هسته‌هاي مقاومت ملي

يا مرگ يا آزادي

خطبه خامنه ای لو رفت!

چهارشنبه، ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

خامنه ای در نماز جمعه و خطبه های لو رفته

جمعه 20 شهریورماه خامنه ای بعد از سه ماه دوباره به نماز جمعه می آید تا سناریوی جدیدی را عرضه کند. سه ماه قبل وی مردمی را در مقابل داشت که فقط رای خود را می خواستند و حتی شعار هم نمی دادند، همچنین بدنه حامیان حکومت نیز تقریباً یکدست بود، اما بلطف تدبیر رهبر، خواسته مردم تبدیل به تغییر حکومت شد و بدنه حکومت نیز پاره پاره و پر از شکاف.محورهای خطبه نماز جمعه
خامنه ای تلاش دارد تا به مردم القاء کند که انتخابات بپایان رسیده و صحت و سلامت آن در بررسی های دقیق تأئید گردیده و کاندیداهای بازنده بداخلاقی هایی کرده و اعتراضاتی نموده اند که چندان پسندیده نبوده ولی به هر حال دولت تشکیل شده و رای اعتماد گرفته و قصد خدمت دارد و همه باید ناراحتیها را فراموش نمایند و به دولت اجازه بدهند که برنامه هایش را اجرا کند.
خامنه ای شدیداً تلاش خواهد نمود خود را متأثر از فجایع کوی دانشگاه و کهریزک نشان داده و خواهد گفت که از همان روز اول و بمحض شنیدن موضوع، دستور پیگیری آنرا داده و به ملت اطمینان می دهد که مسببین مجازات خواهند شد.
وی مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات و رای 24 میلیونی!! به احمدی نژاد را نشانه اعتقاد مردم به نظام و علاقمندی آنها به اجرا شدن قوانین اسلامی دانسته و تلاش خواهد کرد مخالفتها با دولت را بنوعی با مسائل هسته ای و خصومت کشورهای غربی نسبت داده و از تلاشهای برنامه ریزی شده دشمنان برای ایجاد بحران در ایران بگوید.
تلاش دیگر خامنه ای برای خلاصه کردن اعتراضات به جنگ نرم و القای این نکته که در سایر جبهه ها دشمنان شکست خورده و بناچار روی به جنگ نرم آورده و با بکارگیری ناتوی فرهنگی قصد بی ایمان کردن جوانان و منحرف کردن آنها را دارد.
خامنه ای بخیال خود می خواهد بحث اصلی را منحرف نموده و فرمول خودش را بخورد ملت بدهد.

اهداف
حکومت بحران زده تر از آن است که بدنبال اهداف درازمدت باشد، آنها با خوش بینی در این خیال هستند که با سیاستهای یک هفته ای و با به فردا رسانیدن امروزشان، بتوانند زمان خریده، و بتدریج جنبش سبز را از شور و هیجان انداخته و خود را از مخمصه نجات دهند. هدف عمده رهبر از افاضاتش در نماز جمعه، ایجاد تردید در مردم برای شرکت در راهپیمایی روز قدس است. وی می خواهد با بنمایش گذاشتن چهره ای ملایم از خود، و رفع مسئولیت از حوادث اخیر و طلبکار نشان دادن خودش از مسببین فجایع، آب سردی بر شور و هیجان مردم ریخته و در ظاهر از در مسالمت درآید.
بفاصله کمی از روز قدس، بازگشایی دانشگاهها و مراکز آموزشی خواهد بود که حکومت از آن بشدت وحشت دارد. دبیرستانها و دانشگاهها دقیقاً بر خلاف سیاست فعلی کودتاچیان مبنی بر جلوگیری از هر گونه تجمع است. رهبر قصد دارد تا در خطبه های نماز جمعه، چنان والیومی به ذهن ملت تزریق کند که برای شروع سال تحصیلی هم کفایت کند.

روشهای اجرا
حکومت یاد گرفته که برای هر تحرکی، 48 ساعت نهایی، بسیار مهم و سرنوشت ساز است و از طرفی قدرت اینترنت را هم بخوبی متوجه شده است، بهمین دلیل از روز سه شنبه 24 شهریور اختلالات شدیدی در اینترنت و شبکه تلفن همراه بوجود خواهد آمد تا اطلاع رسانی و دعوت مردم به راهپیمائی مختل شده و همه بلاتکلیف و سرگردان شوند.

راههای مقابله
بد نیست برای مدتی هم اینترنت را قطع کنند تا باورمان بشود که راههای بهتری هم برای اطلاع رسانی وجود دارد. مگر در سال 57 اینترنت وجود داشت، اصلاً هنوز کامپیوتر در جامعه وجود نداشت و تلفن همراه و اس ام اس هم متولد نشده بودند. تنها وسیله ارتباط، ارتباط حضوری و تنها رسانه، اعلامیه و نوار کاست بود.
سبزها باید برای روز قدس هر قراری که می خواهند از همین امروز بگذارند و این فرض را در ذهن داشته باشند که اینترنت از سه شنبه قطع خواهد بود. پخش اعلامیه، دیوارنویسی و دعوت حضوری از هموطنانمان، بسیار راهگشا خواهد بود. توجه داشته باشید که موج راهپیمائی سبز روز قدس، به اول مهر و دانشگاهها و دبیرستانها هم خواهد کشید. در یک هفته ای که فرصت باقی است همه تلاشمان را بکار ببریم.

http://sohrabestann.blogspot.com/2009/09/blog-post_5363.html

_______________________________

جمعه 20 شهریور 1388:

رهبر: برخورد با نظام  [ظلم] جواب تند دارد!!

علی خامنه ای در سخنان خود در نماز روز جمعه، ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهريور)، که در دانشگاه تهران برگزار شد، ضمن تاکيد بر ادامه حمايت مردم از حکومت و برخورد با مخالفان نظام، از ايرانيان خواست تا به نشانه حمايت از فلسطين به شکلی گسترده و به طور يکپارچه در راهپيمايی روز قدس، در آخرين جمعه ماه رمضان در هفته آينده، شرکت کنند و از شعارهای تفرقه برانگيز بپرهيزند.

…. علی خامنه ای در سخنان خود در نماز روز جمعه، ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهريور)، که در دانشگاه تهران برگزار شد، ضمن تاکيد بر ادامه حمايت مردم از حکومت !!!!!!!!!! و برخورد با مخالفان نظام، از ايرانيان خواست تا به نشانه حمايت از فلسطين به شکلی گسترده و به طور يکپارچه در راهپيمايی روز قدس، در آخرين جمعه ماه رمضان در هفته آينده، شرکت کنند و از شعارهای تفرقه برانگيز بپرهيزند!!!!!!!!!!

… خامنه ای در مورد ناآرامی های اخير در ايران گفت که تمام بلواهايی که در دوره بعد از انتخابات پيش آمد برای اين بود که پشتوانه مردمی را از انقلاب بگيرند و با اظهار اينکه شرکت گسترده مردم در انتخابات اخير نشانه حمايت آنان از نظام است، رسانه ها و دشمنان خارجی را متهم کرد که اين واقعيت را ناديده می گيرند و می گويند که حمايت مردمی از نظام سلب شده است!!!!!!!!!!!!!

رهبر جمهوری اسلامی با رد اين نظر که اعتماد مردم نسبت به نظام کم شده، پيش بينی کرد که برخلاف تبليغات دشمنان و «بيخبران داخلی» در انتخابات آينده هم مردم به طور گسترده شرکت خواهند کرد!!!!!!!

… خامنه ای گفت که نبايد از تبليغات خارجی و مخالفت های داخلی متوحش شد زيرا تمامی حکومت های جهان و از جمله جمهوری اسلامی، موافقان و مخالفانی دارند اما نکته مهم اين است که مخالفان جمهوری اسلامی را سرمايه داران و مستبدان، آمريکا و بريتانيا تشکيل می دهند !!!!!!!!!!!!!  و اظهار داشت که مردم مسلمان و غير مسلمان جهان، فلسطينيان و ملت های عرب دوستدار اين نظام هستند.

رهبر جمهوری اسلامی در بخشی از سخنان خود، نظام جمهوری اسلامی را دارای اقتدار بين المللی و تامين کننده رفاه دنيوی و رستگاری اخروی خواند!!!!!!!!!!! ……

رهبر جمهوری اسلامی گفت که جمعه آينده روز قدس و ميراث آيت الله خمينی و نشانه دلبستگی ملت ايران به مساله فلسطين و مانع از فراموش شدن آن است و پيش بينی کرد که در روز قدس سال جاری هم ملت ايران در تهران و شهرستان ها راهپيمايی خواهند کرد و تاکيد کرد که روز قدس، خاص مساله فلسطين است و گفت که بايد مراقبت کرد که کسانی از راهپيمايی روز قدس برای اهداف ديگر و ايجاد تفرقه استفاده نکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

معترضان به … تقلب در انتخابات دوره دهم رياست جمهوری … گفته اند که به دليل جلوگيری از تظاهرات اعتراضی و برخورد خشونت آميز با تظاهرات مخالفان دولت، از فرصت شرکت در راهپيمايی روز قدس برای اعتراض نسبت به نتيجه انتخابات و نحوه رفتار با معترضان استفاده خواهند کرد.

__________________________________________________________

مهدی کروبی : «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم به قول شما خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم.»

http://mowjcamp.25u.com/article/id/24096

__________________________________________

مصاحبه فرمانده نیروی انتظامی حکومت کودتائی

روز قدس
مردم علیه اسرائیل شعار بدهند  و به کودتا کاری نداشته باشند!

سردار اسماعیل احمدی‌ مقدم فرمانده نیروی انتظامی و یکی از مجرمین اصلی جنایاتی که در جریان سرکوب مردم معترض به کودتای انتخاباتی در تهران و بسیاری از شهرهای ایران انجام شد، روز گذشته در یک کنفرانس خبری محدوده شعارهای روز قدس را اعلام داشت.

احمدی مقدم که باجناق احمدی نژاد است، دراین کنفرانس خبری به نکاتی اشاره کرد که مقدمات آن را دو یورش به دفتر مهدی کروبی رئیس مجلسین سوم و ششم و همچنین یورش به مرکز جمع آوری اسناد و مدارک قربانیان جنایات پس از کودتا صورت گرفت.

سرتیپ پاسدار احمدی مقدم در این کنفرانس با ابراز امیدواری نسبت به تاثیر اعتراف گیری ها و نمایش آنها بصورت دادگاه در سیمای جمهوری اسلامی گفت:

کسانی که تلاش می‌کنند روز قدس را از هدف اصلی آن منحرف کنند، ماهیت خودشان را برای مردم افشا می‌کنند. روز قدس متعلق به فلسطین است و نباید از هدف اصلی آن خارج و به اهداف سیاسی آلوده شود. (یعنی تا دلتان می خواهد علیه اسرائیل شعار بدهید و از حماس حمایت کنید اما کاری به کار مسائل داخلی و ماجرای کودتا و پس کودتا نداشته باشید!)

_______________________

و از هم اکنون فرمانده کل سپاه پاسداران از کشته شدن بسیجی ها در تظاهرات سخن گفته است.

صف آرائی مردم و سپاه

برای راهپیمائی روز قدس

در جریان تظاهرات مردم  معترض به کودتای انتخاباتی و آتش گشودن کودتاچی ها به روی آنها 178 نفر از بسیجیان پایگاه شهدای 15 خرداد با فرمان آتش مستقیم به روی مردم شرکت کردند. در همین حال تعدادی از آنها که البته رتبه هایی همردیف پاسدار داشته اند نیز برای سرکوب  هموطنان کُرد به این مناطق فرستاده شده بودند. تعدادی از این افراد جمعی شرکت آبفای جنوب شرقی بودند. برای همین نیز نماینده وزیر نیرو برای تقدیر از نقش بسیجی ها در جریان انتخابات به فرمانده آنها جایزه داده است.

آنها که در تهران بودند در کشتار مردم، دستگیری ها، تیغ کشی ها، چماق کشی ها و قمه زنی ها به خدمت گرفته شدند.

از میان آنها که به کردستان اعزام شده بودند چند نفر در درگیری های مسلحانه کشته و شماری زخمی می شوند. جسد ها حدود ده روز پیش به تهران انتقال داده شد و در سردخانه میوه گوشت واقع در جاده شاه عبدالعظیم  نرسیده به شهر ری نگهداری شد.

برای اعلام دلیل کشته شدن این افراد بحث های فراوانی انجام شد. ابتدا این نظر غالب بود که اگر کشته شدن آنها در کردستان را اعلام کنیم ضعف سپاه و بسیج را در منطقه نشان داده ایم. سرانجام نظر احمدی نژاد و بیت رهبری بصورت واحد اینگونه ابلاغ شد که کشته شدگان بعنوان کشته شدگان بدست مردم اعلام شوند. یعنی بگویند اینها همه بدست معترضین  نتیجه انتخابات کشته شدند. درحالیکه آنها در درگیری های نظامی کشته شده بودند و ارتباطی به تظاهرات و اعتراضات مردم نداشت.

گفته می شود که نارضایتی بسیار بالایی در سطح بسیج گسترش یافته است. من از (نام و موقعیت منبع خبر) پرسیدم که چرا زودتر خبر کشته شدن این افراد را اعلام نکردند؟ او گفت که در این مدت سرگرم خاموش کردن اعتراضات بسیجی ها و خانواده های آنها بودند. امروز سردار جعفری اعلام کرد که بسیج 20 کشته داشته است. البته او نگفت که این کشته ها مربوط به درگیری های نظامی در منطقه بوده است و نه درگیری با مردم بی سلاح و معترض به نتیجه انتخابات.

در روزهای آینده قرار است این اجساد را مانند اجساد قربانیان جنگ با عراق نمایش دهند و به مردم وانمود کنند که اینها نتیجه کار موسوی و خاتمی و هاشمی است. این نمایش با هدف خاموش کردن موج نارضائی در بسیج و کاشتن تخم کینه و انتقام در بسیج و سپاه علیه این سه شخصیت است، زیرا مردمی که هولناک ترین صحنه های سرکوب را در خیابان ها دیده اند، از کشته شدن این افراد ناراضی نیستند.

منبع خبر می گفت شاید جنازه ها را در روز قدس بخواهند تشییع کنند … و با به خیابان آوردن بسیج مردم را هم بترسانند تا در باره انتخابات شعاری ندهند.

http://www.peiknet.com/1388/07shahrivar/07/page/ghods.htm

__________________________________________________

جنگ روانی با مردم:

کودتائی کردن تظاهرات و نماز روز قدس

همزمان با ادامه کار دادگاه کودتای 22 خرداد و درحاشیه این صحنه سازی، انواع جنگ های روانی علیه جنبش اعتراضی و با هدف پیشگیری از حضور دوباره مردم در خیابان ها تشدید شده است. بارزترین نمونه این جنگ روانی، اخبار و عکس های هولناکی است که از قربانیان جنایات بسیج و لباس شخصی در چند روز گذشته روی سایت ها و وبلاگ های وابسته به ستاد کودتا قرار گرفته است.

سر بریده، گردن قطع شده، چهره با قمه پاره شده و….

همه این تصاویر واقعی است اما تاکنون ستاد کودتا از انتشار آنها بشدت جلوگیری کرده بود، اما از چند روز پیش تحت بهانه های مختلف و بنام این پرستار و یا آن دکتر و یا بیمار فلان بیمارستان که موفق شده از این افراد عکس بگیرد منتشر می شود!

