هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

«نوروز» بين المللى شد!

مجمع عمومى سازمان ملل روز بين المللى «نوروز» را به رسميت شناخت

۱۳۸۸/۱۲/۰۵

مجمع عمومى سازمان ملل متحد در نشست عصر سه شنبه خود تصويب كرد كه روز ۲۱ مارس، اول نوروز، به عنوان «روز بين المللى نوروز» نامگذارى شود.

در قطعنامه روز بين المللى نوروز اشاره شده كه ۲۱ مارس (اول فروردين) همزمان با آغاز فصل بهار، توسط بيش از ۳۰۰ ميليون نفر از مردم جهان به عنوان نخستين روز سال جديد (خورشيدى) جشن گرفته مى شود.

اين قطعنامه مى افزايد: جشن آغاز نوروز كه ريشه ايرانى دارد بيش از سه هزار سال است كه در مناطق بالكان، حاشيه درياى سياه، قفقاز، آسياى مركزى، خاورميانه و ساير مناطق گرامى داشته مى شود.

مجمع عمومى سازمان ملل از اعضاى خود خواسته است تا با جشن گرفتن اين روز، تاريخ و سنت هاى آن را با چشم انداز گسترش هويت نوروز در ميان جامعه بين المللى، مورد مطالعه قرار دهند.

اين مجمع همچنين خواستار برنامه ريزى سالانه براى پاسداشت اين روز توسط اعضاى سازمان ملل شده است.

پس از تصويب سند نامگذارى روز بين المللى نوروز در مجمع عمومى سازمان ملل، معاون نمايندگی ايران در سازمان ملل در سخنانى از جلال الدين مولوى، شاعر ايرانى، نقل و قول كرد كه آغاز سال نو را به عنوان «تحول در زمين و جان ها» معرفى كرده است.

اسحق آل حبيب گفت: «بزرگداشت نوروز در واقع تجسم يكى از اهداف متعالى سازمان ملل يعنى تقويت صلح جهانى از طريق احترام به فرهنگ هاى ملى، ميراث فرهنگى جهانى و تنوع فرهنگى است.»

سند قرار گرفتن نوروز در فهرست ميراث بين المللى سازمان علمى، فرهنگى و آموزشى سازمان ملل، يونسكو، روز ۳۰ سپتامبر سال ۲۰۰۹ به تصويب رسيده بود.

در اين سند اشاره شده كه جشن نوروز يادآور آن است كه زندگى در پيوند با طبيعت تعريف مى شود و بيانگر پيوند ناگسستنى ميان كار سازنده با چرخه هاى طبيعى تجديد پذير و همچنين نشان دهنده اشتياق و نگرش احترام برانگيز نسبت به ريشه هاى طبيعى زندگى است.

در اين قطعنامه كه توسط نمايندگى هاى ايران، جمهورى آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركيه، تركمنستان، قزاقستان و قرقيزستان به مجمع عمومى سازمان ملل ارايه شده بود از نوروز به عنوان جشنى ياد شده كه براى بشريت عناصر مهمى در بر دارد و گفت و گوى بين فرهنگى و درك متقابل را تقويت مى كند.

قطعنامه روز بين المللى نوروز در ۱۷ بند مقدماتى و پنج بند اجرايى تنظيم شده است و در آن علاوه بر شناسايى روز ۲۱ مارس (اول فروردين) به عنوان روز بين المللى نوروز از كشورها خواسته شده تا در باره اين جشن و سازماندهى مراسمى در بزرگداشت نوروز اقدام كنند.

همچنين از كشورهايى كه نوروز را گرامى مى ‌دارند خواسته شده تا براى پژوهش پيرامون تاريخ و سنت‌هاى نوروزى با هدف انتشار آگاهى در مورد ميراث نوروز در ميان جامعه بين المللى تلاش كنند.

http://www.radiofarda.com/content/f4_Nowruz_Persian_resolution_UN_assembly/1967417.html

02/24/2010 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 08- فرهنگ و ادبيات | نوشتن دیدگاه

صادق هدایت و دکتر فاطمی

در چنین روزی …

۲۷ بهمن مصادف است با زادروز پیشگام داستان نویسی نوین در ایران: صادق هدایت.. . هدایت تنها روشنفکر ایرانی بود که عامل بدبختی ایران را در سه عامل میدانست:  یکی در استبداد شاهی  یکی  در آخوندهای مردم فریب عرب پرست و ضد  ایرانی (نگاه کنید به داستان کوتاه حاج آغا و رمان پیچیده و دشوار او توپ مرواری که هم در زمان شاه و هم در زمان جمهوری اسلامی ممنوع بوده) — اما از همه مهمتر او تنها  روشنفکری بود که به جای ستایش ملت، خلق قهرمان و یا فریب توده مردم برای کسب محبوبیت بین عوام الناس، شدیدا به رگه های انحطاط و عقب افتادگی در خلق و روح مردم معاصر ایران انتقاد میکرد و از این روی هدایت، تجسم نام خودش بود: صادق …

_______________________________________________

  • زادروز صادق هدایت داستان نگار بنام معاصر ایران

امروز زادروز داستان نگار معروف ايران «صادق هدايت» است كه 16 فوریه ۱۹۰۲ در تهران متولد شد و 49 سال زندگي كرد. وی از تبار رضاقلي هدایت نویسنده، مورخ و شاعر قرن سیزدهم وطن است. صادق از سال 1305 تا 1309 در بلژیک و فرانسه به تحصیلات خود ادامه داد و دربازگشت به وطن به موازات کار قلم، در بانک ملی و سپس اداره تجارت و آنگاه وزارت امورخارجه و … بکار پرداخت زیرا که داستان نگاری، مجله نویسی و کار قلم نمی توانست هزینه های اورا تامین کند و روانشناسی ایرانیان وقت نویسندگی را همانند نقاشی و موسیقی شغل واقعی نمی پنداشت. صادق با داشتن این همه کار حتی موفق به خرید خانه نشد و در خانه قدیمی پدری زندگی می کرد. در سال 1314 اورا به خاطر چندجمله که در داستان وغ وغ ساهاب نوشته بود به اداره پلیس احضارکردند و چون انتظار آن را نداشت در روحیه اش تاثیر عمیقا منفی باقی گذارد، به هند رفت و نزد یک پارسی هندی به تحقیق درباره فارسی عهد ساسانیان پرداخت. داستان نويسي ايران با آثار صادق هدايت وارد عصر تازه اي شده بود كه در نيم قرن گذشته در اين زمينه نتوانسته است پا به پاي ساير ملل پيش برود. نوشته های او عبارتند از:
زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر.
صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است.

