هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

تصاوير : هنر و اعتراض

به نو شدن ماه، بر بام شدم ..

————-   شاملو

روایت عکاس ایتالیایی از «پشت بام‌های تهران»

عکسی از مجموعه «از پشت بام‌های تهران» که جایزه اول ورلد پرس فوتوی امسال را از آن خود کرد

۱۳۸۸/۱۱/۲۴

آزاده اسدی

پیترو ماستورتزو، عکاس آزاد ۳۰ ساله ایتالیایی است که از سال ۲۰۰۷ عکاسی حرفه‌ای را در همکاری با آژانس‌های عکس خبری این کشور شروع کرده است. او که در رشته روابط بین‌الملل در ناپل تحصیل کرده، سال‌هاست در رم به عکاسی خبری رو آورده است.

بیشتر بخوانید:

نام او امسال به عنوان برنده جایزه عکس سال ۲۰۰۹ «بنیاد جهانی عکس خبری World Press Photo» مطرح شد؛ تک عکسی از مجموعه عکس «پشت‌بام‌های تهران» درباره شب‌های ملتهب بعد از انتخابات خردادماه ایران که مردم را در حال شعار دادن روی پشت‌بام خانه‌هایشان نشان می‌دهد.

پیترو ماستورتزو که با ویزای توریستی به ایران رفته بود، در روزهای بعد از انتخابات موفق شد برخلاف بقیه همکاران خبرنگار و عکاس‌اش در ایران بماند و فریادهای الله‌اکبر برخی از مردم تهران را در تصاویرش ثبت کند.

آقای ماستورتزو در این مورد به رادیو فردا می‌گوید: «بعد از شب رأی‌گیری، صداهای زیادی را از بالای پشت‌بام‌ها می‌شنیدم. وقتی فهمیدم این نحوه نشان‌دادن اعتراض مردم و فریاد مرگ بر دیکتاتور است، سریع روی پشت‌بام رفتم. شب اول شرایط به شدت احساسی و عجیب بود. آنقدر که خودم هم تحت تأثیر قرار گرفتم.»

این عکاس جوان می‌گوید به مردم نزدیک شده بوده و در طول پنج شش شب به عکاسی از مردم از روی پشت‌بام‌ها ادامه داده و کم کم با همسایه‌هایی که هر شب روی پشت‌بام‌ها می‌آمدند، آشنا شده ولی مشکل بزرگی برای ادامه کارش داشته: «نباید هویت آنها مشخص می‌شد. مردم به شدت از دوربین می‌ترسیدند. وقتی به آنها می‌گفتم اصلاً نمی‌خواهم برایشان دردسری درست کنم، بیشتر اعتماد می‌کردند. برای همین، عکس‌ها را با سرعت پایین می‌گرفتم که خودبه‌خود صورت‌ها محو شوند و چهره‌ها مشخص نباشند.»

او قبل از انتخابات به دلیل اینکه با ویزای توریستی در خیابان‌ها از جوانان در حال تبلیغ برای نامزدهای ریاست‌جمهوری عکاسی می‌کرده، توسط بسیجی‌ها دستگیر شده و به گفته خودش سه روز را در بازداشت پلیس گذرانده است.

ماستورتزو درباره فضا و جو شب‌هایی که روی پشت‌بام‌های تهران عکاسی می‌کرده، به رادیو فردا می‌گوید: «مردم به من می‌گفتند ما حالا بخشی از تاریخ هستیم و تجربه جدید را می‌گذرانیم. بعضی می‌گفتند، بعد از انقلاب ایران، مردم کاملاً سکوت کرده بودند و حالا برای اولین بار این اتحاد بین برخی از آنها شکل گرفته. مردم خیلی خوشحال بودند که برای نشان‌دادن اعتراض‌‌شان در خیابان‌ها کنار یکدیگر شرایط جدیدی را تجربه می‌کنند که در تاریخ ایران زیاد دیده نشده.»

این عکاس جوان، علاوه بر اینکه مهم‌ترین جایزه بهترین عکس خبری سال ۲۰۰۹ را به دست آورده، با مجموعه عکس «از پشت‌بام‌های تهران» که در ۹ عکس  مردم تهران را بر پشت‌بام‌ها نشان می‌دهد در بخش «مردم در اخبار» هم جایزه بهترین مجموعه عکس را به دست آورده است.

«بنیاد جهانی عکس خبری» یا ورلد پرس فوتو یک سازمان مستقل و غیرانتفاعی در آمستردام است که از سال ۱۹۵۵، هر سال بهترین عکس‌های خبری را انتخاب می‌کند.

