هنر نماهنگ سبز
علی کوچیکه دیگه کوچیک نیست!
علی کوچیکه دیگه کوچیک نیست/ سر راهشه یک تابلوی ایست/ یک دانشجوی ستارهداره/ دست از روهایاش برنمیداره…
________________________
ترانه سراومد زمستان از زبان یک بانوی ژاپنی
___________________________
بر پا خیز! از جا کن بنای کاخ دشمن
-
اين سرود در دی ماه 1357 بمنظور حمايت از جنبش مردم عليه استبداد شاهنشاهی ، توسط آقای «علی نديمی» سرائيده شد؛ و آقايان «سعيد تقدسی» ( سوليست اول ارکستر سنفونيک تهران) و «بيژن قادری» ( از نوازندگان و آهنگسازان بسيار با استعداد همان ارکستر) با اقتباس از يک سرود شيليائی آنرا تنظيم نموده و توسط هنرجويان هنرسرای عالی موسيقی اجرا و در استوديو «بل» شهر «تهران» ضبط گرديد
___________________________
رپ برای ۲۲ بهمن
_______________________________________
پینک فلوید سبز
Hey Ayatollah! Leave Those Kids Alone
Directed by award winning filmmaker Babak Payami
Pink Floyd-Another Brick In wall For Iran Green Movement
Hey you … Iran
__ترانه شیرزنان ایران زمین
ترانه حرف زن از شاهين نجفی، با تصاويری از ضرب و شتم زنان در روز ۱۳ آبان :

عاطفه نبوی در روز 25 خرداد به همراه هفت نفر از دوستانش در خانه بازداشت شد و 95 روز در بند 209 به سر برد. یکی از اتهامات او «ارتباط با سازمان مجاهدین» بود که در دادگاه از این حکم تبرئه شد، ولی به اتهام «شرکت در تظاهرات غیر قانونی 25 خرداد» به 4 سال حبس تعزیری محکوم گردید.
فراخوان کمپین آزادی عاطفه نبوی
كمپين « من عاطفهام» از آن رو توسط جمعي از فعالان مدني تشكيل شده، تا توجه افكار عمومي و نهادهاي بين المللي را به حكم غيرعادلانه صادر شده عليه عاطفه نبوي جلب كند.از اين رو، ما در اولين فراخوان خود از همه كساني كه در اعتراضات پس از انتخابات و به خصوص در تظاهرات 25 خردادماه شركت كردهاند، ميخواهيم با نوشتن چند خط، براي عاطفه و براي دستگاه قضايي، بگويند كه ما همجرم عاطفه هستيم و اگر قرار است او زنداني شود، بايد همه ما به جرمي مشترك زنداني شويم.عاطفه نبوي در زندان است و نامش در هياهوي اين همه خبر بازداشت و زندان گم شده است. اين دختر 28 ساله، بايد 4 سال در زندان بماند. براي يك روز حضور در خيابان. يك روز اعتراض.
ما ميخواهيم بگوييم كه مانند او فكر ميكنيم. كه همه ما عاطفه هستيم. كه بايد همه ما را زنداني كنند.
من عاطفهام:
آن روز را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد. بیست و پنج ام خرداد را می گویم عاطفه. همان روز که شهر یکپارچه سبز شده بود. همان روز که – من و تو- ، دست دردست هم، – ما – شدیم و در سکوت، بلندترین فریاد زندگی مان را سردادیم. من و تو آن روز به خیابان آمده بودیم برای گرفتن حق مان. حقی که کوچک شمرده شده بود. حقی که نادیده گرفته شده بود……………..امروز، » تو» را محکوم کرده اند به چهارسال زندان!!!! برای همان » حق خواهی» که اگر جرم است، همه مان به آن مجرمیم……… بایست عاطفه، من نیز در کنار تو ایستاده ام، برای روزی که دوباره دست در دست هم، – ما- شویم و این بار در خیابان های شهر، سرود آزادی را سر دهیم……عاطفه، تنهایت نخواهم گذاشت.
http://manatefeham.blogspot.com/2009/11/8.html
ندای ملت را که کشتید ،فریاد به جایش آمد . اگر عاطفه را به بند بکشید ، چه میماند جز خشم ؟
ندا ، صدای یک ملت بود . آوازی خوش که آزادی را فریاد میکرد و حق انتخاب را . به زور کودتای جهالتتان آنرا به خون کشیدید . ندایمان را فرو نخوردیم و از آن پس فریاد زدیم .سهراب را کشتید و دانستیم که باید چون رستم بایستیم .اشکان را کشتید ، اشکمان را پاک کردیم و بغضمان را فرو خوردیم .عاطفه را هم میخواهید به بندکشید ؟ آخر حرامیان ، با بند عاطفه چه برایمان میماند جز خشم ؟
بترسید در دلهای سیاهتان که با حبس شدن عاطفه ، خشم جای آنرا میگیرد و موجی را که سر باز ایستادن نیست ، چون به خشم آید ،پایه های سست حکومت جهل و جور و فسادتان را با خود خواهد برد تا قهقرای سیاه تاریخ .
