، به دلیل انعکاس گسترده اش، میتواند میلیون ها آزادی خواه طبقه خاموش را به حرکت و یا به خانه نشینی وادار کند، در واقع، لزوم به حرکت در آوردن همه نیروهای خاموش جامعه در یک فراخوان همگانی برای مبارزه با فاشیسم، بزرگترین وظیفه سران جنبش است.
برای پیروزی بر فاشیسم که الوات سازمان یافته و نیروهای نا-آگاه جامعه را در برابر نیروهای آزادی خواه علم میکند هیچ راهی جز به میدان در آوردن همه مردم نیست (کافیست ده میلیون مردم تهران را به خیابان بیاورید: رژیم، با همه دنگ و فنگش، یک روزه سقوط میکند!)… وگرنه، به محض خموش و افسرده شدن جنبش، ما با امواج اعدام و دروغ و سرکوبی بدتر از پیش روبروییم …
هرگز نباید مایوس شد- اما در این صفحه شطرنج سیاسی، برد با کسی است که نیروهایش را بهتر گسترش دهد…. در حالی که رژیم، پیاپی، به بنیادهای آزادی خواهی هجوم میبرد … سران جنبش در افکار گذشته خود غرق اند و نمیتوانند بنیادها و ساختارهای ظلم و قوانین ضدبشری استبداد را زیر سؤال ببرند… انگار نمیدانند که کسی که جان بر کف پا به خیابان میگذارد باید دست کم این اطمینان خاطر را داشته باشد که این همه جان فشانی جنبش در پی تحقق آزادی و آزادگی ست نه در پی اصول مشرکانه رهبرپرستی ولایت-مداران و یا قوانین ارتجاعی و نخ-نمای گذشته… امروز کسی با وعده بازسازی استبدادی دینی که سی و یکسال پنبه اش زده شده، دیگرخود را به آب و آتش نخواهدزد …
هر کس در تهران امروز پرسه بزند این دو دلی ها را می بیند … ۲۲ بهمن نزدیک است .. تا دیر نشده … دو دلی مردم را بزدایید … مردم، نیاز به یک فرمان قاطع برای سرنگونی نظام ظلم و پایان دادن به اصل مشرکانه ولایت مطلقه فقیه دارند … دوست آنست که گفت …
____________________________________________
بیست و دو بهمن سبز
-
در 22 بهمن نشان دهیم که بیشماریم. اگر 30 سال ساکت بودیم از روی نجابت ملت بود. اما با خون نداهایی که ریخته شد بغض 30 ساله ملت ترکید. بترسید بترسید ما همه با هم هستیم
_____________________________________
تصویر خامنه ای دو روز پس از افتتاح تونل توحید به آتش کشیده شد!
http://kelidar.wordpress.com/2010/02/04/73
آتش زدن تصویر خامنه ای در اتوبان نواب- تونل توحید
گفتگو با ميرحسين موسوی
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

گفتوگوی کلمه با ميرحسين موسوی پيرامون مسايل مهم کشور
کلمه: مهندس ميرحسين موسوی در گفت و گويی تفصيلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصيل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائيه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپايی راه پيمايی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.
به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در اين گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و يکمين سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعيت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکيد کرد که امروز مقاومت مردم ميراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما اين روزها شاهد آن هستيم به خوبی حضور اين ميراث را نشان می دهد.
….
عواملی که باعث بازتوليد رژيم های استبدادی در ايران می شد آيا با انقلاب اسلامی از بين رفته است؟
در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثريت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهايی را که می توانست منجر به استبداد و ديکتاتوری شود از بين برده است و من هم يک نفر از اين جمع بودم. ولی الان چنين اعتقادی ندارم.
امروز هم عوامل و ريشه هايی را که منجر به ديکتاتوری می شود می توان شناسايی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به اين ديکتاتوری را که بايد گفت مقاومت مردم ميراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما اين روزها شاهد آن هستيم به خوبی حضور اين ميراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بيرحمانه مردم در خياباها که به صورت مسالمت آميز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ريشه های استبداد و ديکتاتوری باقيمانده از نظام شاهنشاهی است.
مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگيری ها و اعدام ها با اغراض سياسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانين رايج صورت می گيرد. آنها از رژيم شاهنشاهی نفرت دارند و در عين حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهميت و بدون رعايت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند.
تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعيض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاييه دستمريزاد بگويد. برای او مهم نيست که شايعات گسترده ای برا ی اعتراف گيری های غير قانونی وجود دارد و برای او مهم نيست که اين افراد ربطی به جريانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوينی اثربخشی خون بيگناهان غافل است و نمی داند سيل خون شهيدان، رژيم شاه را از بين برد.
…. امروز … ديده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سيما و روزنامه های وابسته، سکه رايج است؛ وقتی ملت ما می بيند که عملا اين نيروهای امنيتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاييه حکم می رانند و در حقيقت اين قوه قضاييه است که ضابط نيروهای امنيتی شده است، به اين نتيجه می رسيم که ما در اول انقلاب زياد خوش بين شده بوديم.
….
انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظيم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاريکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دين، بدترين نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ايستادگی بر سر ميراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سياه به آينده ای روشن عبور می دهد و باقيمانده تفاله های خود کامگی را از بين می برد و زمينه را برای زيستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی انديشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای ديگر بيفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است.
سزاوار بود که قوه قضاييه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شايعات جدی در مورد نحوه اعتراف گيری از آنها وجود دارد، به اين ريشه ها توجه می کرد. گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاييه قطع اميد کرده ايم و قوه قضاييه ای که فرزند فرهيخته، آزاديخواه و مومن شهيد بهشتی و آزايخواهان ديگر امثال او را زير عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند، خيلی از اهداف تعريف شده انقلاب دور شده است.
امروز زندانها را پاکترين فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجويان و اساتيد و ديگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هايی مالی يا جنسی يا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بيت المال در بيرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شريف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اينجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهيخته خود که همگی دستگير شده اند و در محبس عدالت آقايان گرفتارند دفاع نمايم و شرمندگی خود را از اينکه کنار آنها نيستم ابراز کنم. اين روز ها شبی نيست که بنده به امام و شهيد بهشتی و ديگر شهيدان عزيز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستيد و امروز ما به کجا رسيده ايم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانيان سياسی ابراز کرده باشم. ايران نام و فداکاری همه اين عزيزان را حفظ خواهد کرد.
آيا از ظهور و بروز روحيه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانيد مثال بياوريد؟
نفوذ اين روحيه و باقی مانده آثار رژيم مستبد تاريخی را در همه جا در کنار روحيه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان ديد…. عدم پاسخ گويی در موارد اعلام شده ديوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شيوه های هزينه کردن آن، بی اعتنايی به برنامه چهارم و ويران کردن دستگاه برنامه ريزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسيار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است.
جای دوری نرويم. چند روز پيش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزيری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گيرند و چرا کم می گيرند. شما شبيه اين گفته ها را از مسئولان ديگر و همچنين از نيروهای امنيتی می توانيد بشنويد.
همچنين در حالی که در مجلس به دليل جنايات بی سابقه در کهريزک گزارش داده شده است. يکی از مسئولين می گويد مسئله کهريزک بی خود بزرگ شده است.
نمونه بارز ديگر اين روزها نحوه ارتباط قوه قضاييه با باصطلاح ضابطين خودش است. بايد ديد قاضی ها فرمان می دهند و تصميمی می گيرند يا نيروهای انتظامی و امنيتی؟ قوه قضاييه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکيد شده است امروز بايد ديد که اختياراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟
به نظر من يکی از مظاهر بارز ادامه روحيه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاييه و مجلس می توان مشاهده کرد. آيا امروز قوه قضاييه و قوه مقننه می توانند از همه اختياراتی که قانون اساسی برای آنها تعيين کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پيدا می کند يکی ديگر از اين نشانه ها است. شما شيوه رای گيری مجالس اول انقلاب را با الان مقايسه کنيد تا ببينيد ما به جلو حرکت کرده ايم يا به گذشته؟
از مطالبات هميشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سياسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بويژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی ديده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. ميتوان گرايش خاصی را در جنبش سبز تشخيص داد….
مردم در مشروطيت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاريخ انديشه بشری نشان می دهد خواست عدالت هميشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و انديشمندان عدالت را جمع همه فضيلت ها و يا مادر همه فضيلت های ديگر دانسته اند.
من گمان نمی کنم که ما مجبور باشيم ميان عدالت و آزادی يکی از آنها را انتخاب کنيم. بطور عينی و ملموس شما توجه کنيد که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بيکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.
