پیام های نوروزی

ارسال پیام تبریک نوروزی عفو بین الملل برای ایرانیان دربند
سازمان عفو بین الملل تحت عنوان کارزار نوروزی برای برخی از ایرانیان زندانی که آدرس و مشخصاتشان را در اختیار داشت، پیامهای تبریک ارسال کرد، عماد الدین باقی، منصور اوسانلو، شیوا نظر آهاری، روناک صفرزاده، آرش و کامیار علائی، کیان تاجبخش و هفت تن از رهبران بهائی از جمله این زندانیان هستند ….
پیام نوروزی خانواده شیوا نظرآهاری
رهانا: متن پیام نوروزی خانواده شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر به شرح زیر است:
شیوا جان
امروز که به ملاقاتت آمدیم قبل از هر چیز می خواستم فرا رسیدن سال نو را به تو تبریک بگویم ولی آنقدر حرف نزده باقی ماند که فراموش کردم سال نو را تبریک گویم.
تا امروز ۹۰ روز است که دوباره در بند ۲۰۹ زندانی هستی و ما این ماه آخر سال را هر روز منتظر بودیم تا زنگ تلفن به صدا در آید و خبر آزادی تو نیز مانند بقیه به ما داده شود، ولی مثل این که اراده ی قوی تری خواهان در بند بودن تو است.
شیوا جان، برای ما بسیار سخت است باور کنیم که سال نو را بدون حضور تو آغاز می کنیم در هر حال چه ما بخواهیم و چه نه سال نو با تمام شور و هیجانش بزودی آغاز می شود و ما امیدواریم که این سال برای تمامی هموطنانمان سالی پربار بوده و در سال جدید دیگر شاهد در بند بودن کسی نباشیم.
نه! به تو قول می دهم که برای ما «نمی شود» که سال نو بشود، سال نوی ما می ماند تا تو بیایی ….
_____________________________________________
فریاد شیون و سوگواری جانگداز مادر شهید ندا آقا سلطان بر مزار فرزندش – بهشت زهرا ۲۷ اسفند
من ساكن قم هستم . براي پنجشنبه ي آخر سال و تجديد ميثاق با شهداي سبز راهيه بهشت زهرا شدم. مادر ندا رسيد، واي نميدونيد وقتي كه رسيد و ديد سر قبر فرزندش پر از سبزه و گله چه حالي شد. تا قبر پر از سبزه و گل رو ديد شروع به فرياد كرد و گفت الهي مادر برات بميره كه مردم تو رو فراموش نكردن. مادر ندا گريه ميكرد و مردم هم با ناله ي اون گريه ميكردند و ظالمين رو لعنت. كنار قطعه ۲۵۷ پر از نيروهاي گارد بود. هنوز گريه هاي مادر ندا به چند دقيقه نكشيده بود كه دو مامور اومدن به مادر ندا گفتن بلند گريه نكنه. اينقدر مامور بود كه نميذاشتن كسي فيلم و عكس بگيره من چند دقيقه اي از مادر ندا فيلم گرفتم. همه ميومدن سر قبر هاي شهداي سبز و با خانواده هاشون همدردي ميكردن يكي زودتر از همه سر مزار شهداي سبز يك سبزه با روبان سبز گذاشته بود. خانواده ها وقتي دختر و پسرهاي جوون رو ميديدن كه اومدن به ديدنشون خيلي خوشحال ميشدن و ميگفتن خدا شما رو نگه داره تا راهشون رو ادامه بديد
http://greenrevolutioniran.blogspot.com/2010/03/blog-post_5441.html
______________________________________________
پیام نوروزی کروبی: اگر نظام اين است ما مخالف آنيم!
مهدی کروبی پيام نوروزی خود را منتشر کرد. در بخشی از این پیام آمده است: «اگر شما نظام را سلیقه میگويید، نظام را فرد میگويید، نظام را يک دستهی خاصی میگويید که یک جمع کوچکی را در درون خود جا دهد؛ مثلا روحانیوناش آقای جنتی باشد، آقای یزدی باشد، آقای مصباح باشد، آقای شجونی باشد، آقای طائب باشد… یا نفراتاش قاضی مرتضوی باشد، محمود احمدینژاد باشد، الهام باشد، نقدی باشد و از این قبیل افراد؛ اگر نظام این را میگوييد، بله! ما مخالف این جور نظامی هستیم!» مهدی کروبی در این پیام از آیتالله خامنهای انتقاد کرده که پیشتر گفتهبود همه باید در کشتی نجات نظام باشند. مهدی کروبی گفت وقتی روحانی وشخصیتهای نظام به جنتی، احمد خاتمی و محمود احمدینژاد منحصر شود دیگر نمی توان شعار داد کشتی نظام. باید گفت ، قایق نظام!