به خود آیید و با دم شیر پرچم سه رنگ ایران بازی نکنید . ما سبز را برگزیده ایم به نشان اصلاح و نوسازی . سپید بودیم به نشان صلح و آرامش . اما مام میهن ، رنگ دیگری هم در بیرقش دارد . از سرخی ذهنمان بترسید که روز آن اگر برسد ، لحظه ای را تاب مقاومتتان نیست در برابر خونخواهی این ملت آزاده . بترسید و تفنگهایتان را زمین بگذارید . این آخرین پیام است .
http://sightt.blogfa.com/post-37.aspx
___________________________
پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی در گفتگو با محبوبه عباسقلیزاده از جزئیات شهادت فرزندش میگوید:
… شهادت سهراب از او شيرزني ساخته است كه نه تنها مادران جانباختگان بلكه همه زنان درگير در مبارزه براي دمكراسي از او روحيه مي گيرند. با پروين سفري كوتاه داشتم به گذشته زندگي اش با سهراب، روايت هايش از روزهاي انتظار، فاجعه شنيدن خبر شهادت فرزند و حضور در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا، جايي كه به قول پروين همه بچه ها كنار هم آرميده اند و او در آنجا سهراب و بقيه بچه ها را به ندا سپرده است، مي پرسم «چرا ندا؟» بسادگي جواب مي دهد «چون از بقيه بچه ها بزرگتر است».پروين به راحتي مي تواند هر كنشگري را درگير خود كند. اين روزها با او سفر مي كنم و هر بار گوشه اي از آنچه در دوربينم ثبت مي كنم به شما نشان خواهم داد:
http://arasnews.blogspot.com/2009/11/blog-post_2278.html
____________________________________
۱۳ آبان: زخمی شدن دختری از ناحیه سر توسط باتوم پلیس
بورس تحصیلي ندا آقا سلطان
به نوشته سایت رسمی دانشگاه آکسفور به لطف دو هدیه سخاوتمندانه اي که به این دانشگاه داده شده، توانسته است یک بورس تحصیلي در رشته فلسفه به یاد ندا آقا سلطان ایجاد کند.
کویینز سایت رسمی دانشگاه اکسفورد خبر داده ندای آقاسلطان دانشجوي 27 ساله رشته فلسفه است که در روز 20 ژوئن در جریان اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوري در تهران کشته شد.
پروفسور پل مدن درباره این بورس تحصیلي مي گوید: «در دانشگاه آکسفورد شدت رقابت براي ورود به دانشگاه ، روز به روز کمتر مي شود. این هدایا که باعث شد ما بتوانیم بورس تحصیلي ندا آقا سلطان را اهدا کنیم و بواسطه آن بتوانیم نخبگان جوان را جذب کنیم».
این بورس شامل مخارج تحصیلي مي شود. رقابت براي همه دانشجویان پذیرفته شده در مقطع فوق لیسانس علوم انساني، یا فوق لیسانس رشته فلسفه مي توانند کاندیداي این بورس بشوند، اما ارجخیت به دانشجویان ایراني داده شده است.
اولین برنده این بورس، آرین شاه ویسی نام دارد که بتازگي براي تحصیل در رشته فلسفه فیزیک وارد دانشگاه شده است. آرین مي نویسد: «این افتخار بزرگي براي من است که اولین کسي هستم که برنده بورس تدا آقا سلطان مي شوم، این موضوع براي من خیلي اهمیت دارد زیرا او هم یک دختر ایراني بود که در رشته فلسفه تحصیل مي کرد.»
وی می افزاید: «ضمن گرفتن این بوس عمیقا به خانواده ندا آقا سلطان تسلیت مي گویم و امیدوارم در تحصیلاتم در آکسفورد موفق شوم و بتوانم لایق نام دختر شجاع و نخبه آنان باشم.»
www.roozonline.com
_________________________________
سه شنبه 10 نوامبر 2009 – 19 آبان 1388
اعتراض سفارت ایران به خاطر بورس تحصیلی ندا آقا سلطان!!
سفارت ایران اقدام دانشگاه آکسفورد را دارای انگیزه سیاسی دانسته استجمهوری اسلامی به تصمیم دانشگاه آکسفورد در مورد تاسیس و اعطای یک بورس تحصیلی به نام ندا آقا سلطان اعتراض کرده است.
در پی انتشار خبر اقدام کالج کوئینز، از کالج های تشکیل دهنده دانشگاه آکسفورد در بریتانیا، در تاسیس یک بورس تحصیلی به نام ندا آقا سلطان، که در جریان تظاهرات اعتراضی به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله در تهران کشته شد، سفارت جمهوری اسلامی در لندن نامه اعتراض آمیزی برای رئیس دانشگاه آکسفورد ارسال کرده است.