  • گلوله ای که به بدن حسین فاطمی شلیک شد

http://www.aftab-magazine.com/d5/images/fatemi.jpg

دکتر حسین فاطمی 25 بهمن ماه 1330 در گورستان معروف به مقبره ظهیرالدوله هدف گلوله یک عضو 14 ساله جمعیت فدائیان اسلام قرارگرفت و مجروح شد. این جمعیت در دهه های 1320 و 1330 چند مقام تراز اول وقت ازجمله رزم آرا و و هژیر را ترور کرده بود. دکتر فاطمی در مراسم پنجمین سال قتل محمود مسعود (ناشر روزنامه مرد امروز) شرکت کرده و سرگرم ایراد نطق برای حاضران بود که هدف گلوله قرارگرفت. فاطمی ناشر روزنامه ملی گرای باختر امروز بود. ضارب مهدی عبدخدایی دستگیر شد. حسین فاطمی آخرین وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق پس از براندازی 28 امرداد فرار کرده و مخفی شده بود که چندماه بعد دستگیر و [مورد حمله ضرب چاقوی شعبان بی مخ (جعفری) قرار گرفت و چند روز بعد، يعنی در روز ١٨ آبان سال ١٣٣٣، بدن نيمه‌جان او را تيرباران کردند.]. وی بود که پس از فرار شاه بر در کاخ سلطنتی قفل زده بود و به سفارتخانه های ایران دستور اکید داده بود که با شاه تماس نگیرند زیراکه او فرارکرده و فرار شاه معنایی جز کناره گیری از مقام ندارد.

دکتر حسين فاطمی در دادگاه
http://www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&I1.x=26&I1.y=18&HD=27&HM=11
  • برای شرح بیشتر از زندگی دکتر فاطمی، نگاه کنید به:

http://www.jminews.com/news/fa/?mi=9&ni=5972


02/16/2010 نوشته‌شده به دست | 08- فرهنگ و ادبيات, 14- فراموششون نکنیم | نوشتن دیدگاه

زیبایی شناختی جنبش

مباد که آنها شویم!

به این دو تصویر نگاه کنید.  دیروز وقتی تصویر دوم را دیدم یاد  نقاشی اول افتادم.

تابلوی «میانجی‌گری زنان سابین»…  را ژاک لویی داوید، نقاش فرانسوی، درسالهایی حول و حوش 1795 کشیده است.  یعنی سالهای پس از حکومت وحشت….   داوید که خود به خاطر حمایت از روبسپیر در زندان بود بعد از دیدار همسر نومیدش به این فکر می‌افتد نقاشی بکشد برای دلداری دادن به او، برای اینکه بگوید عشق بر جنگ پیروز است.

….. این جنبش به خشونت کشیده نمی‌شود تا وقتی که این زن در میانه ایستاده است…   این زن با سپیدی دستهای خود، با آفتاب گیسوانش این سرزمین را سبز می‌کند.

می‌دانم که می‌دانی وقتی می‌گویم زن منظورم این نیست که مردان سبز ما نه، و فقط زنها، من از ظهور دوباره انرژی زنانه حرف می‌زنم، از قدرتی که این جنبش را پیش می‌برد، قدرتی که از تعقل، مهربانی، کفایت، مدارا و شیردلی مادری نیرو می‌گیرد و مردان وطنم را لبخند به لب و روسری به سر می‌کند.

من از سهراب و مادرش حرف می‌زنم.

من از نوجوانی حرف می‌زنم که پریشب در خانه خودش خوابید و دیشب در بازداشتگاه اطلاعات بود و امشب نمی‌دانم کجاست. من از خشمی حرف می‌زنم که در من شعله می‌کشید تمام امروز، وقتی با مادرش حرف می‌زدم و از تلاشم برای اینکه خشم را تبدیل کنم به صبر و امید مبادا که مسخ شوم  مباد که آنها شوم. این را از من بشنو …

http://dargolestane.blogfa.com/post-409.aspx

_______________________

حمید دباشی:

ابعاد زیبایی شناختی جنبش

فرهنگ سیاسی حاکم بر ایران هم در توش و توان برخورد کردن با این جنبش را ندارد و چاره ای را در تجهیز نیروهای نظامی و سرکوب می بیند.

حاکمیت در ایران الان شبیه یک جوجه تیغی شده مدام مشغول حمله کردن است چرا که خشم سی ساله به نقطه جوش رسیده و حاکمیت به حق موجودیت خودش را در خطر می بیند

آنچه را که ما در فضای ایران مشاهده می کنیم طبیعی است. خشمی که ما می بینیم خشمی سی ساله است نه موضوعی شش ماهه. پنجاه درصد مردم ایران جوان های زیر ۲۵ سال هستند. این خشم و خشونتی که بچه ها طی دوران زندگی شان دیدند طاقت آنها را تمام کرده است اما باز هم مهم است که توجه داشته باشیم که این نهضت شاخه نظامی ندارد. نه چریک های فدایی خلق هستند نه مجاهدین خلق اعتباری دارد چنان که سی سال پیش داشت. این نهضت جز تکیه بر نیروهای مردمی بری از خشونت، چیز دیگری ندارد.

با این همه شما در این چند روز هم اگر خشونتی می بینید این خشونت متوجه موتور سیکلت ها است. حتی در چنین شرایطی از سرکوب هم در این ویدئوهایی که از ایران می رسد، مردم در پشت نقاب بسیجی ها مردم برادران خودشان را می بینند و نمی گذارد کسی اذیت شان کند.

با این که خشم مردم نسبت به نیروهای سرکوبگر و بسیجی ها خشم طبیعی است ولی باز هم خودداری مردم ما از بکارگیری خشونت علیه برادران خودشان موضوع قابل توجهی است.

ابعاد گریز از این خشونت هم جالب و مهم است. همانطور که می دانید هفته گذشته دو نفر را در کرمان به جرم دزدی اعدام می کردند اما مردم ریختند و طناب دار را از گردن آنها درآوردند.