______________________________________________
پنجشنبه, ۲۷م اسفند, ۱۳۸۸
پیام تصویری میرحسین موسوی به مناسبت عید نوروز
کلمه:میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
پیشاپیش به دلیل آنکه اکثر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت کم سرعت استفاده می کنندو کیفیت ویدئو بر اساس توان استفاده ی این عزیزان تنظیم شده است از علاقمندان عذر خواهی می کنیم و خشنودیم که جنبش سبز ایران با پر و بال شکسته پریدن را هنر خود می داند.
به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:
قافله ی به هم پیوسته ی شهدا
فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیبدیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته میدانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاریها و رنجها است.
شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.
تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته
جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.
در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم
تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک میگویم. خانوادههای آسیبدیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشتهاند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانوادهها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.
سالی که بر ما رفت…
سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژهای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناحها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات میتوانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی شد و شما به طور وسیع و بیسابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابانها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.
پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود
وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاههای دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.
اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل میشد و مردم باید اقناع میشدند و به مردم توضیح میدادند. اما اینگونه نشد و پاسخها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنیترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیینکنندهای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.
مردم چه می خواستند؟
مردم به صورت مسالمتآمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی میدادند و بدون ایجاد هیچگونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.
در ۲۲ خرداد مردم میخواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواستههایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجهگیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گستردهای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.
نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است
حقیقت این است که این شعار اهمیت فوقالعادهای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعهای به هم پیوسته است و باطل کردن یا تضعیف بخشی از آن به مثابه بیمعنا ساختن آن است.
قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین میکردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمهای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزشها، خواستها و مطالباتی یکپارچه تأکید میشود که نمیتوانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این میبینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.
عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام
مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…
اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانههای آزاد و یا آزادیهای مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامههای مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم میتوانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.
سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکلگیری این مطالبات بازمیگردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناحها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود
در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید میشود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست میداشتم که علیرغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات میدیدم ولی آن را نمیبینم. پیشبینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایهگذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاستهای روشن، ماجراجویی و بیتدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بینالملل داریم و به نظر میرسد سایر تحریمها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.
جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد
در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیتها و استانها بکشاند و در عین حال اصل جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راههای دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.
ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم
زندگیها را سادهتر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور میشود مردم با آن روبرو میشوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیبدیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث میشود نور امیدی بتابد.
راهی که گریزی از آن نیست…
اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم
من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر میگذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چارهای نداریم تا این راه را برویم و انشاءالله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عدهای درجه دو انتخاب کنند و عدهای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشههای ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان میآورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواستههای ملت هراس داشته باشیم .
این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان میبرم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.
حضرت امام(ره):
بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مفقودان و اسیرانمان را به دامان خانوادههایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.
- برای دریافت فایل صوتی پیام نوروزی مهندس موسوی می توانید در اینجا کلیک کنید
- برای دریافت نسخه موبایل پیام نوروزی اینجا کلیک کنید.
هسته: پایان این پیام نوروزی در باره کلام خمینی (همراه با عکس خمینی روی سفره هفت سین [در ویدئوی این پیام]) مایه اعتراضاتی در میان سبزها شده. نکته اینجاست که در حالی که مردم به صداقت و پایداری میرحسین موسوی اعتقاد دارند، از پایبندی او به خمینی در حیرت اند.
هر کس از تاریخ جمهوری اسلامی آگاه باشد، میداند که بسیاری از جنایات آقای خامنه ای و گماشتگانش ریشه در اعمال و افکار خمینی دارد: از برپا کردن حکومت شرک (ولایت فقیه)، تشویق قشریون مذهبی [مکتبی ها!]، تقلب در انتخابات، بستن روزنامه ها، سرکوب آزادی خواهان و تکفیر مخالفان و حتی و شکنجه و اعتراف گیری و سرانجام اعدام زندانیان سیاسی (بویژه در دهه شصت) …. اینها همه توسط خود خمینی اجرا شد …
_____________________________________________________
چهارشنبه 26 اسفند 1388
کروبی: چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهايی که با همان منطق از زبان شما گفته میشود درست است؟
سحامنيوز- در زمان انقلاب که بی بی سی اخبار را انتشار می داد و بگونه ای به پيشبرد انقلاب کمک می کرد اشکالی نداشت اما حالا انتشار اخبار اشکال دارد؟ اگر اينگونه استدلال شود پس بايد حق را به شاه داد که می گفت انقلاب را بی بی سی راه انداخت و وحدت ارتجاع سرخ و سياه ، چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهايی که با همان منطق و محتوا از زبان شما گفته می شود درست است؟
«اگر شعبان بیمخ دیگران را میزد، از اراذل و اوباش بود، اما اینها با همان عمل،حزبالله هستند!!»