هدف از انتشار این عکس ها، ترساندن مردم از حضور در تظاهراتی دوباره و یا راهپیمائی و درحال حاضر پیشگیری از حضور مردم معترض به کودتای انتخاباتی در راهپیمائی و نماز جمعه روز قدس است. نمازی که گفته می شود به امامت هاشمی رفسنجانی قرار است خوانده شود و کودتاچیان خاطره تلخی از آخرین نماز وی در دانشگاه تهران دارند.

در همین ارتباط، اخباری که مربوط به برخورد با مجرمین و متجاوزین به پسران و دختران در بازداشتگاه کهریزک و زیرزمین وزارت کشور است کمتر پوشش پیدا می کند واین بدان دلیل است که ستاد کودتا به ادامه رعب و وحشت از تکرار فجایع کهریزک در جامعه اعتقاد دارد و به همین دلیل از اخبار پیگیری قضائی متجاوزین و متخلفین جلوگیری می کند و سیمای جمهوری اسلامی به این نوع خبرها پوشش نمی دهد.

در ادامه همین جنگ روانی و برنامه چینی برای جلوگیری از به خیابان آمدن مردم معترض و با پیش بینی تکرار تظاهرات میلیونی در روز قدس، در آخرین جلسه دادگاه کودتا پای خانواده هاشمی رفسنجانی به میان کشیده شد. بازجوها و شکنجه گران، برخی قربانیان این دادگاه را مجبور کرده بودند نام این افراد از اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی را در دادگاه ببرند تا هاشمی رفسنجانی بداند در صورت خواندن خطبه ای خلاف مسیر کودتا در روز قدس، پسر و نوه و دیگر اعضای خانواده اش بازداشت شده و در بازجوئی ها و شکنجه ها ناچار به قبول اعتراف شده و به همین دادگاه ها کودتا آورده خواهند شد.

مانور روی افکار عمومی در اینجا خاتمه نیافته و قطعا در روزهای آینده به اشکال دیگری نیز ادامه خواهد یافت. به همین دلیل، هنوز روی سخنان هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع مصلحت نظام مانور می کنند و آن را بصورت گزیده و به نوعی که نشان دهند هاشمی جبهه اش را عوض کرده و رفته پشت خامنه ای در سایت ها، وبلاگ ها و حتی برخی تلویزیون های لس آنجلسی که دستشان در جیب جمهوری اسلامی است پخش می شود. این ترفند نیز آنقدر ادامه یافت تا سرانجام متن کامل سخنان هاشمی درجلسه مجمع مصلحت هم بصورت نوشتاری وهم بصورت فایل صوتی روی سایت هاشمی رفسنجانی قرار گرفت. اقدامی که تاکنون سابقه نداشت. همین انتشار فایل صوتی و متن کتبی آن سخنان نشان میدهد که هم هاشمی رفسنجانی و هم طرفداران و همکاران و اعضای خانواده اش متوجه دلیل این همه پا فشاری کودتاچی ها در پخش گزینش شده آن سخنان شده اند.

….

5شهریورhttp://www.peiknet.com/ 1388

___________________________________________________

با توقیف روزنامه و فیلتر سایت، متوقف نمی‏شویم؛ روز قدس قدرت مردم را خواهید دید

دبیرکل حزب اعتمادملی گفت: «در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم.»

به گزارش پایگاه خبری سحام‏نیوز، مهدی کروبی در جلسه شورای مرکزی حزب اعتمادملی که عصر شنبه برگزار شد گفت: «اکنون در شرایط خاصی قرار داریم ولی باید در این شرایط نیز کار تشکیلاتی و حزبی را با جدیت ادامه دهیم و در این راستا باید به برنامه‏ریزی بپردازیم.»

وی با تاکید بر اینکه حوادثی که روی داده نباید منجر به سرخوردگی و انفعال شود گفت: «نباید حوادثی که روی داده موجب انفعال شود بلکه باید نشان دهید که مصمم هستید و از میدان بیرون نمی‏روید.بنابراین

غم توقیف روزنامه و سایت را نخورید بلکه نشان دهید که با اراده به راه خود ادامه می‏دهید.

تقسیم رای که در عرصه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفت پیامی داشت، مبنی بر اینکه بگویند شما جایگاهی ندارید، ولی بنده بدون توجه به این مسائل با قاطعیت به راه خودم ادامه دادم و ما باید در میدان حضور داشته باشیم و نشان دهیم که زنده هستیم.»

دبیرکل حزب اعتمادملی تصریح کرد:

«باید در این دوران سخت، پایمردی و ایستادگی کنیم و این روزهای سخت هم به زودی می‏گذرد.«

کروبی با اشاره به هجمه ای که به وی به علت نگارش نامه‏ای به هاشمی رفسنجانی شد گفت: » من هیچ‏گاه بدون سند حرف نمی‏زنم و هرگاه حرفی زده‏ام تا آخر پای آن ایستاده‏ام و تا جایی که بتوانم از حقوق مردم دفاع می‏کنم.» وی با اشاره به دادگاه‏های نمایشی که برای فعالان سیاسی برگزار می‏شود گفت: «….  وقتی فردی از درون زندان و در شرایط خاص می‏گوید که در انتخابات تقلب نشده اثری در افکار عمومی ندارد.»وی خطاب به مسئولان گفت: «شما که مدام می‏گویید در انتخابات تقلبی نشده و این افراد هم که این را در این شرایط خاص و تحت فشار تکرار می‏کنند، پس دیگر ترس شما از چیست. اگر شما به گفته‏های خود اعتقاد و اطمینان دارید یک برنامه‏ای را در تلویزیون برگزار کنید و استدلال های خود را برای اینکه تقلبی صورت نگرفته بیان کنید و آن‏گاه از طرف ما هم دو نفر می‏آیند و استدلال‏های خود را مطرح می‏کنند. شما که معتقدید مردم خود می‏فهمند اجازه دهید که قضاوت نهایی با مردم باشد.»مهدی کروبی سپس اظهار داشت: «شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می‏شوید که مردم از چه فکر و اندیشه‏ای حمایت می‏کنند، زیرا مردم به قول شما خودشان می‏فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می‏کنند. این فشارهایی که بر فعالان سیاسی و دانشگاهی وارد می‏شود نشان‏دهنده ضعف است و ما در برابر این فشارها ایستادگی می‏کنیم و مصمم و با اراده به راه خود ادامه می‏دهیم.»وی در نهایت خطاب به اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی گفت: «به مانند همیشه این روزهای سخت نیز می‏گذرد و دوباره روزنامه و سایت هم فعال خواهند شد. بنابراین شما باید با اراده و مصمم به راه خود ادامه دهید و با برنامه‏ریزی با جدیت به فعالیت تشکیلاتی و حزبی خود بپردازید.»

http://mowjcamp.25u.com/article/id/24096

در هفته های اخير، دولت بسياری از مراسم مذهبی را ظاهرا به دليل نگرانی از تجمع معترضان لغو کرده است.

09/09/2009 نوشته‌شده به دست | 15- از همه جا ..., 22944538 | نوشتن دیدگاه

‹خوشبینی› پایان بحران!!

دوشنبه، ۱۶ شهریور ۱۳۸۸

اصطلاح غلط «فروکش کردن جنبش سبز»

ستاد جنگ روانی کودتا علاقه وافری به تکرار واژه «فروکش کردن جنبش سبز» دارد تا بلکه از این طریق القاء کند که واقعاً جنبش سبز فروکش کرده است.

جنبش سبز اراده و خواست میلیونها ایرانی برای تغییر اساسی زندگی اشان است. اراده ای که نمی تواند بپذیرد در قرن بیست و یکم و در حالی که حتی کشورهای آسیائی نیز در سایه دموکراسی به پیشرفتهای شگرفی رسیده اند، در کشور ایران عده ای چپاولگر که برای پر کردن حسابهای بانکی اشان و غارت ثروت ملی ایران، خود را در پس تئوریهای مضحک و ضدعقلی همچون ولایت فقیه پنهان کرده اند، سرنوشت کشورشان را در دست داشته باشند.

جنبش سبز، بر علیه حاکمینی است که بوئی از انسانیت نبرده و در حالیکه تلاش دارند خود را عین دین معرفی کنند دست به جنایاتی می زنند که در هیچ دینی وجود ندارد.

جنبش سبز تظاهرات خیابانی نیست که اگر هر روز تکرار نشد بتوان به این نتیجه ساده لوحانه رسید که فروکش کرده است.

اگر نفرت مردم از نظام حاکم کم شده، اگر در قلب ما جای زخم سرکوبها و وحشیگریها و داغ شهیدان و اسیران و اندوه کوی دانشگاه و کهریزک التیام یافته می توان مدعی شد که جنبش سبز فروکش کرده است.

اگر جنبش سبز فروکش کرده چه لزومی به ادامه وحشیگریها و بازداشتها و شکنجه ها است؟ لغو نماز جمعه هاشمی و حذف سنت 20 ساله مراسم احیاء دیگر چرا؟ گزارش تلویزیونی از جنایت کهریزک و تلاش مذبوحانه برای شستن دامن خونی رهبر و بی اطلاع نشان دادن وی و اعلام اینکه خاطیان مجازات خواهند شد و تبلیغ اینکه شاکیان برای دریافت حق السکوت نقدی مراجعه کنند چه لزومی دارد؟ رشته های علوم انسانی چرا باید حذف شوند؟ مجلسی که می خواهد فقط به نیمی از کابینه رای اعتماد بدهد و با از اکثریت انداختن هیات دولت مانع از رسمیت قانونی آن شود را چرا ناچار هستید با دستور غیرقانونی رهبر، به اطاعت وادار کنید؟ چرا مجبور هستید که نیروهای بسیج را به اسم دانشجو به دیدار رهبر ببرید و با وجود اینکه همه آنها از پرسنل خودتان هستند باز هم جرأت نکنید مراسمش را پخش مستقیم نمائید، بعداً هم که گندش در می آید رهبر مجبور می شود «گلایه» کند که چرا فقط قشر دانشجویان بسیجی را به دیدار او برده اند، گرچه بسیجی بودنشان قطعی ولی دانشجو بودنشان فقط یک توهم است، حداقل به وی توضیح دهید که کدام دانشجویی را می توان وادار به دیدار با فرمانده کودتاگران و سرکوبگران و شکنجه گران نمود.
شما که می پندارید جنبش سبز فروکش کرده، چرا مجبور هستید فرمانده درمانده سپاهتان را امر کنید برای توجیه ذهن مشوش بسیجیان و سپاهیان سخن پراکنی کرده و ناشیانه مهر تائید بر کودتا بزند؟
اینهمه دست و پا زدن برای جنبشی که فروکش کرده بی معنی است.
جنبش سبز آمیزه ای از تنفر و عشق و امید است. تنفر از دروغ و جنایت و شکنجه و اعدام و چپاول ثروت ملی و به قدرت رسیدن فرومایگان و بدنام کردن نام ایران بزرگ و عرضه ریا و تزویر و جهل و استبداد بنام دین، عشق به مام میهن از البرز و سهند و سبلان گرفته تا تفتان و زاگرس، و امید به فردایی بهتر.
حکومت شما حکومت سیاهی و نادانی بود و بهمین دلیل همه دانایان را از خود راندید و آنچه برایتان مانده همین ابلهانی هستند که به هر کدام پست و سمتی داده اید، دانایان که از بین نرفته اند، همگی در صفوف جنبش سبز هستند، اما سفیهان حاکمیت، وحشت زده و نگران از فردای خود، هر روز مضحکه ای می آفرینند تا بلکه روز سقوط خود را عقبتر بیاندازند. یکروز اعترافات خامنه ای به جنایات کهریزک و کوی دانشگاه، روز دیگر بمثابه دزدی که در حال فرار فریاد آی دزد سر می دهد، تلاش برای اینکه رهبر را از جایگاه خونریز به جایگاه خونخواه انتقال دهند و روز دیگر باز هم سناریوی احمقانه دیگری از سوی لشگر ابلهان.
جنبش سبز یکبار تلاش کرد تا با تظاهرات سکوت، پیام خود را به حکومت بدهد، اگر گوشی برای شنیدن باشد، شما با گلوله و باطوم و گاز اشک آور و کهریزک و تجاوز پاسخ دادید، یعنی که تقاضای صلح آمیز تغییر را نمی پذیرید، جنبش سبز کاملاً متوجه منظور شما شد، حرف شما این است که تا بر سر قدرت هستید حاضر به پذیرش هیچ اصلاح و تغییری نیستید، حاضر به احترام گذاشتن به رای مردم نیستید و پاسختان فقط از لوله تفنگ بیرون می آید. شما روشن و واضح پیغام دادید که جنبش سبز راهی بجز سرنگونی حکومت ندارد، ما هم بدنبال تحقق همان خواست شما هستیم. آن چند میلیون نفری که روز 25 خرداد از میدان امام حسین تا میدان آزادی دیدید، هر کدام شده اند یک سفیر جنبش سبز و محله به محله و خانه به خانه در حال انجام مأموریت خود هستند، گسترش آگاهی و نور برای زدودن جهل و ظلمت، فتح قلوب و نه فتح خیابانها.
جنبش سبز با طراوت و شاداب همچون رودخانه ای خروشان در حرکت است و با قلبی داغدیده از جنایات حکومت، لبانی خندان از امید به فردایی روشن و پر افتخار دارد.

http://sohrabestann.blogspot.com/2009/09/blog-post_07.html

  • ______________________________________
  • احمدی‌نژاد  روز جمعه، ۶ شهریور در مراسم نماز جمعه‌ی تهران سخن گفت:

‌در هر انتخابات شاهد يک پرش به سکوی بالاتر هستيم و در اين انتخابات پرش بلندی توسط ملت ايران صورت گرفت و انقلاب و نظام الهی برآمده از خون‌های شهدا صد پله بالاتر رفت!!!! ….

و اين انتخابات استحکام و ظرفيت‌های عظيم نظامی مبتنی بر ولايت را در بهره‌برداری از ظرفيت‌ها و مهار بحران‌های گوناگون نشان داد.!!!!!!!!!!! ….

http://newiran.info/wp-uploads/2009/07/att00611.jpg

http://i27.tinypic.com/2dablnd.jpg

ملت‌های جهان تشنه‌ الگوی جديدی هستند و الگويی از مشارکت همگانی و حرکت آرمانی و انقلابی و ملت ايران اين موضوع را در اين انتخابات در برابر چشم جهانيان قرار داد،

ballet-box-2

در انتخابات اخير بسياری از معادلات و برنامه‌های دشمنان نقش بر آب شد

امروز دشمنان ما از دو موضوع عصبانی هستند، … عصبانيت اول آن‌ها به خاطر حضور باشکوه مردم در انتخابات است. …

در واقع مردم ما در اين انتخابات دموکراسی‌های مبتنی بر ثروت، فريب و رسانه‌های دروغگو را درهم شکستند و زير سوال بردند. متن ملت به صحنه آمد و قدرت خود را به رخ جهانيان کشاند و دشمن از اين موضوع عصبانی است؛ چرا که تمام طراحی‌های آن‌ها در هم کوبيده شد. موضوع دومی که آن‌ها را حتی بيشتر از عامل اول عصبانی کرده اين است که بار ديگر ملت ايران راه نورانی انقلاب را برگزيد و با حضور ۴۰ ميليونی خود وفاداری‌اش را به آرمان‌های امام (ره) و رهبری تثبيت کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…..

http://blog.cleancutmedia.com/wp-content/uploads/2009/07/iran-election-protest-images.jpg

حوادث تلخی بعد از انتخابات رخ داد  ….. http://windowsoniran.files.wordpress.com/2009/07/taraneh-mousavi.jpg?w=99&h=321&h=116

http://farm3.static.flickr.com/2520/3837452833_d8636f1770_o.jpg

…. ولی نتيجه‌ آن شيرين بود!!!!!