سفارت جمهوری اسلامی در این نامه با ابراز تعجب از تصمیم اخیر دانشگاه آکسفورد در ایجاد و اعطای یک بورس تحصیلی به نام «یک زن مقتول ایرانی»، این اقدام را دارای «انگیزه سیاسی» و با هدف جلب دانشجویان ایرانی توصیف کرده است.
در این نامه آمده است که «به نظر می رسد دانشگاه آکسفورد خود را درگیر پرونده ای جنایی نموده که ابعاد آن هنوز از طرف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در دست بررسی است.»
سفارت جمهوری اسلامی در نامه خود نوشته که ندا آقا سلطان در خیابان های تهران و دور از صحنه اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن به قتل رسید و این قتل را ناشی از «یک سناریوی پیچیده و از پیش طراحی شده» خوانده است.
این نامه هشدار می دهد که «درگیر شدن دانشگاه آکسفورد در امور داخلی ایران و به خصوص در وقایع بعد از انتخابات که رسانه های بریتانیایی در آن نقشی اساسی ایفا کردند، به حیثیت علمی و اهداف آموزشی دانشگاه آکسفورد لطمه خواهد زد.»
سفارت اسلامی در لندن در این نامه می نویسد که تصمیم به تاسیس بورس تحصیلی دانشگاهی ندا آقا سطان «با موقعیت و اهداف دانشگاه سنخیتی ندارد و به بهبود روابط ایران و بریتانیا کمکی نمی کند.»
بورس تحصیلی ندا
کالج کوئینز در خبری در وبسایت خود اعلام کرده بود که با استفاده از هدایایی از افراد دانش دوست، یک بورس تحصیلی را به نام ندا آقا سلطان شامل کمک هزینه تحصیلی برای دانشجویان دوره فوق لیسانس در رشته فلسفه تاسیس کرده و یک دختر دانشجوی ایرانی تبار نخستین برنده این بورس تحصیلی بوده است
صحنه جان دادن ندا آقا سلطان به طور وسیع در سطح جهانی انتشار یافتندا آقا سلطان، دانشجوی 27 ساله رشته فلسفه، در نخستین روزهای تظاهرات اعتراضی علیه نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری در یکی از خیابان های تهران به ضرب گلوله از پای درآمد.
تصویر ویدیوئی از صحنه کشته شدن این زن جوان ایرانی، که به طور غیرحرفه ای و ظاهرا با استفاده از دوربین تلفن همراه برداشته و در سایت های اینترنتی منتشر شده بود، انعکاسی گسترده در سطح جهانی داشت و باعث انتقاد شدید از نحوه برخورد جمهوری اسلامی با تظاهرات اعتراضی مردم شد.
با انتشار این تصاویر، مقامات و رسانه های طرفدار دولت در جمهوری اسلامی خبر کشته شدن ندا آقا سلطان را تایید کردند اما در مورد عامل این قتل توضیحات متفاوتی دادند.
برخی از این منابع، خبرنگاران یا سازمان های اطلاعاتی بیگانه را مسئول کشتن این زن جوان معرفی کردند اما بعضی دیگر کشته شدن ندا آقای سلطان را یک حادثه عادی جنایی دانستند.
در مقابل، از قول شاهدان عینی گزارش شد که ندا آقا سلطان با گلوله یک مامور دولتی از پای درآمد.
نام و تصویر ندا آقا سلطان به نشانه ای از قربانیان خشونت های بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران و یکی از نمادهای حرکت موسوم به جنبش سبز مبدل شده است.
این حرکت در اعتراض به آنچه که تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری و سرکوب تظاهرات آرام مردم خوانده شده به راه افتاده و در خلال ماه های بعد از انتخابات به شکل های مختلف در داخل و خارج از ایران ادامه داشته است.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/11/091110_he_ir88_neda_embassy.shtml
___________________
جاسوسان جمهوری اسلامی در آلمان
_________________________
دویچه وله:
سه زن ایرانی و سه جایزه بینالمللی

تجمع زنان برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، داانشگاه تهران ۲۲ خرداد ۱۳۸
با افزایش فشارها بر فعالان جامعه مدنی در ایران، نگاهها به این گروه در خارج از ایران افزایش پیدا کرده. در یک ماهه اخیر سه زن کنشگر اجتماعی ایرانی، سه جایزه بینالمللی دریافت کردهاند. نگاهی داریم به این زنان و جوایزشان.