سحام نيوز: روز دوشنبه اعضای شورای مرکزی دفتر سياسی و جوان جبهه مشارکت با مهدی کروبی ديدار کردند. متن کامل اين ديدار بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ابتدا خيرمقدم عرض می کنم خدمت شما دوستان و عزيزان، و پيشاپيش تبريک می گويم فرارسيدن عيد نوروز باستانی و سال جديد را ، و انشاالله اميدواريم سال جديد سالی پر خير و برکت و آرامش همراه با اجرای قانون و رعايت حقوق شهروندان باشد . سالی که در روزهای پايانی هستيم سال تلخی شد البته از نعمت های خدا سپاسگزاريم اما به هرجهت حوادث خوبی پيش نيامد . بجای اينکه يک انتخاباتی موجب آرامش و اطمينان خاطر شود ، موجب شوق و شور و شعف شود ، تبديل شد به زندان و کشتار و حوادث سختی که در موارد و مواقع مختلف پيش آمد . تا ۲۲ خرداد همه امور بخوبی پيش می رفت و تا برگزاری انتخابات خيلی خوب بود و شاهد حضور گسترده مردم بوديم اما حوادث بعدی ، که قطعا حوادث بی سابقه ای در جمهوری اسلامی ايران بود ، تلخ و تاسف بار بود . اينکه تعداد زيادی از مسئولان گذشته نظام از وزير و وکيل و مديرو… بدليل فعاليت های سياسی و انتخاباتی همراه با افرادی از ديگر اقشاراجتماعی پس از اعلام نتيجه انتخابات به اين وسعت و گستردگی بازداشت و زندانی شوند ، يا فضای کاری مطبوعات سخت و بيش از ده روزنامه طی اين مدت توقيف و تعطيل شود و حوادث غيرقابل تصور ديگری که رخداد و مجال ذکر آنها نيست و همه به آن واقفيد . اميدواريم بعد خسارت وارده جبران شود و منظورم بيشتر خسارت های معنوی و حيثيتی است که به افراد و اشخاص وارد شده است .
اينروزها بين روز پيروزی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی قراردارد و به روز جمهوری اسلامی نزديک می شويم و کمتر از بيست روز به روز رای دادن و همه پرسی در سال ۵۸ مانده است . لازم می دانم چند جمله ای راجع به اينروز جمهوری اسلامی بيان کنم . امام خمينی در دوران مبارزه و انقلاب وعده هايی به مردم داد . نظام حاکم برايران يک نظام سلطنتی و استبدادی بود . امام در صحبت ها و اعلاميه هايش هميشه خطابش به مردم بود و به رای و نظر مردم تکيه می کرد و و عده برقراری جمهوری می داد فلذا وقتی حکم تشکيل دولت موقت را می دهد تصريح می کند چون مردم مرا به عنوان رهبر انتخاب کرده اند اين حکم را می دهم . وبه همين دليل امام پس از پيروزی انقلاب برخلاف رويه جاری در ديگر انقلابها بلافاصله برای تعيين نوع نظام به رای مردم رجوع کرد . درآن موقع کشور هنوز فاقد نهادهای امنيتی و پليسی مستقر بود اما در يک چنين شرايطی امام برانجام همه پرسی و رای مردم تاکيد کرد و ۲/۹۸ درصد رای به جمهوری اسلامی دادند و گاهی برخی می گويند مردم رای دادند اما نمی دانستند به چه رای می دهند اما بنظرم اين درست نيست اما قطعا آنچه امروز هست آن نيست که مردم به آن رای دادند . اين مائيم که آمديم با اعمال سليقه و عملمان جمهوريت و اسلاميت را به اينصورت در آورديم . دليل براينهم قانون اساسی ماست که مبتنی بر همان رای و نگرش تدوين و تصويب شد و درآن حقوق اساسی ملت تعريف و تضمين شده است . حتی در نامه ای که امام به اعضای بازنگری در قانون اساسی نوشت تکرار همين حرفها بود و اينکه در مورد رهبرهم ، مجتهدی که رای خبرگان منتخب مردم را گرفت و بطور غير مستقيم منتخب مردم است ، مسئوليت رهبری می يابد .