حوادث بدی هم اتفاق افتاد!!!!! جمعی از مردم آسيب ديدند!!  و حوادث بسيار زشتی رخ دا د!! عده‌ای به کوی دانشگاه حمله و کارهای زشت کردند! در برخی بازداشتگاه‌ها اقدامات زشتی انجام شد. من می‌خواهم اعلام می‌کنم:

اين کارها که در کوی دانشگاه و برخی بازداشتگاه‌ها و امثال آن انجام شد، بدانيد که اين‌ها هم اجزای سناريوی دشمن بود. اين‌ها توسط وابستگان به جريان برانداز انجام شد.!!!!!!!!!!!!!

An Iranian demonstrator runs for cover as policemen use tear ...http://alt.coxnewsweb.com/cnishared/tools/shared/mediahub/09/77/13/slideshow_1137795_163159_IRAN_ELECTION_XHS133.JPG

ما امروز اسناد و شواهد و دلايل روشنی داريم. ساحت نيروهای انقلاب و نيروهای امنيتی، نظامی و اطلاعاتی از اين کارهای شرم‌آور مبراست!!!!!

بسيجيان ما در خيابان فداکارانه کتک خوردند!!!!!!!!! و مراقب حقوق عمومی بودند تا مبادا به کسی تعرض شود، به مغازه‌ای، شخصی، ماشين‌ها و مردم آسيب وارد نشود. آنها کتک خوردند و دم نزدند!!!!!!!!

مطمئن باشيد که نفوذی‌های جريان برانداز در سناريوی دشمن، فساد و اقدام کردند.

green kid mom Iranian Feminism after June 2009

احمدی نژاد این سخنان و درخواست برخورد با رهبران جنبش اعتراض به نتایج انتخابات را درست چهل و هشت ساعت پس از سخنان  خامنه ای مطرح میکند…

——————————————

محمد خاتمی: حضور قوی‌تر اصلاح‌طلبان در صحنه!

پارلمان‌نيوز: محمد خاتمی ‌ رئيس جمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف از حضور افرادی در مقام دادستان در تريبون مقدس نماز جمعه که خود در پيشگاه وجدان عمومی متهم به خيانت در امانت‌اند و همچنين برگزاری دادگاه‌های کذايی که مورد تائيد هيچ يک از علما و نخبگان قرار نگرفته، بر حضور قوی‌تر اصلاح‌طلبان در صحنه و ادامه تلاش بيشتر برای «تغيير» تاکيد کرد.

به گزارش پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رييس جمهور سابق کشورمان ديدار و گفت‌و‌گو کردند.

در اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمی ‌ضمن تشکر از حضور و بيان نقطه نظرات اعضای اين شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعاليت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.

وی گفت:«:لازم می‌دانم بر اين نکته تأکيد کنم که اصلاح‌طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب ساير تشکل‌ها، بايد با قوت در صحنه حضور يافته و به فعاليت خود ادامه دهند.»

وی ادامه داد:« تريبون مقدس نماز جمعه در اختيار عده‌ای قرار گرفته که به شخصيتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شيعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، حال آنکه خود در پيشگاه وجدان عمومی ‌متهم به خيانت در امانت‌اند. ….»

خاتمی تصريح کرد:«از سوی ديگر انتظار مردم تشکيل دادگاه‌های علنی برای رسيدگی به جنايات مسلم و مشمئز کننده‌ای است که همگان شاهد آن بوده‌اند از جمله به رگبار بستن مردم در خيابان‌ها، دستگيری‌های خلاف قانون، بازداشتگاه‌های غير استاندارد، جنايات مسلمی‌که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگين روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی‌شده است. آيا اين بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بيان و امنيت در جامعه بود؟!»

وی تاکيد کرد:« ما بايد علی‌رغم تمام فشارهايی که برای بيرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می‌شود در صحنه بمانيم و با فرياد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزينه‌ها را برای بازگشت انقلاب به مسير اصلی خود کاهش دهيم.»

رئيس جمهور سابق کشورمان تصريح کرد:«تهاجم يک طرفه به مردم و نيروهای مورد علاقه مردم و تبليغات ناجوانمردانه تمامی‌ دستگاه‌ها و تريبونهای در دست حکومت بر عليه چهره‌های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی ‌به جريانات پليد و خطرناک تنها با هدف توجيه برخوردهای خشن، غير قانونی و انحصارطلبانه است.»

http://news.gooya.com

___________________________________________

عباس میلانی، نویسنده و رئیس مرکز مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد، در گفت‌وگو با رادیو فردا

شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۸ تهران ۰۲:۵۲ - 29 اوت 2009

  • ….. آقای میلانی، در کیفرخواستی که از سوی دادستانی تهران علیه متهمان این دادگاه‌ها مطرح شد، بارها نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات به عنوان عوامل پشت پرده ناآرامی‌های اخیر در ایران معرفی شدند و گفته شد که این افراد وابسته به نیروهای خارجی بودند. از طرف دیگر رهبر جمهوری اسلامی در صحبت‌های اخیر بدون نام بردن از فرد یا گروه خاص گفت که «من پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله آمریکا و انگلیس متهم نمی‌کنم، چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است». اما آقای خامنه‌ای در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات گفته بود «امنیت مردم مورد تطاول مزدوران و دست‌نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست قرار گرفت». شما این تضاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من فکر می‌کنم باید از خود آقای خامنه‌ای درباره این ضد و نقیض‌گویی پرسید. این صحبت‌ها نشان می‌دهد آن نماز جمعه را با تعجیل فراوان برگزار کردند و می‌خواستند کودتایی که غیرقابل انکار بود را به مردم تحمیل کنند، ولی دیدند مردم مقاومت می‌کنند و به قول معروف با یک من سریش هم نمی‌توان اینها را به عوامل خارجی چسباند.
حال در این سخنرانی آقای خامنه‌ای سعی می‌کند عقب‌نشینی کند، ولی درعین حال در روزنامه‌هایی مانند کیهان و سایت رجانیوز به همین افراد به بدترین نحوی حمله می‌شود، به دانشگاه‌هایان خارج از کشور و روشنفکران داخل و خارج افتراهای بی‌شرمانه‌ای وارد می‌شود.
به نظر من صحبت آقای خامنه‌ای گامی است در جهت عقب‌نشینی از آن سخنرانی نماز جمعه که بزرگترین اشتباه سیاسی زندگی آقای خامنه‌ای بود، ولی گامی است بسیار کوچک و بسیار دیرهنگام.
  • آقای میلانی، با توجه به این که در کیفرخواست دادستانی تهران اشد مجازات برای رهبران این ناآرامی‌ها و اعتراضات خیابانی درخواست شده و مطابق قوانین موضوعه جمهوری اسلامی اشد مجازات اعدام است، برخی معتقد هستند برای اعدام این افراد طراحی می‌شود.
    فکر می‌کنید آقای خامنه‌ای با صحبت‌های خود می‌خواهد اصولگرایان تندرو را از انجام حرکتی غیر قابل بازگشت بازدارد؟
این تضاد قطعاً وجود دارد و ما آن را در کیهان و روزنامه‌های سپاه می‌بینیم. عده‌ای هستند که فکر می‌کنند اگر چند نفر را اعدام کنند، می‌توانند دراین خانه یغما مدتی بیشتری بمانند، ولی این تصور واهی است.
اگر اینها به طرف بازداشت رهبران جنبش بروند، قطعاً وضع به مراتب بدتر از آن چیزی خواهد شد که تا کنون رخ داد. مردم به ستوه آمده‌اند و این را آقای خامنه‌ای می‌داند و فکر می‌کند افراطیون متوجه این امر نیستند.
از طرف دیگر آقای خامنه‌ای تلاش می‌کند خود را از این کارها مبرا کند، در حالی که همه شواهد نشان می‌دهد که رهبری این کارها مستقیم به بیت ایشان برمی‌گردد و بدون استحضار شخص رهبری اینها قدرتی ندارند.
بدون حمایت رهبری مگر شریعتمداری در مملکت چه کاره است که به رهبران مملکت و کسانی که ۳۰ سال به خود این رژیم خدمت کرده‌اند، توهین کند و به رؤسای جمهور سابق این مملکت اتهام وارد می‌زند.
اکنون تبری جستن دیگر دیر است، وقتی در آن نماز جمعه آقای خامنه‌ای به طور مستقیم خود را در جناح احمدی‌نژاد قرار داد، فراجناحی بودن که شرط ولایت فقیه است را از دست داد و می بینیم که حتی احمدی‌نژاد هم حرف ولی فقیه را نمی‌خواند.
ولی فقیهی که حتی نتوانست رحیم مشایی را از کابینه و دار و دسته احمدی‌نژاد بیرون کند، دیگر با این حرف‌ها فصل‌الخطاب بودنش به وضعیت قبل باز نمی‌گردد.
  • آقای میلانی، در کیفرخواستی که از سوی دادستانی تهران علیه متهمان این دادگاه‌ها مطرح شد، بارها نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات به عنوان عوامل پشت پرده ناآرامی‌های اخیر در ایران معرفی شدند و گفته شد که این افراد وابسته به نیروهای خارجی بودند.
    از طرف دیگر رهبر جمهوری اسلامی در صحبت‌های اخیر بدون نام بردن از فرد یا گروه خاص گفت که «من پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله آمریکا و انگلیس متهم نمی‌کنم، چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است».
    اما آقای خامنه‌ای در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات گفته بود «امنیت مردم مورد تطاول مزدوران و دست‌نشاندگان سرویس‌های جاسوسی غربی و صهیونیست قرار گرفت». شما این تضاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من فکر می‌کنم باید از خود آقای خامنه‌ای درباره این ضد و نقیض‌گویی پرسید. این صحبت‌ها نشان می‌دهد آن نماز جمعه را با تعجیل فراوان برگزار کردند و می‌خواستند کودتایی که غیرقابل انکار بود را به مردم تحمیل کنند، ولی دیدند مردم مقاومت می‌کنند و به قول معروف با یک من سریش هم نمی‌توان اینها را به عوامل خارجی چسباند.
حال در این سخنرانی آقای خامنه‌ای سعی می‌کند عقب‌نشینی کند، ولی درعین حال در روزنامه‌هایی مانند کیهان و سایت رجانیوز به همین افراد به بدترین نحوی حمله می‌شود، به دانشگاه‌های خارج از کشور و روشنفکران داخل و خارج افتراهای بی‌شرمانه‌ای وارد می‌شود.
به نظر من صحبت آقای خامنه‌ای گامی است در جهت عقب‌نشینی از آن سخنرانی نماز جمعه که بزرگترین اشتباه سیاسی زندگی آقای خامنه‌ای بود، ولی گامی است بسیار کوچک و بسیار دیرهنگام.
  • آقای میلانی، با توجه به این که در کیفرخواست دادستانی تهران اشد مجازات برای رهبران این ناآرامی‌ها و اعتراضات خیابانی درخواست شده و مطابق قوانین موضوعه جمهوری اسلامی اشد مجازات اعدام است، برخی معتقد هستند برای اعدام این افراد طراحی می‌شود.
    فکر می‌کنید آقای خامنه‌ای با صحبت‌های خود می‌خواهد اصولگرایان تندرو را از انجام حرکتی غیر قابل بازگشت بازدارد؟
این تضاد قطعاً وجود دارد و ما آن را در کیهان و روزنامه‌های سپاه می‌بینیم. عده‌ای هستند که فکر می‌کنند اگر چند نفر را اعدام کنند، می‌توانند دراین خانه یغما مدتی بیشتری بمانند، ولی این تصور واهی است.
اگر اینها به طرف بازداشت رهبران جنبش بروند، قطعاً وضع به مراتب بدتر از آن چیزی خواهد شد که تا کنون رخ داد. مردم به ستوه آمده‌اند و این را آقای خامنه‌ای می‌داند و فکر می‌کند افراطیون متوجه این امر نیستند.
از طرف دیگر آقای خامنه‌ای تلاش می‌کند خود را از این کارها مبرا کند، در حالی که همه شواهد نشان می‌دهد که رهبری این کارها مستقیم به بیت ایشان برمی‌گردد و بدون استحضار شخص رهبری اینها قدرتی ندارند.
بدون حمایت رهبری مگر شریعتمداری در مملکت چه کاره است که به رهبران مملکت و کسانی که ۳۰ سال به خود این رژیم خدمت کرده‌اند، توهین کند و به رؤسای جمهور سابق این مملکت اتهام وارد می‌زند.
اکنون تبری جستن دیگر دیر است، وقتی در آن نماز جمعه آقای خامنه‌ای به طور مستقیم خود را در جناح احمدی‌نژاد قرار داد، فراجناحی بودن که شرط ولایت فقیه است را از دست داد و می بینیم که حتی احمدی‌نژاد هم حرف ولی فقیه را نمی‌خواند.
ولی فقیهی که حتی نتوانست رحیم مشایی را از کابینه و دار و دسته احمدی‌نژاد بیرون کند، دیگر با این حرف‌ها فصل‌الخطاب بودنش به وضعیت قبل باز نمی‌گردد.

____________________________________________

چهارشنبه 26 اوت 2009 – 04 شهریور 1388

هشدار مقام نظامی ایران علیه ‹خوشبینی› نسبت به پایان بحران!!

تظاهرات خیابانی پس از انتخاباتتهران در هفته اول پس از انتخابات شاهد چند روز تظاهرات عظیم مخالفان بود

به گزارش منابع خبری ایران معاون ستاد کل نیروهای مسلح این کشور به طور ضمنی از بروز مجدد بحران در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری ابراز نگرانی کرده و خواستار برخورد فوری و شدیدتر با مخالفان شده است.

سردار سرتیپ سید مسعود جزایری، معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، روز دوشنبه دوم شهریور علیه «خوشبینی کاذب» نسبت به پایان «تهدیدها و بحران ها» هشدار داد.

آقای جزایری در این سخنان بدون آنکه از کسی نام ببرد برای توصیف مخالفان از اصطلاحاتی چون «رئوس سازمان کودتا»، «لایه های اصلی کودتای نرم»، «خائنان به انقلاب» و «بحران آفرینان» نام برد.

در پی صف آرایی گسترده و برخورد شدید نیروهای امنیتی با معترضان، اعتراضات خیابانی به نتایج انتخابات از چند هفته پیش فروکش کرده است، اما اظهارات این مقام بلندپایه نظامی ایران نشان می دهد که او نگران ادامه بحران است.

به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا، آقای جزایری گفته است: «درحالی که لایه های اصلی کودتای نرم تا حدی هنوز دست نخورده باقی مانده اند، نمی توان خوشبین بود که مجددا دچار چنین تهدیدها و بحران هایی نشویم. لذا باید قبل از آنکه جریان های مزبور به تجدید قوا و سازمان بپردازند، نهادهای اطلاعاتی و قضایی به رسالت و وظیفه تاریخی، شرعی و قانونی خود عمل کنند.»

او آشکارا به افرادی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالف، اشاره داشت که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را زیر سوال برده اند.

دولت ایران بسیاری از اصلاح طلبان را عامل ناآرامی ها و تظاهرات خیابانی پس از انتخابات می داند و تعداد زیادی از آنها را با اتهام تلاش برای براندازی نرم تحت محاکمه قرار داده است که تازه ترین جلسه آن سه شنبه برگزار شد.