روز سهشنبه دهم نوامبر، نوزدهم آبان ماه، اعلام شد که آسیه امینی به همراه سه روزنامهنگار و نویسنده ایرانی دیگر، جایزه «هلمن همت» را برای سال ۲۰۰۹ دریافت کردهاند. این جایزه از سوی سازمان دیدهبان حقوق بشر هرساله به نویسندگانی اعطا میشود که برای بیان عقایدشان مورد آزار و تعقیب قرار گرفتهاند.
یوسف عزیزی بنیطرف، محمدصدیق کبودوند و آرش سیگارچی، سه نویسنده و روزنامهگار ایرانی دیگری هستند که همراه آسیه امینی جایزه سال ۲۰۰۹ سازمان دیدهبان حقوق بشر را دریافت کردهاند.
آسیه امینی روزنامهنگار، وبلاگنویس و کنشگر حقوق زنان و کودکان است. وی یکی از بنیانگذاران کمپین مبارزه با سنگسار بود. فعالیتهای او در این کمپین باعث نجات جان چندین محکوم به سنگسار در ایران شد.

آسیه امینی برنده جایزه سال ۲۰۰۹ دیدهبان حقوق بشر
خانم امینی در مورد کمپین قانون بی سنگسار میگوید، راهاندازی این کمپین بهانهای بود برای مبارزه با قوانین تبعیضآمیز: «من به جد کمپین سنگسار را یک بهانه میدانستم برای این که ما در چند میدان بتوانیم قوانین، نابرابریهای اجتماعی، فرهنگ پدرسالار و همهی اینها را به چالش بکشیم».
او میگوید، تغییر تنها یک ماده قانونی میتواند جلوی بروز بسیاری از جرمها و بزههایی را که توسط زنان صورت میگیرد، بگیرد: «به راحتی اگر یک ماده قانونی به نام حق طلاق را تغییر بدهیم، بسیاری از موارد جرمهای زنان بزهکار اصلاً رخ نمیدهد، مثل همسرکشی، خیانتهای خونین، نه فقط خیانت کردن، خیانتهای خونین که معمولاً با حذف همسر هم ممکن است همراه باشد».
وی اظهار تاسف میکند از اینکه با وجود اعطای این جوایز به فعالان اجتماعی در ایران، اما علتهای فعالیتها و مبارزات آنان همچنان پابرجاست.
آسیه امینی هماکنون به دلیل شرایط سخت داخل ایران و فشارهای روزافزون بر کنشگران اجتماعی، ناچار به ترک ایران شده است، میگوید، این دوری راه مانعی بر سر راه فعالیتهای او نخواهد بود: «وقتی هدف وجود داشته باشد، تغییر جغرافیایی به نظر من خیلی تأثیرگذار نیست. البته کسانی که در داخل کشور حرکت و فعالیت میکنند و خود ما هم اگر برگردیم، شاید مؤثرتر باشیم. اما فکر میکنم به هرحال برای یک اکتیویست و همچنین برای یک ژورنالیست هرجای دنیا که باشد، یک قلم و یک باور برای این که به حرکتش درآورد کفایت میکند».
«لاله هلند» در دستان وکیل ایرانی

شادی صدر برنده جایزه لاله حقوق بشر هلند (عکس از آرشیو)
روز دوشنبه نهم نوامبر، هجدهم آبان، کشور هلند میزبان مراسم اهدای جایزه به یک زن ایرانی دیگر بود. شادی صدر، وکیل و فعال حقوق زنان، برنده سال ۲۰۰۹ جایزه لاله حقوق بشر هلند، در این مراسم جایزهاش را از وزیر امور خارجه هلند دریافت کرد. وزیر امور خارجه هلند در این مراسم اعلام کرد که خانم صدر به خاطر «شجاعت فوقالعاده»اش این جایزه را دریافت کرده است.
شادی صدر یکی دیگر از بنیانگذاران کمپین مبارزه با سنگسار و نیز انجمنی با نام «موسسه راهی» است. خانم صدر به همراه همکارانش در این موسسه به مدت دوسال به زنانی که نیاز به مشاوره حقوقی داشتند، کمک میکرد. موسسه راهی در آخرین روزهای سال ۱۳۸۵ به دستور دادسرای انقلاب اسلامی پلمپ شد.
شادی صدر ماه گذشته نیز جایزه لخ والسا را به همراه دو زن ایرانی دیگر دریافت کرد. بنیاد لخ والسا اعلام کرد، این جایزه را به خاطر فعالیتهای پیگیر و ستایشبرانگیز این سه زن در راستای پیشبرد آزادی بیان و موازین حقوق بشر و دموکراسی در ایران به آنها اعطا میکند.
لادن و رویا برومند، دو برنده دیگر این جایزه بودند.