اوضاع ما متاسفانه به همين صورتی شده است که شاهدش هستيم . شما می خواهيد که کنگره تشکيل دهيد اما اجازه نمی دهند و اين جای سئوال بسيار دارد و ايضا نسبت به بقيه امور ، آن جمهوری اسلامی که مردم رای دادند آنی نيست که الان هست . ما نه جاسوسيم و نه برانداز و…و آنهايی که اين نسبت ها را بما می دهند خود بخوبی می دانند که اينها ناروا و دروغ و تهمت و بهتان است . ما بدنبال همان جمهوری اسلامی واقعی که مردم در سال ۵۸ به آن رای دادند ، هستيم . من روحانی هستم ، سابقا در کوچه و خيابان مردم به روحانی احترام می گذاشتند و بعضا متلکی هم می گفتند اما خدا شاهد است من امروز از اين تبليغات دروغ و تهمت و نسبت هايی که می دهند به اندازه آن متلک گفتن ها ناراحت نمی شوم چرا که خودم می دانم ضد انقلاب و نظام نيستم ، عامل بيگانه هم نيستم و نمی دانم اينها که اينها را می گويند و می نويسند چطور می خواهند جواب خدا را بدهند؟ اينها به ديگران همينگونه حمله می کنند . دو دفعه به درخانه ما آمده اند و بار دوم به درخانه جديد ما که هنوز ساکن آنجا نشده ايم ، آمدند و مزاحم مردم و همسايه ها شدند و به در و ديوار رنگ پاشيدند و شعار نوشتند و دوربين های مدار بسته مجتمع را به سرقت بردند و شيشه های ساختمان را شکستند و به خانم يکی از همسايه ها توهين کردند. آيا اين وضع برای جمهوری اسلامی ننگ نيست؟ آيا اينها برای نظام خوب است و آبرو و اعتبار می آورد؟ مگر اين نظام ملک طلق افرادی خاص است که هرکاری دلش خواست بکنند و امنيت روحی و روانی و مادی را از ديگران سلب کنند؟ و آدم از اينها نتاثر و متاسف می شود .
ما درتاريخ می خوانيم وقتی دکتر فاطمی را پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ در تجريش گرفتند در راه که اورا می بردند به فرمانداری نظامی مشتی اراذل و اوباش به او حمله کردند و دکتر فاطمی را زدند و مجروح و خونين کردند ، چطور آنها اراذل و اوباش بودند اما اينها با اين کارهاشان نيستند؟ پس اين وضعيت مصيبت مضاعف است . اگر در زمان شاه شعبون بی مخ ديگران را می زد از اراذل و اوباش بود اما اينها با همان عمل حزب الله هستند؟ واقعا آدم متاثر و متاسف می شود که اينها از همه مفاهيم و معانی دينی استفاده ابزاری می کنند و آنها را وارونه نشان می دهند و با اين روشها جمهوری اسلامی با آن پشتوانه عظيم مردمی به اين روز سياه افتاده است . ما معتقديم که نظام جمهوری اسلامی ايران حاصل انقلابی بزرگ است و بايد بماند . ما جوانی و عمرمان را برای برپايی اين نظام صرف کرده ايم و الان هم که تقريبا هر امکانی را از ما برای ارتباط راحت با مردم گرفته اند اما با اين اجوال افکار عمومی با ماست برای اينکه معلوم شود حق با کيست و اکثريت مردم با کدام نظر و ديدگاه همراهی دارند اجازه بدهند ما يک تجمع و راهپيمايی برگزار کنيم . بله با زور و قلدری می شود مردم را ساکت و کنترل کرد اما اداره نه . ما می خواهيم جمهوری اسلامی را حفاظت کنيم ، ساختار شکن هم نيستيم . ما اينجور افراد سياسی و روزنامه نگار و…رابازداشت و زندانی کردن ، مطبوعات را بستن ، سانسور و خفقان را حاکم کردن قبول نداريم و اينها جز آزادی کشی و استبداد نامی ندارد و هيچ قرابتی هم با جمهوری اسلامی ای که امام می خواست و در قانون اساسی تعريف و تبيين شده ، ندارد . نه وابسته به بيگانه ايم و نه شما ، اما اتفاقا اين شمائيد که با اين عملکرد آب به آسياب دشمن می ريزيد و با خشونت هايتان برای آنها خوراک تبليغاتی فراهم می آوريد. از قديم گفته اند دوست نادان از دشمن دانا خطرناکتر است. اينها چون قدرت و امکانات دستشان است و داشتن قدرت هم شيرين است و لابد حفظش هم به هرقيمت واجب ! هرحرفی را می زنند و هرفردی را بخواهند به اينجا و اونجا وصل می کنند . در زمان انقلاب که بی بی سی اخبار را انتشار می داد و بگونه ای به پيشبرد انقلاب کمک می کرد اشکالی نداشت اما حالا انتشار اخبار اشکال دارد؟ اگر اينگونه استدلال شود پس بايد حق را به شاه داد که می گفت انقلاب را بی بی سی راه انداخت و وحدت ارتجاع سرخ و سياه ، چطور حرفهای شاه نادرست بود اما حرفهايی که با همان منطق و محتوا از زبان شما گفته می شود درست است؟ آيا در دوران مبارزه که آقای دعايی با اجازه و اطلاع امام راديويی را که متعلق به دولت عراق بود و يا امام در فرانسه از همه خبرگزاری ها استفاده می کرد جهت انتشار اخبار نهضت، اين دليل وابستگی جريان مبارزه به حکومت عراق و بيگانگان بود؟ البته روشن است که اين يک فرصت است البته هر جامعه و نظام سياسی بدنبال منافع خودش است و برای تامين بيشتر منافعش عمل می کند و ما همه بايد به اين نکته توجه داشته باشيم اما اين نبايد ما را دچار داوری نادرست کند .