این مسابقه معتبرترین و بزرگ‌ترین رقابت عکس خبری در جهان محسوب می‌شود و عکاسان خبری تلاش می‌کنند در رقابتی تنگاتنگ، بهترین تک‌عکس یا مجموعه عکس‌شان را برای آن ارسال کنند. هیچ عکاس ایرانی موفق نشد با عکسی در مورد انتخابات ایران و رویدادهای پس از آن، در مسابقه امسال این بنیاد، نامزد شود.

آقای ماستورتزو با اشاره به شرایط سخت عکاسی در روزهای بعد از انتخابات ایران، می‌گوید:«باور نمی‌کنم این مجموعه عکس و تک‌عکس‌ام برگزیده شده باشد. داستان عجیب و خاصی پشت این عکس‌هاست.»

داوران امسال این بنیاد در مورد عکس ماستورتزو گفته‌اند عکس‌ او تنش و هیجان را در لحظات ثبت کرده است و آغاز یک واقعه تاریخی را نشان می‌دهد.

رئیس هیات داوران درباره عکس برگزیده سال بنیاد جهانی عکس خبری گفته است: «این عکس از نظر تصویری و احساسی مخاطب را درگیر می‌کند».

http://www.radiofarda.com/content/F7_Pietro_Masturzo_IV_on_ROOFS_of_TEHERAN/1957201.html

_______________________________________________

جایزه بهترین فیلم خبری به فیلم مرگ ندا ‌آقا سلطان تعلق گرفت

جایزه روزنامه‌نگاری جورج پولک George Polk برای بهترین فیلم خبری سال به فیلمی داده شد که یک فرد ناشناس از صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان برداشته بود. این جایزه از معتبرترین جوایز روزنامه نگاری است.

16.02.2010

«ندا نترس، ندا نرو، ندا …»

روز ۳۰ خرداد ۸۸ دنیا در کمتر از چند دقیقه شاهد صحنه‌ای بود که یک ناشناس با دوربین موبایل خود ثبت کرد و در شبکه اینترنت گذارد. این صحنه مربوط به تیرخوردن دختر جوانی به نام ندا آقا سلطان است که همراه معلم موسیقی‌اش در حاشیه تجمعی در اعتراض به نتایج انتخابات ایستاده بود. صحنه ای کوتاه اما تکان دهنده.

امروز این فیلم برنده بهترین جایزه‌ی فیلم‌های خبری سال ۲۰۰۹ میلادی شده است. این اولین باری است که جایزه‌ای با اعتبار جهانی به فردی ناشناس تعلق می‌گیرد.

جان دارنتون سرپرست هیات اعطاکننده جایزه در بیانیه‌ای که به مناسبت دادن این جایزه به فیلم ندا منتشر کرده گفته است که این فیلم به «تصویری نمادین از مقاومت مردم ایران» تبدیل شد. او هم چنین به امکاناتی که اینترنت در اختیار مردم قرار داده اشاره می‌کند که چگونه یک رهگذر عادی می‌تواند با استفاده از آن خبررسانی کند.

انتشار این فیلم ضربه سنگینی برای نظام جمهوری اسلامی بود. این فیلم به جهانیان نشان داد که چه رفتار خشونت‌باری با مردمی می‌شود که در یک تجمع مسالمت‌آمیز شرکت کرده‌اند.

رسانه‌های جمهوری اسلامی تلاش بسیاری کردند تا نشان دهند این‌ها همه توطئه است. آرش حجازی، پزشکی که در لحظه تیرخوردن ندا آقا سلطان سعی کرد او را نجات دهد، از سوی حکومت جمهوری اسلامی متهم به قتل ندا شد و برای نجات جانش به خارج از مرزهای ایران گریخت. خانواده ندا تحت فشارقرار گرفتند تا درباره ماجرا حرفی به رسانه‌ها نزنند. تئاتر خیابانی ساخته شد که نشان دهد قاتل ندا از معترضین به نتایج انتخابات بوده است و حتی در محکومیت قتل ندا تظاهرات دولتی برپا شد.

ولی بعید به نظر می رسد که این تلاش‌ها در قضاوت مردم چه در داخل و چه در خارج از ایران تغییری داده باشند. به گفته جان دارنتون، سرپرست هیات اعطا کننده جایزه جورج پولک، انتشار این فیلم خشم و انزجار جهانیان را نسبت حکومتی برانگیخت که شهروندان خود را این‌گونه سرکوب می‌کند.