اما رهبران مخالفان همچون میرحسین موسوی می گویند که اعتراضات عمومی ناشی از تقلب گسترده در انتخابات بوده است و اتهام براندازی و خط گرفتن از کشورهای غربی را رد می کنند و حتی آن را توهین به شعور معترضان خوانده اند.

میرحسین موسوی اخیرا از تلاش برای راه اندازی تشکیلاتی موسوم به «راه سبز امید» خبر داد که به گفته نزدیکان او یک «شبکه اجتماعی» با هدف پیگیری خواسته هایی چون اجرای کامل قانون اساسی ایران، به ویژه اصول مربوط به «حقوق ملت»است.

آقای جزایری ظاهرا در اشاره ای به این شبکه گفت: «کسانی که آوازه خیانتشان فراگیر شده است، داعیه حزب و گروه نباید داشته باشند.»

او با ابراز نگرانی از احتمال «نهادینه شدن بحران» در کشور مکررا خواستار برخورد شدیدتر با مخالفان شد.

آقای جزایری گفت: «افکار عمومی بی صبرانه در انتظار مشاهده نحوه برخورد دستگاه های ذی ربط و از جمله قوه قضاییه با خائنان به انقلاب و نظام، در راه اندازی کودتای نرم و ایجاد آشوب و بلوا، در تهران هستند.»

او همچنین وقت را تنگ دانست: «ما در شرایطی نیستیم که برای محاکمه اغتشاشگران زمان زیادی را از دست بدهیم. امنیت ملی کشور اقتضا می کند در اسرع وقت آشوب گران به سزای اعمال خائنانه خود برسند.»

او جای دیگری افزود: «نباید اجازه فرار به جلو به بحران آفرینان اصلی را داد. این افراد با کمک خارجی ها در حال زمینه سازی هستند تا بحران را نهادینه کنند و مکان و زمان را برای عملیات های بعدی در اختیار بگیرند. گروه سازی هایی که اخیرا صحبت هایی از آن به میان می آید در همین راستا است و خود پرده دیگری از طرح کودتا است.»

مقام های سپاه پاسداران ایران در گذشته بارها خواستار محاکمه رهبران مخالف شده اند.

یدالله جوانی، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران، که قبلا خواستار محاکمه آقای موسوی شده بود روز یکشنبه گفت باید «با چنگ و دندان» از انقلاب محافظت کرد.

او حتی خونریزی ها را به گردن مخالفان انداخت. به گزارش خبرگزاری فارس آقای جوانی چنین گفت: «در این انتخابات برای نخستین بار برخی نامزدها مدعی تقلب در انتخابات شدند و با درگیری و اغتشاشاتی که به وجود آوردند، عده را کشتند و به عهده ای صدمه زدند، از جمله 9 بسیجی که در این جریان شهید شدند.»

این درحالی است که معترضان نیروهای امنیتی را مسئول خونریزی ها می دانند و به علاوه مرگ 9 بسیجی را زیر سوال می برند.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/08/090825_si_jazayeri_electioncrisis.shtml

08/28/2009 نوشته‌شده به دست | 15- از همه جا ..., 22944538 | نوشتن دیدگاه

خدای «ضد ولايت فقيه!»

هشدار ایمنی به آنها که در خطر دستگیری اند

….  لطفا این توضیح را خطاب به آقای «بابک داد» خبرنگاری که جانش درخطر است و دیگرانی که وضعی مشابه او دارند منتشر کنید:

درمورد استفاده از موبایل این نکته را بدانند که حتی اگر موبایل خاموش هم باشد می توانند با کمک سیستم های شنود و نرم افزارهایی که دارند محل دارنده موبایل را پیدا کنند.

عموما فکر می کنند، اگر موبایلشان را خاموش کنند کسی نمی تواند به اطلاعات گوشی یا محل فرد پی ببرد، ولی اینطور نیست. پردازنده هایی که در موبایل ها هست با جریان هایی در حد «نانو آمپر» هم کار می کند. بنابراین، با ارسال کدهایی می توان فرستنده موبایل را فعال کرد و به اطلاعات گوشی و محل فیزیکی فرد پی ببرد. این همان اشتباهی است که آقای سحرخیز کرد. سیستم شنود «نوکیا» هم احتمالا مکانیسمی شبیه به این دارد. کسانی که به طور خاص تحت تعقیب هستند بیشتر در معرض این خطر قرار دارند. بهترین راه، بیرون آوردن باطری موبایل به همراه کارت، در زمانی است که از آن استفاده نمی شود.

http://www.peiknet.com/1388/07shahrivar/06/page/hoshdar.htm

___________________________________________

بابك داد
بابک داد روزنامه نگار و تحليلگر سياسي،اجتماعي مقيم ايران. بعد از كودتاي ننگين 23 خرداد88 زندگي خانوادگي در خفا و آوارگي را برگزيد تا با نوشتن و گفتن از حقانيت ملت دفاع كند

خدای «ضد ولايت فقيه!»

Monday، August 24، 2009

گاهی مثل الان، بايد ظرف ١٠ دقيقه از دوستی عزيز و خانه ای امن و آرامشی هرچند موقتی، به سرعت «دل بکنيم!» و برويم. درست شبيه دل کندن از دنياست و حتی «ماکت کوچکی» از مردن ناگهانی و چشم بستن بر همه دلبستگی هاست! تمرين بدی هم نيست، بالاخره بايد وقتی که اصلا» منتظرش نيستی، از چيزهايی که داری،از کسانی که دوستشان داری،از احساساتی که به آنها نياز داری و حتی از خود اين دنيا و زندگيت دل بکنی! و چشم از دلبستگی های فراوانت برداری عصر روز جمعه خبردار شدم خط موبايلم لو رفته. سه چهارساعت قبل از مصاحبه با…  سيامک دهقانپور بود که فهميدم تلفنم لو رفته و بالتبع جای ما هم رديابی شده است و خطر دستگيری نزديک شده.

من آدم مذهبی نيستم، اما به سبک خودم بنده خدای خوب و بامرامی هستم: «که در اين نزديکی است، لای اين شب بوها، پای آن کاج بلند…» من عميقا» به کمکها و لطفهای اين خدای «ضد ولايت فقيه!» باور دارم. به لطفهايش به بندگان مخلص،به خدمتگزاران خلق، و به حق گويان و حق طلبان «باور» دارم. خدايی که انعکاس زيبايی اش نه در چهره جبارانه احمد خاتمی و جنتی، بلکه در نگاه آسمانی ندا آقاسلطان است. بگذريم. خدای من «شرکی بنام ولايت مطلقه فقيه» را قبول ندارد و گير بدجور شيادانی افتاده است!

جمعه شب بعد از تعيين قرار مصاحبه با voa، فردی تلفن کرد و با عجله گفت:«آقاجون رديابی شدی،سريع فرار کن!» و بلافاصله قطع کرد.اين شخص تلفن جديدم را چطور پيدا کرده؟ اين تهديد بود يا هشدار دلسوزانه؟ دشمن بود يا دوستی ناشناس؟ اين شماره جديد، فقط دست سه نفر بود که مطمئن بودند! طرف حتی نگذاشت من حرفی بزنم،و فقط هشدارش را داد و قطع کرد! از پنجشنبه در خانه يک دوست قديمی مهمان بوديم و تازه از ملاقات «پدرام» برگشته بودم. يک دنيا بی رمق و خسته بودم. ديدم به ريسکش نمی ارزد! به خانواده گفتم «سريع بريم!» اين يعنی خطر در فاصله ١٠ دقيقه ای ماست! و «حضرات!» سر می رسند! پس «احتياط واجب» به قول علماء اين بود که زودتر برويم. با اينکه خانواده های ما تازه با همديگر صميمی شده بودند، اما بايد سريع می رفتيم و ناگهان «دل می کنديم!» اين شصت،هفتاد روزه، «دل کندن ناگهانی» بخشی از عادت ما شده است! گاهی مثل الان، بايد ظرف ١٠ دقيقه از دوستی عزيز و خانه ای امن و آرامشی هرچند موقتی، به سرعت «دل بکنيم!» و برويم. درست شبيه دل کندن از دنياست و حتی «ماکت کوچکی» از مردن ناگهانی و چشم بستن بر همه دلبستگی هاست! تمرين بدی هم نيست، بالاخره بايد وقتی که اصلا» منتظرش نيستی، از چيزهايی که داری،از کسانی که دوستشان داری،از احساساتی که به آنها نياز داری و حتی از خود اين دنيا و زندگيت دل بکنی! و چشم از دلبستگی های فراوانت برداری.

هرجور دل کندنی، دل آدم را به درد می آورد، اما دل دردکشيده ات را بزرگ می کند. آزاده و بی دلبستگی و وسيع و غنی می شوی! حافظ بزرگ می گويد:«غلام همت آنم که زير چرخ کبود، ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است!» ما هنوز به آن مراحل بالای دل کندن از هرچه رنگ تعلق دارد، نرسيده ايم! اما اعتراف می کنم از اينکه خانواده ام شب ٢٣خرداد از خانه کوچک ولی آراممان دل کندند، يا از اينکه پسرم بعد از ماهها به قول بچه ها «خرخونی» از کنکور دل کند و خانواده ام بارها و بارها از همه آنچه دوست داشته و دارند، بزرگوارانه دل کنده اند، به آنها رشک ميبرم. حتی بچه ها،خيلی بزرگ و غنی شده اند. ميزبان مهربانمان، دست به قرآن برد که از زير آن عبورمان دهد، لحظه ای چشمانش را بست و لای قرآن را باز کرد و استخاره ای گرفت. صفحه ای باز شد که ابروهايش را جهاند بالا! واقعا» متحير شد؛آياتی بود که معانی عجيبی داشت.
درباره لحظه تصميم بزرگ «ابراهيم جوان» بود که وارد بتخانه شد و همه بتها را شکست،الا يک بت تا مردم،حقيقت را از او بشنوند،البته اگر بتواند سخنی بگويد…! و خدا به ابراهيم جوان وعده داد:«آسوده باش که ما حافظ و پشتيبان توئيم!» راستش با شنيدن اين نشانه ها، پشتم تير کشيد و خشکم زد. چشم دوستم که آدم اهل دلی هست،نمناک شد. «نشانه» اميدبخشی بود. آيا من (اين من ناچيز) قابل شده ام بتهايی را بشکنم؟ و آيا خدا پشتيبانم است؟ آيا ديگر جای نگرانی هست؟ به شوخی و جدی گفتم:«ولی مشکل اون بت بزرگه ها! از ما گفتن بود!» گفت:«خيالم راحت راحت شد. تقدير نيست که دستشان به تو برسد!» و سفارش کرد:«بعدا» سر فرصت به معناهای ضمنی اين آيه ها فکر کن!» خداحافظی کرديم و رفتيم. چرخی درشهر زديم و يک خط موبايل ديگر خريدم. اما «خط لو رفته» را روشن نگهداشتم، چون دو نفر قرار بود تلفن کنند. ساعت ١١ شب بود و ما مجددا» بی خانمان شده بوديم و فقط يک ساعت به شروع برنامه «تفسير خبر» باقی مانده بود.يادم آمد جای امنی در يک طرف ديگر شهر سراغ دارم که می توانيم امشب را در آنجا سر کنيم. شماره تلفن جديدم را برای تماس به سيامک دهقانپور ايميل کردم. نيم ساعت مانده به برنامه، شخصی به همان خط لورفته تلفن کرد. خيلی عصبی بود. گفت:« داريم ميايم خدمتتون. ديدی بالاخره گرفتيمت! نزديکتونيم! بلاهايی رو…. سر خودت و… مياريم! ديگه توی مشتمون هستی مادر…! امشب مهمون مايی!» گفتم:«آخه اون بزرگترات بهت ياد ندادن چه جوری بايد يه مهمون رو به بارگاه ولی فقيه دعوت کنی؟ اين چه جور دعوت کردنه بی ادب؟»مکالمه را قطع کردم و سيم کارت را شکستم! مصاحبه ام را کنار اتوبان کرج، مشرف به شهرک آپادانا انجام دادم. خيلی خسته بودم. اواخر مصاحبه از غيرت مردم شهرک آپادانا تمجيد کردم و از الله اکبری که شب قبل برای چهلمين روز شهادت «سهراب اعرابی» عزيز سر داده بودند. شهرک آپادانا از اتوبان پيدا بود. چند پنجره باز شد و چند خانواده، از آرامش خود «دل کندند» و فرياد زدند: «الله اکبر». ماندن بيشتر ريسک بود.راه افتاديم به سمت ديگر شهر و بدنبال جايی برای زندگی. زندگيی که هر لحظه اش،آماده ايم برای دستگيری،برای وداع و برای «دل کندن»! زندگی ما در طول اين هفتاد روز «کوچ سبز»، برای يک شب ديگر «تمديد» شد! و يک برگ ديگر،بر «سند انکار قدرت امنيتی» نظام افزوده شد!ما به دعای خير مردم و به لطف خدا اتکا کرده ايم و رسم «دل کندن» را در اين هفتاد روز کوچ سبزمان بارها تمرين کرده ايم. پس از من بپذيريد که اگر اهل «دل کندن» باشيد، به قول سهراب سپهری: «زندگی، رسم خوشايندی است!» و «مرگ پايان کبوتر نيست!» کافی است با تمرين روزانه «دل کندن» تلاش کنيم آزاده زندگی کنيم و به وقتش،آزاده بميريم.

_________________________________

Friday، August 21، 2009

«جماعت بمن چه؟» را آگاه و همراه كنيم !