اينکه دائم دم از وحدت زده شود کافی نيست بلکه لازمه تحقق اين شعار داشتن سعه صدر است و اينکه انقلاب و نظام را متعلق به همه مردم و ۷۵ ميليون شهروند ايرانی بدانيم و الان هم بنده اعلام می کنم که اين دولت مستقر است و مسئوليت دارد و بايد پاسخگوی مردم باشد هر چند مشروعيت ندارد و قانونی نيست چون رای مردم را نگرفته است . ما اعلام کرده و می کنيم که خواستار اجرای همين قانون اساسی هستيم چون خيلی ظرفيت دارد که مغفول مانده است و برخی اصول و بطور خاص اصولی که در فصل حقوق ملت آمده است در اجرا به فراموشی سپرده شده است منتهی آقايان می خواهند با عدول از قانون و با تکيه بر زور و چماق و تهمت امور را به پيش ببرند تا قدرتشان حفظ شود . به اين جهت اميدواريم که اينها در نحوه نگرش و رفتارشان بايد تجديد نظر کنند و دريابند که کشور را به نحو ديگر و قانونمند هم می شود اداره کرد که همه راضی باشند و بهره برند و آرامشی پويا و نه قبرستانی و استبدادی حاکم شود . ما براين باوريم که کل قانون اساسی بايد اجرا شود و نه اينکه يک اصلش وحی منزل تلقی و اجرا شود و بقيه اصول به فراموشی سپرده شود و در مورد امام نيز بايد کل سخنان و سيره عملی ايشان ملاک و معيار باشد و نه اينکه با نگاهی خاص سر و ته سخنان ايشان زده شود و به آن استناد شود. ما خواست و نظرمان روشن است و جنبش مردمی هم پس از انتخابات و در اعتراض به نتيجه اعلام شده براه افتاده است همين خواست را دارد و اميدوارم با صبر و بردباری مردم در سال آينده بتوانيم به اين خواست دست يابيم .
_____________________________________________________________________
25 اسفند 1388
موسوی :
ـ سال آينده را بايد سال صبر و استقامت بدانيم و بناميم!
سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتيجه رسيدن
حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذير است، بايد به سمت معلمان، کارگران و اقشار مختلف برويم، نوروز
نوروز: در پی ممانعت دولت دهم از برگزاری کنگره دوازدهم جبهه مشارکت اعضای شورای مرکزی و دفتر سياسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامی ديدار و تبادل نظر کردند.
متن کامل سخنان مهندس موسوی در اين ديدار به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
تشکر می کنم از حضور دوستان . شرايط ويژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خيلی خوشحال می شدم که دوستان ديگر به ويژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای ميردامادی در اين جمع بودند و از محضرشان استفاده ميکرديم .شرايط کشور را شما که يک حزب سياسی هستيد بهتر می دانيد . محدوديت هايی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانيد . معمولا درکشورها بايد از فعاليت احزاب و تشکيلات استقبال شود تا مشکلات کشور را از طريق آنها پيگيری و با تکيه بر خرد جمعی حل و فصل کنند. در واقع تشکل های غير دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به اين طريق از هيبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اينکه بسياری از فعاليت های اقتصادی – اجتماعی و… از اين طريق انجام می شود و يکی از نشانه ها و شاخص های توسعه يافتگی و پيشرفت کشورها وجود همين تشکيلات و نهادهای مدنی غيردولتی است، حتی در کشورهايی که نظم و نسقی دارند وجود اينها ضروری است چون بسياری از فعاليت های سياسی، اقتصادی و اجتماعی از طريق اين نهادهای مدنی انجام می گيرد در واقع وجود تشکل ها در بين مردم باعث پيشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد.