جایزه جهانی آزادی بیان برای یک روزنامهنگار ایرانی
ژیلا بنییعقوب برنده جایزه جهانی آزادی بیان در سال
ژیلا بنییعقوب، روزنامهنگار و کنشگر حقوق زنان، ماه گذشته جایزه جهانی آزادی بیان را از سازمان روزنامهنگاران کانادایی مدافع آزادی بیان دریافت کرد. خانم بنییعقوب مدیر سایت کانون زنان ایرانی و روزنامهنگار روزنامههای همشهری، خرداد، آفتاب امروز و سرمایه است. او همچنین یکی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز است.
این جایزه در حالی به خانم بنییعقوب تعلق گرفت که طبق آخرین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران در رتبه ۱۷۲ از ۱۷۵ کشور جهان برای آزادی بیان قرار دارد. ژیلا بنییعقوب دراین مورد میگوید: «یک حس دوگانهای به آدم میدهد، شما جایزه میگیرید به خاطر اینکه در شرایط خیلی سختی دارید کار میکنید و سعی میکنید بر آن مشکلات غلبه پیدا کنید، جانتان به خطر میافتد، تعدادی از روزنامهنگاران جانشان را از دست میدهند، به زندان میافتند و این است که شاید کار را برای این روزنامهنگاران سختتر کرده و باعث شده کارشان در این شرایط مورد توجه قرار بگیرد».
از سوی دیگر این روزنامهنگار معتقد است که اینگونه جوایر باعث شنیده شدن صدای ایرانیان در جهان میشود: «شرایط امروز ما با همه دشواریهایی که دارد و با وجود تمام فشارهایی که تجربه میکنیم، به عنوان یک روزنامهنگار، به عنوان یک فعال سیاسی، فعال حقوق بشر یا زنان، یک تفاوت عمده با دهه قبل کرده و آن این است که ما احساس میکنیم صدای ما شنیده میشود».
بهار امسال نیز بنیاد بینالمللی رسانهها جایزه «شجاعت در روزنامهنگاری» را به ژیلا بنییعقوب اهدا کرد. این جایزه به دلیل گزارشهای این روزنامهنگار از مناطق جنگی عراق، افغانستان و لبنان به وی اهدا شد.
-میترا شجاعی// -تحریریه: بابک بهمنش
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4879688,00.html
_____________________________________________
شاهين نجفی
طرف ما:
تا کی تا کی حجاب و ریا
________________________________
دختر مشاور احمدی نژاد با فیلمی علیه شکنجه در فستیوال فیلم حقوق بشر نورنبرگ، رویداد

نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد با فیلمی در محکومیت شکنجه در فستیوال حقوق بشر نورنبرگ المان شرکت کرده است.
کارگردان جوان ایرانی با دعوت فستیوال حقوق بشر نورنبرگ در این شهر به سر میبرد. فیلم وی روز 1 اکتبر نشان داده شد و در روز یکشنبه 11 اکتبر برای شرکت کنندگان جشنواره اکران خواهد شد.
در این فستیوال که با شرکت محسن و حنا مخملباف از 30 سپتامبر تا 11 اکتبر برگذار میشود، چندین فیلم ایرانی با مضمون حقوق بشر اکران میشوند. از جمله این فیلمها فیلم خیش برگرفته از رمان فرانس کافکا (کلنی زندانیان) کارگردان ایرانی نرگس کلهر (دختر مهدی کلهر) میباشد.
درمرکز این فیلم دستگاه شکنجه ای به نام خیش (Rake) قرار دارد، که با ان گناه زندانیان بر روی بدن انان حک میشود. این دستگاه سمبل یک بربریت تمامیت گراست، که در دیگر ازاری و خودازاری دیکتاتور ادامه پیدا میکند.
کارگردان عناصر این داستان کافکا را با تاریخ زندان درایران پیوند میزند. برخلاف الگوی کافکا قهرمان فیلم نرگس کلهر بطور سمبلیک ماشین شکنجه را متوقف و سپس نابود میکند. نابودی ماشین شکنجه به معنای نابودی سیستم شکنجه است.
____________________________________________
دختر مهدی کلهر، مشاور احمدی نژاد به آلمان پناهنده شد
- بی بی سی
نرگس کلهر، فرزند مهدی کلهر مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران بعد از شرکت در جشنواره فيلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان، از آن کشور تقاضا پناهندگی کرده است.
خانم کلهر برای نمايش فيلم «دار خيش» که در باره شکنجه است، به آلمان سفر کرده بود اما آنطور که به بی بی سی فارسی گفت بعد از شرکت در اين جشنواره و انتشار اخبار مربوط به آن، به دليل نگرانی از احتمال برخورد دولت، تصميم گرفته درخواست پناهندگی کند.
اين در حالی است آقای کلهر در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته:
«گمان می کنم که او (نرگس) توسط دشمنان مملکت اغفال و نقش ابزار تبليغاتی آنها را ايفا کرده است!!!!
مشاور رئيس جمهور ايران به دخترش توصيه کرده «ابزار دشمن عليه کشورش نشود و راهی را نرود که بازگشتی در آن وجود ندارد.»