درست در همين نقطه است که طمع سيطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پيدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزيع سيب زمينی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گيرد. بررسی وضعيت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بويژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سياسی يک ضرورت است.
در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نيروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعيف يک اصل بود و متصف بودن به همنشينی باکارگران و حقوق بگيران و اقشار مستضعف يک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما بايد به ان توجه کنيم حمايت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از اين اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با اين قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بويژه دو قشری که توليد اقتصادی و توليد علمی دارند يعنی کارگران و معلمان ودانشگاهيان گره بخورد.
بنده به دليل آنکه مشکلات حاد سياسی باعث شده است مشکلات اقشار پايين دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گيرد، ناراحت هستم. وقتی معيشت مردم سامان پيدا می کند، هم ريشه های آزادی در جامعه عميق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفايی مردم بيشتر می شود.
امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بيکاری و ويرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطيلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقيبان در منطقه هستند، با تزريق مسکّن ها و سياست های بی سر و ته ولی عوام فريبانه سعی می کننداز اين وضعيت استفاده کنند. کافی است ببينيد باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شيوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلايی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آينده مايه نگرانی جدی است.
مخصوصا با ندانم کاری هايی که منجر به افزايش خطر تحريم ها شده است. به هر حال بايد گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نيز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغييراند بايد بيشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دليل سرنوشت ساز بودن تصميمات و سياست های اقتصادی همه بايد به اخبار و تحليل های اقتصادی حساسيت نشان بدهند. اين روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقايسه با اخبار سياسی بسيار اندک است و در اين زمينه اطلاع رسانی کمی صورت می گيرد.
عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بينند. آيا به نظر شما اين راه حل واقعی مسائل ماست؟
انشاالله همه ما برای اصلاح به ميدان آمده ايم، نه برای انتقام گيری و يا کسب قدرت و يا ويران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولين آنها عدم توانايی صاحبان چنين خواسته ای برای جلب نظر اکثريت ملت ماست. بدون جلب نظر اين اکثريت و حتی بايد بگويم، بدون ايجاد يک اجماع نبايد منتظر يک تحول اساسی و معنا دار باشيم. برای همين بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدين ونهادهای سنتی است و متاسفانه بايد گفت، گاهی شعارهای افراطی در اين زمينه بيشتر از افراط کاری های اقتدارگرايان به جنبش آسيب می رسانند.
اينکه شما مخالف خرافه گرايی و تحجر هستيد يک خواست خوب و اساسی است. ولی اينکه وسط معرکه بحث هايی به ميان کشيده شود که با اعتقادات و دين و ايمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است.
دليل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با اين راه حل، ما به پرتاب در تاريکی دعوت می شويم. اگر ما اين ريسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهيم به قطعات ريز ريز بی خاصيت تبديل خواهيم شد. طبيعی است که دنبال آن رويگردانی عامه مردم از اين آشفتگی و حرکت در تاريکی را شاهد باشيم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختيار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوءظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار مناديان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کينه خود را به مردم و انقلاب به نمايش می گذارند. کسانی که تئوريسين های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا يادشان رفته است که مردم حافظه بسيار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود ميتواند انتظار مقبوليت را داشته باشد و نه بيشتر.
شعارهايی امروز مفيد است که يا بصورت مشخص به تبيين اهداف جنبش کمک کند و يا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات ميانه جلب کند.همه بايد بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثريت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهيد می دانند و تاريخ و منش ملت ما با زنجيره ای از اين شهدا در شهر و روستا به ديروز انقلاب متصل اند.
هفت ماه برنامه کانال های کشورهای ديگر که متأسفانه به دليل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سيما اهميت پيدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی اين اثرات ضعيف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دينی و تاريخی شان دست بردارن، همچنانکه نبايد همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعيت های جامعه مورد بهره برداری قرار گيرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پيش تعيين شده ،اهانت به مردم است و بايد شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غير آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبيعی از دل مردم جوشيد.
آيا صرف تکيه بر قانون اساسی راه را برای آينده نمی بندد؟
بنده جايی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نيست و همانطور که سال ۶۸ يکبار تغيير پيدا کرد می توان با توجه به نيازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربيات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بيشتر آن برداشت. منتهی بايد بداينم که صرف داشتن يک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما بايد به طرف سازو کارهايی حرکت کنيم که امکان نقض و تخطی از قانون هزينه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.