«آقاي…» دارد ميرود خانه، كه اتفاقي مي افتد وسط يك تظاهرات و درگيري! راهش را كج مي كند كه پليسها او را با مردم «اشتباه!» نگيرند. اسمش و رسمش «بمن چه؟» است! پس او را «آقاي بمن چه؟» صدا مي كنيم كه قرار است امروز،اتفاق بسيار مهمي را تجربه كند. او كاري به كار مردم ندارد و هرچه مي گويند تقلب شده،كودتا شده، كشتار شده … مي گويد:«خب قبول دارم! اما بمن چه؟ من دنبال يه لقمه نون بي دردسرم و از باتوم و زندان هم مي ترسم! وگرنه ميدونم چي داره ميشه!» دلش از سنگ نيست، با ديدن فيلم كشتارها يا شكنجه ها غمگين مي شود،اما راستش مي ترسد! ترس يك واقعيت است و خيليها از خيلي چيزها مي ترسند. آقاي «بمن چه؟» اهل تظاهرات و باتوم خوردن نيست و با اينكه مي بيند مردم توسط بسيج و پليس باتوم مي خورند، اما به خودش دلداري ميدهد كه «بالاخره يه طوري ميشه! چرا من برم وسط؟ اصلا» بمن چه؟» او سعي مي كند از «مهلكه» فرار كند. زني زير مشت و لگد بسيجيها جيغ ميزند:«بيشرفا! من خواهرتونم!نزنيد!» چند جوان مي ريزند و بسيجيها را فراري مي دهند و زن نجات پيدا ميكند. آقاي «بمن چه؟» در دلش ذوق مي كند اما جلو نمي رود. فقط زير لب مي گويد:«جان! بنازم به غيرتتون!» يك لباس شخصي كنارش ايستاده و همين يك جمله را كه مي شنود، يقه او را مي چسبد و دوستان بسيجي اش را صدا ميزند! مي ريزند سر «آقاي بمن چه؟» و بدجوري كتكش مي زنند. يكي مي گويد:«ببريدش توي ون! از اول تو نخش بودم! رهبر اين مادر…ها همينه!» بدجور باتومش مي زنند.«آقاي بمن چه؟» هرچه خواهش و تمنا مي كند، باتومهاي بيشتري بر سر و بدنش فرود مي آيد.از بين چكمه مأموران، ملتمسانه به جمعيت اطراف نگاه مي كند.باتومي به سرش مي خورد. چشمانش تار مي شود. مي بيند همه مردم اطراف شبيه خود او شده اند! همه را «جماعت بمن چه؟» مي بيند! از بي تفاوتي هاي قبلي خودش متنفر مي شود و آرزو مي كند كسي به كمكش بيايد اما«اين جهان كوه است و فعل ما ندا!». او را كشان كشان به سمت ون مي برند! با نوميدي در دل مي گويد: «يعني كسي نيست كمكم كند؟» اين ماجرا را همين ديشب از زبان يك شخص حقيقي در تهران شنيده ام. انتهاي ماجرايش را فعلا» نمي گويم تا كمي فكر كنيم! فكر كنيم كه چندبار گفته ايم: «بمن چه؟» و بعد ببينيم چطور و چگونه «تاوان بي تفاوتي» خود را داده ايم؟كمي فكر كنيم به يادمان خواهد آمد. هر وقت ظلمي ديده ايم و بي تفاوت رد شده ايم و خودمان را كنار كشيده ايم،يعني گفته ايم:«بمن چه؟» بعد از مدتي سر خودمان يا عزيزانمان بلايي آمده كه جريمه آن بي تفاوتي بوده است! ترديد نكنيد، اين رسم روزگار است و ردخور ندارد! حالا اخبار جنايتها و شكنجه ها و تجاوزهاي هولناك را مي بينيم و حتي ناراحت مي شويم، اما خودمان را توجيه مي كنيم: «از من يك نفر كه كاري بر نمياد! خدا خودش تقاص اينا رو مي گيره به حق امام…!» بعد مي رويم پي ادامه زندگي عاديمان! اين يعني «دلم سوخت ولي خب بمن چه؟» بعد روزي خودمان يا عزيزانمان، مورد ظلم همين حاكمان ظالم قرار مي گيريم و در دل آرزو مي كنيم اي كاش همه دنيا به كمك ما برخيزند و حق ما را بگيرند و بي تفاوت نباشند! اما مي بينيم ديگران هم مثل خود ما، جزو «جماعت بمن چه؟» هستند! اينطور هيچ تغييري در وضع و سرنوشت ما رخ نمي دهد. مي پرسيد خب چه بايد بكنيم؟ رمز خروج از اين طاعون بي تفاوتي چيست؟ خودتان بهتر مي دانيد. بايد مردمي را كه مخالف ظلم و ستم هستند، اما اهل راهپيمايي هم نيستند،آگاه و روشن كنيم و از آنان بخواهيم از «جماعت بمن چه؟» فاصله بگيرند و بي تفاوت نباشند. در كارهاي جمعي بي خطر شركت كنند و نسبت به سرنوشت ستمديدگان شكنجه ها و تجاوزها بي تفاوت نباشند. اگر اهل خطر حضور در تظاهرات نيستند، روشهاي بي خطر نافرماني مدني را انجام بدهند. روشهايي مثل الله اكبرهاي شبانه، يا «بيرون كشيدن پول از بانكها و تبديل پول به دلار» كه قبلا» شرحش را نوشته ام و يكي از همين كارهاي جمعي ولي بي خطر و «بسيار مؤثر» است. تلاش كنيم هر كدام ٣ نفر از اطرافيانمان را از «جماعت بمن چه؟» جدا سازيم و قطره قطره آنها را به «اقيانوس همه با هم ملت» پيوند بزنيم. اين افراد بي تفاوت را همراه همان مردمي كنيم كه رمز پيروزي يعني «وحدت» را دريافته اند و در آن روز،«همه با هم» يكدل شدند و ريختند و «آقاي بمن چه؟» را از دست لباس شخصيها نجات دادند و براي نجات او، به عنوان يك هموطن باتوم هم خوردند و هرگز نگفتند:«بمن چه؟» حالا زخم سر و بدن آقاي «بمن چه سابق!» بهتر شده و ترسش هم از باتوم ريخته است! او ديشب از لاي پنجره اتاقش در يك مجموعه آپارتماني بزرگ، همزمان با مصاحبه تلويزيوني احمدي نژاد،سر بيرون كرد و با ساير مردم همصدا شد و شعار «مرگ بر ديكتاتور!» سر داد. ساعتي مهمانش بودم تا همسايه اش ايايد!(همسايه او يك قرباني و شاهد است كه براي ديدنش در تهرانم!) برادر آن قرباني گفت چنين همسايه اي داريم كه زخمي و بستري است. بجاي انتظار براي رسيدن فرد مورد نظرم،رفتم به عيادت «آقاي بمن چه؟»! او ميخواهد فردا شنبه هم با «همه» باشد. خيلي مصمم بنظر ميرسد. ميخواهد پول و پس اندازش را از بانك بيرون بكشد و تمام آن را دلار و يورو بخرد. وقت خداحافظي خيلي محكم گفت:«ديگر هرگز و هيچوقت نخواهم گفت بمن چه؟» شما چطور؟

فرصت نوشتن،روزنوشته های بابک داد
www.babakdad.blogspot.com
تماس

مراقب تزویرهای اینترنتی و ایمیلهای متقلبانه باشید.
دوستان و مخاطبان عزیز!
دولت کودتا با تقلب و جعل40میلیون رأی ملت بر سر کار آمده و اساس آن بر جعل و حقه و فریبکاری است. به شدت مراقب ایمیلهایی که ممکن است با نام من بگیرید، باشید. من چندین بار در روزهای اخیر و ماههای اخیر، با نام خودم، ایمیل های حاوی مثبتات یا منفیات، شعر یا داستان یا تقاضا و حتی تهدید و ناسزا و تصاویر مستهجن(!) دریافت کرده ام! من چند ایمیل اکانت دارم اما یادتان باشد، ایمیل انحصاری من برای «نامه نگاری» فقط این ایمیل است.
babakdad@hotmail.com
و از ایمیلهای دیگرم ( مگر آنکه قبلا» از آن اکانت برای شما به عنوان گیرنده نامه داده باشم و برایتان آشنا باشد و در لیست ایمیلهایتان به نام من ثبت شده باشد) به هیچ عنوان برای نامه نگاری برای اشخاص جدید و دوستان تازه استفاده نمی کنم. به غیر آن به ایمیلهای مشابه و شبیه اطمینان نکنید. ضمنا» من نظرات یا درخواستهایم را صرفا» از طریق همین وبلاگ منتشر می کنم.
پس مراقب باشید به دام مأموران امنیتی، اختلاف افکنان خناس و یا کلاهبرداران و سوئ استفاده کنندگان جاعل دولتی و غیردولتی نیفتید.هر کجا جای تعجب یا تحقیق دیدید، صحت یا سقم مطلب را با تطبیق نوشته هایم دراین وبلاگ بررسی فرمایید. یا با ایمیل بالا مکاتبه کنید.Babakdad@hotmail.com

08/24/2009 نوشته‌شده به دست | 15- از همه جا ... | نوشتن دیدگاه

مقدمات کودتا

کودتا، کار «مقام بالاتر» بود!

فرمانده سپاه در سخنرانی اخیر و جنجالی خود اعتراف کرده و می گوید: اگر اصلاح طلب ها پیروز می شدند شکست احمدی نژاد شکست و تضعیف رهبری بود و از جانب دیگر تاکید می کند سپاه وظیفه پاسداری از ولایت فقیه و جلوگیری از تضعیف نظام را به عهده دارد !

با این حساب تکلیف معلوم می شود .

بی جهت نیست که بعد از این اظهارات فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح او را توبیخ کرده که دیگر اجازه ندارد بی اجازه سخنرانی کرده و گاف پشت گاف بدهد .

بعد از سخنان فرمانده سپاه اظهارات سلیمانی وزیر ارتباطات دولت نهم در مراسم تودیعی که برایش گرفته بودند نیز گوشه ای دیگر از توطئه را بر ملا کرد .

سلیمانی در مورد قطع اینترنت و پیامک که از روز رای گیری و حتی از یک شب قبل از 22 خرداد ماه شروع شده بود گفت: «… یکی از مقامات بالاتر(!) دستور قطع اینترنت را بدون این که وزارتخانه را در جریان بگذارد داده بود. این مقام حد اقل نخواست از ما نظر خواهی کند . .. اینترنت را وزارتخانه قطع نکرد. اما فحش آن را بنده خوردم.

در همین چند جمله کوتاه حقایقی روشن می شود  :

1- قطع اینترنت و پیامک از ساعاتی قبل از آغاز روز رای گیری و یک روز پیش از اعلام نتایج بدون اطلاع وزارتخانه مربوطه حکایت از برنامه ای از پیش نوشته شده می کند .
2- این برنامه بنا به اعتراف وزیر ارتباطات توسط یک مقام بالاتر و به دستور ایشان اجرا شده است به طوری که وزیر اصلا خبر نداشته در حوزه مسئولیتش دارند اینترنت را قطع می کنند

3- آن مقام بالاتر که می تواند بدون اجازه و حتی اطلاع وزیر در سیستم
وزارتخانه وارد شود و اینترنت و ارتباطات را قطع و مختل نماید کیست ؟ چه مقامی امکان چنین اقدامی را دارد ؟

-4 بنا به اظهار صریح وزیر ارتباطات که می گوید اینترنت را دولت- وزارتخانه- قطع نکرد اما فحشش را خورد به این نتیجه می رسیم که هیچ وزارتخانه دیگری هم در دولت در این کار دخیل نبوده است .یعنی وزارت اطلاعات هم در این اقدام نقشی نداشته است که اگر می داشت آقای سلیمانی صرفا خود و وزارتخانه اش را مبرا می کرد. آن مقام بالاتر از لحاظ جایگاه امنیتی از وزارت اطلاعات هم بالاتر بوده است !

آن مقامی که از دولت بالاتر  است . از وزارت اطلاعات بالاتر است و در قلمرو دولت بدون نیاز به اجازه دولت می تواند دخل و تصرف کند کیست ؟

آن مقام بالاتر که  پیشاپیش می دانسته اینترنت و  امکانات ارتباطاتی را باید مختل کرده و قطع کند چه کسی بوده است ؟آن مقام بالاترچه کار می خواسته بکند که باید ارتباطات قطع شود.

18 شهریور 1388 برابر 9 سپتامبر 2009

http://www.peiknet.com

_____________________

پیش بینی خاتمی در بهمن 87:

ماجرای 28 مرداد تکرار می شود!

محمدرضا نژادحیدری

پیرامون پیش بینی کودتائی که در 22 خرداد علیه نتیجه واقعی انتخابات صورت گرفت، برای نخستین بار فاش شد که محمد خاتمی تا حدود زیادی این پیش بینی را کرده بود. با این تفاوت که او با پیش بینی این رویداد که عمدتا تصور می کرد در صورت پیروزی وی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بوقوع خواهد پیوست، از انتخابات کناره گرفت و هرگز تصور نمی کرد علیه میرحسین موسوی هم کودتا شود.

«محمدرضا نژاد حیدری» مسئول کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد مهندس موسوی در استان کرمان، در سایت «جرس» گزارشی در باره کناره گیری خاتمی از کارزار انتخاباتی نوشت، خواندنی. این گزارش مستقیم است. یعنی نویسنده خود شاهد و ناظر بوده است. او می نویسد:

دوشنبه یکم بهمن 1387 محمد خاتمی در نمازخانه دفتری که سیدحسن خمینی در اختیار او قرار داده بود، در برابر جمع 80 نفره‌ای از جوانان ستاد 88 که یک صدا از او می‌خواستند نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری هرچه زودتر اعلام کند، با زیرکی این پیام را منتقل کرد که در صورت حضور در عرصه انتخابات مشکلاتی نهادهای قدرت بر سر راه او درست خواهند کرد. یکی از جوانان از او پرسید که آیا منتظر حمایت فلان شخصیت(رهبر) هستید؟ خاتمی  گفت چوب لای چرخ ما نگذارند، حمایت پیش‌کش. روز بعد از انتخابات اول شما را بازدداشت می‌کنند تا یک گوشمالی به من بدهند.

جلسه تمام شد و همه خود را به خاتمی رساندند تا جداگانه پیام جوانان را به گوش او برسانند. در شلوغی و همهمه متوجه پرسش نشدم اما پاسخ را به درستی شنیدم. خاتمی در حالی که عصبی به نظر می آمد و در عین حال سعی می کرد سخنی نگوید که دوستان جوانش برنجند گفت: اگر ماجرای 28 مرداد تکرار شود چه باید کرد؟ او هرچند سربسته و با ایماء و اشاره، اما گفت.

خاتمی حساسیت‌ها را فقط نسبت به خود می‌دانست. شاید همین موضوع هم باعث شد که از نامزدی کناره بگیرد. او بر این عقیده بود که حزب پادگانی نمی‌تواند در برابر میرحسین موسوی همان باشد که در مقابل سید محمد خاتمی. اما

از نظر آنها که در حال مهندسی انتخابات بودند خاتمی تفاوتی با موسوی نداشت. آنها حتی از موسوی احساس خطر بیشتری می‌کردند تا از سیدمحمد خاتمی. چون به خوبی می‌دانستند که موسوی سخنور نیست، نظریه‌پرداز نیست، اما استوار است. قاطع است و روی حرفی که می‌زند می‌ایستد. خطر برای آنها تفکر اصلاحی بود که نمی‌بایست جایی در حاکمیت پیدا کند و نباید پیروز «اعلام شود».

تمام پیش‌بینی‌هایی که خاتمی برای خودش می‌کرد برای یار دیرینش میرحسین موسوی محقق شد. خاتمی می‌ترسید صبح بعد از انتخابات یارانش را دستگیر کنند.همین گونه شد و صبح روز بعد از انتخابات تعداد زیادی از یاران او و یاران میرحسین موسوی را بازدداشت کردند. خاتمی هشدار می‌داد که «اول شماها را می‌گیرند» و همین شد و هنوز جوانان ستاد 88 در بازدداشت هستند.

http://www.peiknet.com/1388/07shahrivar/01/page/khatami.htm

_________________________________________

گزارشی از مقدمات کودتا در روزهای پیش و پس از انتخابات

قراردگاه ثارالله

با فرمان رهبر در نمازجمعه

سرکوب مردم معترض را آغاز کرد

سنگ بنای قرارگاه ثارالله برای مقابله با مردم گذاشته شد. در این قرارگاه واحدهائی از سپاه جمع شدند که آموزش و ماموریتشان سرکوب مردم بود. فرماندهی آن در ابتدا برعهده فرمانده کنونی سپاه «عزیز جعفری» بود و مبتکر تشکیل چنین قرارگاهی سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای نظامی بود که از دوران ریاست جمهوری علی خامنه ای درکنار اوست و پس از او، نزدیک ترین مناسبات را با آیت الله جنتی دارد.

پس از چند مانور و باصطلاح رزمآیش بزرگ ضد شورش در تهران و تصویب استراتژی سپردن دولت به سپاه و دفاع از احمدی نژاد بعنوان کارگزار این استراتژی از نیمه های دوران ریاست جمهوری وی، عزیز جعفری با تجربه ای که در برپائی قرارگاه ثارالله اندوخته بود، جانشین سرلشگر رحیم صفوی شد و فرمانده کل سپاه پاسداران شد. معرف و توصیه کننده این سمت  و گیرنده حکم فرماندهی کل سپاه از علی خامنه ای، سرلشگر فیروز آبادی بود که عزیز جعفری مطیع اوست.