خانم کلهر در پاسخ پدرش به بی بی سی فارسی گفت
که اگر توسط دشمنان اغفال شده بود، حتما جای بهتری برای ماندن به او داده می شد و ديگر لازم نبود که به کمپ پناهندگان برود.
خانم کلهر که ۲۵ سال دارد، گرافيک و سينما خوانده و فيلم «دار خيش» را با اقتباس از رمان فرانتس کافکا ساخته است. در اين فيلم به وسيله دستگاه شکنجه که «خيش» نام دارد گناه زندانيان بر بدن آنها حک می شود و خانم کلهر اين بخش را با تاريخ ايران پيوند داده است.
اين فيلم يک سال پيش ساخته شده و خانم کلهر آن را برای جشنواره فرستاده و از آن طريق به آلمان آمده است.
آقای کلهر در انتخابات رياست جمهوری چهار سال پيش از آقای احمدی نژاد حمايت کرد و ظاهرا همين مسئله به جدايی از همسرش که در دانشکده صدا و سيما تدريس می کند، منجر شده است.
آقای کلهر می گويد که «مادر او (نرگس) به دليل اين که من با آقای احمدی نژاد در همان سالها (۸۴) همکاری می کردم، درخواست طلاق کرد و اين امر نيز محقق شد.»
آقای کلهر گفت: «پس از جدا شدن بنده از همسرم، نرگس به خواست خود با مادرش زندگی می کرد.»
مشاور رئيس جمهوری ايران تاکيد کرده که در يک سال گذشته فرزندش را نديده است و
اگر «نرگس پارچه سبز به دستش بسته و با رسانه های غربی مصاحبه کرده به خود او مربوط است.»
آقای کلهر اواخر سال گذشته کتابی به نام «نامه هايی به فرزندم در باره آزادی» نوشته و آن را به دخترش نرگس تقديم کرده است.
تنها صداست كه ميماند
تنها صداست كه ميماند
این خواننده تاجیک چه زیبا و با احساس برای جنبش سبز ایران می خواند.
man tajikam , va daram yak taraneh va avaze bara jonba josh sabzeh shoma, va an ra beh hameh ham kalamanam hedia makonem. Arezo ma konam ke hama adamha ham bara in jonbojosh sabz maya konin , zenda basha mamlekate to.
Mosa
♫ برگزيده از ترانهها و سرودهاي پايداري
توضيح: در ايران، به دليل بسته شدن «يوتيوب» و پايگاههاي خبررساني رايانهاي توسط كودتاچيان، بسياري از اين سرودهاي تصويري از دسترس مردم خارج شده، اما ايرانيان خارج از كشور و آندسته از هستههاي مقاومت درون كشور كه بوسيله پالايههاي ويژه (فيلتر) به اينگونه آثار هنري دسترسي دارند، ميتوانند آنرا براي ديگران ضبط و توزيع كنند.
گزيدهاي از اين آثار در اينجا، براي بايگاني تاريخ ايران نگهداري ميشود.
يادداشتي بر آوازهاي اعتراض مردمي
در افسانههاي ايراني آمده كه اهريمن با همه زور دوزخي و دروغهاي بزرگش، بسيار ابله و كودن است زيرا خردمندي و هوشمندي از صفات اهورائيست. اينست كه سرانجام، زورش نزار ميشود و دروغش بي فروغ.
سالهاست كه براي در هم شكستن هرگونه آواي اعتراض و برپا كردن سكوت مرگ بر صحنة سياسي كشور، همه اهريمنان دست به كارشدهاند. بر همين صحنه است كه سالها، ديو-زادگان ژوليده مو، در برابر سرير پيشواي خود، به ساز بدكوك سالوس و چاپلوسي رقصيدهاند و دستمال ابريشمي افشاندهاند. سالها، اين خوشرقصان، نعرهزنان، گلو دريدند و سرهاي بريدة عاشقان را به پاي خدايگان خود افكندند. با اينهمه، هنوز، آه مردمان و صداي تپش دلها خواب خودكامگان را ميآشفت. مطلوب پيشوا، سكوت مطلق بود. سكوتي كه در آن بايد فقط آواي دهل گزمهها شنيده ميشد.
همانند همه زورگويان روي زمين، خدايگان و پرستندگانش باورشان شد كه فريبكارانه به هر كاري قادرند و آماده فتح آخرين تكة نورو صدا شدند. در اين ميان، پوزخند آسمان را نديدند: اين تكه نور، طعمهاي بود بر قلابي كه به زودي گلوگيرديوان ميشد.