جوایز روزنامه‌نگاری جورج پولک از سوی دانشگاه لانگ ‌آیلند اهدا می‌شود. جورج پولک گزارشگر شبکه سی بی اس آمریکا بود که در سال ۱۹۴۹ هنگام تهیه یک گزارش از جنگ داخلی در یونان کشته شد. از آن پس سالانه جوایزی به نام این خبرنگار به بهترین کارها در رشته‌های مختلف روزنامه نگاری اهدا می‌شود.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5254926,00.html

________________________________________________

هنر و اعتراض

ماتئی: مردم می‌خواستند پیام‌شان با عکس‌هایشان در جهان منتشر شود

یکی از عکس‌های ماتئی که در مجموعه عکس برگزیده ورلد پرس فوتو قرار داشت

۱۳۸۸/۱۱/۲۷

آزاده اسدی

«یک نفر دوربین‌ام را در یک کیسه پلاستیکی وسط جمعیت برد و من مثل یک توریست وارد جمعیت شدم. دوربین‌ام را گرفتم و مشغول عکاسی شدم. مردم کمک می‌کردند تا عکس بگیرم.»

این آغاز چهار روز عکاسی از اعتراض‌های خیابانی در تهران بود. عکس‌هایی که توسط دوربین اولیویه لبان ماتئی، ثبت شد.

«اولیویه لبان ماتئی» (Olivier Laban-Mattei) عکاس ۳۲ ساله فرانسوی به خاطر عکس‌هایش از اعتراض‌های خیابانی در روزهای بعد از انتخابات ایران، جایزه دوم را در بخش « بهترین مجموعه عکس اخبار ویژه» از بنیاد جهانی عکس خبری «ورلد پرس فوتو» به دست آورد.

ویزای خبرنگاری او در پاریس، دیرتر از موعد آماده شد. او یک روز قبل از انتخابات وارد تهران شد و توانست با ویزای ۱۰ روزه‌اش بیشتر از بقیه همکاران‌اش در ایران بماند.

در یکی از عکس‌های او دختری با شال صورتی در حال شعاردادن است، در عکسی دیگر پسر جوانی بین دود و آتش، رو به دوربین انگشت‌هایش را به علامت پیروزی بالا برده … عکس دیگرش پلیسی را نشان می‌دهد که به سمت مرد جوانی اسپری فلفل می‌پاشد….

۱۲ عکس او از روزهای اوج درگیری و خونریزی و خشونت در ایران، علاوه بر اینکه از معتربرترین بنیاد جهانی عکس خبری، جایزه گرفته‌اند، روی جلد مجلات و بین مقالات مختلف روزنامه‌های دنیا روزهای پرتنش ایران را نشان دادند.

از «لبان ماتئی» می‌پرسم چطور توانست اینقدر به مردم نزدیک شود و مردم اجازه دادند چهره‌هایشان به راحتی در عکس‌ها دیده شود؟

او می‌گوید: «خیلی سخت بود، به خصوص روز سوم که پوشش خبری اتفاق‌های خیابان‌‌های تهران از طرف دولت، ممنوع اعلام شد. بسیجی‌ها و نیروهای امنیتی همه جا بودند. وقتی وارد جمعیت شدم و دیدم یک تا دو میلیون آدم معترض اطراف‌ام هستند، دیگر احساس امنیت می‌کردم.»

او می افزاید که  آن روزها تعداد عکاسان و خبرنگاران بین مردم، به دلیل ممنوعیت‌ها، بسیار کم شده بود. برای همین مردم بسیار استقبال می‌کردند اگر عکاسی را می‌دیدند که بین‌شان مشغول عکاسی است و حتی به او کمک هم می‌کردند.

این عکاس فرانسوی می گوید: «مردم می‌خواستند پیام واقعی‌شان همراه با عکس‌هایشان در جهان منتشر شود.»

اولویه می‌گوید که وی می‌دانست که احتمال ایجاد دردسر با انتشار عکس‌هایش برای مردم وجود داشت.

وی در این مورد می افزاید:«باید تصمیم می‌گرفتم که عکس‌ها را نمایش بدهم یا مخابره کنم یا اینکه به خاطر جان مردم، نگه دارم و جایی منتشرشان نکنم.»