پس از این انتصاب، سرتیپ پاسدار حجازی جانشین عزیز جعفری در قرارگاه ثارالله شد. همه این تحولات در نیمه دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد صورت گرفت. با نزدیک شدن پایان دوره 4 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد و با وحشت از شکست او در انتخابات و به صحنه بازگشتن اصلاح طلبان، قرارگاه ثارالله مامور تهیه طرح یک کودتا با تمام جزئیات آن شد.

این درحالی بود که بدنبال ورود «اوباما» به کاخ سفید، برای نمایش حمایت مردم از نظام، بشدت نیازمند یک انتخابات پر استقبال بودند. این استقبال به نامزدی یک اصلاح طلب ممکن بود، اما نه خاتمی. خاتمی سد بزرگی بود که می توانست همه بافته ها را پنبه کند. رهبر در ملاقات حضوری به او گفت نیآید. خاتمی گفت که احساس وظیفه و احساس خطر برای نظام می کند و می آید. چند روز پس از این دیدار حسین شریعتمداری که در کنار احمدی نژاد در جلسات فرماندهی  قرارگاه ثارالله شرکت می کند، ماموریت یافت مقاله ای نوشته و به خاتمی سرنوشت خانم بی نظیر بوتو را یادآوری کند.

خاتمی که اکنون مستقیما از قول خود او گفته شده نگران باقی ماندن در صحنه انتخابات و ختم شدن انتخابات به یک 28 مرداد بوده کنار می کشد و میرحسین موسوی ورود به صحنه می کند. نه خاتمی و نه بسیاری از مقامات لشگری و کشوری تصور نمی کردند سپاه علیه او نیز دست به کودتا بزند. علیه کسی که در سالهای جنگ با عراق یک پا در جبهه های جنگ داشته و یک پا در جلسات کابینه.

با حمایت قرارگاه ثارالله که پل پیوند آن با رهبر، مجتبی خامنه ایست، به احمدی نژاد کارت سبز برای عبور از همه خط قرمزها در مناظره های تلویزیونی داده می شود. هدف این بود که هم استقبال از انتخابات ممکن شود و هم احمدی نژاد با

مواضعی که در مناظره ها می گیرد، با رای مردم انتخاب شود. سردار ضرغامی فرمانده صدا و سیما ماموریت همه نوع همکاری و کمک به احمدی نژاد را از سوی قرارگاه ثارالله می گیرد.

علیرغم همه این تدابیر، از میانه برنامه مناظره های تلویزیون و نتیجه نظرسنجی هائی که بسرعت در سطح کشور جمع آوری شد، معلوم شد شانس احمدی نژاد برای گرفتن رای مردم بسرعت رو به کاهش است و استقبال از موسوی رو به افزایش. نگرانی از نتیجه انتخابات و شکست احمدی نژاد همراه با یک گزارش در اختیای مجتبی خامنه ای قرار میگرد تا با رهبر در این باره صحبت کند. دادن وقت اضافه تلویزیونی به احمدی نژاد، توصیه به چند سفر شتابزده استانی و باز گذاشتن دست او برای هر سخن و تلاشی که بتواند آراء وی را بالا ببرد، نتیجه ایست که مجتبی خامنه ای به قرارگاه ثارالله باز می گرداند. در عین حال این توصیه توسط مجتبی خامنه ای در جلسه قراردگاه ثارالله که در آن از جمله فیروزآبادی و عزیز جعفری فرمانده سپاه حضور داشته اند ابلاغ می شود که در عین حال، شما طرح اقدام را دنبال کنید!

در فرصتی بسیار تنگ، از آنجا که نمی خواستند بقیه فرماندهان سپاه در جریان این اقدام قرارگیرند و احتمالا با توجه به روابط و مناسبات موسوی با برخی فرماندهان سپاه خبر به گوش او برسد، طرح دولت نظامی ارتشبد ازهاری در سال 57 در دستور کار قرار می گیرد. لیست دستگیری های وسیع از میان فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، حقوقدان ها، رهبران دانشجوئی و… تهیه می شود. برای آغاز عملیات سرتیپ «احدی» که اکنون بعنوان وزیر دفاع دولت در کابینه احمدی نژاد به مجلس معرفی شده بدلیل سالهای فرماندهی اش در سپاه قدس ماموریت مافوق سری واحد ضربه اول کودتا را برعهده می گیرد. شماری از افراد واحد امنیتی سپاه قدس که عمدتا لبنانی و فلسطینی ( از افراد حماس) بوده اند واحد ضربه اول را تشکیل میدهند. هر چه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک تر می شوند، وحشت از شکست احمدی نژاد بیشتر می شود. در ساعات اولیه روز رای گیری، شکست قطعی گزارش می شود و به همین دلیل از طرف قرارگاه ثارالله وزیر کشور، سردار محصولی برای یک جلسه فوری «توجیهی» احضار می شود. او ماموریت پیدا می کند که نتیجه اولیه شمارش آراء را ابتدا در اختیار بیت رهبری و سپس در اختیار قرارگاه ثارالله بگذارد. آماده باش وضعیت قرمز داده می شود. نخستین گزارش شمارش آراء شکست کامل احمدی نژاد و پیروزی قاطع میرحسین موسوی را نشان میدهد. قرارگاه منتظر اولین واکنش ها از بیت رهبری می شود. مجتبی خامنه ای از تزلزل پدرش و عزم خودش برای آغاز عملیات خبر میدهد. معلوم نیست این تزلزلی که او گزارش میدهد یک صحنه سازی بوده و یا واقعیت. میرحسین موسوی از نتیجه اولیه شمارش آراء، توسط عواملی که در وزارت کشور داشته با خبر می شود. با وزارت کشور تماس برقرار می کند. نتیجه اولیه و پیروزی او را  تائید می کنند. آنها می گویند که مراتب به بیت رهبری نیز گزارش شده است.

سرنوشت ساز ترین ساعات آغاز می شود. آخرین جلسه قرارگاه ثارالله، به بهانه دفاع از نظام، تصمیم به آغاز عملیات می گیرد. اولین یورش به ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی در سراسر کشور و سرانجام یورش بزرگ با کمک واحد ضربه اول سپاه قدس در تهران صورت می گیرد. متعاقب آن، لیست دستگیری ها به اجرا گذاشته می شود. از همان نیمه شب دستگیری ها شروع می شود و روز بعد، بدنبال پخش بیانیه ای که آن را بیانیه کودتا می گویند با امضای علی خامنه ای، دستگیری ها سرعت می گیرد.

تصور اولیه این بوده که با این دستگیری ها، با بیانیه  شتابزده ای که با امضای علی خامنه ای ابتدا از رادیو و سپس از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و متعاقب آن، اعلام جشن پیروزی از سوی احمدی نژاد کار تمام می شود. ریختن مردم به خیابان ها و شکل گیری خودجوش بزرگترین راهپیمائی بعد از انقلاب 57 آن حادثه ای بود که ستاد ثارالله خود را آماده آن نکرده بود. در واقع پیش بینی آن را نکرده بود. همه غافلگیر شدند. نخستین گزارش ها از راهپیمائی های اعتراضی مردم به بیت رهبری ارسال شد، با این قید که اگر وضع تنها یک هفته به همین شکل ادامه پیدا کند سقوط قطعی است!

دیدار رهبر با نمایندگان ستادهای انتخاباتی توصیه ایست که مشاورانش برای ختم راهپیمائی ها به او می کنند. او هنوز باور نکرده بود که مردم برای انقلاب به خیابان ریخته اند. سالها، مشاوران نظامی و غیر نظامی اش به او از عشق مردم به ایشان و فصل الخطاب بودن سخن او گزارش داده بودند و حالا عکس آن درخیابان ها جریان داشت. دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی که در سطح » درجه دوم در آن شرکت کرده بودند، یعنی کروبی و موسوی و رضائی شخصا به این جلسه نرفته بودند حاصلی در پی نداشت. همه آنها گفتند که تقلب شد و او که خوب میدانست آنها حقیقت را می گویند و پیش از آنها قرارگاه ثارالله گزارش شکست احمدی نژاد را دراختیارش گذاشته بود، تقلب را رد کرد و گفت که می آید به نماز جمعه و حرف هایش را آنجا می زند.

یک هفته بازجوئی سخت و توام با انواع شگردها و شکنجه ها درباره بازداشت شدگان نتیجه ای در پی نداشت و نمایش تلویزیونی ممکن نبود. راهپیمائی ها همچنان در تهران و شهرها رو به گسترش بود و چند ده میلیون مردم ایران که اطمینان داشتند به روی مردم بی دفاع و مسالمت جو تیراندازی نخواهد شد با زن و بچه راهی خیابان ها شدند.

جمعه 29 خرداد فرا رسید. رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ای که ابتدا قرار بود در مصلی تهران برپا شود اما بدلیل بیم از حرکت مردم به سمت مصلی، بصورت امنیتی در دانشگاه تهران ترتیب داده شد، خطابه معروف خود را ایراد کرد. خطابه ای که حکم فرمان آتش به روی مردم معترض بود.

http://www.peiknet.com/1388/07shahrivar/03/page/sarolah.htm

__________________________________________

بسیج و نظام

basij

در بحبوحه تظاهرات مخالفان ناگهان سر و کله شان پیدا می شود. آنها در میان حامیان گروه های مخالف منفورند.

…  گاهی بسیجی ها با موتور، باتوم و گاهی اسلحه به تظاهرکنندگان هجوم می آورند.  گاهی با لباس های شخصی به میان مردم می روند و منتظر حمله می شوند.

یکی از تاکتیک های آنها حمل چاقو و تیغ های کوچک برای ضربه زدن از پشت به تظاهرکنندگان است.

بسیاری از سنین 12 و یا حتی جوانتر استخدام می شوند. در دوره آموزشی طولانی خود عمیقا با ایدئولوژی جمهوری اسلامی آشنا می شوند.

امیر فرشاد ابراهیمی یکی از این بسیجی های جوان بود. او مدتهاست که بسیج را ترک کرده و از کشور گریخته است. او این دوره آموزشی را «شستشوی مغزی» می خواند.

«آنها هر شب و یا هر هفته به مسجد می روند. آنقدر که واقعا باور می کنند معترضان و حامیان اپوزوسیون مخالف پیامبر و محارب هستند. یعنی خونشان باید ریخته شود و کشته شوند.»  او می گوید بسیجی ها قبل از سرکوب تظاهرکنندگان وضو می گیرند.

روشن است که بسیج سالهاست برای برخورد با ناآرامی های داخلی آماده می شود. این نقش بسیج با آنچه در گذشته و در خطوط مقدم جنگ ایران و عراق ایفا کردند متفاوت است.امیر فرشاد ابراهیمی می گوید بسیجی ها نقش اخیر را با هیجان پذیرفته اند. «احتیاجی نیست که به آنها گفته شود چه کنند. وقتی به آنها باتوم و یا اسلحه داده می شود، روشن است که چه باید بکنند. انگار یک گرگی را بین یک گله گوسفند رها کنی.»اما به گفته امیرفرشاد ابراهیمی برخی بسیجی ها دچار تردید شده اند. او می گوید حدود 10 تا 20 تلفن یا ایمیل از همکاران پیشین خود دریافت کرده که می خواهند بدانند چه کنند.

«وضعیت پیچیده»

او می گوید: «برخی از آنها دچار ریزش شده اند. نمی دانم چند نفر هستند. اما مطمئن هستم که خیلی از آنها از اتفاقات جاری خشنود نیستند.»

«اما سایرین همچنان سرسختانه حامی انقلابشان هستند، اسلحه برداشته و مردم را سرکوب می کنند. آنها حتی به زخمی ها هم رحم نمی کنند. حتی زندانیان را شکنجه می کنند. وضعیت بسیار پیچیده ای است. این بسیجی ها بخشی از ملت هستند و به تدریج خواهند دید که مردم خیابان همسایه ها و فرزندانشان هستند. نباید انتظار داشت که به مسئولین وفادار بمانند. من شنیده ام که خیلی از بسیجی ها بخصوص فرماندهانشان وقتی به منزل می روند با بچه ها و همسرانشان مشکل دارند. آنها می پرسند: «چرا مردم را می کشید؟»"

ایدئولوژی آتشین

بسیجی ها ایدئولوگ های مخلوطی هستند. برخی بدنبال پول، برخی قدرت و برخی هم از خشونت لذت می برند. اما بسیاری از آنها هم اعتقادی واقعی دارند.

برخی که اخیرا مصاحبه شده اند گفته اند معتقدند برای بهبود زندگی بشر فعالیت می کنند: «ما می خواهیم جهان را تغییر دهیم، جهان و همه مردم را از استبداد نجات دهیم و تنها در مسیر خدا قرار گیریم.» این ایدئولوژی هم نقطه قدرت و هم نقطه ضعف بسیج است. با ادامه درگیری و کشمکش با اپوزوسیون شک و تردید هم بنظر می رسد به تدریج ظاهر می شود.

http://i25.tinypic.com/2rbyqep.jpg

نقطه عطف پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 هنگامی بود که ارتش دست از حمایت از شاه کشید. حاکمان جمهوری اسلامی به منظور جلوگیری از تکرار چنین سقوطی زحمات زیادی برای ایجاد یک کادر وفادار متشکل از بسیج و سپاه کشیدند. اما با جوش و خروش کشور حتی وفاداری چنین نیروهایی ممکن است زیر سوال برود.

–جان لاین-بی بی سی نیوز، خبرنگار تهران

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/08/090813_wmt-basij-loyalty.shtml

_________________________________________________________

عطیه رهبری به چماقداران
10 میلیون تومان وام سرکوب
50 هزار تومان دستمزد روانه

فرماندهان کودتای نظامی، برای ایجاد انگیزه در اعضای پایگا های بسیج به منظور سرکوب جنبش خیابانی، حقوق روزانه و وام بلاعوض (بخوانید هدیه) در نظر گرفته اند. به اعضای فعال بسیج که در به اصطلاح رزمایش های گردان های عاشورا شرکت کرده اند، 10 میلیون تومان وام بلاعوض داده شده و به ازای هر روز مقابله با جنبش، 50 هزار تومان دستمزد پرداخت شده است. همچنین، به اعضای عادی نیز 5 میلیون تومان وام بلاعوض (عطیه رهبری!) داده اند. پدر یکی از دوستان بنده از این عطیه رهبری برای خرید اتومبیل استفاده کرده اما در عملیات مردم کشی شرکت نکرده است؛ به تعبیر خودش:« به ریش احمدی نژاد خندیده است»!

یکی دیگر از دوستان نیز که خود نصاب ماهواره است، برای همین بهره‌مندی ها به عضویت بسیج درآمده و 5 میلیون تومان دریافت کرده است. این دوست ما می گوید: «بابا، پول 80-90 تا رسیوره! هر وقت قرار شد بریم مردم و بزنیم، یه جورایی می پیچونیم». ….

http://www.peiknet.com/1388/08mor/25/PAGE/31VAM.htm

_____________________________________________

نیویورک تایمز: نشانه هایی از کودتای نظامی توسط سپاه پاسداران در ایران

در این مقاله نیویورک تایمز به جایگاه سپاه پاسداران در ساختار حکومت ایران اشاره کرده است و نشانه هایی از قدرت آن را در سازماندهی سرکوب های بعد از انتخابات یادآور شده است و بیان داشته است که به عقیده بسیاری آنچه در این انتخابات رخ داده است کودتای نظامی سپاه بوده است. بر اساس مطالب مندرج در این مقاله …. سپاه در طی دوره ریاست جمهوری محمود بیش از 750 قرارداد تجاری بسته است که هیچ کدام در پارلمان ایران بررسی نشده است. همچنین سپاه کرسی های قابل توجهی در دولت و پارلمان ایران در اختیار دارد. ….