خیابان های تهران در روز عاشورا صحنه درگیری های کم سابقه ای بود

همچین چیزی را من در هیچ کجای دنیا ندیده ام.

….

به هر حال ابعاد انسانی، ابعاد زیبایی شناختی ابعاد مردمی و بری بودن از خشونت حتی در داغ ترین لحظات این جنبش موضوع بسیار عزیز و قابل توجهی است.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/12/091227_m_ashoura_dabbashi.shtml

__________________________________________

تظاهرات روز عاشورا – پل کالج – مردم تعدادی از نيرو های يگان ويژه را محاصره کرده اند در بين آن ها يک درجه دار ستوان يکم نيروهای يگان ويژه ديده می شود. مردم يکديگر را دعوت به آرامش و پرهيز از خشونت می کنند اين در حالی است که اين نيرو ها دقايقی قبل چهار نفر از مردم را هدف گلوله قرار داده بودند.

______________________________________________

–> جنبش زيبای ايران

_________________________________________________

12/29/2009 نوشته‌شده به دست | 02- راهكارهاي مقاومت, 08- فرهنگ و ادبيات | ۱ دیدگاه

____ موج خون___

فريدون مشيری:

_______موج خون

شرم تان باد ای خداوندان قدرت
شرم تان باد ای خداوندان قدرت
بس کنيد
بس کنيد از اينهمه ظلم و قساوت
بس کنيد

ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است اينکه می باريد بر دلهای مردم،سرب داغ
موج خون است اين که می رانيد بر آن کشتی خودکامگی،

موج خون
گر نه کوريد و نه کر
گر مسلسل هاتان يک لحظه ساکت می شوند

بشنويد و بنگريد:

بشنويد اين وای مادرهای جان ‌آزرده است
کاندرين شبهای وحشت سوگواری می کنند
بشنويد اين بانگ فرزندان مادر مردهاست
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگريد اين کشتزاران را که مزدوران تان
روز و شب با خون مردم آبياری می کنند
بنگريد اين خلق عالم را که دندان بر جگر بيدادتان را بردباری ميکنند

دست ها از دست تان- ای سنگ چشمان- بر خداست

گر چه می دانم
آنچه بيداری ندارد خواب مرگ بی گناهان است،وجدان شماست
با تمام اشک هايم باز نوميدانه خواهش می کنم
بس کنيد
بس کنيد
فکر مادرهای دلواپس کنيد
رحم بر اين غنچه های نازک نورس کنيد
بس کنيد

(تصنیف میهنی موج خون . در مایه ی بیات اصفهان / آهنگ و تنظیم : رهام سبحانی شعر : زنده یاد فریدون مشیری آواز : حسن شرقی و هاله سیفی زاده گروه بیداد)

_________________________________________________

کامران آسا برادر کیانوش آسا بازداشت شد!

خبرگزاری دیده‌بان حقوق بشر کردستان: کامران آسا برادر دانشجوی جان‌باخته کیانوش آسا به همراه یکی از بستگان خانوادگى و دوست کیانوش به نام بیژن رضایی ظهر روز گذشته در تهران بازداشت شدند.

ظهر دوشنبه 16 آذر پس از برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، کامران آسا که به دعوت دانشجویان این دانشگاه به نمایندگی از خانواده کیانوش آسا در مراسم روز دانشجو حضور یافته بود، هنگام خروج از دانشگاه علم و صنعت به همراه بیژن رضایی توسط نیروهای انتظامی مستقر در محل بازداشت شدند.

شب گذشته کامران آسا در تماس با خانواده ضمن اعلام خبر بازداشت خود و بیژن رضایی از محل نگهداری‌شان اظهار بى‌اطلاعى کرده است. خانواده کیانوش آسا و به ویژه مادر این دانشجوی کشته شده طی وقایع اخیر پس از انتخابات به شدت نگران وضعیت نگهداری و امنیت جانی کامران و همچنین بیژن رضایی هستند.

کیانوش آسا دانشجوی ترم آخر رشته‌ى مهندسی پتروشیمی در مقطع کارشناسی ارشد و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ایران بود. وى در جریان تظاهرات میلیونی 25 خرداد در میدان آزادی تهران از سوی نیروهای مسلح وابسته به دولت مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

فاطمه فلاح و کامران آسا مادر و برادر کیانوش، اخیراً با نوشتن نامه‌اى به رییس قوه قضاییه و کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی خواهان بررسی و روشن شدن زوایای پنهان شهادت این دانشجوی نخبه‌ی کُرد و شناسایی و مجازات عاملان این جنایات هولناک شدند.

سه شنبه 17 آذر 1388 برابر با 2009 Tuesday 08 December

______________________________________________

دویچه‌ وله:

28.11.2009

خانواده کیانوش آسا: «به این جنایت هولناک رسیدگی کنید»

خانواده کیانوش آسا در نامه‌ای به مسئولان ایران خوستار رسیدگی به چگونگی قتل فرزندشان شدند.

کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم وصنعت روز ۲۵ خرداد هدف گلوله نیروهای امنیتی وانتظامی قرار گرفت و به قتل رسید.

نامه‌ی خانواده‌ی کیانوش آسا خطاب به رئیس قوه قضاییه و کمیته حقیقت‌یاب مجلس نوشته شده است. آنها از قتل فرزند خود به عنوان «جنايتی هولناک» یاد کرده و خواهان مشخص شدن زوايای نامعلوم اين فاجعه شده‌اند.

کیانوش آسا، ۲۵ ساله، مهندس شیمی و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود. او روز ۲٣ خرداد برای انجام امور مربوط به پايان‌نامه دوره کارشناسی ارشد خود از کرمانشاه (زادگاهش) به تهران می‌رود و در روز ۲۵ خرداد در راهپیمایی خیابان آزادی شرکت می‌کند. اما پس از آن مفقود می‌شود. خانواده کیانوش ۹ روز بعد جسد وی را در پزشکی قانونی تهران شناسایی می‌کنند. در تمام روزهایی که خانواده کیانوش دنبال نشانی از او بودند  به آنها گفته شده بود کيانوش در اوين زندانی است.