به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،اجرا نشدن و يا کمتر توجه کردن به بخشهايی از قانون اساسی را هم بايد نوعی نقض قانون اساسی بحساب بياوريم. برای همين، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی يک خواست راهبردی است از طرف ديگر هم به همين دليل بايد به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوييم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بويژه فصل سوم آن مورد بی اعتنايی قرار گيرد بطور قهری بديل های ديگری برای نظام ظهور خواهد کرد.
همه بايد بدانيم، عدم رعايت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنين به رسميت نشناختن حاکميت مردم بر سرنوشت خود به ابطال اين ميثاق ارزشمند ملی خواهد انجاميد. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبديل به يک رويه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تيشه به ريشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سيما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پايه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.
در بيانيه شماره ۱۷ اشاره به نهرهايی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغيانی بشوند می توانند جريان آنرا بتدريج آرام و روشن گردانند. يکی از آن نهرهای روشن می تواند اين باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگرديم.
به عنوان سوال آخر در مورد راهپيمايی ها و تجمعات نظرتان را بيان بفرماييد
راهپيمايی و تجمعات مسالمت آميز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و ميانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هيچ کينه ای نسبت به نيروهای انتظامی و بسيج ندارند چرا که آنها را نيز از خود می دانند. درگيری موقعی پيش می آيد که اين نيروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گيرند از هزاران عکس و فيلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و يا روزها ی ديگر گرفته شده می توان فيلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگيری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ايجاد شده است.
به هر حال انچه توصيه بنده به نيروهای انتظامی و بسيج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصيه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمايز خود را با بقيه مردم، چه کم و چه زياد ،کم کنند. اين نهضت از ميان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت بايد مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند.
اما هدف نهايی خودمان را درهيچ مرحله ای نبايد از ياد ببريم و آن ساختن ايرانی پيشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. اين هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه انديشه ها و سليقه ها امکان پذير است. جا دارد بگويم، وقتی می گوييم ايران بايد همه ايرانيان داخل و خارج علاقمند به اعتلای اين سرزمين و فرهنگ ديرينه و باورهای دينی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بياوريم
و انشاالله حرکت سبز در هيچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آميز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. اين حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بيت پيامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت هميشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقايد و انديشه و آزادی بيان احترام می گذارد و از همه جنبش هايی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمين حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نيز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.
آيا شما نماينده و سخن گويی در خارج داريد؟
در جنبش سبز هر شهروند يک رسانه است و راه سبز هيچ نماينده و سخن گويی در خارج ندارد. يکی از زيبايی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و اين حرکت در يک فضای تعامل گسترش می يابد. بنده هم به عنوان يک همراه نظرات و پيشنهادات خودم را در اين فضا مطرح می کنم.
گاهی در سايتها و فيس بوک و نظاير آن از شما نقل قولهايی می شود. تا چه اندازه اين مطالب مورد تأييد شماست؟
مطالب بنده با امضاء و در سايتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهايی که اشاره کرديد از جمله عوارض اجتناب ناپذير فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.
________________________________________________________
Iran’s opposition
Defiant talk
Iran’s opposition refuses to give up
Feb 2nd 2010 | From The Economist online

IT WAS a comment calculated to provoke the Iranian regime shortly before the anniversary of the 1979 revolution. Mir Hosein Mousavi, a leader of Iran’s opposition Green Movement and a thwarted candidate in last June’s presidential elections, this week declared that the revolution has failed in most of its aims. Mr Mousavi suggested that the revolution has been unable to do away with “the roots of tyranny and dictatorship” in the country and likened the current regime of Mahmoud Ahmadinejad to that of the shah, the unpopular king who was deposed after strikes and public protests.
Mr Mousavi has timed his comments to encourage a new round of anti-government protests that are expected next week. His defiance is courageous in the face of months of intense repression by the government and a particularly intense recent crackdown on opposition members. Late in January two men were executed after being accused of trying to topple the government. Another nine people have been sentenced to death for taking part in pro-opposition demonstrations.
More executions could follow soon. Ayatollah Ahmad Jannati, a hardline cleric who heads the powerful Guardian Council and is a close ally of Mr Ahmadinejad, has welcomed the latest hangings. He has also suggested that executions early in the post-election unrest would have deterred demonstrators. He has urged Sadeq Larijani, the head of the judiciary, to continue with more executions. Although Mr Larijani has responded by vowing to respect legal procedure, others in the judiciary say that those facing death sentences will meet their fate soon.