در خرداد 1388، همه جهان بايد شاهد ميبود كه چگونه مردم ايران رقصكنان و پاكوبان به سوي قربانگاه واپسين صدا ميروند. گزمههاي كودتا، يعني گماشتگان بلاهت مطلقه، بلافاصله پس از آخرين تقلب انتخاباتيشان، شتابزده به دستگيري وكشتن و زدن دانشجويان و مخالفان سياسي و بستن همه رسانهها و ستادهاي خبري پرداختند. اما باد كاشتند و طوفان درويدند. از زمزمههاي نرم نسيم، غرشي برخاست.
اهريمنان كه تا كنون با تهديد و زور و تزوير و دروغ، هر كاري را پيش ميبردند امروز گيج و منگ ماندهاند كه چرا هر چه ميخواهند فريادها را در گلو خفه كنند هر صدا 10 گردد و ده، صد شود … توگوئي از خداي تاريخ بازي خوردهاند و به دست خود مردم نجيبي را كه، درانتخاباتي آرام، خواستار حقوق اوليه خود بودند، به رزمندگاني انقلابيوني جان سخت و نستوه تبديل كردهاند كه اينك خواستههائي ريشهاي (راديكال) دارند و بازيگران كوتولهي پيشوا را به هراس افكندهاند. در اين معركه، در حاليكه عنترهاي سياسي، با سازهاي بدآهنگ رژيم، همچنان سرگرم نشان دادن جاي دوست و دشمن در برابر خرگاه لوطياند، در سراسر جهان، ترانههاي نرم اوليه مردم به سرودههاي خشم انقلابي تبديل مي شود … در اينجا هنر، پژواكگر فرايندي تاريخيست — هجوم زيبائي بر زشتي و دروغ! … يورش خنيا بر خون!
... اينك اين شما و اين تصوير-آواهاي پايداري.
سرود و ترانههائي كه بسياريشان دستاورد جنبش نوخير ايران است و برخي هم با نفس مسيخائي جنبش مردم، جاني دوباره گرفته:
♫♫♫♫♫♫♫♫♫
ای ایران ای مرز پر گهر
دریــــا: ای ایران
ای ایران در جواب احمدی نژاد
پيش از انتخابات
در حمایت از میرحسین موسوی
به زبان آذری
پس از انتخابات
من ایرانم من ایرانم
گیسو شاکری- به پا خواسته کوهــیــــــــــم
همه تندر سرکش /خروشنده نهنگیم/هلا! هلهله را بین/که با ظلم به جنگیم/ببین شوکت ما را/
به پا خواسته کوهــیــــــــــم/براین سایه ظلمت/ستیزنده پلنگیم/
گر از بام برانیم/ز دیوار براییم/چو پتکیم ستم کوه/ چو تیریم و خندگیم/ ز تقدیر بریدم/
ز تردید گذشتیم/ هلا ورمی رومی/ هلا زنگی زنگیم
بر این نظم ستم بار/بباریم چو رگبار/ چون هنگام براید/ خشابیم وتفنگیم
ایران-رپ
پاشو بيا وببين
پاشو پاشو ديگه بسه سكوت …// سكوت وحشت از ملا و دين/ ميگي نه؟ پاشو بيا وببين//
عمامه به سر، عبا به دوش/ يه مشت وحشي و آدم فروش
ريختهن يهو توي ايرون زمين/ گرفتهن قدرتو با زور دين
اسمشو گذاشتهن انقلاب/ ضربهي چماق به سر ححاب!
زده ن توي سر جوون و پير/ سي سال گذشت داره ميشه دير
…
هي ور زدن صبح تا شب/ دروغ گفتن صبح تا شب
سي سال گذشت، كسي چيزي نگفت/ هي كشتن، كسي چيزي نگفت
ولي ديگه رسيده وقت حساب …
ديگه آخه چقد ساكت بشينم/ همهش مرگ و وحشت ببينيم
اروا عمهشون! دارن اينا ايمان/ ببين چه آوردن سر ايران
پاشو پاشو ديگه بسه سكوت …// سكوت وحشت از ملا و دين/ ميگي نه؟ پاشو بيا وببين …
مگه ما چه میخاهیم جز آزادی…
____________________________________________
خس و خاشاک
خس و خاشاك تويي
——————————————————————-
ترانه قسم بخون
_________________________________
یادبود شهد ای جنبش سبز
ندای سهراب
___________________________________________
بس کنید! – شهریار
شعر: فریدون مشیری
بس کنید!
شرمتان باد ای خداوندان قدرت، بس کنید
بس کنید از این همه ظلم و قساوت، بس کنید
ای نگهبانان آزادی، نگهداران صلح
بس کنید (۴)
گر نه کورید و نه کر ، گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند ، بشنوید و بنگرید
بشنوید این وای مادر های جان آزرده است کن درین شب های وحشت سوگواری می کنند
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدورانتان، روز وشب با خون مردم آبیاری می کنند
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر، دم به دم بیدادتان را بردباری می کنندبا تمام اشک هایم باز نومیدانه خواهش می کنم
بس کنید (۴)
فکر مادرهای دلواپس کنید
بس کنید (۴)
رحم بر این غنچه های نازک و نو رس کنید
بس کنید!