خانواده‌ی کیانوش آسا در نامه‌ی خود نوشته‌اند:  «هيچ گاه تصور نمی‌کرديم حضور عزيزمان در يک راهپيمايی مسالمت‌آميز ميليونی، ما را روزها و شبها در اضطراب و بی‌خبری قرار داده و سپس به پزشکی قانونی بکشاند و در برابر صحنه و سپس شرايطی قرار دهد که در بدترين حالات و اوضاع ممکن، تصور آن را هم به ذهن خود راه نمی‌داديم.»

گزارش ناقص پزشکی قانونی

دوستان نزدیک کیانوش گفته‌اند که او روز ۲۵ خرداد بر اثر اصابت یک گلوله به پهلویش زخمی می‌شود. اما خانواده‌اش به هنگام شناسایی جسد او در پزشکی قانونی، اثر گلوله‌ی دیگری در گردن او می‌بینند. علاه‌براین، جسد کیانوش ۴ روز بعد، یعنی روز ۲۹ خرداد به مرکز پزشکی قانونی تهران تحویل داده شده است.

در خاکسپاری پیکر کیانوش آسا در کرمانشاه بیش از ده هزار نفر شرکت کردند.

در خاکسپاری پیکر کیانوش آسا در کرمانشاه بیش از ده هزار نفر شرکت کردند.

خانواده‌ی کیانوش در نامه‌ی خود نوشته‌اند، در رابطه با اين تناقض از پزشکی قانونی و دادسرای انقلاب سوالاتی پرسيديم که هر کدام  جواب‌هايی همچون «ما اطلاعی نداريم» و «معلوم نيست» و»کسی نمی‌داند» به ما دادند.

خانواده‌ی کیانوش در نامه‌ی خود نوشته‌اند، گزارش پزشکی قانونی در باره علت فوت فرزندشان ناقص است. علت فوت تنها اصابت گلوله عنوان شده و به زمان  فوت و اينکه گلوله‌های موجود در بدن، از يک جنس يا جنسهای متفاوت بوده اشاره‌ای نشده است.

عاملان و آمران جنايت معرفی شوند

خانواده‌ی کیانوش در پایان نامه‌ی خود خواستار مشخص شدن زوايای نامعلوم فاجعه قتل فرزندشان شده‌اند. مهم‌تر از همه، آنان خواهان معرفی عاملان و آمران اين جنايت هولناک، محاکمه روشن و شفاف و مجازات قاتل يا قاتلين آنها شده‌اند.

در حمله‌ی نیروهای امنیتی و انتظامی  به تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات  نزدیک به ۷۰ نفر جان خود را از دست دادند. برخی منابع وابسته به حکومت قتل ۳۰ نفر را پذیرفته‌اند. کمیته‌ی پیگیری جانباختگان حوادث پس از انتخابات که بطور مشترک از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی تشکیل شده بود، فهرستی ۷۲ نفره از کشته‌شدگان در اختیار نمایندگان مجلس قرار دادند. دست‌کم ۴ تن از قربانیان بر اثر شکنجه در زندان کهریزک جان خود را از دست دادند.

در این ناآرامی‌ها صدها نفر نیز زخمی و حدود ۴ هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از بازداشت‌شدگان آزاد شده‌اند، اما شماری از چهره‌های سیاسی و روزنامه‌نگاران که هیچ‌گونه ارتباطی هم با حوادث پس از انتخابات نداشتند هم‌چنان در زندان به‌سر می‌برند.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4943754,00.html

____________________________________________

پنج شنبه 10 دسامبر 2009 – 19 آذر 1388

برادر کیانوش آسا بازداشت شد

کیانوش آساکیانوش آسا دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پتروشیمی بود

کامران آسا، برادر کیانوش آسا از کشته شدگان وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران که به دعوت دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران در روز دانشجو به این دانشگاه رفته بود، بازداشت شده است.

خواهر کامران آسا در گفتگو با بی بی سی فارسی، ضمن تایید بازداشت برادرش از وضع کنونی او ابراز بی اطلاعی کرد.

به گفته خانم آسا، کامران به دعوت دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که محل تحصیل بردارش کیانوش آسا بود، برای شرکت در مراسم روز دانشجو در شانزدهم آذر به این دانشگاه رفته بود که هنگام ورود به آن بازداشت می شود.

کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پتروشیمی پس از شرکت در راهپیمایی معترضان به نتیجه انتخابات در میدان آزادی در بیست و پنجم خرداد مفقود شد و جسدش پس از حدود ده روز به وسیله پزشکی قانونی به خانواده اش تحویل داده شد.

خانم آسا با بی اطلاعی از وضع کامران آسا گفت یکی از دوستان کامران که به همراه او بازداشت و سپس آزاد شده است، احتمال می دهد او را به زندان اوین منتقل کرده باشند.

او با اشاره به این که کامران در روز دانشجو با یک سبد گل و متنی که درباره شخصیت علمی و اجتماعی کیانوش تهیه کرده بود، به دانشگاه علم و صنعت رفت که بازداشت شد.

خانم آسا گفت: «کامران چه خواسته، چه گفته، به جز این که به عنوان نماینده خانواده کیانوش که دانشجوی آن دانشگاه بود، به آنجا رفته؟»

او ادامه داد: «ما شش ماه است زندگی نداریم. تا کی باید وضع ما این گونه ادامه پیدا کند؟»

کامران آسا به تازگی به همراه مادرش، فاطمه فلاح، نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه منتشر کردند و خواستار مشخص شدن علت مرگ کیانوش شدند.

به نوشته خانواده آسا، شاهدان عینی گفته اند که کیانوش را در حالی دیده اند که در اثر اصابت «تنها یک گلوله به پهلویش» زخمی شده بود، اما به هنگام مشاهده جسد او در پزشکی قانونی ، اثر اصابت گلوله دیگری هم بر گردن او دیده شده که معلوم نیست چه زمانی و توسط چه کسی به او شلیک شده است.

مادر و برادر آقای آسا در نامه سرگشاده خود نوشته اند که بر اساس اعلام پزشکی قانونی، جسد آقای آسا چهار روز بعد از حادثه ۲۵ خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده و آنها می خواهند بدانند در این چهار روز چه بر سر او آمده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/12/091209_wmj-asaa.shtml

11/15/2009 نوشته‌شده به دست | 08- فرهنگ و ادبيات | نوشتن دیدگاه

__ترانه شیرزنان ایران زمین

ترانه حرف زن از شاهين نجفی، با تصاويری از ضرب و شتم زنان در روز ۱۳ آبان :

http://www.ir-women.com/IMG/arton8102.jpg

عاطفه نبوی در روز 25 خرداد به همراه هفت نفر از دوستانش در خانه بازداشت شد و 95 روز در بند 209 به سر برد. یکی از اتهامات او «ارتباط با سازمان مجاهدین» بود که در دادگاه از این حکم تبرئه شد، ولی به اتهام «شرکت در تظاهرات غیر قانونی 25 خرداد» به 4 سال حبس تعزیری محکوم گردید.