اين مساله در کشور ما هم بی ريشه نيست و از قديم مشابه اينگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ايم و همين ها جامعه ما را حفظ کرده است. بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهايی اينگونه وجود داشته و همين ها موجبات حفظ و رشد اين شهر را فراهم آورده و اين نهادها از طريق صدقات جاريه تامين مالی می شده است يا وجود هيئت ها نمونه ديگری است، در جامعه مدرن وجود اين نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهميت ويژه ای پيدا کرده تا به تشکيلات سياسی رسيده است. قانون اساسی ما در مورد حق تشکيل اجتماعات و احزاب و تشکل ها صراحت و تاکيد دارد. غفلتی که هست اينکه برخی فکر می کنند اينگونه تشکيلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار اين است که فکر می کنيم اين تشکلات بايد توسط دولت ساخته و به مردم تحويل داده شود، در حالی که اين يک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نبايد مانع فعاليت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند و اين تشکلات مردمی امکان فعاليت داشته باشند لازم نيست مردم به خيابان ها بيايند و اگر در خيابان ها هم حق آنها پايمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در اين نه ماه تمام اين مسائل زير پا گذاشته شده و بيشترين خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسيار زياد خيابانی. اين وضعيتی که با آن روبرو هستيم و وضعيتی که حزب مشارکت دارد، خود دليل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دليلی وجود ندارد که مردم به خيابانها بيايند يا به سمت شعارهای تند بروند. مردم بدنبال استيفای حقوق خودشان هستند و آنچه در اين نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نيروهای دولتی به مردم بوده و آنها از اين ناحيه خسارت بسيار ديده اند . بر راهپيمايی ۲۵ خرداد که در آن راهپيمايی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همديگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پيش آمد. اوج حضور مردم راهپيمايی در روز ۲۵ خرداد بود که بايد تاکيد و تکرار زيادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همديگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما بايد بيش از اين به اين واقعه و روز پرداخت تا ماهيت مردمی و سبز اين جنبش برای همگان و آيندگان روشن شود . نوشتن مقالات متعدد در مورد ۲۵ خرداد می تواند باعث شود که ماهيت جنبش و سرچشمه های آن شناسايی و بر آنها تاکيد شود. خوشبختانه اين تفکر همچنان در بين مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند و به رغم اتفاقات تلخی که در اين نه ماه رخ داده است روحيه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آميز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته اين جنبش فراز و نشيب هايی داشته اما همه لازمه جريان است و بايد هوشيارانه با آنها روبرو شويم. مخالفان اين جريان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران اين جريان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهايی بچسبانند که مردم نمی پسندند. در مسير جنبش افت و خيزها و فشارهايی بوده ، ازجمله حزب مشارکت در معرض بيشترين فشارها بوده و نسبت هايی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذيرد، و ما نبايد در مقابل اين تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگيريم و بايد تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنيم . بنده در يکی از مصاحبه ها اين را مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگليس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنيم ممکن است روس ها يا انگليسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اينطور باشد پس ما نبايد کاری بکنيم؟ نه ، ما بايد رفتار خود را بگونه ای تنظيم کنيم که درست باشد و به اين اتهامات توجه نکنيم . ما نبايد بر اساس خوش حالی و بد حالی بقيه، کارها و برنامه های خود را تنظيم کنيم، ما بايد کار خود را بکنيم . بخشی ار اين تخريب ها برای اين است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اينکه بين ما و مردم فاصله ايجاد کنند و نسبت به ما بدبينشان کنند. ما نبايد نسبت به اينگونه مسائل و تهمت ها و تحليل ها منفعل باشيم . اخيرا نشريه ای در نوشته ای حزب مشارکت و آقای خاتمی و…را با اوباما و ريگی به هم وصل کرده و نتايجی گرفته است عجيب و لابد اينگونه می خواهند برخی ها را توجيه کنند که اينها ريشه در خارج دارند و…اما ما بايد روی اصول خودمان حرکت کنيم و در دام اينها نيفتيم و در عين حال که روی حفظ اصول و استقلال خود پافشاری می کنيم، نبايد تعادل خود را از دست دهيم و دچار افراط و تفريط شويم. ما می خواهيم روابط خارجی را با توجه به مصالح خويش پيش ببريم، نه اينکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشيم و يک دوست برای خود باقی نگذاريم. نبايد اين همه ماجراجويی کرد. يکی از نعمت هايی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نبايد اين را از دست بدهيم . البته ما مسائلی با جهان خارج داريم، با آمريکا و اروپا، اما روابط خارجی مان را بايد بگونه ای شکل دهيم که در جهت تامين منافع و امنيت ملی و حفظ تماميت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سياست خارجی ما نبايد ماجراجويانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمينان و همراهی در شرايط سخت نداشته باشيم . ما نبايد اين حالت تعادل را چون زير فشار هستيم از دست بدهيم . حقيقت اين است که در چند سال اخير مدام از حربه ارتباط با بيگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نيروهای متفکر جامعه استفاده شده و اين بايد روشن شود .