او می‌گوید چند تا از عکس‌هایش در نهایت توسط حکومت علیه مردم استفاده شد و بعضی از معترضان از طریق عکس‌های او شناسایی و دستگیر شدند: « یک دانشجو مجبور به ترک ایران شد، به خاطر اینکه در عکس من چهره‌اش کاملا واضح است. برای من ایمیلی فرستاد و نوشت که زندگی‌اش با آن عکس نابود شده، ولی اصلا ناراحت نیست و حتی تشکر کرد که توانسته‌ام لحظه‌ای را ثبت کنم تا مردم بسیاری در دنیا آن را ببینند.»

اولیویه لبان ماتئی، که علاقه‌مند به عکاسی در مناطق جنگ‌زده علاقه زیادی دارد، در مورد تجربه عکاسی‌اش در روزهای اعتراضات خیابانی در تهران می‌گوید: «روز سوم روز عجیبی بود. یک روز بعد از اعلام نتایج  انتخابات که بیشتر مردم در شوک بودند، من در چهارراهی در تهران ایستاده  بودم. حدود ۱۰ نفر جمع شده بودند و تصمیم گرفته بودند، واکنش نشان دهند. بعد از نیم‌ساعت آنها صد نفر شدند و بعد از یک‌ساعت تبدیل به صدها تن شدند، هنوز دو ساعت نگذشته بود که هزاران مرد و زن به هم پیوستند.»

او می‌گوید هیچ‌کسی نبود که آنها را راهنمایی یا رهبری کند ولی مردم به شکل عجیبی با هم هماهنگ بودند: «فضا آنقدر عجیب و خاص بود که به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم و گریه می‌کردم. اصلاً نمی‌توانستم عکس بگیرم. آنها می‌خواستند موقعیت‌شان را تغییر دهند… اما کمی بعد با حمله بسیجی‌ها و نیروهای امنیتی، این حرکت به خشونت کشیده شد.»

این عکاس آژانس عکس خبرگزاری فرانسه در حالی این جایزه را از آن خود کرده که تعدادی از عکاسان خبری ایران، دستگیر یا مجبور به ترک کشور شدند.

وی در این مورد می گوید: «برای همین خوشحالم که ورلد پرس فوتو امسال یک جایگاه خاص برای ایران قائل شد.»

اولیویه لبان ماتئی در مورد خطرات عکاسی در روزهای بعد از انتخابات ایران می‌گوید: «روز دوم و سوم می‌شد خطر را کاملا حس کرد. پلیس و نیروهای امنیتی به راحتی به مردم شلیک می‌کردند، ولی مردم باز هم توی خیابان‌ها بودند. من می‌توانستم در صورت تک‌تک مردم معترض، عزم و اراده‌شان را ببینم که می‌خواهند تا پای جان بایستند.»

http://www.radiofarda.com/content/f3_photo_protest_Iran_mattei/1959806.html

02/13/2010 نوشته‌شده به دست | 05- ستادهاي خبري, 10- تصاوير | نوشتن دیدگاه

دیوارنویسی سبز

دیوار نویسی ها برای روز قدس سبز

http://asemandailynews.com/?p=11558

DSC02102-1

DSC02107-1

DSC02141-1

ghods

ghods_1106-1

ghods_1106 (2)-1

ghods_1106 (3)-1

ghods_1106 (4)-1

ghods_1106 (5)-1

ghods_1106 (6)-1

ghods_1106 (7)

ghods_1106 (9)

ghods_1106 (10)-1

ghods_1106 (12)-1

ghods_1106 (13)-1

ghods_1106 (15)-1

ghods_1106 (16)-1

ghods_1106 (19)

ghods_1106 (21)

ghods_1106 (21)-1
ghods_1106 (29)-1

ghods_1106 (32)-1

______________________________________

گزارش ویژه «موج سبز آزادی» از دیوارنویسی سبزها علیه کودتای انتخاباتی

2:29 صبح دوشنبه، 2 شهریور 1388

http://www.mowjcamp.com/article/id/21362

حکومت نمی‌شنود، با دیوار درد دل می‌کنیم

بعید است کسی در این دو ماه در خیابان‌های تهران یا شهرهای دیگر ایران قدم زده باشد و حداقل یک یا چند نمونه از دیوارنویسی‌های معترضان به کودتای انتخاباتی را ندیده باشد. به خصوص در برخی مناطق تهران، به هر گوشه که نگاه کنیم، نمونه‌هایی از دیوارنویسی‌های سبز را می‌بینیم که در بسیاری از آنها نیز جلوه‌های بی‌نظیری از خلاقیت به چشم می‌خورد. گزارش‌گونه‌ای خواندنی و دیدنی برای مخاطبان عزیز «موج سبز آزادی» تهیه شده که دیدنش را به طور ویژه توصیه می‌کنیم.