فراخوان کمپین آزادی عاطفه نبوی

كمپين « من عاطفه‌ام» از آن رو توسط جمعي از فعالان مدني تشكيل شده، تا توجه افكار عمومي و نهادهاي بين المللي را به حكم غيرعادلانه صادر شده عليه عاطفه نبوي جلب كند.از اين رو، ما در اولين فراخوان خود از همه كساني كه در اعتراضات پس از انتخابات و به خصوص در تظاهرات 25 خردادماه شركت كرده‌اند، مي‌خواهيم با نوشتن چند خط، براي عاطفه و براي دستگاه قضايي، بگويند كه ما هم‌جرم عاطفه هستيم و اگر قرار است او زنداني شود، بايد همه ما به جرمي مشترك زنداني شويم.عاطفه نبوي در زندان است و نامش در هياهوي اين همه خبر بازداشت و زندان گم شده است. اين دختر 28 ساله، بايد 4 سال در زندان بماند. براي يك روز حضور در خيابان. يك روز اعتراض.

ما مي‌خواهيم بگوييم كه مانند او فكر مي‌كنيم. كه همه ما عاطفه هستيم. كه بايد همه ما را زنداني كنند.

من عاطفه‌ام:

آن روز را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد. بیست و پنج ام خرداد را می گویم عاطفه. همان روز که شهر یکپارچه سبز شده بود. همان روز که – من و تو- ، دست دردست هم، – ما – شدیم و در سکوت، بلندترین فریاد زندگی مان را سردادیم. من و تو آن روز به خیابان آمده بودیم برای گرفتن حق مان. حقی که کوچک شمرده شده بود. حقی که نادیده گرفته شده بود……………..امروز، » تو» را محکوم کرده اند به چهارسال زندان!!!! برای همان » حق خواهی» که اگر جرم است، همه مان به آن مجرمیم……… بایست عاطفه، من نیز در کنار تو ایستاده ام، برای روزی که دوباره دست در دست هم، – ما- شویم و این بار در خیابان های شهر، سرود آزادی را سر دهیم……عاطفه، تنهایت نخواهم گذاشت.

http://manatefeham.blogspot.com/2009/11/8.html

ندای ملت را که کشتید ،فریاد به جایش آمد . اگر عاطفه را به بند بکشید ، چه میماند جز خشم ؟

ندا ، صدای یک ملت بود . آوازی خوش که آزادی را فریاد میکرد و حق انتخاب را . به زور کودتای جهالتتان آنرا به خون کشیدید . ندایمان را فرو نخوردیم و از آن پس فریاد زدیم .سهراب را کشتید و دانستیم که باید چون رستم بایستیم .اشکان را کشتید ، اشکمان را پاک کردیم و بغضمان را فرو خوردیم .عاطفه را هم میخواهید به بندکشید ؟ آخر حرامیان ، با بند عاطفه چه برایمان میماند جز خشم ؟

بترسید در دلهای سیاهتان که با حبس شدن عاطفه ، خشم جای آنرا میگیرد و موجی را که سر باز ایستادن نیست ، چون به خشم آید ،پایه های سست حکومت جهل و جور و فسادتان را با خود خواهد برد تا قهقرای سیاه تاریخ .

به خود آیید و با دم شیر پرچم سه رنگ ایران بازی نکنید . ما سبز را برگزیده ایم به نشان اصلاح و نوسازی . سپید بودیم به نشان صلح و آرامش . اما مام میهن ، رنگ دیگری هم در بیرقش دارد . از سرخی ذهنمان بترسید که روز آن اگر برسد ، لحظه ای را تاب مقاومتتان نیست در برابر خونخواهی این ملت آزاده . بترسید و تفنگهایتان را زمین بگذارید . این آخرین پیام است .

http://sightt.blogfa.com/post-37.aspx

___________________________

پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی در گفتگو با محبوبه عباسقلی‌زاده از جزئیات شهادت فرزندش میگوید:

شهادت سهراب از او شيرزني ساخته است كه نه تنها مادران جانباختگان بلكه همه زنان درگير در مبارزه براي دمكراسي از او روحيه مي گيرند. با پروين سفري كوتاه داشتم به گذشته زندگي اش با سهراب، روايت هايش از روزهاي انتظار، فاجعه شنيدن خبر شهادت فرزند و حضور در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا، جايي كه به قول پروين همه بچه ها كنار هم آرميده اند و او در آنجا سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است، مي پرسم «چرا ندا؟» بسادگي جواب مي دهد «چون از بقيه بچه ها بزرگتر است».پروين به راحتي مي تواند هر كنشگري را درگير خود كند. اين روزها با او سفر مي كنم و هر بار گوشه اي از آنچه در دوربينم ثبت مي كنم به شما نشان خواهم داد:

http://arasnews.blogspot.com/2009/11/blog-post_2278.html

____________________________________

۱۳ آبان: زخمی شدن دختری از ناحیه سر توسط باتوم ‍‍‍‍‍پلیس

بورس تحصیلي ندا آقا سلطان

به نوشته سایت رسمی دانشگاه آکسفور به لطف دو هدیه سخاوتمندانه اي که به این دانشگاه داده شده، توانسته است یک بورس تحصیلي در رشته فلسفه به یاد ندا آقا سلطان ایجاد کند.

کویینز سایت رسمی  دانشگاه اکسفورد خبر داده ندای آقاسلطان دانشجوي 27 ساله رشته فلسفه است که در روز 20 ژوئن در جریان اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوري  در تهران کشته شد.

پروفسور پل مدن درباره این بورس تحصیلي مي گوید: «در دانشگاه آکسفورد شدت رقابت براي ورود به دانشگاه ،    روز به روز کمتر مي شود. این هدایا که باعث شد ما بتوانیم بورس تحصیلي ندا آقا سلطان را اهدا کنیم و بواسطه آن بتوانیم نخبگان جوان را جذب کنیم».