اطلاعات رسيده بما می گويد که مخالفان راجع به وقايع و جريانات پس از انتخابات يک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم اين افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جايگاه هايی که می خواهند می نشانند، در اين داستان برای هرکس و هر حزب يک نقش قائلند، يک تصويری از حرکت های مردمی و جنبش می سازند اما همه ابعاد اين افسانه بايد باز و شکافته شود . تصويری از ماهيت جنبش سبز و حرکت مردم ساخته اند که نادرست است و البته می خواهند از اين تصوير ساخته شده برای توجيه مراجع و روحانيون و متدينين و…استفاده کنند و در اين تصوير نقشی هم برای احزاب و گروهها قائلند که اينها را وابسته به خارج نشان دهند . در برگه های تبليغاتی که روز ۲۲ بهمن توزيع می شد تحليلی برهمين مضمون ارائه شده بود و اين نشان می دهد که اينگونه تحليل ها پشتوانه در برخی جاها دارد! اين کارها و رفتارها مبتنی بر تحليل هايی است که در پس پرده انجام می دهند و علاوه بر اين يک باور نسبت به دورغ هايی که گفته اند و داستان هايی که گفته اند در ذهنشان به وجود آمده است . آنچه ما بايد انجام دهيم اينکه تلاش کنيم نشان دهيم که اين حرکت و جنبش يقينا وابسته به بيگانه نيست، منافاتی با دين ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احيا اسلام رحمانی است. ما بايد ريشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهيم و اينکه ريشه اين حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطيت است و اين حرکت مخالف با اسلام نيست و برآمده از باورهای دينی مردم و ظلم ستيزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که ميراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهيد است . اين ميثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پيوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به اين مجموعه رای داده اند و همه آنها بايد با هم اجرا شود نه اينکه بخشی از آن را برداريم و سوء استفاده کنيم و به بخش های ديگر هيچ توجهی نکنيم . مردم به همه اين اصول رای داده اند و همه آن را ميثاق می دانند و هر نوع کم رنگ کردن بخشی از اصول لطمه های بزرگی را در پی دارد. جلوگيری از برگزاری کنگره يک حزب قانونی قطعا لطمه به اين قانون و ميثاق است، خراشی براين ميثاق ملی و صورت نظام است و همه اينها بايد برای مردم توضيح داده شود . در اين شرايط همه ما بايد بايد از تکيه بر نخبه ها فراتر رويم و به گروههای مرجع ديگر و تاثير گذارجامعه متوجه شويم ، بايد به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برويم و مسائل را برای آنها توضيح دهيم و اگر فراگيری هرچه بيشتر امواج حق خواهی رامی خواهيم بايد اين ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .
نکته ديگر استفاده از روحيه مذهبی مردم است و بايد به گرايش مذهبی مردم توجه تام داشت . ما همه مذهبی هستيم، اما صرف اينکه مذهبی هستيم کافی نيست، تبليغات پر شدتی که در جامعه براه انداخته اند برخی ها را دچار ترديد کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ما تغيير کرده ايم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضيح می دهم آرام می شوند. ما بايد مردم را توجيه کنيم که اينگونه نيست و اينها دروغ و تهمت هايی بيش نيست . ارتباط با مراجع و روحانيت بايد بيشتر و قوی تر شود، حداقل با آن بخشی که آمادگی ذهنی دارد و دلسوز است. بايد آنها را با اهداف جنبش آشناتر و نزديک تر کرد، در راهپيمايی ها هم بعضی از روحانيون شرکت می کنند ولی باز هم لازم است که اين ارتباطات بيشتر شود. اين می تواند خنثی کننده افسانه آنها باشد. در ذهن مردمی که اطلاعاتی ندارند بعضا اين افسانه می نشيند. اگر جنبش بخواهد پيش برود و عقبگرد نداشته باشد بايد دامنه اهدافش را در بين مردم توسعه داد، هم در ميان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، بايد مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضيح داد، بايد به مردم نشان دهيم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسياری مشکلات ديگر و کاهش آسيب های اجتماعی بايد به اصول قانون اساسی برگشت. اين را مردم بايد حس کنند. نبايد حس کنند اين جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پايمال شدن رای شان است. بايد ايران پيشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پيوند دهيم و يکی کنيم و به مردم نشان دهيم.