Abedin Taherkenareh/European Pressphoto Agency

Revolutionary Guards, right, in Tehran last month for a celebration of the president’s re-election

http://www.nytimes.com/2009/07/21/world/middleeast/21guards.html?_r=1&hp

http://economistbalatarin.wordpress.com

____________________________________________

DW:

آقای خامنه‌ای …  متوجه شده که این سرکوب گسترده چقدر دارد ضربه‌ی حیثیتی به او می‌زند و از طرفی هم بهرحال افکار عمومی، ایشان را متهم ردیف یک این برخوردها می‌داند. ایشان بودند که بلافاصله بعد از انتخابات آمدند گفتند که کاندیداها باید مقابل آشوب‌های خیابانی به زعم ایشان بایستند و اگر این کار را نکنند، خونها به گردن آنها خواهد بود. در واقع ایشان بودند که آمدند و برای نخستین‌بار موضع گرفتند و مجوز سرکوب خونبار را صادر کردند.

…  همه چیز دارد توسط سپاه پاسداران کنترل می‌شود. تمام این بازجویی‌ها، شکنجه‌ها و برخوردها دارد توسط سپاه کنترل می‌شود و سپاه هم یک جزیر‌ه‌ی محصور و یک جعبه‌ی سیاه است که اساسا هیچ وقت حتا نهادهای دیگر جمهوری اسلامی نتوانستند از مسایل آن، از بودجه‌ی آن، از نحوه‌ی اداره‌ی بخش امنیتی آن اطلاعی داشته باشند.

آنهایی که دارند به این شیوه عمل می‌کنند، معلوم است که در قوه قضاییه هم با آقای مرتضوی هماهنگ هستند. آنها اساسا هدفشان این است که برخوردها هرچه ممکن شدیدتر و خشونت‌آمیزتر باشد، برای این که رعبی ایجاد بکند برای کسانی که ممکن است در روزها و هفته‌های آینده بخواهند به خیابان بیایند و اعتراض بکنند. هدف آنها این است و تبعات حیثیتی این مسئله برای نظام جمهوری اسلامی یا برای حکومت هم اصلا برایشان مهم نیست. ولی مشخص است که به حدی زیاده‌روی کرده‌اند که در داخل نظام نگرانی‌های زیادی را برانگیخته‌اند، نگرانی‌هایی که شما نمی‌توانید خیلی هم مطمئن باشید که از باب مثلا رعایت حقوق فردی است. خیر! از باب مصالح کل حکومت است

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4524194,00.html

———————————————–

هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 1 اوت به بررسی شرایط سیاسی جاری ایران و وضعیت محمود احمدی نژاد پرداخته است.

اکونومیست می نویسد :

… پشتیبانی مستمر آقای خامنه ای از ضربه پذیری محمود احمدی نژاد کاسته و علاوه براین، گفته می شود مجتبی خامنه ای، پسر رهبر جمهوری اسلامی که در بازی قدرت دست دارد و ظاهرا در صدد به ارث بردن مقام پدر است، کاملا از محمود احمدی نژاد حمایت می کند و به این ترتیب، رئیس جمهوری همچنان از طرفداری متحدان نیرومندی برخوردار است.

——————————

احمدی نژاد راننده -رهبر چرخ یدکی کودتا

… احمدی نژاد و هم دیگر عوامل و فرماندهان کودتا به خوبی می دانند که رهبر دیگر نه راه پس دارد و نه راه پیش. او فردای انتخابات 22 خرداد کودتای انتخاباتی را با بیانیه ای که بنام وی خوانده شد تائید کرد و سپس در دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی و نماز جمعه تهران احمدی نژاد را پیروز انتخابات اعلام کرده است. بنابراین، احمدی نژاد می داند که رهبر نمی تواند علیه وی موضع بگیرد و چاره ای جز ادامه حمایت از هر تصمیمی که کودتاچی ها می گیرند ندارد. هر موضعی خلاف تصمیم احمدی نژاد، در عمل موضع گیری علیه خود وی از آب در می آید و موقعیت رهبری را بیش از پیش در میان فرماندهان نظامی تضعیف می کند. و این درحالی است که  در میان روحانیون و مردم هم که دیگر پایگاهی ندارد.

ما با این واقعیت روبرو هستیم. یعنی تبدیل رهبر به چرخ پنجم ماشینی که راننده اش احمدی نژاد و سرنشینانش کودتاچی ها هستند و رهبر نقش چرخ یدکی را دارد. یعنی هرجا ماشین پنجر شد از او برای ادامه حرکت استفاده خواهند کرد.

این ماشین در جاده تثبیت کودتا پیش می رود. به سمت خشن تر کردن وزارت اطلاعات، کشتار در زندان، نابودی تمام مخالفان ومنتقدان و سپس مصالحه با امریکا و اسرائیل….

http://www.peiknet.com/1388/08mor/05/PAGE/33CHARKH.htm

__________________________________________

گزارشی از نشریه «تایمز» 13 اوت – ترجمه پیک نت

ایران در انتظار

کودتای دوم و حذف احمدی نژاد

یکی از مشاوران نیروهای اپوزیسیون که روابطی نزدیک به رهبری سپاه دارد، می گوید که حداقل پنج فرمانده سپاه که از هواداران اصلاح طلبان قلمداد می شوند پس از انتخابات دستگیر و تاکنون در حبس خانگی بسر می برند. این تصفیه ها، در درون نیروهای امنیتی و سپاهی قدرت را کاملا در اختیار فرمانده هان ارشد سپاه قرار خواهد داد. فرماندهان سپاه انگیزه و علائق مالی بسیاری در حفظ مشی تندروی رژیم و در نتییجه انزوای بیشتر ایران از غرب دارند. بنا به تحقیقات رسمی سپاه فقط از انجام عملیات قاچاق در کشور سالیانه 12 میلیارد دلار درآمد دارد.

اگرچه احمدی نژاد همیشه روابط نزدیکی با سپاه داشته است و 14 تن از 21 وزیر کابینه نخست او از اعضای سپاه بوده اند، اما موقعیت فعلی او به او گوشزد می کند که حالا نوبت اوست که وفاداری خود را به سپاه به نمایش بگذارد. اپوزیسیون ایران اکنون به این احتمال نیز می اندیشند که کودتایی همچون کودتای ژنرالهای پاکستانی علیه نخست وزیر «ذوالفقار علی بوتو» بوقوع بپیوندد. در پاکستان نیز پس از انتخابات بحث انگیز و اعتراضات وسیع خیابانی نسبت به تقلب در انتخابات، دادگاهی تشکیل شد که رای به اعدام نخست وزیر برگزیده داد و دولت او را با کمک نیروهای امنیتی سایه ساقط کرده و ژنرال ضیا الحق را برای یک دهه در راس کشور قرار داد. آیا ایران به همان راه خواهد رفت؟

سپاه سازمانی در سایه است که با 130 هزار عضو نه تنها به ارتشی موازی در ایران بدل گشته است، بلکه بخش های عمده اقتصاد ایران را به چنگ گرفته است. سپاه از کلینیک های دندانپزشکی گرفته تا نیروگاه های بحث انگیز هسته ای را در اختیار دارد. اما در هفته های اخیر مشخص گردید که این نیروی ویژه نظامی از آنچه در چنگ دارد راضی نیست و  قدرت را کاملا دو قبضه در ید خود می خواهد. سپاه که در ایران وسیعا بعنوان عامل اصلی حمله به معترضان سیاسی هفته های پس از انتخابات شناخته می شود، با رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 2005 قبضه قدرت را آغاز کرد و امروز احمدی نژاد را عروسک خیمه شب بازی خویش می داند. عروسکی که تحت نفوذ عده ای نیروهای امنیتی (موسوم به راست نو) قرار دارد که قصد دگرگون ساختن رژیم  را در عملیات نظامی دارند.

مانورهای سپاه این روزها کاملا آشکارا صورت می پذیرد: ازآن جمله حمله لفظی اشکار یدالله جوانی  از سران سپاه به خاتمی، موسوی و کروبی و درخواست دستگیری و محاکمه آنها و در همان روز طرح و نقشه حسین طائب و احمد سالک دو تن از فرمانده های سپاه در پخش اعترافات تلویزیونی مخالفان علیرغم مخالفت محسنی اژه ای و 20 تن از مقامات وزارت اطلاعات که منجر به اخراج همه آنها از این وزارتخانه شد که بنوشته حسن یونسی فرزند وزیر سابق اطلاعات چنین تصفیه ای در این وزارتخانه از بدو تاسیسش سابقه نداشته است.

سپاه در عین حال به پاکسازی درون خود نیز دست یازیده است. بنا به گفته یکی از مشاوران نیروهای اپوزیسیون که روابطی نزدیک به رهبری سپاه دارد، حداقل پنج فرمانده سپاه که از هواداران اصلاح طلبان قلمداد می شوند پس از انتخابات دستگیر و تاکنون در حبس خانگی بسر می برند. این تصفیه ها، در درون نیروهای امنیتی قدرت را کاملا در اختیار فرمانده هان ارشد سپاه قرار خواهد داد که باتشکیل جبهه ای متحد و تندرو، با هرگونه مصالحه ای با مخالفان و کشورهای غربی مخالفند. لذا سپاه پاسداران با نفوذترین نیرو در ایران است، با رهبرانی بسیار متحدتر از محافظه کاران سنتی که شاهد کشاکش های بسیاری بین احمدی نژاد و خامنه ای بوده اند.  فرماندهان سپاه انگیزه و علائق مالی بسیاری در حفظ مشی تندروی رژیم و در نتییجه انزوای بیشتر ایران از غرب دارند. بنا به تحقیقات رسمی سپاه فقط از انجام عملیات قاچاق در کشور سالیانه 12 میلیارد دلار درآمد دارد.

اگرچه احمدی نژاد همیشه روابط نزدیکی با سپاه داشته است و 14 تن از 21 وزیر کابینه نخست او از اعضای سپاه بوده اند، اما موقعیت فعلی او به او گوشزد می کند که حالا نوبت اوست که وفاداری خود را به سپاه به نمایش بگذارد. او در اولین قدمش برای انتصاب رحیم مشایی بعنوان مشاورش با مخالفت شدی سپاه مواجه شد که در بیانیه ای شدیدالحن آینده او را منوط به اطاعت از ولایت فقیه نموده بودند. بسیاری از اصلاح طلبان اگر چه اعتقاد دارند که سپاه سناریوی اتفاقات اخیر ایران را نوشته است و در همین رابطه به مقاله ای منتشره در نشریه سپاه (صبح صادق) اشاره می کنند که چهار روز قبل از انتخابات خبر از وقوع انقلاب سبز داده و نوشته بود که سپاه اجازه نخواهد داد اپوزیسیون به قدرت بازگردد، با اینحال بسیاری از مخالفان از اینکه سپاه برای کل عملیات تهاجم به مخالفان برنامه ای از پیش تعیین شده داشته در شک و تردید بسر می برند.

اپوزیسیون ایران اکنون به این احتمال نیز می اندیشند که کودتایی همچون کودتای ژنرالهای پاکستانی علیه نخست وزیر «ذوالفقار علی بوتو» بوقوع بپیوندد. در پاکستان نیز پس از انتخابات بحث انگیز و اعتراضات وسیع خیابانی نسبت به تقلب در انتخابات، دادگاهی تشکیل شد که رای به اعدام نخست وزیر برگزیده داد و دولت او را با کمک نیروهای امنیتی سایه ساقط کرده و ژنرال ضیا الحق را برای یک دهه در راس کشور قرار داد. آیا ایران به همان راه خواهد رفت؟

http://www.peiknet.com/1388/08mor/24/PAGE/36HAZF.htm

__________________________________

۵۱ درصد سهام شرکت مخابرات ايران برای سپاه

جمعه 6 شهریور 1388

روزنامه‌ی «تهران امروز» در شماره‌ی روز چهارشنبه، ۴ شهريور، خبر داد، احتمال خريد سهام شرکت مخابرات از سوی «بنياد تعاون سپاه» جدی شده است. سهام شرکت مخابرات ايران روز ۱۸ شهريور در بورس تهران عرضه خواهد شد و بنابر گزارش «تهران امروز»، خريدار سهام عمده‌ی آن نيز از هم‌اکنون تقريبا مشخص شده است.

….

در ميان فهرست خريداران شرکت مخابرات، «بنياد تعاون سپاه»، «شرکت سرمايه‌گذاری مهر اقتصاد ايرانيان» و «شرکت سرمايه‌گذاری تامين اجتماعی (شستا)» ديده می‌شوند، اما براساس گزارش «تهران امروز»، از همين حالا قطعی‌ست که خريدار اصلی سهام مخابرات «بنياد تعاون سپاه»، وابسته به سپاه پاسداران ايران است. اگر اين معامله صورت گيرد، سپاه مالک ۵۱ درصد سهام شرکت مخابرات خواهد بود.

«شرکت سرمايه‌گذاری مهر اقتصاد ايرانيان» که نامش در فهرست خريداران آمده، متعلق به «موسسه مالی و اعتباری مهر» است که در اختيار بسيج سپاه پاسداران است. اين شرکتِ وابسته به بسيج، در حال حاضر فعال‌ترين شرکت در بازار بورس است.

خصوصی‌سازی خصوصی

عرضه‌ی سهام شرکت مخابرات ايران در چارچوب اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی صورت می‌گيرد که بر اساس آن شماری از شرکت‌های تحت کنترل دولت به بخش‌ خصوصی واگذار می‌شوند. اما اين تنها صورت مسئله است. به نوشته روزنامه‌ی «تهران امروز»، با وجود گذشت ۴ سال از ابلاغ سياست‌های کلی اجرای اصل ۴۴، اگر سهام شرکتی هم واگذار شده، اين واگذاری به نحوی بوده که اين شرکت‌ها در نهايت در اختيار همفکران دولت قرار گيرند. به‌عنوان مثال می‌توان به واگذاری سهام شرکت صدرا (شرکت صنايع دريايی ايران) به «قرارگاه خاتم» و «شرکت توسعه سرمايه‌گذاری» اشاره کرد که هر دوی اين شرکت‌ها وابسته به سپاه پاسداران هستند.

…  «بنياد تعاون سپاه» در سال ۱۳۶۷ تاسيس شد و اکبر غمخوار و محسن رفيق‌دوست از مهم‌ترين مديران اين بنياد در دهه ۷۰ بودند. موسسه صندوق پس‌انداز و قرض‌الحسنه انصارالمجاهدين (موسسه مالی اعتباری انصار) نيز وابسته به اين بنياد است.

به نوشته تهران امروز، «بنياد تعاون سپاه» هم‌اکنون ۴۵ درصد سهام گروه بهمن، چهار درصد سهام گروه سايپا و ۲۵ درصد سهام پتروشيمی کرمانشاه را در اختيار دارد.

همچنين اين بنياد در بورس بسيار فعال بوده و سهام برخی شرکت‌های بورسی چون شرکت «باما» را خريداری کرده است. از جمله شرکت‌های معروفی که صد‌در‌صد سهام آنها متعلق به بنياد تعاون سپاه است می‌توان به شرکت «کشت و صنعت شاداب خراسان»، شرکت «خدمات هوايی پارس» و صنايع غذايی «مائده» اشاره کرد.