متن و تصاویر این گزارش با سفارش ما و توسط نویسندگان فعال و خلاق وبلاگ «دیوارنویسی» تهیه شده که جا دارد از آنها به طور ویژه تشکر کنیم. نسخه پی دی اف این گزارش دیدنی هم که حاوی همین متن و تصاویر است، از آدرس زیر قابل دریافت است:

نسخه PDF این گزارش (لینک جایگزین برای دانلود)

و اما مشروح گزارش «درد دل با دیوار» را که با سبکی خاص و بدیع تهیه شده است، ببینید:

نه دیوار مردم، نه حرفای تند. این، اولین قانون بود. کسی نباید از دست‌مون شاکی می‌شد. آخه دیوار که جای نوشتن نیست، جای پیچک و این چیزای رونده‌ است، جای نقاشی‌های خوشگل مشگل، مثل این

البته با یه دونه «موسوی» روی یکی از گل‌برگ‌ها. ۱۰ تیر بود. گوش‌ها‌شون رو گرفته بودند، صدا نمی‌رسید… تو فکر این بودیم که با دیوار حرف بزنیم، من و پنج‌هزار نفر دیگه. ولی من روی نیم‌کت مدرسه هم نمی‌نوشتم. یه اسپری خریدم، ۱۵۰۰ تومن. با «V» شروع کردم. یه «V» ی سبز نوشتم، کنار «موسوی» ، مثل بچه‌ای که دست‌ش رو می‌ده به بابا.

نوشتن‌اش خیلی راحته

همون شب اول، یه اسپری خالی کردم. دلم حسابی خنک شد. یه آقاهه گفت: پسر، دیگه تموم شد… خب، کی فکر می‌کنه با یه شعار، قراره دنیا عوض بشه. من نه سواد مقاله نوشتن دارم، نه شعر، نه سیاسی‌ام که بخوام افشاگری کنم… اما نوشتن که بلدم. خبرها همش بد اند، دردناک اند… ولی نوشتن، آرومم می‌کنه. پیش خودم می‌گم، امشب هم یه کاری کردم، ساکت نبودم. من هنوز امیدوارم.

خیلی امید رو دوست دارم. هی می‌نویسم‌ش.

اما نمی‌دونم چرا «امید»م گاهی اشک می‌ریزه. خب، راستش ته دلم یه کم غصه هست. یه کم؟ نه، خیلی هست. وقتی غصه داریم، چرا بگیم نداریم، چرا دروغ می‌گیم؟

همیشه هم یه بهانه‌ای هست. ببین چی می‌گه: اطاعت از احمدی‌نژاد، اطاعت از خداست.

چه انتظاری داری که مردم نگند: بتی خود را خدا خوانده است.

توحید دیگه یکتایی خدا نیست. توحید، بندگی بنده‌ایی در بند

نکنه اصول دین عوض شده

صداقت داشته باش

بگو

دیگه چرا دروغ می‌گی. ببین ما چی‌ می‌گیم، تو چی می‌گی

مگه هی نمی‌گفت

پس این رای من چی شد؟

رای ما رنگ سبز صداقت است

رای سبز ما رنگ سیاه تو نبود

دروغ می‌گی، تو رای نیاوردی

یه دفعه بگو

خودت رو خلاص کن. بگو خمینی هم اغتشاش‌گر بود، خلاص… خب فکر کنم نوبت منم شده دیگه، نه؟ …تق توق،… نزن برادر!

مردی زمزمه کرد: به نام خدا، دو رکعت تجاوز می‌کنم قربت الی الله

اگه منم بودم توی این بی‌دادگستری

اعتراف می‌کردم به صاف بودن زمین.

آقای بی‌سواد ببین از نظر فقهی چی می‌گن: اعترافات فاقد وجاهت قانونی و شرعی است.

مرگ بر این دولت مردم فریب.

اما فکر را نمی‌توان در بند کرد.

چه کسی می‌تواند من را خاموش کند، جز گلوله، جز فشنگ. که سهراب رو هم این طوری خاموش کردی.

به خاطر چی کشتی‌شون؟ چون فهمیده بودن دروغ‌گویی. چون می‌خواستن موسوی، رئیس جمهورشون باشه.

چون دست‌بند سبز بسته بودن.

به این شکوفه نگاه کن، بعد از نماز جمعه توی پارک لاله دیدمش .