این بورس شامل مخارج تحصیلي مي شود. رقابت براي همه دانشجویان پذیرفته شده در مقطع فوق لیسانس علوم انساني، یا فوق لیسانس رشته فلسفه مي توانند کاندیداي این بورس بشوند، اما ارجخیت به دانشجویان ایراني داده شده است.

اولین برنده این بورس، آرین شاه ویسی نام دارد که بتازگي براي تحصیل در رشته فلسفه فیزیک وارد دانشگاه شده است. آرین مي نویسد: «این افتخار بزرگي براي من است که اولین کسي هستم که برنده بورس تدا آقا سلطان مي شوم، این موضوع براي من خیلي اهمیت دارد زیرا او هم یک دختر ایراني بود که در رشته فلسفه تحصیل مي کرد.»

وی می افزاید: «ضمن گرفتن این بوس عمیقا به خانواده ندا آقا سلطان تسلیت مي گویم و امیدوارم در تحصیلاتم در آکسفورد موفق شوم و بتوانم لایق نام دختر شجاع و نخبه آنان باشم.»

www.roozonline.com

_________________________________

سه شنبه 10 نوامبر 2009 – 19 آبان 1388

اعتراض سفارت ایران به خاطر بورس تحصیلی ندا آقا سلطان!!

سفارت ایرانسفارت ایران اقدام دانشگاه آکسفورد را دارای انگیزه سیاسی دانسته است

جمهوری اسلامی به تصمیم دانشگاه آکسفورد در مورد تاسیس و اعطای یک بورس تحصیلی به نام ندا آقا سلطان اعتراض کرده است.

در پی انتشار خبر اقدام کالج کوئینز، از کالج های تشکیل دهنده دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، در تاسیس یک بورس تحصیلی به نام ندا آقا سلطان، که در جریان تظاهرات اعتراضی به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله در تهران کشته شد، سفارت جمهوری اسلامی در لندن نامه اعتراض آمیزی برای رئیس دانشگاه آکسفورد ارسال کرده است.

سفارت جمهوری اسلامی در این نامه با ابراز تعجب از تصمیم اخیر دانشگاه آکسفورد در ایجاد و اعطای یک بورس تحصیلی به نام «یک زن مقتول ایرانی»، این اقدام را دارای «انگیزه سیاسی» و با هدف جلب دانشجویان ایرانی توصیف کرده است.

در این نامه آمده است که «به نظر می رسد دانشگاه آکسفورد خود را درگیر پرونده ای جنایی نموده که ابعاد آن هنوز از طرف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در دست بررسی است.»

سفارت جمهوری اسلامی در نامه خود نوشته که ندا آقا سلطان در خیابان های تهران و دور از صحنه اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن به قتل رسید و این قتل را ناشی از «یک سناریوی پیچیده و از پیش طراحی شده» خوانده است.

این نامه هشدار می دهد که «درگیر شدن دانشگاه آکسفورد در امور داخلی ایران و به خصوص در وقایع بعد از انتخابات که رسانه های بریتانیایی در آن نقشی اساسی ایفا کردند، به حیثیت علمی و اهداف آموزشی دانشگاه آکسفورد لطمه خواهد زد.»

سفارت اسلامی در لندن در این نامه می نویسد که تصمیم به تاسیس بورس تحصیلی دانشگاهی ندا آقا سطان «با موقعیت و اهداف دانشگاه سنخیتی ندارد و به بهبود روابط ایران و بریتانیا کمکی نمی کند.»

بورس تحصیلی ندا

کالج کوئینز در خبری در وبسایت خود اعلام کرده بود که با استفاده از هدایایی از افراد دانش دوست، یک بورس تحصیلی را به نام ندا آقا سلطان شامل کمک هزینه تحصیلی برای دانشجویان دوره فوق لیسانس در رشته فلسفه تاسیس کرده و یک دختر دانشجوی ایرانی تبار نخستین برنده این بورس تحصیلی بوده است

صحنه مرگ نداصحنه جان دادن ندا آقا سلطان به طور وسیع در سطح جهانی انتشار یافت

ندا آقا سلطان، دانشجوی 27 ساله رشته فلسفه، در نخستین روزهای تظاهرات اعتراضی علیه نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری در یکی از خیابان های تهران به ضرب گلوله از پای درآمد.

تصویر ویدیوئی از صحنه کشته شدن این زن جوان ایرانی، که به طور غیرحرفه ای و ظاهرا با استفاده از دوربین تلفن همراه برداشته و در سایت های اینترنتی منتشر شده بود، انعکاسی گسترده در سطح جهانی داشت و باعث انتقاد شدید از نحوه برخورد جمهوری اسلامی با تظاهرات اعتراضی مردم شد.

با انتشار این تصاویر، مقامات و رسانه های طرفدار دولت در جمهوری اسلامی خبر کشته شدن ندا آقا سلطان را تایید کردند اما در مورد عامل این قتل توضیحات متفاوتی دادند.

برخی از این منابع، خبرنگاران یا سازمان های اطلاعاتی بیگانه را مسئول کشتن این زن جوان معرفی کردند اما بعضی دیگر کشته شدن ندا آقای سلطان را یک حادثه عادی جنایی دانستند.

در مقابل، از قول شاهدان عینی گزارش شد که ندا آقا سلطان با گلوله یک مامور دولتی از پای درآمد.

نام و تصویر ندا آقا سلطان به نشانه ای از قربانیان خشونت های بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران و یکی از نمادهای حرکت موسوم به جنبش سبز مبدل شده است.

این حرکت در اعتراض به آنچه که تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب تظاهرات آرام مردم خوانده شده به راه افتاده و در خلال ماه های بعد از انتخابات به شکل های مختلف در داخل و خارج از ایران ادامه داشته است.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/11/091110_he_ir88_neda_embassy.shtml

___________________

جاسوسان جمهوری اسلامی در آلمان

_________________________

دویچه‌ وله:

سه زن ایرانی و سه جایزه بین‌المللی

تجمع زنان برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، داانشگاه تهران ۲۲ خرداد ۱۳۸۴

تجمع زنان برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، داانشگاه تهران ۲۲ خرداد ۱۳۸

با افزایش فشارها بر فعالان جامعه مدنی در ایران، نگاه‌ها به این گروه در خارج از ایران افزایش پیدا کرده. در یک ماهه اخیر سه زن کنشگر اجتماعی ایرانی، سه جایزه بین‌المللی دریافت کرده‌اند. نگاهی داریم به این زنان و جوایزشان.