انتقال مخابرات از دولت به سپاه

روزنامه تهران امروز در ادامه‌ی گزارش خود نوشته است، «در صورت درست‌بودن و قطعی‌بودن خريد سهام شرکت مخابرات توسط يکی از شرکت‌های زيرمجموعه سپاه، می‌توان گفت که دولت مخابرات را به‌عنوان يک بخش حياتی به همراه‌ترين نهاد نزديک به خود واگذار می‌کند. چنان‌چه اهميت در دست‌داشتن مخابرات برای دولت طی ماه‌های گذشته کاملا مشخص شد و بر اين اساس نمی‌توان خوش‌بين بود که دولتی‌ها به اين راحتی يکی از مهم‌ترين شرکت‌های زيرنظر خود را به بخش خصوصی غيروابسته به دولت واگذار کنند.»

شرکت مخابرات ايران در سال ۱۳۵۰ با سرمايه‌ای بالغ بر پنج ميليارد ريال تاسيس شد. به نوشته‌ی تهران امروز، در حال حاضر ميزان سرمايه اين شرکت برای واگذاری در بورس، به بيش از سه‌و‌نيم ميليارد دلار رسيده است. بيش از ۴۷ هزار نفر در اين شرکت و زيرمجموعه‌های آن شاغل هستند.

نقطه‌ی عطف در فعاليت‌های اقتصادی سپاه

مهدی کروبی زمانی که رئيس مجلس ششم بود اعلام کرد، سپاه پاسداران ۶۰ اسکله غيرمجاز در جنوب کشور ايجاد کرده است.

همان زمان علی قنبری نماينده مجلس ششم نيز به صراحت گفت: «متاسفانه يک‌سوم واردات کشور از طريق بازارهای غيرقانونی، اقتصاد زيرزمينی و اسکله‌های غيرمجاز صورت می‌گيرد.»

در نخستين سال رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، مجموعه‌ای از پروژه‌های مرتبط با ميدان گازی پارس جنوبی، بدون مناقصه، به قرارگاه خاتم‌، وابسته به سپاه واگذار شد که ارزش آنها حدود ۷ ميليارد دلار تخمين زده می‌شود.

روزنامه‌ی «اعتماد ملی» در شماره ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ خود نوشت، حضور سپاه در فعاليت‌های اقتصادی در ماه‌های اخير به نقطه‌ی عطف کم‌سابقه‌ای رسيده است. به نوشته‌ی اين روزنامه، ناظران بورس تهران هر روز شاهد جابه‌جايی حجم قابل توجهی از سهام از سوی فعالان حقوقی زير مجموعه سپاه پاسداران هستند.

بنابراين گزارش، فعال‌ترين شرکت‌های وابسته به سپاه در بورس تهران «مهر اقتصاد ايرانيان» است. خريد سهام شرکت‌های «تايدواتر»، «گروه خودروسازی بهمن»، «آذراب»، «توسعه معادن روی» و «تراکتورسازی تبريز» از معاملات پرحاشيه در ماه‌های اخير در بورس بوده است.

-______________________________________________

بازداشتگاه مخفی سپاه در اتوبان تهران قم

فرماندهی انتظامی،پلیس امنیت تهران،ستاد مشترک سپاه،ساختمان حفاظت اطلاعات سپاه،لشگر 27 محمد رسول الله سپاه،لشگر 10 سیدالشهدا،قرارگاه ثارالله تهران،قرارگاه های دفاعی روح الله،عاشورا،امام علی، نواحی مقاومت شرق،جماران،ناحییه قدس،مقداد،ابوذر و برخی گردان ها ئ تیپ های ویژۀ سپاه) به امید روزی که مسئولین این نهادها سر عقل آمده و کلید این اماکن را که وظیفۀ اصلیشان تامین امنیت جان، مال و ناموس مردم است نه گرفتن آنها،به افراد صالح تحویل دهند که در غیر این صورت دیر نیست که این ساختمان ها در آتش خشم مردم قهرمان ایران خواهد سوخت.از آنجایی که بسیار تلاش کردیم دفتر انصار حزب الله ،مقر لباس شخصی های چماق دار را بر روی نقشه مشخص نماییم و به دلیل فشردگی منازل اطراف امکانش نبود لذا آدرس دقیق آن را به استحضار مردم می رسانیم(تهران، خيابان دوازده فرورودين جنوبي، خيابان شهيد كمالزاده شرقي، پلاك 35) در نگاه اول تصور میگردد که دوربین های زیادی در آنجا تعبیه شده است اما تمام دوربین ها قاب خالی هستند و فاقد هرکونه سیستم ضبط،اما درب ورودی دارای دوربین می باشد<

با احترام به استحضار مردم قهرمان ایران می رسانیم از آنجایی که پس از فرمان خامنه ای مبنی بر تقویت یگان رزم بسیج نیروی مقاومت در نیرویی زمینی سپاه تلفیق شد و تماما یگان رزم بسیج تحت کنترل و هدایت نیروی زمینی سپاه قرار دارد نیروی مقاومت بسیج در 2 لشگر 27 محمد رسول الله و لشگر 10 سیدالشهدا با نام های سپاه محمد رسول الله و سیدالشهدا تهران فعالیت می نمایند। درقسمتی از جریانات اخیر و سرکوب گسترده مردم در تهران،لشگر 27 پشتیبانی قبل و بعد از عملیات ها را بر عهده داشته است به همین روی طبق اطلاع موثق بازجویی و نگهداری دستگیر شدگان مربوط به تهران و برخی دستگیرشدگان خاص به دستور سازمان حفاظت اطلاعات ستاد مشترک سپاه به دلیل رعایت برخی موارد و اصول حفاظتی به حومه تهران انتقال داده شده 2 تصویر فوق مربوط به تیپ 3 رمضان وابسته به لشگر 27 محمد رسول الله می باشد که در جاده تهران-قم حدود 3 کیلومتر پایین تر از شهرک سینمایی واقع شده است। این مقرها به فاصله 2 کیلومتری از یکدیگر واقع شده اند و مطابق اطلاعات دقیق حدود 170 نفر در حال حاضر در آنها بازداشت می باشند। این مقرها مجهز به تجهیزات شکنجه سفید و ابزار بازجویی فنی و حرفه ای می باشند همچنین برای مرگ های احتمالی ناشی از شکنجه و بازجویی ها در این 2 محل سردخانه نیز در نظر گرفته شده است همچنین این مقرها به دلیل گستردگی مکانی دارای زیر زمین های بزرگی می باشند که اگر شخصی از اتوبان همجوار به آن مقرها نگاه کرد متوجه گستردگی فعالیت های این مجموعه نشود و در ظاهر یک مقر نظامی کوچک قلمداد می گردد این بازداشتگاه ها شخصا تحت هدایت و نظارت سردار عبدالله عراقی فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران می باشد که تصویر آن را نیز قرار داده ایم تا مردم قهرمان ایران با چهره این دیو سیرتان بیش از پیش آشنا شوند

سعی بر این است تا ساختمان های نهادهای سرکوب را یکی پس از دیگری به روز شده شناسایی و بر روی نقشه جهت آشنایی مردم مبارز و هرگونه بهره برداری منتشر نماییم تلویحا چند ساختمان را که این نهادها در این ایام به شدت مردم را سرکوب نموده اند را منتشر نماییم از آنجایی که قابلیت انتشار تمامی این تصاویر در این تارنما میسر نمی باشد لذا تصمیم گرفتیم به معرفی چند آدرس در اینجا بسنده کنیم البته سعی نمودیم ساختمان های دیگر مربوط به یگان های سرکوب سپاه و ناجا را تا حد توان در تهران بر روی ویکی مپیا مشخص نماییم که مردم به راحتی تنها با تایپ نام نهاد سرکوب به آدرس دقیق آنها دست پیدا نمایندَ مانند( فرماندهی انتظامی،پلیس امنیت تهران،ستاد مشترک سپاه،ساختمان حفاظت اطلاعات سپاه،لشگر 27 محمد رسول الله سپاه،لشگر 10 سیدالشهدا،قرارگاه ثارالله تهران،قرارگاه های دفاعی روح الله،عاشورا،امام علی، نواحی مقاومت شرق،جماران،ناحییه قدس،مقداد،ابوذر و برخی گردان ها ئ تیپ های ویژۀ سپاه) به امید روزی که مسئولین این نهادها سر عقل آمده و کلید این اماکن را که وظیفۀ اصلیشان تامین امنیت جان، مال و ناموس مردم است نه گرفتن آنها،به افراد صالح تحویل دهند که در غیر این صورت دیر نیست که این ساختمان ها در آتش خشم مردم قهرمان ایران خواهد سوخت.از آنجایی که بسیار تلاش کردیم دفتر انصار حزب الله ،مقر لباس شخصی های چماق دار را بر روی نقشه مشخص نماییم و به دلیل فشردگی منازل اطراف امکانش نبود لذا آدرس دقیق آن را به استحضار مردم می رسانیم(تهران، خيابان دوازده فرورودين جنوبي، خيابان شهيد كمالزاده شرقي، پلاك 35) در نگاه اول تصور میگردد که دوربین های زیادی در آنجا تعبیه شده است اما تمام دوربین ها قاب خالی هستند و فاقد هرکونه سیستم ضبط،اما درب ورودی دارای دوربین می باشد

انتشار از:

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-52888

08/23/2009 نوشته‌شده به دست | 13- سركوبگران رژيم, 15- از همه جا ..., 22944538 | نوشتن دیدگاه

کروبی:تجاوز در زندان!

کروبی به هاشمی:  پیگیری کنید!

مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانیپسر آقای کروبی می گوید آقای هاشمی بعد از دوازده روز جوابی به نامه پدرش نداده است

مهدی کروبی، از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات در ایران، در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، از او خواسته درباره شایعاتی که درباره تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها پخش شده است، تحقیق کند.

این نامه که در وب سایت رسمی حزب اعتماد ملی منتشر شده، تاریخ ۷ مرداد یعنی ۱۲ روز پیش را دارد و پسر آقای کروبی در توضیح آن نوشته است که پدرش این نامه را ده روز بعد از فرستادن خصوصی برای آقای هاشمی و در حالی که جوابی از او نگرفته است، برای عموم منتشر می کند.

آقای کروبی در نامه خود خطاب به آقای هاشمی می نویسد: «عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.»

آقای کروبی گفته است اگر «این رفتارهای شناعت آمیز» را «به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده اند» نشنیده بود، باورشان برایش سخت بود.

آقای کروبی از رئیس مجلس خبرگان رهبری خواسته است این موضوع را «به صورتی که صلاح می داند» با آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، در میان بگذارد و نیز هیاتی برای بررسی این مساله تشکیل دهد. آقای کروبی اعلام آمادگی کرده است که مسئولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده گیرد.

مهدی کروبی در نامه خود از منابع خبری خود نام نبرده، اما نوشته است: «افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی.»

افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند.

آقای کروبی گفته است که گمان نمی کند کسانی که در ۱۵ سال مبارزه با حکومت پهلوی (از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷) در زندان بوده اند، از جمله خود او و آقای هاشمی، چنین چیزهایی را «دیده یا شنیده باشند».

مهدی کروبی در بخش دیگری از نامه خود به «حوادث تلخ» دیگری که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران رخ داد اشاره کرده است: «از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر، که تاکنون سابقه نداشته است … از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است. هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند.»

آقای کروبی در پایان نامه خود تاکید کرده که فقط دو نسخه از این نامه تهیه کرده که یکی مهر و موم شده برای آقای هاشمی ارسال و دیگری نزد خود او نگه داشته شده است. اما به گفته پسر آقای کروبی، با توجه به این که آقای هاشمی هنوز هیچ واکنشی به این نامه نشان نداده، پدرش تصمیم به انتشار عمومی آن گرفته است.

———————————-

نامه کروبی به هاشمی‌رفسنجانی پس از ده روز منتشر شد: به دختران و پسران جوان در زندان ها تجاوز شده است؛ پيگيری کنيد، سحام نيوز

درباره نحوه برخورد با بازداشت شدگان رسيدگی شود

سحام نيوز :‌ مهدی کروبی از هاشمی‌رفسنجانی رئيس مجلس خبرگان خواست با تشکيل يک هيات به برخی شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسيدگی شود.
حسين کروبی فرزند او در اين‌باره گفت: پدرم اين نامه را حدود ۱۰ روز پيش خطاب به آقای هاشمی نگاشت و آن را برای ايشان به‌طور خصوصی ارسال کرد. ايشان تاکيد داشت آقای هاشمی حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقای هاشمی پاسخی به نامه ايشان نداد. پدرم تاکيد کرده بود اگر تا ۱۰ روز پاسخی به نامه داده يا اقدامی صورت نگيرد، نامه را منتشر می‌کند.
حسين کروبی درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساسنامه، بر نگرانی آقای کروبی استوار است. ايشان نگران آنچه گروه‌های بيگانه و غربی درباره نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان بيان می‌کنند، هست. اين روزها بسياری از افرادی که آزاد شده‌اند، به ديدار پدرم آمده و ماجرای رفتاری را که ضابطان و ماموران با آنها داشتند، برای وی بيان کرده‌اند. آنها آنچه را ديده و شنيده به دقت گفته‌اند. طبيعتا نحوه رفتار برخی از ضابطان با بازداشت‌شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوری اسلامی و هيچ نظام ديگری نيست.

وی تاکيد کرد: آنچه در نامه آمده، نه‌تنها دغدغه و نگرانی آقای کروبی است، بلکه من فکر می‌کنم هر کس که اين شايعات را خصوصا درباره وضعيت زنان و اتفاقاتی که درباره آنها در حال انجام است، می‌شنود، نگران می‌شود و علاقه‌مند است، اين لکه ننگ را اگر وجود دارد پاک کند. البته ما اميدوار هستيم تمام اين خبرها و شايعات تکذيب شود.
بنابرهمين گزارش متن کامل نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی به اين شرح است:

حضور محترم آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام

بعد از برگزاری انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگيری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان اين کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونين کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگيز حتی با خانم‌ها در سطح خيابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسيار قابل تامل و پيگيری است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آميز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قريب به نيم قرن سردی و گرمی روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قريب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غيرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکيک به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايی که در فرهنگ دينی و اسلامی هيچ يک از گروه‌ها جايی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای اين کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بديهی اسلام آشنايی ندارند و البته شايعاتی نيز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستيد در اين خصوص چندی پيش نامه‌ای خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همين نکات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنيده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخير که اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی اين مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در اين کشور بوده‌اند. نيروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر يک مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجرای سياه و ننگين می‌کند که روی بسياری از حکومت‌های ديکتاتور از جمله رژيم ستمشاهی را سفيد خواهد کرد.
گمان نمی‌کنم زندانيان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.
اينجانب اين مطالب را برای شما می‌نويسم و مصرانه می‌خواهم روی اين قضيه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌ای مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقی نيفتاده که ان‌شاءالله هم نيست و بعيد می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلی که بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتيبی اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوی هياتی عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا که شنيده‌ام تهديد شده‌اند که اگر مطلبی در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نيز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسی جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعی می‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:
عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ايجاد جراحات و پارگی در سيستم تناسلی آنان گرديده است. از سوی ديگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشيانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گرديده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزيده‌اند.
با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پيگيری تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسی برای آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از اين دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور می‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده که يکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و ديگری نزد بنده قرار دارد.

با آرزوی توفيق
مهدی کروبی
۷/۵/۱۳۸۸

08/09/2009 نوشته‌شده به دست | 15- از همه جا ..., 16- .............., 22944538 | ۱ دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.