———————————————————————
شجریان: خون جوانان وطن
____________________________________________
مرغ سحر- آهنگساز : مرتضی خان نی داود شعر : ملک الشعرا بهار
————————————————————-
- تو ای بانگ شور افکن، تا سحر بزن، شعله تا کرانها -
که در خون خستگان، دل شکستگان، آرميده طوفان
- به آيندگان نگر، در زمان نگر، بردميده طوفان
- قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، -
بشارتدهندگان را -
که لبخند آزادی، خوشه شادی، تا سحر برويد
- سرود ستاره را، موج تشنه با، آهوان بگويد
- ستاره ستیزد و شب گريزد و صبح روشن آيد
- زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی ميهن آيد
- گرفته تمام شب، شاخهای به لب، سرخ و گردهافشان
- پرد گرده گسترد، دانه پرود، سر زند بهاران
- قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، – بشارتدهندگان را – که لبخند آزادی، خوشه شادی، تا سحر برويد – سرود ستاره را، موج تشنه با، آهوان بگويد
———————————-
یار دبستانی
دوباره می سازمت وطن – داریوش
——————————————————————————
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم- فرهاد
———————————————————————-
من همون ایرانم- گوگوش
———————————————————————-
فریاد- شجريان
————————————————————————-
طاقت بیار رفیق- سیاوش قمیشی
_______________________________________________
سر اومد زمستون
سراومد زمستون، شکفته بهارون / گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون (۲) / کوهها لاله زارن، لالهها بيدارن /
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن (۲)
توی کوهستون، دلش بيداره / تفنگ و گل و گندم داره مياره / توی سينهاش جان جان جان (۲)
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سراومد زمستون، شکفته بهارون / گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون (۲)/ لبش خنده نور / دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور (۲)
توی کوهستون، دلش بيداره / ..
-
سر اومد زمستون به یاد امیر جوادی فر:
——————————————————
Dedicated to Iranians – June 2009
—————————————————————————–
هموطن شهر ما عشق و آزادي است
—————————————————————————–
ایران من
—————————————————————————-
تهران در خون است
—————————————————————————
وای وای از این مصیبت
برخیز که ایران وطنم در خون شد!
برخیز که ایران وطنم در خون شد/ بیداد و ستم ز هر کران افزون شد/
برخیز که این غمکده را باید ساخت/ آهنگ طلوع و بانگ نو باید گفت/
بگذار زاهدان سیه دامن رسوای کوی و انجمنم خوانند/ نام مرا به ننگ بیالایند/ اینان که آفریده ی شیطانند …
————————————————————————
سرود نسل رستم
—————————————————————
اهرمن
————————————————————-
ندای سهراب
________________________________________
آهنگ برای ندا
ندا، دختر بخون خفته ایران
ندای وطن
A Tribute to Neda and all the fallen stars of June 2009 revolution in Iran
_______________________________
In English, etc
For NedA
Neda Salehi Died for Iran freedom
————————————————————-
Tehran massacre & Iran revolution
They don’t really care about us Iranians: Clips on Michael Jackson’s song
Imagine! .... World unites for freedom in Iran
پي-آوا__________________________ CODA
اينجا كجاست؟ (زمزمهاي بدون آهنگ وصميمي كه مردم جهان را تكان داد و بسياري را گرياند)
IRAN TEHRAN PROTEST 2oo9
___________________________________________________
مرثیه ای برای یک رویای سبز
agakianush1
July 21, 2009
ترانه «گرگ ها خوب بدانند» با شعری از زهرا رهنورد
————————————————————————————–
اي ايران و سينما (كاري از سامان مقدم)
http://vimeo.com/4694841
_________________
سبز شد ز خون و فریاد، ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت، کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد، ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی، فردا شود تابان
در سیاهی سکوت سرزمین سبز
یک طنین سبز، برشد و به جان خستگان نشست
خندهها ز گرمی صدای او شکفت
یک جهان ترانه امیدمان شنفت
از هراس ظالمان، گلولههای بیم
بر تن وطن نشست و قلب عاشقان شکست و
سبز شد ز خون و فریاد، ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت، کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد، ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی، فردا شود تابان
سپیده دم نزدیک است ای همرهان
ز خشممان برپا شد آتشفشان
سکوتمان گیرد آخر کام خصم
که در جهان پیچیدهست فریادمان
به سر رسد خزان ما، که جانمان تن تبر شکست و
سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان
دژخیم بدنهاد دیوسرشت، کاخت شود ویران
سبز شد ز خون و فریاد، ایران جاویدان
آفتاب دلنواز آزادی، فردا شود تابان
۰۷ مهر ۱۳۸۸
______________________________
People of Iran thanking the world