روز سه‌شنبه دهم نوامبر، نوزدهم آبان ماه، اعلام شد که آسیه امینی به همراه سه روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی دیگر، جایزه «هلمن همت» را برای سال ۲۰۰۹ دریافت کرده‌اند. این جایزه از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر هرساله به نویسندگانی اعطا می‌شود که برای بیان عقایدشان مورد آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند.

یوسف عزیزی بنی‌طرف، محمدصدیق کبودوند و آرش سیگارچی، سه نویسنده و روزنامه‌گار ایرانی دیگری هستند که همراه آسیه امینی جایزه سال ۲۰۰۹ سازمان دیده‌بان حقوق بشر را دریافت کرده‌اند.

آسیه امینی روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و کنشگر حقوق زنان و کودکان است. وی یکی از بنیانگذاران کمپین مبارزه با سنگسار بود. فعالیت‌های او در این کمپین باعث نجات جان چندین محکوم به سنگسار در ایران شد.

آسیه امینی برنده جایزه سال ۲۰۰۹ دیده‌بان حقوق بشر

آسیه امینی برنده جایزه سال ۲۰۰۹ دیده‌بان حقوق بشر

خانم امینی در مورد کمپین قانون بی سنگسار می‌گوید، راه‌اندازی این کمپین بهانه‌ای بود برای مبارزه با قوانین تبعیض‌آمیز: «من به جد کمپین سنگسار را یک بهانه می‌دانستم برای این که ما در چند میدان بتوانیم قوانین، نابرابری‌های اجتماعی، فرهنگ پدرسالار و همه‌ی این‌ها را به چالش بکشیم».

او می‌گوید، تغییر تنها یک ماده قانونی می‌تواند جلوی بروز بسیاری از جرم‌ها و بزه‌هایی را که توسط زنان صورت می‌گیرد، بگیرد: «به راحتی اگر یک ماده قانونی به نام حق طلاق را تغییر بدهیم، بسیاری از موارد جرم‌های زنان بزهکار اصلاً رخ نمی‌دهد، مثل همسرکشی، خیانت‌های خونین، نه فقط خیانت کردن، خیانت‌های خونین که معمولاً با حذف همسر هم ممکن است همراه باشد».

وی اظهار تاسف می‌کند از اینکه با وجود اعطای این جوایز به فعالان اجتماعی در ایران، اما علت‌های فعالیت‌ها و مبارزات آنان همچنان پابرجاست.

آسیه امینی هم‌اکنون به دلیل شرایط سخت داخل ایران و فشارهای روزافزون بر کنشگران اجتماعی، ناچار به ترک ایران شده است، می‌گوید، این دوری راه مانعی بر سر راه فعالیت‌های او نخواهد بود: «وقتی هدف وجود داشته باشد، تغییر جغرافیایی به نظر من خیلی تأثیرگذار نیست. البته کسانی که در داخل کشور حرکت و فعالیت می‌کنند و خود ما هم اگر برگردیم، شاید مؤثرتر باشیم. اما فکر می‌کنم به هرحال برای یک اکتیویست و همچنین برای یک ژورنالیست هرجای دنیا که باشد، یک قلم و یک باور برای این که به حرکتش درآورد کفایت می‌کند».

«لاله هلند» در دستان وکیل ایرانی

شادی صدر برنده جایزه لاله حقوق بشر هلند (عکس از آرشیو)

شادی صدر برنده جایزه لاله حقوق بشر هلند (عکس از آرشیو)

روز دوشنبه نهم نوامبر، هجدهم آبان، کشور هلند میزبان مراسم اهدای جایزه به یک زن ایرانی دیگر بود. شادی صدر، وکیل و فعال حقوق زنان، برنده سال ۲۰۰۹ جایزه لاله حقوق بشر هلند، در این مراسم جایزه‌اش را از وزیر امور خارجه هلند دریافت کرد. وزیر امور خارجه هلند در این مراسم اعلام کرد که خانم صدر به خاطر «شجاعت فوق‌العاده»اش این جایزه را دریافت کرده است.

شادی صدر یکی دیگر از بنیان‌گذاران کمپین مبارزه با سنگسار و نیز انجمنی با نام «موسسه راهی» است. خانم صدر به همراه همکارانش در این موسسه به مدت دوسال به زنانی که نیاز به مشاوره حقوقی داشتند، کمک می‌کرد. موسسه راهی در آخرین روزهای سال ۱۳۸۵ به دستور دادسرای انقلاب اسلامی پلمپ شد.

شادی صدر ماه گذشته نیز جایزه لخ ‌والسا را به همراه دو زن ایرانی دیگر دریافت کرد. بنیاد لخ والسا اعلام کرد، این جایزه را به خاطر فعالیت‌های پیگیر و ستایش‌برانگیز این سه زن در راستای پیشبرد آزادی بیان و موازین حقوق بشر و دموکراسی در ایران به آنها اعطا می‌کند.

لادن و رویا برومند، دو برنده دیگر این جایزه بودند.

جایزه جهانی آزادی بیان برای یک روزنامه‌نگار ایرانی

ژیلا بنی‌یعقوب برنده جایزه جهانی آزادی بیان در سال ۲۰۰۹ ژیلا بنی‌یعقوب برنده جایزه جهانی آزادی بیان در سال

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و کنشگر حقوق زنان، ماه گذشته جایزه جهانی آزادی بیان را از سازمان روزنامه‌نگاران کانادایی مدافع آزادی بیان دریافت کرد. خانم بنی‌یعقوب مدیر سایت کانون زنان ایرانی و روزنامه‌نگار روزنامه‌های همشهری، خرداد، آفتاب امروز و سرمایه است. او همچنین یکی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز است.