اگه اینو پر پر کنی، مثل ندا، اون غنچه‌ها، بقیه رو می‌خوای چی کار کنی؟

«از خدا طلب مرگ نمی‌کنید که این همه جوان را به قبرستان فرستاده‌اید؟». آقا شما مسوولید!

می‌گه: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، مگه اصل نظام، مردم نیستند؟ « به نام دین، هر کاری می‌کنی. دروغ می‌گی، جانماز هم آب می‌کشی؟

همش دروغ

مامان، چرا اینجا نوشتن «دروغ»؟ چی بگه مامان. دختر کوچولو، یه کم صبر کن تو هم می‌فهمی. شاید تو به جای «دروغ» نوشتی «صداقت».

نمی‌دونم بنویسیم «دروغ» یا بنویسیم «صداقت». اول می‌نوشتم «صداقت»، ولی… فکر می‌کنی کروبی باید از «عطوفت اسلامی» می‌گفت یا «تجاوز»؟ فقط امیدوارم آینده ما مثل انقلاب نشه و به خشونت کشیده نشه. در هر صورت، آینده مال ماست.

البته با وجود اینا، نمی‌شه چیزی بهتر از این ماشین داغون برای آینده‌ متصور شد.. اما حق گرفتنی ست.

و ما ایستاده‌ایم.

امید تنها راه پیروزی.

08/24/2009 نوشته‌شده به دست | 10- تصاوير | نوشتن دیدگاه

تصاوير

http://www.flickr.com/photos/mousavi1388

FILE - In this Tuesday, Oct. 30, 2007 file photo, Iranian President ...
http://www.powerlineblog.com/ahmadinejad2.jpg
AP

FILE – In this Tuesday, Oct. 30, 2007 file photo, Iranian President Mahmoud Ahmadinejad, left, and the Head of Revolutionary Guards, commander Mohammad Ali Jafari, right, wave as they attend a ceremony in Tehran, Iran. Iran’s elite Revolutionary Guard, aided by an affiliated volunteer militia, the Basij, is using the post-election turmoil to tighten its already powerful hold over the country, raising alarm among some Iranians that it is transforming the Islamic Republic into a military state.

FILE - In this Monday, Nov. 26, 2007 file photo, Iranian Supreme ...

A supporter of defeated Iranian presidential candidate Mir Hossein ...
AFP/File

A supporter of defeated Iranian presidential candidate Mir Hossein Mousavi helps evacuate an injured Iranian riot-police officer in Tehran. Opposition leaders have called on Iran’s top clerics to intervene to prevent «oppression» by the authorities, as a detained protester was reportedly killed in custody.
In this Friday, May 22, 2009 photo, Zahra Rahnavard, center, ...
AP

In this Friday, May 22, 2009 photo, Zahra Rahnavard, center, the wife of Iranian opposition leader Mir Hossein Mousavi attends a meeting of a pro-reform youth party as she sits between, former reformist President Mohammad Khatami, right, and Yasser Khomeini, the grandson of Ayatollah Khomeini, in Tehran, Iran. Rahnavard said Thursday July 23 2009 that her brother is among the hundreds arrested in Iran’s postelection crackdown, and she warned authorities not to publish any ‹forced confessions› from him or other detainees. More than 500 people remain imprisoned after the heavy crackdown against protests that erupted in support of Mousavi after the disputed June 12 election. Among them are many top politicians from pro-reform political parties, human rights lawyers, journalists and activists.

People protest against the political situation in Iran in Berlin, ...
Defeated Iranian presidential candidate Mir Hossein Mousavi ...
A supporter of defeated Iranian presidential candidate Mir Hossein ...
A picture from Reporters Sans Frontiers shows an Iranian protester ...
AFP

Sat Jul 11, 7:10 AM ET

A picture from Reporters Sans Frontiers
EDITORS' NOTE: Reuters and other foreign media are subject ...
Tehran June 17, 2009.
People take part in a protest against the presidential election ...
Reuters

Sat Jul 4, 12:44 PM ET

People take part in a protest against the presidential election in Iran in front of the European institutions Headquarters in Brussels July 4, 2009.

07/28/2009 نوشته‌شده به دست | 10- تصاوير | نوشتن دیدگاه

07/24/2009 نوشته‌شده به دست | 10- تصاوير | نوشتن دیدگاه

سهراب

فرياد شبانه مردم در محله سهراب اعرابی: «سهراب ما نمرده – ولايت است که مرده»


سهراب اعرابی

07/20/2009 نوشته‌شده به دست | 10- تصاوير | نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.