سال آينده سال صبر و استقامت ماست و نبودن دوستانی امثال آقای ميردامادی در ميان ما خسارت است اما در بند بودن همين ها اثراتی دارد که قابل مشاهده است . به نظرم زندان ديگر خاصيت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است . بارها در اين هشت نه ماه گذشته فرصت هايی پيدا شده که دعا می کردم اينها زندانی ها را آزاد کنند، روزنامه ها را آزاد کنند، اما اينگونه نشد و مديريت اين تحولات انجام نشد . قطعا اگر روزنامه ها و رسانه های کشور محدود نبودند اقبال مردم به رسانه های خارجی کمتر می شد. اگر اينها تدبير داشته باشند راه حل مسائل و مشکلات کشور از لشگرکشی و پادگانی کردن جامعه نمی گذرد ، راه حل در آزادی های قانونی است . اگر روزنامه ها را نبسته بودند، اگر محدوديت ايجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خيابان ها را خالی می کردند، اگر اين آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتيم. البته اين آزاديها برای صاحبان قدرت محدوديت ايجاد می کند اما اين به نفع نظام و کشور است و ارکان نظام هم در سطح ملی و بين المللی قدرتمندتر می شوند . اين ناراحت کننده است که قوه قضاييه که قرار بود مستقل باشد و هيچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنين وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی را بگير، کی را آزاد کن، فلان حکم را بده… در اوايل انقلاب شورای عالی قضايی برای همين تشکيل شد که کسی نتواند به قوه قضائيه دستور دهد و متاسفانه اين وضعيت تغيير کرد . نه اينکه قاضی دلسوز نداشته باشيم و اتفاقا همان قاضی های دلسوز و شريف بيشتر اين ظلم را لمس می کنند و رنج می برند. قضات شريف و دلسوز زيادی در اين قوه وجود دارند اما بازتاب بيرونی اينگونه نيست . به هرحال اميدواريم چرخشی در راستای اهداف جمهوری اسلامی در مجموعه حاکم ايجاد شود. و در خود نظام و حکومت چرخشی متناسب با قانون اساسی در اداره امور ايجاد شود و فضای آزادی بوجود آيد تا در سايه آن مسائل و مشکلات کشور و بحران حادث حل شود . احساس من نسبت به آينده اين است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذير است، ما هيچ وقت به يک سال گذشته بر نخواهيم گشت، اين تغيير ايده ها را بايد غنيمت شمرد. من به آينده بسيار اميدوارم، بايد به مردم صبر و اميد را منتقل کرد، صبر در معنای ايمانی آن، اين جنبش چيزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پيشرفت مردم را می خواهد و قطعا به آن دست خواهد يافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، بايد مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آينده را بايد سال صبر و استقامت بدانيم و بناميم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتيجه رسيدن .
در ابتدای اين ديدار آقای کاشفی مسئول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپايی اين کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در اين باره به عمل آمد، داد و با يادبودی از اعضای در بند مشارکت و ديگرافرادی که بدليل همراهی با جنبش سبز در زندان بسر می برند و آرزوی آزادی همگی آنها در آستانه نوروز و سال جديد، از مهندس موسوی بواسطه پايداری و همراهی اش با جنبش سبز تشکر و قدردانی کرد و از او خواست همچون گذشته در نيروبخشی و خط دهی ياريگر افراد و گروههای جنبش باشد . پس از سخنان مهندس موسوی نيز افراد حاضر به بيان نظرات و ديدگاههای خود در باره شرايط حادث و اينکه برای پيشبرد و موفقيت هرچه بيشتر جنبش سبز چه بايد کرد به بحث و تبادل نطر با مهندس پرداختند و همگی براين موضوع توافق داشتند که سال آينده بدليل مسائل سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی و بين المللی سالی سرنوشت ساز برای کشور به شمار می رود و بايد آنرا سال صبر و استقامت برای پيروزی جنبش سبز قلمداد داد .
______________________________________________
تجمع خانوادهها در مقابل زندان اوين
علیرغم محدوديتها و حضور گسترده نيروهای امنيتی
فعالين حقوق بشر و دمکراسی: روز سه شنبه ۲۵ اسفند ماه از حوالی ساعت ۱۸:۰۰ تعداد زيادی از خانواده ها در مقابل زندان اوين تجمع کردند و خواستار آزادی عزيزان خود شدند.خانواده های دستگير شدگان سعی کردند که ساعتهای چهارشنبه سوری را در کنار حصارهای زندان اوين بگذرانند تا خود را نسبت به عزيزانشان نزديکتر حس کنند.هر چه به روزهای آغاز سال نو نزديک تر می شويم تلاش و کوششها خانواده ها برای آزادی عزيزانشان فزونی می يابد.
برخلاف شبهای گذشته برای خانواده ها محدوديتهايی ايجاد کرده بودند و خانواده ها می بايست در درون حصارهای که ايجاد کرده بودند قرار می گرفتند و يک حالت بازداشت غير رسمی برای خانواده ها ايجاد کرده بودند.خانواده همانند شبهای گذشته حق ايستادن خارج از حصارها را نداشتند. همچنين بر خلاف معمول تعداد زيادی از نيروهای سرکوبگر را در آنجا مستقر کرده بودند و جو امنيتی شديدی را ايجاد کرده بودند.
ولی خانواده به حصارها و حضور تعداد زيادی از نيروها سرکوبگر توجه نمی کردند و بر خواست خود که آزادی عزيزانشان بود پافشاری می کردند. با ايستادگی و پافشاری خانواده ها از ساعت ۱۸:۳۰ شروع به آزادی دستگير شدگان نمودند و تعداد زيادی از دستگير شدگان آزاد شدند.
همانند شبهای گذشته زندانيان سياسی که آزاد می شدند با سوت کشيدن،دست زدن از آنها استقبال می شد و موجی از شادی بين خانواده ها ايجاد می کرد. تجمع خانواده ها تا ساعت ۲۳:۰۰ ادامه يافت.
هنوز دیدگاهی داده نشده است.