این جایزه در حالی به خانم بنی‌یعقوب تعلق گرفت که طبق آخرین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران در رتبه ۱۷۲ از ۱۷۵ کشور جهان برای آزادی بیان قرار دارد. ژیلا بنی‌یعقوب دراین مورد می‌گوید: «یک حس دوگانه‌ای به آدم می‌دهد، شما جایزه می‌گیرید به خاطر اینکه در شرایط خیلی سختی دارید کار می‌کنید و سعی می‌کنید بر آن مشکلات غلبه پیدا کنید، جانتان به خطر می‌افتد، تعدادی از روزنامه‌نگاران جانشان را از دست می‌د‌هند، به زندان می‌افتند و این است که شاید کار را برای این روزنامه‌نگاران سخت‌تر کرده و باعث شده کارشان در این شرایط مورد توجه قرار بگیرد».

از سوی دیگر این روزنامه‌نگار معتقد است که این‌گونه جوایر باعث شنیده شدن صدای ایرانیان در جهان می‌شود: «شرایط امروز ما با همه دشواری‌هایی که دارد و با وجود تمام فشارهایی که تجربه می‌کنیم، به عنوان یک روزنامه‌نگار، به عنوان یک فعال سیاسی، فعال حقوق بشر یا زنان، یک تفاوت عمده با دهه قبل کرده و آن این است که ما احساس می‌کنیم صدای ما شنیده می‌شود».

بهار امسال نیز بنیاد بین‌المللی رسانه‌ها جایزه «شجاعت در روزنامه‌نگاری» را به ژیلا بنی‌یعقوب اهدا کرد. این جایزه به دلیل گزارش‌های این روزنامه‌نگار از مناطق جنگی عراق، افغانستان و لبنان به وی اهدا شد.

-میترا شجاعی// -تحریریه: بابک بهمنش

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4879688,00.html

_____________________________________________

شاهين نجفی

طرف ما:

تا کی تا کی حجاب و ریا

________________________________

دختر مشاور احمدی نژاد با فیلمی علیه شکنجه در فستیوال فیلم حقوق بشر نورنبرگ، رویداد

mehdi_kalhor_daughter.jpg

نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد با فیلمی در محکومیت شکنجه در فستیوال حقوق بشر نورنبرگ المان شرکت کرده است.

کارگردان جوان ایرانی با دعوت فستیوال حقوق بشر نورنبرگ در این شهر به سر میبرد. فیلم وی روز 1 اکتبر نشان داده شد و در روز یکشنبه 11 اکتبر برای شرکت کنندگان جشنواره اکران خواهد شد.

در این فستیوال که با شرکت محسن و حنا مخملباف از 30 سپتامبر تا 11 اکتبر برگذار میشود، چندین فیلم ایرانی با مضمون حقوق بشر اکران میشوند. از جمله این فیلمها فیلم خیش برگرفته از رمان فرانس کافکا (کلنی زندانیان) کارگردان ایرانی نرگس کلهر (دختر مهدی کلهر) میباشد.

درمرکز این فیلم دستگاه شکنجه ای به نام خیش (Rake) قرار دارد، که با ان گناه زندانیان بر روی بدن انان حک میشود. این دستگاه سمبل یک بربریت تمامیت گراست، که در دیگر ازاری و خودازاری دیکتاتور ادامه پیدا میکند.

کارگردان عناصر این داستان کافکا را با تاریخ زندان درایران پیوند میزند. برخلاف الگوی کافکا قهرمان فیلم نرگس کلهر بطور سمبلیک ماشین شکنجه را متوقف و سپس نابود میکند. نابودی ماشین شکنجه به معنای نابودی سیستم شکنجه است.

____________________________________________

دختر مهدی کلهر، مشاور احمدی نژاد به آلمان پناهنده شد

- بی بی سی

نرگس کلهر، فرزند مهدی کلهر مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران بعد از شرکت در جشنواره فيلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان، از آن کشور تقاضا پناهندگی کرده است.

خانم کلهر برای نمايش فيلم «دار خيش» که در باره شکنجه است، به آلمان سفر کرده بود اما آنطور که به بی بی سی فارسی گفت بعد از شرکت در اين جشنواره و انتشار اخبار مربوط به آن، به دليل نگرانی از احتمال برخورد دولت، تصميم گرفته درخواست پناهندگی کند.

اين در حالی است آقای کلهر در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته:

«گمان می کنم که او (نرگس) توسط دشمنان مملکت اغفال و نقش ابزار تبليغاتی آنها را ايفا کرده است!!!!

مشاور رئيس جمهور ايران به دخترش توصيه کرده «ابزار دشمن عليه کشورش نشود و راهی را نرود که بازگشتی در آن وجود ندارد.»

خانم کلهر در پاسخ پدرش به بی بی سی فارسی گفت

که اگر توسط دشمنان اغفال شده بود، حتما جای بهتری برای ماندن به او داده می شد و ديگر لازم نبود که به کمپ پناهندگان برود.

خانم کلهر که ۲۵ سال دارد، گرافيک و سينما خوانده و فيلم «دار خيش» را با اقتباس از رمان فرانتس کافکا ساخته است. در اين فيلم به وسيله دستگاه شکنجه که «خيش» نام دارد گناه زندانيان بر بدن آنها حک می شود و خانم کلهر اين بخش را با تاريخ ايران پيوند داده است.

اين فيلم يک سال پيش ساخته شده و خانم کلهر آن را برای جشنواره فرستاده و از آن طريق به آلمان آمده است.

آقای کلهر در انتخابات رياست جمهوری چهار سال پيش از آقای احمدی نژاد حمايت کرد و ظاهرا همين مسئله به جدايی از همسرش که در دانشکده صدا و سيما تدريس می کند، منجر شده است.

آقای کلهر می گويد که «مادر او (نرگس) به دليل اين که من با آقای احمدی نژاد در همان سالها (۸۴) همکاری می کردم، درخواست طلاق کرد و اين امر نيز محقق شد.»

آقای کلهر گفت: «پس از جدا شدن بنده از همسرم، نرگس به خواست خود با مادرش زندگی می کرد.»

مشاور رئيس جمهوری ايران تاکيد کرده که در يک سال گذشته فرزندش را نديده است و

اگر «نرگس پارچه سبز به دستش بسته و با رسانه های غربی مصاحبه کرده به خود او مربوط است.»

آقای کلهر اواخر سال گذشته کتابی به نام «نامه هايی به فرزندم در باره آزادی» نوشته و آن را به دخترش نرگس تقديم کرده است.

10/10/2009 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 08- فرهنگ و ادبيات, 11- ترانه‌ها و سرود‌هاي پايداري | نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.