Mr Mousavi’s statement marks a new line of attack. Until now, despite fiercely criticising Mr Ahmadinejad’s re-election, he has continued to support the Iranian system of Islamic government. But his latest comments suggest that he is now willing to challenge the foundations of the Islamic republic. An aggressive response from the government seems likely, with more violent crackdowns on demonstrations expected.
The government has already warned against demonstrations to coincide with the anniversary of the ouster of the shah. Yet some resilient young men and women, especially in Tehran, the capital, are expected to risk taking to the streets again. Mr Mousavi is not alone in encouraging them. Muhammad Khatami, a reformist former president, has called for peaceful protests next week. A peaceful official response is most unlikely
____________________
آرمان های فراموش شده را مطالبه کنید
یک روز پس از آنکه میرحسین موسوی در مصاحبه ای رسما از همراهان جنبش سبز برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن دعوت کرد، مهدی کروبی، دیگر چهره شاخص جنبش سبز نیز با انتشار بیانیه ای از سبزهای ایران خواست تا در این راهپیمایی شرکت کنند تا «آرمان های» فراموش شده را با پرهیز از «خشونت زبانی و فیزیکی» مطالبه کنند. وی خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی هم تاکید کرده است که راه حل مشکلات اخیر «داغ و درفش» و «پاک کردن صورت مساله» نیست؛ او همزمان پنج پیش شرط هم برای خروج از بحران سیاسی اخیر پیشنهاد کرده است.
مهدی کروبی در بیانیه ای که روز گذشته منتشر کرد با اشاره به «پیوند ناگسستنی» وی با ملت ایران، «سکوت وبی توجهی به منافع ملی» را جفا نامید و از سران جمهوری اسلامی خواست تا «عاقلانه» و «به دور از حب و بغض های سیاسی» به بیانیه مذکور نگاه کنند چرا که: «مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود.»
رای مردم مهندسی شد
بند دوم بیانیه مهدی کروبی اشاره مستقیمی دارد به زیر سئوال رفتن «جمهوریت واسلامیت» نظام جمهوری اسلامی، چرا که انتخابات ریاست جمهوری با «مهندسی آرای مردم» همراه شد.کروبی از چیزی سخن گفته است که مخالفین از آن به عنوان یک «کودتای انتخاباتی» یاد می کنند. کروبی در ادامه به یادآوری روزهای نخست پس از انتخابات بحث برانگیز دهمین دوره ریاست جمهوری می پردازد؛ هنگامی که به نوشته وی پاسخ سئوال «رای من کو» با «سرکوب و خشونت» مواجه و «موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد».
در همین ارتباط وی به مسئولان جمهوری اسلامی خاطر نشان می کند که: «راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش.»
اشاره این رهبر شاخص مخالفان دولت، به امتناع سران جمهوری اسلامی از برآورده ساختن خواسته های جنبش سبز و همزمان ادامه سیاست سرکوب شدید معترضین است که مهدی کروبی مصادیق آن را چنین معرفی می کند: «بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی.» مهدی کروبی هیچ کدام از این موارد را راهکار مناسبی برای خروج از بحران موجود نمی داند و در همین ارتباط از مراجع تقلید و «عقلای بزرگ قوم» می خواهد تا «بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند.»
این بحث در حالی مطرح می شود که اخبار حکایت از آن دارد که بسیاری از مراجع و روحانیون شهر قم مخالف سیاست های دولت در سرکوب جنبش سبز هستند، اما به علت فشارهای حاکمیت، سکوت کرده اند.
انتقاد از احمدی نژاد
مهدی کروبی در بند سوم بیانیه خود به شرایط سخت مردم، از جمله شرایط اقتصادی، سیاسی و امنیتی و به ویژه بی توجهی به حقوق شهروندی، تاکید می کند انکار این مسائل واقعیت را تغییر نمی دهد. او با انتقاد از افرادی که جنبش سبز را فتنه می خوانند، به برخی «دلخوشی»های جناح راست اشاره می کندو می افزاید: «یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است؛حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند.»
این سخن دبیر کل حزب اعتماد ملی، اشاره به سخنان محمود احمدی نژاد است که گفته: «علیرغم میل برخی میگویم که حتی برای مدیریت جهان آماده باشیم.»
مهدی کروبی با یادآوری مشکلت جامعه به محمود احمدی نژا، می نویسد «نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند» و در وصف فساد اقتصادی که دولت نهم و دهم پدید آورده است می گوید : «بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.»
وی با انتقاد از آکنده شدن «چاپلوسی وتزویر» به «بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز» اشاره می کند که «در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد.»
راهکارهایی برای خروج از بحران
سیاسی ترین بخش از بیانیه جدید مهدی کروبی، قسمتی از آن است که وی برای بخش هایی از حاکمیت که دنبال راه حل اصولی هستند، پنج پیش شرط بر می شمرد. »کنترل زبان و قلم خشونت گرایان» و طرد «بازار دین فروشی و انحصار طلبی» نخستین پیش شرط است. پس از آن دبیر کل حزب اعتماد ملی بر «اجرای کامل تمام اصول قانون اساسی» تاکید می کند و با انتقاد از «ساطور نظارت استصوابی» که توسط شورای نگهبان اعمال می شود، حذف آن را خواستار می شود: «بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساطور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص.»
در حالی که در هفت ماه اخیر خیل عظیمی از فعالین سیاسی، روزنامه نگاران و فعالین مدنی پاسخ انتقاد های خود از دولت را با بازداشت در سلول های انفرادی و احکام حبس طولانی و تعزیزی دیده اند، مهدی کروبی سومین شرط خود برای خروج از بحران را چنین معرفی می کند: «آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی.»
انتقاد چهارم کروبی به عرصه مطبوعات و دانشگاه اشاره دارد. در حالی که سیر توقیف نشریات و فشار بر روزنامه ها برای سانسور اخبار، پس از انتخابات اوج گرفته و از سویی دانشگاه ها با سرکوب خونین، بی سابقه و بازداشت گسترده دانشجویان مواجه بوده است، کروبی خواستار «فضای باز مطبوعات»، «به رسمیت شناختن نقد و نقادی» و «بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها» شده است.
این کاندیدای مخالف دولت از فضای امنیتی و جو پلیسی اعمال شده از سوی حاکمیت انتقاد می کند و به عنوان پنجمین راهکار ضمن تاکید بر لزوم برداشته شدن «محیط رعب و وحشت» خاطرنشان می کند: «در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.»
توصیه به پرهیز از خشونت
همزمان مهدی کروبی به معترضین سبز که قرار است در راهپیمایی شرکت کنند پیرامون تلاش حاکمیت برای سوق دادن جنبش به فضای خشونت هشدار می دهد: «این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند.»
دغدغه رهبران سیاسی جنبش سبز نسبت به احتمال بروز کنش های خشونت آمیز پس از آن بروز یافت که در روز عاشورا طیف هایی از جنبش سبز نسبت به خشونت های بی حد و حصر ماموران انتظامی و شبه نظامیان بسیج واکنش فیزیکی دادند، که به بروز نگرانی هایی پیرامون دور شدن جنبش سبز از خصلت خشونت گریزآن انجامید.
جنبش سبز در هشت ماه گذشته در تمامی مناسبت های سیاسی تقویمی از جمله روز قدس، 13 آبان و شانزدهم آذر حضور گسترده ای در خیابان های شهر تهران داشته است و ناظران این مناسبت های رسمی را فرصتی برای ادامه اعتراض های مسالمت آمیز جنبش سبز علیه دولت احمدی نژاد می دانند.
فصل مشترک جنبش سبز
در پایان این بیانیه که یک هفته پیش از خیز جنبش سبز برای حضور در تظاهرات 22 بهمن انتشار می یابد، مهدی کروبی به تبیین خصلت های تکثر گرایانه جنبش سبز برای مردم و به ویژه «قشر تحصیل کرده و طبقه جوان» می پردازد و می نویسد: «آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند.»
او در عین حال تاکید می کند که جنبش سبز برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاص نیست و دارای «آرا و عقاید گوناگونی» است. با این همه او فصل مشترک جنبش اعتراضی را استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات و آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و همچنین «اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی» توصیف می کند و در خصوص بالا رفتن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده می نویسد: «من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد.»
پیش از این میرحسین موسوی دیگر رهبر سیاسی جنبش سبز نیز در بیانیه هفدهم خود پنج پیش شرط برای خروج از بحران سیاسی اخیر ارائه کرده بود.
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-ead9c82114.html

